مسأله ترجمه آثار فلسفی دیگران به زبان فارسی یکی از موضوعهایی است که هر از گاهی در فضای علمی و رسانهای ما مطرح میشود و بسته به عوامل طرح آن، تا مدتی دربارهاش سخن گفته میشود و سپس فراموش میشود. اما واقعیت مطلب آن است که با توجه به اهمیت و تاثیرات چند جانبه ترجمه آثار فلسفی، لازم است این موضوع به عنوان یک دغدغه جدی مورد بررسی و تامل مداوم قرار گیرد. تا آنجا که صاحب این قلم متوجه شده است درباره ترجمه آثار فلسفی در کشور ما طیفی از دیدگاهها وجود دارد، از موافق و مخالف مطلق تا مشروط. صاحب این قلم جزو موافقان مشروط است. برای روشن شدن مقصود، مطلب را در چند بند بیان میکنم: الف) ضرورتهای ترجمه آثار فلسفی: به دلایل زیر معتقدم ترجمه آثار فلسفی به زبان فارسی برای جامعه علمی ما لازم و مفید است: ۱. لزوم آشنایی با نظریات فیلسوفان جوامع دیگر: این امر موجب میشود افقها، موضوعها و مباحث جدیدی پیش روی فلسفه ورزان، فلسفه خوانان و فلسفه پژوهان کشور ما گشوده شود. ۲. لزوم نقد آگاهانه و منصفانه اندیشههای دیگران: عقل و اخلاق علمی حکم میکند که ما حتی اگر موافق دیدگاه دیگران نیستیم وقتی قصد نقد آنها را داریم ابتدا این اندیشهها را بشناسیم بعد آنها را در بوته نقد قرار دهیم. ترجمه میتواند درا ین زمینه گره گشا باشد. ۳. ضرورت مطالعات تطبیقی: در ادبیات دینی ما به تضارب افکار و بررسی و تطبیق اندیشهها سفارش شده و در سنت فلسفیمان هم کم و بیش چنین بوده است. در دنیای امروز نیز نگرش تطبیقی در عرصه اندیشهورزیهای فلسفی جایگاهی والا و اهمیتی فراوان پیدا کرده است. از این رو ما چه برای معرفی سنت فلسفی خودمان و چه برای تقویت هاضمه علمی اندیشوران کشورمان نیازمند آشنایی با دیدگاه دیگران هستیم و ترجمه بستر چنین کاری را فراهم میکند. ۴. ناآشنایی اغلب دانشجویان و برخی از مدرسان و محققان ما با زبانهای خارجی: هر چند راه درستتر و مطمئنتر آن است که اهالی دیار فلسفه توان آن را داشته باشند که به طور مستقیم به منابع فلسفی که به زبانهای دیگر نوشته شده مراجعه کنند ولی واقعیت این است که بسیاری از آنها توان یا فرصت مراجعه به آثار غیرفارسی را ندارند. بنابراین باید کسانی باشند که زحمت ترجمه را متقبل شوند. ۵. لزوم حضور جدی در عرصههای فلسفهورزی دنیای امروز: عصر حاضر نه تنها عرصه رقابتهای سیاسی، اقتصادی و مانند آنکه عرصه رویارویی و رقابت اندیشههای فلسفی نیز هست. میزان تولید، توزیع و استفاده از فرآوردههای فلسفی درباره موضوعها و مباحث مختلف امروزه نسبت به گذشته به گونهای بسیار چشمگیر رشد و رونق پیدا کرده است. البته گسترش روزافزون ابزارها و فناوریهای ارتباطی و اطلاعرسانی نیز بر این رونق افزوده است. از اینرو فلسفهورزان کشور ما باید خود را برای حضور جدی و قدرتمند در چنین عرصهای بیش از گذشته آماده نمایند و لازمه این کار آن است که ابتدا حریفان و رقیبان خود را بشناسند. ترجمه میتواند در این زمینه یاری رسان باشد. ۶. نیاز به زمینهسازی برای تأملات فلسفی