حسن ذوالفقاری، متولد 1345 دامغان، دارای دکترای زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران در سال 1375، استادیار دانشگاه تربیت مدرس و مدیر گروه آموزش زبان وادبیات فارسی فرهنگستان زبان وادبیات فارسی است. تالیف 25 عنوان کتاب درسی و 20 عنوان اثر پژوهشی در کارنامه ادبی او دیده میشود. درباره ویرایش و ویراستاری متون کهن سراغ ذوالفقاری رفتیم تا بایدها و نبایدهای این حوزه را از دیدگاه او جویا شویم. بهطورکلی ویراستاری متون کهن از چه منظری حائز اهمیت است؟ ویرایش در متون کهن از دو جهت اهمیت دارد؛ نخست آنکه متونی را که میخواهیم به مخاطب امروز ارائه کنیم، ملزومات ویرایش امروزی و از جمله مصوبات فرهنگستان زبان و ادب فارسی و فرهنگ املایی امروز در آن رعایت شده باشند و از سوی دیگر باتوجه به اینکه رسمالخطهای کهن در مناطق گوناگون متفاوت بوده و برای مثال کتابی که در ماوراءالنهر کتابت شده و رسمالخطی متمایز داشته است، مصحح تمامی ویژگیهای رسمالخطهای هر متن کهنی را در مقدمه اثر ثبت کند. به عبارت دیگر مصحح در مقدمه باید توضیح دقیقی از ویژگیهای رسمالخطی آن متن کهن و اینکه چگونه آنرا به متنی امروزی تبدیل کرده است، همراه با عکسی از صفحه خطی یا گراور ارایه کند یا چگونگی املای کلمات آن متن توصیف شود. با این کار هم متن کهن حفظ میشود و هم به شیوه امروزی منتشر شده است. برای مثال علامه قزوینی در تصحیح «المعجم فی معاییر اشعارالعجم» اثر شمسالدین محمد بن قیس رازی، رسمالخط اصل کتاب را ترجیح داده است؛ اما امروزه خواندن آن متن برای دانشجویان یا علاقهمندان چنین آثاری دشوار است. بنابراین ما باید متون کهن را به رسمالخطهای معیار امروزی برگردانیم و البته در این راستا دغدغه متنشناسان را هم در نظر داشته باشیم. استفاده از علائم سجاوندی در ویرایش متون کهن چه جایگاه یا ضرورتی دارد؟ استفاده از علائم سجاوندی بهویژه در متون کهن اهمیت فراوانی دارد. البته طبق مصوبات فرهنگستان برخی از این علائم الزامی نیستند. اما پیشتر مصححان قدیمی در تصحیح متون کهن این علائم را بهطور کامل رعایت میکردند. مانند مرحوم مجتبی مینوی که در تصحیح «کلیله و دمنه» این مساله را که به راحتتر خوانده شدن اثر کمک میکرده، کاملا رعایت کرده است، به عبارت دیگر «کلیله و دمنه» را بهطور کامل مشکول و اعرابگذاری کرده است. اما امروزه و در متون جدید یا متن روزنامهای نیازی به رعایت و انجام آن نیست و برهمین اساس متون کهن را بهطور کامل اعرابگذاری نمیکنیم بلکه شاید حرکات اصلی یا کسره و فتحهها یا گاهی تشدید گذاشته شود.همچنین اگر متن کهن در قالب نظم باشد در رعایت نشانهگذاریها نباید خیلی اغراق کرد و حتی از گذاشتن بسیاری از علائم در شعر باید بپرهیزیم چراکه ممکن است این علائم خوانش شعر را تغییر دهند. در متون نثر هم چنین نکتههایی را باید در نظر داشت. در حوزه متون کهن آیا در حال حاضر کار ویرایش متن توسط ویراستاران متخصص این حوزه انجام میشود؟ از آنجا که تاکنون به صورت تخصصی گرایشی در ارتباط با ویرایش و ویراستاری نداشتهایم، بهطور مشخص ویراستارانی در این حوزه نداریم. در تصحیح متون کهن، علاوه بر مقابله و تحقیق در متن (متنشناسی)، ویراستاری و رعایت رسمالخط معیار هم از جمله کارهای مصحح به حساب میآیند و اغلب جزو کارهاییاند که مصححان خود انجام میدهند. ویرایش و ویراستاری برای تمامی متون مهم است، اما در تصحیح متن کهن اهمیت آن بسیار بیشتر است و باید هم از نظر فنی و هم زبانی به آن توجه شود. هرچند متون کهن نیازی به ویرایش زبانی و دست بردن در ساختار زبانی ندارند، اما از نظر ویرایش فنی، ویراستاری این متون بسیار حائز اهمیت است و به یاد داشته باشیم که آنچه در ویرایش متون کهن اولویت دارد، ویرایش فنی است.