داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«متین» برای اولینبار، برای یک عملیات محرمانة سیاسی ضد رژیم شاه مامور شد. ماموریت او رساندن اعلامیهها به یک شبکة زیرزمینی انقلابیون بود که توسط داییاش در اهواز رهبری میشد. او در قطاری که از تهران به سوی اهواز میرفت با آقای «سلیم» و دخترش «ساره» آشنا شد. دذر اولین ملاقات متین که با اسم مستعار «یوسف» خود را معرفی کرد، دلباختة ساره شد. در پی اتفاقی سلیم دستگیر شد و در این مدت ساره و مادرش ایران را ترک کرده و برای همیشه به کویت سفر نمودند، رویاهای متین برای زندگی مشترک با ساره برباد رفت. متین توسط ساواک دستگیر شد، اما با کمک پدر و داییاش نجات پیدا کرد. حکومت با لقب ضدرژیمی اوضاع بسیاربدی برای او به وجود آورد. وضع اقتصادی آنها به هم ریخت و متین کارش را از دست داد و تبدیل به مردی شکستخورده، زجرکشیده و تنها و خانهنشین و مطرود شد. اما بر اثر حوادثی بار دیگر سرنوشتش دچار تحول شد و شاهد پیروزی کشورش و موفقیت در زندگی خود شد.