آذرتاش آذرنوش، در نشست نقد و بررسی کتاب «درآمدی بر زبانشناسی تطبیقی قرآن و تورات» عنوان کرد: تقاضای من در سخنرانی ها و صاحبه هایم این بود که بایست گروهی 20 نفره با تحصص های مختلف از جمله زبان های مختلف هندی، عبری و.. جمع شوند تا بتوانیم به قرآن اندکی نزدیک شویم. هنور ما معنای کلمه های کهن عربی که در زبان های دیگر سامی ریشه ها و قرینه های متعددی دارد را کشف نکردیم.
به گزارش روابط عمومی خانه کتاب، نشست نقد و بررسی کتاب «درآمدی بر زبانشناسی تطبیقی قرآن و تورات» عصر چهارشنبه (22 شهریورماه) با حضور دکتر آذرتاش آذرنوش، دکتر مرتضی کریمینیا، دکتر فاطمه توفیقی و دکتر حیدر عیوضی، نویسنده کتاب در سرای اهل قلم برگزار شد.
در ابتدای این نشست، آذرتاش آذرنوش گفت: تا زمانی که معنای کلمه ها را نفهمیدیم نمی توانیم قرآن را بفهمیم و آن را ترجمه کنیم. ما فکر می کنیم معنای کلمه هایی که نمی فهمیم اندک هستند اما تعداد کلمه هایی که نمی فهمیم بی نهایت بیشتر از آن چیزی است که فکرش را می کنیم.
وی ادامه داد: تقاضای من در سخنرانی ها و صاحبه هایم این بود که بایست گروهی 20 نفره با تحصص های مختلف از جمله زبان های مختلف هندی، عبری و.. جمع شوند تا بتوانیم به قرآن اندکی نزدیک شویم. هنور ما معنای کلمه های کهن عربی که در زبان های دیگر سامی ریشه ها و قرینه های متعددی دارد را کشف نکردیم.
آذرنوش افزود: یکی از نکاتی که ما با آن توجه می کردیم این بود که کلمه ای مانند انسان تحولپذیر است، چراکه این کلمات در دوران انسانهای اولیه نیز وجود داشته و آنها به اقتضای زندگی خود کلمات را برای موارد مادی بهکار میبردند، در نتیجه بیشتر کلمات ما ماهیت مادی دارند و در طول گذشت چندهزار سال تبدیل به کلمات غیرمادی شدهاند. در بسیاری از کلمات و واژههای قرآنی نیز این پدیده وجود دارد.
این پژوهشگر زبان و ادبیات عرب بیان کرد: با نگاه کلی به این کتاب این سوال برای من ایجاد می شود که چه چیزی را به خواننده می دهم. در قسمت اول گوینده ای هستم که اطلاعات لازم را به ملتی می دهم که این اطلاعات را نداریم؛ اطلاعات به عنوان درسی است که معلم به دانش آموز می دهد. گاهی احساس میکنم در این کتاب قصد درسدادن به مردم را داریم، در حالیکه وظیفه ما پژوهش است. احساسم این است که ما در جای نامناسبی حرفهای بسیار مهمی را زدهایم.
آذرنوش ادامه داد: از قرن ششم و هفتم لغت شناسی ما سترون شد و به دور و تسلسل پایان ناپذیری دچار شد که رهایی از آن میسر نیست. باید به شیوه جدید کار کنیم تا از این دور خارج شویم. این کتاب به حدی غنی است که نمی توان به راحتی گفت بخش های از آن را حذف کرد و کار بسیار جدی است.
وی اظهار کرد: نویسنده برای گزینش واژگانی که در این کتاب عرضه کرده از چه معیارهایی کمک گرفته است؟ به نظر من انتخاب نویسنده خودسرانه است. نویسنده باید برای انتخاب این کلمه ها سود جو باشد؛ اما با تمام خلوص نیست دست به انتخاب واژه ها می زند. اما من می گویم چرا دنبال کلمه هایی نرفتید که پس از پایان کار کمکی به فهم قرآن بکند. ما ناچاریم برای دفاع از فرهنگ و دین همان کاری کنیم که اروپایی ها کردند. باید راهی که خاور شناسان رفتند برویم اما این کار به سادگی صورت نمی گیرد.
