داستانهای فارسی - قرن 14 - ادبیات کودکان و نوجوانان داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14 - ادبیات کودکان و نوجوانان داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
در جلد پنجم از مجموعة «معمای پلیسی» حکایت دو دوست با نام «علیرضا» و «مرتضی» بازگو میشود که هر دو عاشق فوتبال و اهل کتابهای جنایی هستند و در موتورسازی پدر علیرضا کار میکنند. آن دو هنگام ناهار برای گرفتن دیزی میروند و در حین عبور از خیابان در باجة تلفن مردی با کت و شلوار آبیرنگ، با یک کیف سامسونگ مشکی رنگ را میبینند که در حال مکالمه است. آن دو به یاد کتابی جنایی میافتند که در آن مردی با کت و شلوار آبیرنگ بمبی را در ایستگاه میگذارد. در این افکار بودند که ناگهان مرد از باجه بیرون آمده و شروع به دویدن میکند و کیف جا میماند. مرتضی و علیرضا به دنبال او میروند و به او میرسند و میگویند که آقا آن کیف برای شماست؟ که ناگهان صدای وحشتناکی درکوچه میپیچد و صدای داد و هوار از جایی که انفجار رخ داده شنیده میشود و مرد پا به فرار میگذارد و علیرضا و مرتضی نیز به دنبال او میدوند. در این تعقیب و گریز اتفاقاتی رخ میدهد که در ادامة داستان بازگو میشود.