مهدی گلچین عارفی، در نشست نقد و بررسی کتاب «شکل گیری هنر اسلامی» گفت: این کتاب که حاوی مباحث نظری است از زمان نوشته شدن، مرجعی آموزش هنر اسلامی به ویژه در ابعاد تاریخی و نظری به حساب می آید. بیش از سی سال از تالیف این کتاب گذشته اما تاکنون اثری هم پای آن نوشته نشده است.
به گزارش روابط عمومی خانه کتاب، کتاب «شکل گیری هنر اسلامی» (اول شهریور ماه) با حضور نادیه ایمانی، محمد رضا رحیم زاده و مهدی گلچین عارفی در سرای اهل قلم خانه کتاب نقد و بررسی شد.
در ابتدای این نشست، مهدی گلچین عارفی کتاب« شکل گیری هنر اسلامی »را از مراجع مهم تاریخ هنر اسلامی دانشت و گفت: الگ گرابار، از جمله مورخان صاحب نظر هنر تاریخی بود. این کتاب که حاوی مباحث نظری کار اوست از زمان نوشته شدن، مرجعی آموزش هنر اسلامی به ویژه در ابعاد تاریخی و نظری به حساب می آید. بیش از سی سال از تالیف این کتاب گذشته اما تاکنون اثری هم پای آن نوشته نشده است.
عارفی ادامه داد: وقتی گرابار اصطلاح هنر اسلامی را به کار می برد متوجه خطرات آن هست. در آغاز این راه وقتی هنر اسلامی را به کار می بریم به ما تذکر می دهد که ممکن است آن را اشتباه بفهمیم. او می گوید هنر اسلامی مساوی هنر مسیحی و بودایی نیست. ما همیشه در عرصه معماری اسلامی با این مساله طرف هستیم که بناهای ما دینی و غیر دینی هستند. بخشی از این پیکیره که به نام پیکره اسلامی به ما رسیده کار مسلمانان نیست و این طبقه بندی را مشکل و سخت می کند. این مساله را گرابار تذکر می دهد.
این مترجم در مورد محتوای کتاب توضیح داد و گفت: این کتاب با فصلی آغاز می شود و این نگاه را توضیح می دهد که چرا در مورد هنر اسلامی صحبت می کنیم و منظور از هنر اسلامی چیست. فصل دوم آن به صورت دقیقی به شناخت عالم اسلام می پردازد و برای هر کسی در عرصه های مربوط به فرهنگ اسلامی لازم است این فصل را بخواند. به عبارتی؛ این فصل مروری بر عالم اسلام است. در فصل های بعد در مورد هنر دینی اسلام و هنر نادینی اسلام صحبت می کند.
عارفی بیان کرد: این کتاب را از این جنبه مهم می دانم که نه هنر در عرصه هنر می ماند و نه اسلامی آن در عرصه اسلام. هر کسی بخواهد در باره هنر مطالعه کند این کتاب را مفید می بیند این به خاطر خاصیت علم ورزی این کتاب است. در این میان از همه دانش موجود دهه 80 از ادبیات، زبان شنسای، و.... کمک می گیرد.
در ادامه، نادیه ایمانی با بیان اینکه از ترجمه این کتاب ذوق زده شدم، گفت: مترجم کتاب می توانند واژگانی انتخاب می کنند که کمتر کسی توانسته در ترجمه آن را انتخاب کند. بی شک ترجمه بی نظیری است و جای هزاران بار تبریک دارد. به لحاظ تاریخی این کتاب جزو مراجع اصلی باقی خواهد ماند. بی زمانی این کتاب باعث می شود جزو اولین کتاب هایی باشد که کسی که وارد این حوزه می شود باید آن را بخواند.
