داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، داستاني است که در آن پنجاهوچند سال است که هرروز و هرلحظه، آقا لولا ميميرد و تنش ورم ميکند، بابا ميرود قهر، اسماعيل کلهاش زير اتوبوس ميرود و جوانمرگ ميشود. در اين داستان بهجز آدمهايش، ديوارهايش هم ديگر حوصله ندارند. اين داستان روايت سرخوردگي و تنهايي انسانهاي امروزه است.