این کار را هم اغلب خود مصححان انجام میدهند و در این حوزه ویراستاران مستقلی نداریم. برهمین اساس امروزه گاهی شاهد انتشار متون کهنی هستیم که بدون رعایت تصحیح متن و تنها در حد تبدیل شدن به حروف چاپی منتشر میشوند. در مواجهه با چنین آثاری ترجیح بر اصل نسخه به همان شیوهای که بوده و نه ویرایش آن است. باتوجه به ضرورت وجود ویراستاران متخصص در زمینههای گوناگون، به نظر شما چرا ما در حوزه نشر، ویراستار متخصص نداریم؟ بهطور کلی میتوان گفت در صنعت نشر ما شاید بیش از پنج درصد ویرایش صورت نگیرد و متون ما یکدست نیستند. بر همین اساس ویراستار تخصصی برای حوزهها و متنهای گوناگون هم نداریم بنابراین زمانیکه 95 درصد متون ما ویرایش نمیشوند، در مطبوعات ویراستاری به معنای حقیقی صورت نمیگیرد و تنها نمونهخوانی انجام میشود یا رسمالخط معیار را بهویژه در کتابهای درسی رعایت نمیکنیم، نمیتوانیم انتظاری هم برای داشتن ویراستاران متخصص در حوزههای گوناگون داشته باشیم. از سوی دیگر این روزها شاهد فعالیت تعداد زیادی ویراستار هستیم که آموزشهای لازم را ندیدهاند. به بیان دیگر مشکل اساسی در این زمینه، فقدان آموزشهای لازم یا حتی آموزش ویراستاری به عنوان یک رشته تخصصی در دانشگاههای ما بوده است. برای پرکردن این خلأ چه اقداماتی تاکنون صورت گرفته یا چه راهکارهایی را پیشنهاد میکنید تا بتوانیم جای خالی ویراستاری تخصصی را در صنعت نشر پر کنیم؟ در ابتدا باید کلیت ویرایش و اهمیت آن از سوی نهادهای مربوط مانند وزارت ارشاد و آموزش و پرورش، مطبوعات، ناشران، نویسندگان و حتی نویسندگان وبلاگها و سایتها به عنوان یک اصل در حوزه نشر شناخته و معرفی شود تا به وجود ویراستاران تخصصی در حوزه نشر احساس نیاز شود. پس از آن هم ویراستاران متخصص در حوزههای گوناگون مانند علوم پزشکی، فنی و مهندسی یا ادبی آموزش ببینند و مشغول فعالیت شوند. خوشبختانه به تازگی در دانشگاه تربیت مدرس هم اقداماتی در این زمینه صورت گرفته و قرار است دورههای تخصصی ویراستاری برگزار شوند. طرحی که از سوی وزارت علوم هم تصویب و سرفصلهای آن مشخص شده و قرار است از سال آینده در دانشگاه تربیت مدرس گرایش ویراستاری برای مقطع کارشناسی ارشد رشته ادبیات ایجاد و راهاندازی شود. سخن آخر؟ من مدیر گروه آموزش فرهنگستان زبان و ادب فارسی هستم و طی سال گذشته با پیگیریهای این بخش سعی کردهایم کتابهای درسی را براساس رسمالخط معیار یکدست کنیم. در مطبوعات هم تلاشهایی صورت گرفته، اما هنوز راه زیادی باقی است. متاسفانه در حال حاضر هریک از ناشران رسمالخط خود را دارند و براساس آن کتابها را منتشر میکنند. به عنوان نمونه، برای خود من بارها پیش آمده و در چاپ کتابم با این مشکل مواجه شدهام که ناشر آنرا براساس رسمالخط خودش منتشر کرده است. باید همه سازمانهای دولتی و غیردولتی که به نوعی با نوشتن سروکار دارند و بهویژه آموزش و پروش و مطبوعات ما، رسمالخط خود را با رسمالخط مورد تایید فرهنگستان انطباق دهند. ما در رسمالخط و ویرایش دیدگاه شخصی یا روش شخصی و دلخواه نداریم؛ چراکه هدف رسمالخط یکدست کردن خط و متن است و باید سلیقههای فردی در این زمینه کنار گذاشته شوند.