نسخه آزمایشی جستجو ورود | ثبت نام

اما و اگرهای تالیف و تدوین کتاب‌های عکس‌ / شیما دنیادار رستمی | خانه کتاب و ادبیات ایران
- 1393/03/27 | بازدید 168

اما و اگرهای تالیف و تدوین کتاب‌های عکس‌ / شیما دنیادار رستمی

علی‌اکبر شیرژیان از عکاسان جوانی است که جسارت ورود به عرصه تالیف در حوزه عکاسی مستند را داشته و «عکاسی مستند» عنوان اثری از اوست که به زودی به چاپ دوم می‌رسد؛ حوزه‌ای که هنوز ناشر و مولف از ورود به آن اندکی هراس دارند. با شیرژیان درباره رابطه میان عکاسی و کتاب گفت‌وگو کرده‌ایم.. به نظر می‌رسد هرقدر از آمار مطالعه در دنیا کم می‌شود، در مقابل گرایش به سمت عکس و عکاسی بیشتر می‌شود. موافقید؟ بله. اکنون تصویر بیشتر در دنیا مورد استقبال قرار می‌گیرد به این دلیل که ما در دنیای پست مدرن زندگی می‌کنیم. جهان پست‌مدرن بر تصویر تاکید دارد. برخلاف دنیای مدرن که بر ادبیات تاکید داشت و فیلسوفان آن مثل آلبر کامو، ژان‌پل ‌سارتر و... نمایشنامه می‌نوشتند اما فیلسوفان پست‌مدرن فیلم می‌سازند، مانند ژان لوک گدار. شاید ویژگی دوره پست‌مدرن این است که ارتباط را خیلی زودتر برقرار می‌کند. با توجه به دنیایی که به سمت جهانی شدن پیش می‌رود، انسان‌ها در پی زبانی هستند که برای همه‌ قابل فهم باشد اما دنیای پست‌مدرن از جهان پر رمز و راز ادبیات فاصله گرفته و افراد کمتر به دنبال مطالعه کتاب هستند. از این نظر که اکنون به زبانی بین‌المللی دست‌ یافته‌ایم، خوب است اما نباید ما ایرانی‌ها، پشتوانه فرهنگی خودمان را که بر ادبیات متکی است، از یاد ببریم. فکر می‌کنم پشتوانه مطالعاتی هم در تقویت زبان تصویر و درک مناسب آن از سوی مخاطب موثر است. بله. این دقیقا همان طرحی است که در اثر در دست تالیفم بر آن متمرکزم. فیلسوفان معاصر غرب مانند ویتگنشتاین یا سارتر درباره تصویر صحبت کرده‌اند. اما متفکران و فیلسوفان ما هنوز درباره این مقوله دیدگاهی ارایه نکرده‌اند. این‌که چگونه می‌توان با تصویر فکر کرد؟ به یقین تصویری که از یک شئ می‌بینیم، با درکی که از آن داریم متفاوت است اما در ایران متفکران هنوز به این موضوع ورود نداشته‌اند و به دلیل معناگرا بودن، هنوز ریشه هنر‌های تجسمی به اندازه ریشه‌ ادبیات نیست. هنر تجسمی هنوز برای ما امری بیرونی است در حالی که وقتی ادبیات ایران را مطالعه می‌کنیم، احساس می‌کنیم مفاهیم در عمق جان ما می‌نشینند. باید دانست که هنر‌ها گرچه باهم وحدت دارند اما سال‌هاست که هر هنری با جایگاه خود و تخصص اهمیت یافته است. نوعی همت فکری و جلسه‌هایی در این زمینه نیاز است تا هنر‌ها به مفهوم واقعی تفکیک شوند و هنرمند جایگاه خود را بشناسد. البته بخشی از این مساله هم به احساس نیاز به زبان تصویر بازمی‌گردد. در بسیاری از علوم، محققان خود را نیازمند زبان تصویر می‌بینند اما گمان می‌‌کنم عکاسان در ایران مطابق با احساس نیاز مطالعاتی ویژه، آموزش نمی‌بینند یا در این زمینه فعالیت ندارند. تاکنون جدی به این موضوع فکر نشده. در دنیا، عکاسان با یک پیشینه ذهنی به حوزه عکاسی وارد می‌شوند و می‌دانند که با زبان تصویر می‌توانند حرف خود را به دنیا منتقل کنند. جامعه ما نیازمند عینیت است درحالی‌که ما درگیر ذهنیت هستیم که تفاوت عمیقی میان درون و برون ما وجود دارد. اندیشیدن ما به شیوه‌ای و زندگی کردن ما به طرز دیگر است. عکاسی می‌تواند به ما کمک کند که عینیت و ذهنیت جامعه با هم منطبق شوند. لزومی برای متفکر بودن عکاس نیست. عکاس می‌تواند به کمک علوم در ایران بیاید. خیلی وقت‌ها یک مجموعه عکس خوب از یک عکاس در همکاری با یک جامعه‌شناس می‌تواند به کتابی ویژه تبدیل شود. در جامعه علمی ایران هنوز چنین همکاری‌ای