گفته میشود که امروز ما در عصر طلایی افشاگری زندگی میکنیم. همچنان که «ادوارد اسنودن» نامی است که از سال گذشته تاکنون با افشاگری گره خورده و همه او را به عنوان بزرگترین افشاگر تاریخ جهان میشناسند؛ ارزیابیای که تا حدی هم درست است. او که یکی از کارمندان شرکت اطلاعاتی بوز آلن همیلتون (Booz Allen Hamilton) بود، در اقدامی غیرمنتظره نفوذ واحدهای اطلاعاتی آمریکا را در محافل خصوصی جهان برملا کرد و نگرانیهای زیادی را در جامعه اطلاعاتی این کشور بهوجود آورد. این اتفاق عکسالعملهای شدیدی از سوی مقامات بلندپایه آمریکا و برخی همپیمانانشان را به همراه داشت. تقریبا در همان زمان بود که موضوع محاکمه «بردلی» منینگ هم برسرزبانها افتاد و بسیاری از طرفداران حقوق بشر به حکم 35 سال زندان او توسط دادگاه آمریکایی اعتراض کردند. او سال 2010 بزرگترین مجموعه از اسناد طبقهبندی شده ارتش آمریکا را در اختیار «ویکیلیکس» و منابع مشابه قرار داد. سالها قبل از اسنودن و منینگ هم «رلف نیدر» در سال 1971 عبارت «سوت زننده» (Whistle-blower) را برای اشاره به افشاگران استفاده کرد که منظور از آن اشاره به دیدگاه داورانه به وقایع زمانه است و کسی باید با سوت زدن همه را باخبر کند. در این شماره میخواهیم کتابهایی را معرفی کنیم که در سالهای اخیر درباره افشاگری به چاپ رسیدهاند. کاری که «محافظت از خود» نام گرفته یکی از این کتابها «راهنمای افشاگران: راهنمای گام به گام انجام کاری که درست است و «محافظت از خود» نوشته «استفن مارتین کوهن» است که از سوی انتشارات لیونز (Lyons) در 352 صفحه منتشر شده است. این کتاب، راهنمایی عملی و کاربردی برای کسانی است که در هر زمان و بسته به موقعیتی که دارند، ممکن است قصد انجام یک عملیات افشاگرانه را در سر داشته باشند. البته این کتاب بر اساس شرایط قانونی آمریکا تنظیم شده و ضوابط و حقوق قانونی افشاگران را برای آنان شرح میدهد که پس از انجام هرگونه افشاگری کاملا با حقوق خود آشنا باشند. نویسنده کتاب یک حقوقدان است و در گلریزان بزرگی که برای حمایت از «بردلی برکنفلد» برگزار شد، یکی از شرکتکنندگان اصلی بود. برکنفلد فعالیتهای غیرقانونی برخی آمریکاییان پولدار را برملا کرد که در بانک UBS سوییس حساب داشتند و بهدلیل این افشاگری از موسسه خدمات عایدیهای داخلی آمریکا (Internal Revenue Service) 104 میلیون دلار به عنوان مژدگانی دریافت کرد. جالب است بدانید که طبق آمار، فقط 3.9 میلیارد دلار بین سالهای 1986 تا 2012 به افشاگران به عنوان جایزه پرداخت شده است؛ کسانی که افشاگریهایشان باعث شده تا 24 میلیارد دلار به خزانه کشور آمریکا بازگردانده شود. واقعیت این است که فعالیتهای افشاگریهای مالی بسیار سودمندتر از افشاگریهای سیاسی است. کتاب «راهنمای افشاگری» از قانونی میگوید که در سال 1863 به امضای «آبراهام لینکلن» رییسجمهوری وقت آمریکا رسید و طبق آن افشاگری دودوزهبازیهای نظامیان در جنگ داخلی مورد ستایش قرار میگرفت. در این قانون که آن را