وی به جایگاه گرابار در عرصه مباحث هنر ومعماری اسلامی اشاره کرد و گفت: نقطه عطفی که برای گرابار در نظر دارم به دو جریان اهل حرفه و اهل نوشتن بر می گردد. زمانی که تمام مورخان و هنر شناسان و باستان شناسان مشغول مستندسازی در مورد هنر و معماری اسلامی بودند و آنها را با توجه به سرزمین و حکومت و تقسیم بندی تاریخی معرفی می کرد، گرابار به جای استفاده از سرزمین یا مکان و دوره تاریخی عنوان اسلامی را انتخاب می کند. از این رو جایگاه گرابار را بسیار ارزنده و نقطه عطفی می دانم.
ایمانی بیان کرد: این کتاب نوشته شده اما پیامدهایی داشته و گرابار آن را پیش بینی کرده بود. شاگران او در ادامه راه استاد شروع به نوشن می کنند. آنها می نویسند که هنر و معماری اسلامی متکی به حکومت های خاص و بزرگی بوده که دیگر وجود ندارد. این از یک جهت مخالف نظر گراباراست. بعد از گرابار در دهه 80 به بعد مسلمانان به این نکات تا حدودی معترض می شوند که هنر اسلامی متکی بر دیگران نیست. از دیگر پیامدهای نوشتن این کتاب می توان گفت که جریان هنر و معماری اسلامی وارد عرصه سیاست می شود و خیلی از کشورها برای اینکه دارای شان شوند برای تداوم این جریان تلاش می کنند و در پی معیارهایی برای ایجاد معماری اسلامی هستند. اکثر اندیشمندان ومعماران مسلمان از سال های 1980 و 1990در مورد این عنوان بازاندیشی می کنند که چگونه معماری ااسلامی ایجاد کنند.
در ادامه این نشست، رحیم زاده گفت: ترجمه کتاب خوب است. این روزها کتاب های خوبی داریم که به فارسی چاپ می شوند اما ترجمه های خوبی ندارند؛ به حدی که کتاب ضایع می شود. اما این کتاب سهل الممتنع است و با خواندن آن احساس نمی کنید که نویسنده آن را به زبان دیگری نوشته است. دراین کتاب مفاهیم وارد حوزه مطالعات هنر و معماری اسلامی شده اند و برای اولین بار به نقطه روشن و ملموسی می رسد که نویسنده دنبال مفهوم است.
وی ادامه داد: این کتاب از زبان مطلق کتابی راجع به هنر اسلامی در اواخر دهه هشتاد نوشته شده است که دوره خاصی در مطالعات هنر مشرق زمین است. کشفیات باستان شناسی به نقطه هایی رسیده که می توان موضوعات گمشده را یافت. از جهت زمان نسبی این کتاب پرسش از چیستی معمار اسلامی از منظر تاریخی را زنده می کند. قبل از این به نظر می آمد آنچه در مورد هنر می دانیم و فقط برای پژوهشگران مهم است. کتاب ارزش خاصی دارد و هیچ وقت اهمیت آن از بین نمی رود. این کتاب حاصل زندگی فردی است که توانسته با مجموعه ای از آموزش هایی که دیده و موقعیت هایی که داشته عصاره آنها را در حوزه اش گردآوری و جذب کند.
رحیم زاده عنوان کرد: اطلاعات، اشتباهات و مجهولات این کتاب اصلا مهم نیست. این کتاب کتابی ویژه است. مهمترین چیزاین کتاب این است که محققان دیگری در این حوزه تربیت کند. کتاب شفاف نوشته شده است و تلاش می کند مساله را برجسته کند تا پاسخ ها را. اگر خطایی در این کتاب باشد از تاثیر گذاری آن کم نمی کند. از نظر نوسنده ان چیزی که اتفاق می افتد فقط مربوط به گذشته نیست بلکه از یک چیز زنده ای صحبت می کند. همچنین، نویسنده فقط به بناها به عنوان کالبد ها نگاه نمی کند. بلکه راجع به این صحبت می کند که چرا این بناها ساخت شده اند. به عبارتی افق تاریخی کتاب زنده است. از لحاظ معرفت شناسی کتاب از سوی متخصص این زمینه نوشته شده است