داستانهای تخیلی
داستانهای تخیلی
کتاب مصور حاضر، داستانی تخیلی است که با زبانی ساده و روان برای کودکان نگاشته شده است. در داستان میخوانیم: «بلوری در آسمان هفتم برای فرشتهها ستاره چشمکزن میساخت. چون هر بچهای که به دنیا میآمد یک ستاره در آسمان میخواست تا بتواند بدون اینکه دیو به خوابش بیاید، شبها بخوابد. روزی بلوری به سرفه افتاد و تیلههایی از دهانش به زمین افتاد و بچهها شروع کردند، با تیلهها بازی کردن. بلوری دیگر نمیتوانست ستاره بسازد و دیگر جایش در آسمان هفتم نبود. بلوری به سمت زمین آمد تا از نفسهای مردم وقتیکه در خوابند استفاده کند و باز بتواند با نفسهایش ستاره چشمکزن بسازد».