با عنوان FCA میشناسند، به شهروندان آمریکایی گفته شده بود اگر کسانی را که علیه عمو سم (Uncle Sam که منظور همان ایالات متحده است) فعالیت دارند، لو دهند از او جایزه خواهند گرفت. این کار باعث شد هزینه انجام کارهای خلاف برای خلافکاران بالا برود و به نوعی برای خیلی از آنها انجام اینگونه کارها از نظر اقتصادی غیرمنطقی جلوه کند. این کتاب بحث میکند که طی یک دهه گذشته کنگره آمریکا قوانینی به عنوان مشوق برای افشاگران به تصویب رسانده است. یکی از مهمترین این مصوبات، قانون داد «فرانک» (Dodd-Frank) است که برای اصلاح والاستریت مطرح شد و بر تشویق افشاگری تاثیر داشته است. چنانکه در سال 2011 کمیسیون ارز و اوراق بهادار دفتری مختص به امور افشاگران ایجاد کرد. به نظر کوهن، هنوز بسیاری از مدیران و کارمندان و حتی وکیلان شرکتهای بزرگ از این واقعیت بیخبرند که درواقع انقلابی به نفع افشاگری در آمریکا در حال رخ دادن است. «افشاگری چه زمانی به کار میآید و چرا؟» نام کتاب دیگری است که در 170 صفحه از سوی انتشارات لین راینر (LynneReinner) منتشر شده است. نویسنده این کتاب «ربرتا آن جانسون» است و سرگذشت کوتاهی از تعدادی از افشاگران معروف مانند «راجر بویسجولی» (مهندسی که درباره پرتاب نشدن سفینه چلنجر قبل از سقوط آن تلاش کرده بود) و «تانسی کوسن» (مدیری که یک کلاهبرداری بزرگ در وزارت دفاع آمریکا را برملا کرد) جمعآوری کرده است. نویسنده کتاب مدعی شده که ظهور افشاگران بزرگ در عصر حاضر بسیار قابل پیشبینی است چرا که قوانین حفاظتی بسیاری به نفع افشاگران به تصویب رسیده و همزمان تعداد متخصصان رشتههای گوناگون در تصدی پستهای کلیدی دولتی و اجرایی بسیار زیاد شدهاند و هر زمانی که آنها ببینند موردی غیرمعمول در کار در حال رخ دادن است، زودتر عکسالعمل نشان میدهند. داستانهای واقعی در این بین البته کتابهایی هم وجود دارند که توسط خود افشاگران نوشته شدهاند. از جمله این کتابها میتوان به «هیچ گوش شنوایی نیست: یک داستان مالی واقعی» اشاره کرد که از سوی انتشارات وایلی (Wiley) و به قلم «هری مارکوپولوس» منتشر شده است. نویسنده این کتاب کسی است که نشان داد «برنی مداف» در یک کلاهبرداری «پانزی» (Ponzi) شرکت داشته است. در این نوع کلاهبرداری، مردم به سرمایهگذاریهایی با سود کلان دعوت میشوند و پول کسانی که دیرتر در طرح شرکت میکنند به عنوان سود به افرادی که قبلا شرکت کردهاند به عنوان سود پرداخت میشود، بدون اینکه کسی از این جریان اطلاع داشته باشد. مارکوپولوس، نویسنده کتاب بهدلیل موقعیتی که در مدیریت سرمایهگذاری «رمپارت» در ایالت بوستون داشت یک تیم حسابرسی به نام «فاکس هوندز» (Fox Hounds) را تشکیل داد که ابتدا با بیاقبالی از سوی رسانهها و کمیسیون ارز و اوراق بهادار روبهرو شد، ولی پس از آن، پرده از بزرگترین فساد مالی آمریکا تا سال 2002 برداشت که در آن یک اختلاس 3.8 میلیارد دلاری صورت گرفته بود. کتاب دیگری که او و توسط همان انتشارات وایلی به چاپ رساند، «شرایط