در ادامه، مرتضی کریمی نیا به جایگاه کتاب در میان پژوژه های قرآن شاسی در میان مسلمانان وغیرمسلمان اشاره کرد و گفت: مهمترین تفاوتی که بین واژه شناسی قرآن در گذشته و نیازهای واژه شناسی در حال حاضر داریم این است که ما در واژه شناسی قرآن کهن، گویی در دنیای قدیم مدت های زیاد گرفتار شدیم و جلو نیامدیم و نیازمند هستیم همانند تمام امور مادی و انسانی خود این عمل را مطابق با ضوابط دنیای جدید انجام دهیم. در گذشته واژه شناسی قرآن حاوی عناصری بود که وقتی در مورد واژه قرآنی صحبت به میان میآمد، انگار درباره چیزی جدا از دیگر واژههای انسانی صحبت میشود؛ واژهها گویی فراتر از زمان و مکان هستند. در حالیکه غیرممکن است وقتی زبانی با دیگر زبانها تماس دارد به دلایل و روشهای مختلف واژههایی از زبانهای دیگری وارد آن نشود. افرادی در قرون نخست ادعا کردند که واژههای قرآن همه عربی هستند، ولی امکان ندارد واژههایی قبل از نزول قرآن وارد زبان عربی نشده باشد. در قرآن نیز انبوه واژگان انبیاء غیرعربی را داریم. افرادی به دلیل اینکه ماهیت قومی نسبت به زبان داشتند، این موارد را انکار کردند.
وی ادامه داد: در دنیای قدیم زبان یک امر اکتسابی و فرهنگی بود که مانند دیگر اجزای فرهنگ تابع تاریخ بوده و تحولپذیر است. همیشه گمان میشده درونمایهای از الهیات در زبان قرآن وجود دارد که آن را از دیگر کاربردهای واژگانی متمایز میکند و این سیطره نگاه الهیاتی است و خود را در قرائت و خوانش قرآن نشان می دهد.
این نویسنده و پژوهشگر گفت: از یک دوره ای در غرب عده ای بودند که به کتاب مقدس ایراد می گرفتد. به خصوص بعد از رنساس که فضا بازتر شده بود از منظر علم سعی می کردند کتاب مقدس را زیر سوال ببرند از جمله این موارد رخ دادهای تاریخی بود. این موضوع که طولانی ادامه پیدا کرد بسیاری از اولیا در کلیسا و رهبران دینی را به این فکر انداخت که نشانه های تاریخی برای گزاره های تاریخی پیدا کنند.متاسفانه در این مورد هم به دلیل مختلفی ما پیش قدم نبودیم. در غرب رشتهای بهنام باستانشناسی کتاب مقدس ایجاد شد تا با سند و مدرک بتوانند منابع کتابمقدس را بهروز کنند. ما هم نیاز داریم برای مطالعات قرآنی خود چنین کاری انجام دهیم. نسخههای کهن قرآنی که اختلاف قرائات را ثبت کردهاند، میتوانند منبع موثق و سندی معتبر برای دیدن افقهای آینده باشند. در این زمینه هم غربیان پیشقدم بودهاند و محققان مسلمان یا عرب خیلی کم به این موضوع پرداختهاند.