صورت نگرفته. در رشته جامعه‌شناسی، دو واحد درس عکاسی دارند ولی آموزش علوم در ایران به صورت جزیره‌وار است و هر دانش‌پژوهی سرگرم حوزه مطالعاتی خود است. عینیت زمانی اتفاق می‌افتد که بتوانیم به یک وحدت در کار‌های پژوهشی برسیم. معتقدم که این فقط مساله عکاسی نیست و حوزه‌های علمی و روشنفکری جامعه ما درگیر مسایل نظری است. بیشتر ما درگیر حوزه‌های مطالعاتی خود شده‌ایم. البته اشکال دیگری هم که وجود دارد، محدودیت در انتشار آثار عکاسان در قالب کتاب است. به نظر می‌رسد عکاسان در دنیا مطابق با یک پروژه و هدف فعالیت می‌کنند سپس حاصل کار آنان با حمایت صاحب‌پروژه منتشر می‌شود. سوژه‌هایی که ممکن است عکاسان ما به صورت انفرادی و خصوصی آن را دنبال کنند و به دلیل نبود حامی نتوانند هیچ‌گاه به انتشار آن بیندیشند. در ایران کتاب‌های عکاسی مستند با رویکرد توریستی بیشتر مورد توجه‌اند. برای انتشار یک کتاب عکس نیازمند حامیان بسیاری چون کیوریتور، ویرایشگر عکس، مدیر و ناشر هستیم. عکاسی رشته‌ای است که بدون اتصالات پیرامونش در ایران در حال فعالیت است. عکس تولید می‌شود و روی دست عکاسان می‌ماند. در حالی که عکاس مستند برای جامعه‌اش عکس می‌گیرد. اتفاقا کتاب عکاسی اگر توسط ناشر آگاه منتشر شود، فروش بسیار خوبی هم خواهد داشت. ناشران کتاب عکس را با کتاب تئوری مقایسه می‌کنند. در صورتی که انتشار کتاب‌های عکس نیازمند ناشر تخصصی است. رایزنی، بازاریابی و قیمت‌گذاری در این زمینه نگاه ویژه‌ای می‌طلبد.‌ ناشران تخصصی عکاسی در ایران بر انتشار کتاب‌های تئوریک متمرکزند و حامی خوبی ندارند. به این دلیل که «کیوریتور» در ایران نداریم. همان فردی که بین عکاس و ناشر فعال است. او خودِ عکاس نیست. چنین جایگاهی در ایران خالی است. او می‌تواند با یک زمینه ذهنی آثار هریک از عکاسان را جمع‌آوری کند و به ناشر پیشنهاد انتشار آن را بدهد. ناشر با توجه به حامیان و ارتباطات و سلیقه خود، اثر را با نام کیوریتور و عکاس منتشر می‌کند. این یک مدل سنتی در دنیاست. اکنون عکاسان «خودانتشاری» دارند. در ژاپن مدرسه عکاسی وجود ندارد. عکاسان کتاب را پل ارتباطی خود و جامعه می‌دانند. آنها تعدادی محدود از آثارشان را در قالب کتاب منتشر و با درآمد حاصل از آن تعدادی دیگر منتشر می‌کنند. به همین ترتیب کتاب جایگاه خود را به خوبی یافته است. عکاسان دنبال رابطه برای معروف شدن هستند‌. درحالی که باید در پی تزریق هدف خود به جامعه باشند. گرانی کاغذ قابل حل است. می‌توان همان‌طور که در اسپانیا رایج است، در مجله‌هایی کاهی آثار را منتشر و در اختیار جامعه هدف قرار داد. هدف عکاسی مستند، آگاهی دادن به جامعه است و فقط بحث زیبایی‌شناسی نیست. ناشر به دلیل رویکرد عکاسان برای مشهور شدن، شاید حق داشته باشد به عکاس اعتماد نکند. این درست است اما ناشر حرفه‌ای در حوزه عکاسی می‌تواند به سرعت شهرت‌طلبی را تشخیص دهد و تصمیم لازم را بگیرد. ناشران فعلی حوزه عکاسی حتی کارشناس مناسب در این زمینه ندارند و بسیاری از آنان حتی با نام عکاسان آشنا نیستند. برای مثال، کارشناس عکاسی حوزه مستند آنها یک عکاس پرتره است. از سویی عکاس به دنبال مشهور شدن است و از سوی دیگر ناشر می‌بیند که با انتشار کتاب نظریه می‌تواند سود خود را داشته باشد و ازسوی دیگر ناشر عکاسی حاضر به ریسک کردن نیست در حالی که به نظر من، ناشر با چندبار ریسک کردن نتیجه کار خود را به خوبی می‌بیند. آیا احساس نیاز میان جامعه عکاسان برای خرید مجموعه‌های عکس هست؟ چراکه نه! بسیاری از عکاسان را می‌شناسم که به دلیل نیافتن ناشر مناسب، مجبور شده‌اند اثرشان را برای انتشار در قالب کتاب بسیار ارزان در اختیار دیگر کشور‌ها قرار دهند. خیلی از عکاسان مستند، پروژه‌های بسیاری را در ایران انجام می‌دهند و در آن سوی دنیا در قالب کتاب منتشر می‌کنند و به فروش می‌رسانند. کتاب «living room» یا اتاق پذیرایی ایرانیان، عنوان اثری از یک کیوریتور ایتالیایی است که حاصل کار عکاسان ایرانی را به رایگان گرفت و در قالب یک مجموعه منتشر کرد. در مقابل در ایران یک ورک شاپ رایگان برگزار کرد. سود حاصل از این کتاب عاید همان عکاس شد! اکنون در حال ترجمه‌ایم. این در حالی است که می‌توان جهانی فکر کرد و آثاری را تالیف، تولید و برای آن سوی دنیا ترجمه کرد. متاسفانه ناشران عکاسی در ایران حتی به فکر سود خودشان و راه‌های تازه ارتباط برقرار کردن نیستند. اکنون کتاب‌ها به سمت الکترونیک پیش می‌روند اما ناشر عکاسی ایران چقدر آمادگی دارد؟ از چه راه‌های دیگری می‌توان انتشار حاصل کار عکاسان را حمایت کرد؟ عکاسان ایرانی از ارزشمندی انتشار و اهمیت فروش کتابشان در کشور خود آگاه نیستند. سازمان‌ها می‌توانند حامی شوند. از عکاسان در زمینه سفر و انتشار کتابشان حمایت کنند. خبرگزاری‌ها یا روزنامه‌ها می‌توانند در این زمینه فعال شوند. اثر باید در اشکال گوناگون ارایه شود تا مخاطبان گوناگون به آن جلب شوند. به نشریات اشاره کردید؛ آیا می‌توانند به دانش‌افزایی و چاپ کتاب هم کمک کنند؟ بله نشریات خوبی منتشر می‌شوند. این نشریات در حال ترجمه نظریه‌های عکاسی‌اند. بیشتر کتاب‌های عکاسی که منتشر می‌شوند، کمکی برای ارتقای کار حرفه‌ای عکاس نیستند. مقاله‌ها و عکاسی جهان در این نشریات ترجمه می‌شوند اما هنوز نمی‌دانیم خودمان در چه جایگاهی ایستاده‌ایم. عکاسان حرفه‌ای احساس نیاز به نشریات عکاسی ندارند در مقابل دانشجویان عکاسی مخاطب این نشریه‌ها هستند. این دانش را دارند اما بسیاری از آنان حتی یک عکس خوب نمی‌توانند بگیرند. حلقه اتصالی که بتوانند این دو را پیوند دهد مفقود است. این حلقه اتصال کجا گم شده؟ ببینید! باید ورودی و خروجی دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی را با تخصص کنترل کرد. معیار دانشجوی خوب عکاسی این نیست که بتواند چند واحد درسی را پاس کند. البته من در جایگاه پاسخگویی به این مساله نیستم. «کارتیه برسون» نظریه لحظه قطعی را دارد که در دانشگاه آن را به دست نیاورد. او تجربه کرد و دوستش که فردی آکادمیک بود، «لحظه» را در عکس‌های او شناخت و به او نشان داد. به این ترتیب برسون نظریه «لحظه قطعی» را به ثبت رساند. چنین پیوندی میان جامعه دانشگاهی و حوزه عمل وجود ندارد. در حوزه آموزش باید افراد را چندبعدی تربیت کرد. عکاس باید بتواند خوب مقاله بنویسد و خوب حرف بزند. در دانشگاه حتی نوشتن آموزش داده نمی‌شود. در این سی و چند سال همواره ترجمه کرده‌ایم. باید به تالیف روی بیاوریم. دنیا منتظر است بداند حرف عکاس ایرانی چیست؟





پر بازدیدها
بازدید 83069
متنی که به قول رهبر شهید انقلاب پس از هشتصد سال همچنان تازه است

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 81706
دوست دارم برای شرکت در نمایشگاه کتاب به تهران بیایم/ تجربه مسحورکننده هزارویکشب

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 79320
اگر ما راوی نباشیم نیویورک تایمز روایتش از «وضعیت فرهنگ در جنگ خاورمیانه» را مسلط می‌کند

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 79024
بی‌نهایت علاقه به حضور در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران را دارم/ شخصیت افسانه‌ای حسن صباح و ضرورت درک بیشتر از فرهنگ ایرانی

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 78790
«گزارش یک جشن» منتشر شد + دریافت متن

برای مشاهده کلیک کنید