فوقالعاده: مسافرت یک افشاگر سازمانی» نام داشت. اثری که به تجربه کار در شرکت WorldCom و اخلاقیاتی میپردازد که روزبهروز برای او دست و پا گیرتر میشدند. وضعیتی که در نهایت او را به یک افشاگر تبدیل کرد. کتاب دیگری که در این زمینه جالب توجه است، «افشاگر: قاچاق دختران، پیمانکاران نظامی و تلاش یک زن برای اجرای عدالت» نام دارد. این کتاب در 256 صفحه از سوی انتشارات «پالگریو مکمیلان» (Palgrave Macmillan) منتشر شده و نویسنده آن، «کاترین بولکواک» است که قبلا بازرس سازمان ملل در ایالت نبراسکای آمریکا بوده و به عنوان یک پژوهشگر حقوق بشر منصوب میشود تا به جرایم نظامی «دین کور» (Dyncorp) در سارایوو در دهه 90 میلادی رسیدگی کند. این شرکت قرار بوده به مأموریت سازمان ملل برای برقراری صلح در این منطقه کمک کند، اما نویسنده کتاب متوجه میشود که رؤسای او به شدت درگیر جرایم قاچاق دخترانند. او پس از افشاگریهایش به سرعت اخراج میشود و حتی زندگی خود را در خطر میبیند. در نهایت هم با حکمی از دادگاه به اخراج از این کار مجبور میشود. بر اساس کتاب او، فیلمی با نام «افشاگر» به تهیهکنندگی «راشل وایز» و «ونسا ردگریو» ساخته شد. از قدم نخست تا نتیجه کامل در کنار این عناوین، کتابهایی هم هستند که به ابعاد گوناگون افشاگری و زندگی افشاگران توجه دارند و در واقع به افشاگران راه و رسم زندگی پس از افشاگری را نشان میدهند و آنان را با مسایلی که پس از افشاگری با آن روبهرو خواهند شد، آشنا میکنند؛ مانند «افشاگری: یک راهنمای کاربردی» نوشته «برایان مارتین» از دانشگاه ولونگانگ (Wollongong) که در 260 صفحه از سوی انتشارات Lulu منتشر شد. در این کتاب به خوانندگان توصیه میشود که همه گزینههای موجود را قبل از هر اقدامی به صورت کامل مورد بررسی قرار دهند و نحوه تدارک عملیات افشاگری سطح بالا، مذاکره با مقامات ارشد، افشای تدریجی اطلاعات، ترغیب حامیان و نجات پیدا کردن از جمله فصلهای کتابند! «راهنمای نجات افشاگران سازمانی» اثر دیگری است که «تام دیواین» و «تارک ماسارانی» آن را نوشتهاند و «انتشارات برت کهلر» (Berrett-Koehler Publishers) آن را در 288 صفحه منتشر کرده است. در این نوشتار، هرگزینهای که افشاگران باید در افشاگریهای سازمانی خود در نظر داشته باشند، با جزییات کامل بیان شدهاند. چگونگی اثبات ادعاهای افشاگران، انتخاب کسانی که قرار است مخاطب قرار گیرند و شناسایی دوستان و دشمنان از جمله مباحث این کتابند و به خوانندگان توصیه میشود اطلاعات حیاتی خود را در محل مناسب افشا و به بهترین شکل از فعالیت افشاگری خود نتیجهگیری کنند. کتاب دیگری هم از تام دیواین با عنوان «راهنمای نجات افشاگران: شهامت بدون شهادت» منتشر شده که در آن نقشه راه افشاگری از قدم نخست تا نتیجه کامل تدوین شده است. به صورت کلی کتابهای بسیاری در این زمینه منتشر شدهاند و با یک جستوجوی ساده موارد بسیاری پیدا و دیده میشوند که نشان از جذابیت این موضوع برای محققان و نویسندگان غربی دارد.