جدید: گاهی درباره برخی مباحث و موضوعهای فلسفی در زبان فارسی آثار چندانی وجود ندارد. ازا ین رو لازم است که در این زمینهها با بهرهگیری از آثاری که دیگران نوشتهاند سنگبنای تاملات فلسفی درباره این موضوعات را بنا بنهیم؛ البته این کار نباید به گونهای باشد که ما را به مقلد صرف دیدگاههای دیگران تبدیل کند. ب) شرایط ترجمه: ترجمه آثار فلسفی به زبان فارسی به شرطی قابل دفاع است که: ۱. متون فلسفی بر اساس مطالعه، محاسبه و برنامه ریزی برای ترجمه انتخاب شود. ۲. آثاری ترجمه شود که باعث رشد علمی و فلسفی جامعه ما شود و ناظر به نیازهای جاری یا آتی کشورمان باشد. ۳. مترجم هم با زبان مبدا هم با زبان مقصد آشنایی کافی داشته باشد. ۴. مترجم از دانش فلسفی کافی، به ویژه در زمینه موضوعی که قصد ترجمه دارد، برخوردار باشد. ۵. حتیالمقدور آثار فیلسوفان مهم، آن هم آثار اصلیتر آنها، برای ترجمه انتخاب شود. ۶. در صورت نیاز و امکان، ترجمه همراه با شرح، توضیح و نقد و بررسی باشد. ۷. ترجمه آثار فلسفی کشورهای اسلامی نیز مد نظر قرار گیرد. ۸. از کارهای تکراری پرهیز شود. گاهی مشاهده میشود که از یک کتاب چندین ترجمه وجود دارد و از برخی آثار هیچ ترجمهای وجود ندارد. از جمله دلایل این وضعیت، میتوان به ضعف اطلاعرسانی و نبود بانک اطلاعات آثار ترجمه شده یا در حال ترجمه اشاره کرد. ج) آفتهای ترجمهزدگی: به رغم ارزشمندی ترجمه، اگر این کار بدون حساب و کتاب انجام شود میتواند پیامدهای نامناسبی برای جامعه علمی ما در پی داشته باشد که برخی از آنها از این قرار است: ۱. عادت به آماده خوری و خام خوری فلسفی، که نتیجه آن، ضعف فلسفهورزی، کاهش تولیدات فلسفی، و از بین رفتن خلاقیت و ابتکار خواهد بود. ۲. مبهوت شدن در برابر داشتههای دیگران و غفلت از داشتههای سنت فلسفی خودمان که منجر به تضعیف روحیه خودباوری و اعتماد به نفس علمی فلسفه خوانان کشورمان میشود. ۳. هدر رفتن تواناییها و سرمایههای انسانی و مادی کشور که مصروف ترجمه و انتشار کارهای غیرلازم میشود. د) یک نکته نامربوطِ مرتبط! حال که سخن از ترجمه به میان آمد جا دارد از نوعی دیگر ترجمه هم سخن به میان آوریم و آن لزوم ترجمه معکوس است؛ یعنی ترجمه آثار فلسفی که به زبان فارسی نوشته شده به زبانهای دیگر (که علاوه بر زبانهایی چون انگلیسی، آلمانی و فرانسوی، شامل زبان عربی هم میشود). به نظر میرسد دانشوران و موسسات علمی کشور آن اندازه که برای معرفی آثار فلسفی دیگران به ما تلاش کردهاند برای معرفی دیدگاهها و اندیشههای فلسفی ایرانی و اسلامی ما به دیگر جوامع تلاش چندانی نکردهاند. این سخن البته به معنای نادیده گرفتن تلاشهای انجام شده نیست، بلکه تاکیدی است بر این مطلب که مسوولان و سیاستگذاران علمی و فرهنگی کشور برای ترجمه ثمره فلسفهورزی اندیشمندان گذشته و حال کشورمان به زبانهای دیگر بایستی بیش از پیش کوشش کنند. این البته نکتهای است که بایستی در مجالی دیگر به طور مفصل بررسی شود و در اینجا فقط به مناسبت بحث ترجمه مطرح شد.