فاطمه توفیقی، استاد دانشگاه ادیان و مذاهب از دیگر سخنرنان این نشست گفت: این اثر به صورت محققانه نوشته شده است. آشنایی با منابع جدید و قدیمی در آثار نویسنده نشان می دهد؛ نویسنده به زبان عبری، آلمانی و... آشنایی دارد. مشکل ما در جوامع اسلامی این است که در شرایطی که قرآن به کتابهای پیشین خود اشارههای فراوانی دارد اما می بینیم که در بخش هایی قصه ها را کامل بیان نمی کند و از خواننده می خواهد به متون دیگر و کتاب های دیگرمراجعه کند. در شرایطی که مسلمانان تعامل زیادی با مسیحیان و یهودیان داشتند، ولی در طول تاریخ در بسیاری موارد خود را بینیاز از رجوع به کتابهای مقدس یهودی و مسیحی میبینند. ما باید همیشه منتظر میشدیم غربشناسان به ما یادآوری کنند که چطور ما معنای بخشهای زیادی از قرآن را از دست دادهایم.
توفیقی با ابراز خرسندی از انتشار این کتاب گفت: دقت نویسنده در نگارش مطالب قابل توجه است. در این اثر املای کلمات حتی به زبانهایی مانند عبری، آلمانی و عربی به درستی نوشته شده است. نویسنده امانت را رعایت کرده و همه نمونه ها را با منبع ذکر کرده است. حسن دیگر کتاب، بخش مبانی نظری آن است؛ اگر کسی صرفا می خواهد بداند واژه شناسی در میان خاورشناسان غربی چه رخ داده اطلاعات خوبی می دهد.
وی بیان کرد: با توجه به اینکه این کتاب زیرنظر دکتر آذرنوش تدوین شده، میتوان آن را به شکل فرهنگنامه واژهشناسی هم دید. خوب است نیمنگاهی به اهداف و پیامدهای مطالعات داشته باشیم، چراکه به ما نشان میدهند، محیط قرآن چه اندازه متکثر بوده و چطور قرآن باز زبان مردم خود صحبت میکرد و اینکه ممکن است پیام قرآن در زبانها و دورههای مختلف به شکلهای مختلفی ارائه شود.
حیدر عیوضی نیز در این نشست گفت: نزول قرآن به زبان عربی یک حرکت علمی شگرف میان مسلمانان در طول 6 قرن ایجاد کرد که در نوع خود منحصربهفرد بود. عالمان مسلمان به نحو پرشوری، علاقهمند به پرورش بحثهای زبانی با محوریت واژگان و زبان قرآن شدند. درباره زبانهای دیگر نیز کارهای واژهشناسی صورت گرفته، ولی شور علاقهمندان زبان عرب به زبان قرآن کمنظیر است. این وضعیت تا میانه قرن 6 بهعنوان یک حرکت علمی کاملا پویا ادامه داشت، اما از آن موقع تا دوران معاصر، دچار رکود و ایستایی شد. این رکود تا عصر حاضر در جامعه علمی ما ادامه دارد. هنوز هم عمده منابع موثق مقالهنویسان حوزه و دانشگاه، همان منابع متقدم قرنهای چهارم و پنجم است.
وی ادامه داد: با آغاز قرن 19 میلادی، در جهان غرب قاموسنگاری تورات عبری بهکلی از روش سنتی متمایز شد. آشنایی اروپاییان به زبانهای شرقی و زبان سامی موجب این امر شده است. نگاه الهیاتی به زبان بهطور خاص از قرن 19 تبدیل به نگاه تاریخی شد و قاموسنگار تورات عبری خود را موظف میدانست به حدود 15 زبان تسلط داشته باشد. این نگاه تاریخی به زبان، اوایل قرن 19 بهطور جدی شکل گرفت. کار بزرگی که از آن دوره در غرب آغاز شده، بهروز کردن آثار بوده به اینصورت که هر کتیبهای که کشف میشد همگام با یافتههای باستانشناسان، وارد آثار میشد. از قرن 19 تا دوره معاصر تحقیقات زبانشناسی تورات عبری بهطور شگرفی با رویکرد تاریخی پیش رفته، ولی ما همچنان به یافتههای گذشته بسنده میکنیم. ضرورت دارد که در دانشکدههای علوم قرآنی به زبانهای دیگر از جمله زبانهای سامی توجه شود.