کتاب از جمله کالاهای فرهنگی کشور محسوب میشود که اغلب تصور میشود مشتریانی خاص با طبقه فرهنگی متفاوت دارد اما واقعیت این است که این یار مهربان همیشه و همه جا یکی از ملزومات اصلی زندگی هر فردی به شمار میآید؛ ضرورتی که هیچ پیشدرآمدی ندارد و تمام افراد جامعه در طبقات گوناگون باید از مطالب آن بهرهمند شوند. در این میان برخی مردم جامعه اذعان میکنند که کتابهای خوب را نمیشناسند و اگر این کتابها به آنها معرفی شود، حتما خریداری میشوند. حالا تبلیغات و معرفی کتاب چه تاثیری بر خرید قشرهای گوناگون جامعه دارد و ناشران با این اقدام چه سودی میبرند؟ این موضوع در گزارش پیش روی شما بررسی شده است. مدیر انتشارات صابرین: ایجاد فضای نقد، نوعی تبلیغات است یکی از فعالان حوزه کتاب که سالیان زیادی است در این عرصه فعالیت میکند، محمد توکل، مدیرمسوول انتشارات «صابرین» است. او درباره لزوم تبلیغات برای کتاب، میگوید: «طبیعی است وقتی تبلیغات و اطلاعرسانی شود و مخاطب در جریان تولید محصول قرار گیرد، سراغ آن میرود و کتاب موردنیاز خود را تهیه میکند، اما اینکه تبلیغات را مهمترین عامل رشد فروش و عرضه کتاب بدانیم اینگونه نیست زیرا معتقدم تبلیغات زمانی خوب و کارآمد است که کالایی که تبلیغ میشود ظرفیت و شایستگی تبلیغ را داشته باشد. اگر کتاب پاسخگوی نیاز مردم نباشد و کیفیت لازم محتوایی، شکلی و فیزیکی نداشته باشد موجب میشود تبلیغات شکل نگیرد و تداومی نداشته باشد.» او با اشاره به نکتهای که در این میان نهفته است، یادآور میشود: «در این میان نکته مهم دیگر اینکه در حوزه کتاب بحث تحلیل محتوا و نقد کتاب مطرح است، موضوعی که در جامعه ما بسیار ضعیف و کمرنگ است. اگر تبلیغات و نقد کتاب با یکدیگر همراه باشد به گونهای که مردم قبل از خرید یک اثر با محتوای آن آشنا شوند، امکان انتخاب بهتری خواهند داشت و میتوانند از میان گزینههای گوناگون و متعددی که در بازار وجود دارد یک ترجمه بهتر یا کتاب مناسبتر را انتخاب کنند. این موضوع از جمله نکاتی است که رسانهها باید به آن توجه داشته باشند.» توکل با اشاره به نقش اثرگذار رسانهها در این زمینه یادآور میشود: «رسانهها باید علاوه بر اطلاعرسانی محتوایی کتاب، برای تاثیر بهتر آثار منتشر شده جریان نقد را هم وارد کار و فعالیت خود کنند تا مخاطبان با مطالعه این مطالب سراغ کتابها بروند. در جریان نقد، عموما امتیازات و ویژگیهای هر کتاب برجسته میشود و از سوی دیگر نقاط ضعف هم بیان میشود. با این کار جریان سالمی در تبلیغات کتاب ایجاد میشود به گونهای که لزوما هر ناشری که بودجه بیشتری داشت نمیتواند بهره بیشتری ببرد. تجربه نشان داده است که جریان نقد عموما موجب سالمسازی آثار شده و موجب میشود که جامعه در دام تبلیغات کاذب نیفتند.» او در بخش دیگر سخنانش همچنین درباره روشهای گوناگون تبلیغ کتاب توضیح میدهد: «ناشران میتوانند با تکیه بر سایت اینترنتی خود مانورهای تبلیغاتی متنوعی را دنبال کنند. ما در نمایشگاههای کتاب عموما اطلاعات مشتریان و مخاطبان خود شامل شماره تلفن همراه و ایمیل را دریافت میکنیم و به مرور، زمانی که کتابهای جدید خود را منتشر کردیم در قالب پیام کوتاه به آنها اطلاع میدهیم. همچنین خلاصهای از کتابهای تازه منتشر شده خود را در قالب ایمیل برای مشتریان ارسال میکنیم.» مدیر انتشارات «نص»: راهاندازی سایت، بهترین تبلیغ است سراغ ناشر دیگری میرویم تا کمی بیشتر درباره اثرگذاری تبلیغات برای کتاب بدانیم. محمدحسین زارع، مدیرمسوول انتشارات «نص»، ناشر کتابهای فنی ـ مهندسی در این زمینه معتقد است: «تبلیغات در فضای اینترنتی، مطبوعات یا تبلیغات محیطی همگی از جمله ابزارهایی هستند که یک ناشر میتواند با تکیه بر آن کتابهای خود را به فروش برساند. اما اینکه در کدام حوزه بیشترین سرمایهگذاری را داشته باشد و کدام بخش را به صورت جدیتر پوشش دهد، موضوع دیگری است که نیازمند محاسبههای میدانی است. در این میان میتوان گفت، ناشران اغلب سراغ تبلیغات در فضای مجازی میروند، زیرا کنترل آن راحتتر در عین حال ارزانتر و هزینه آن کمتر است. به همین دلیل اگر افرادی که در حوزهها و موضوعات تخصصی حوزه نشر فعالیت میکنند باید از فضای مجازی استفاده بیشتری کنند و بعد سراغ دیگر تبلیغات بروند.» او ادامه میدهد: «روش کار و تاثیرگذاری کتابهای عمومی اما متفاوت است، معتقدم برای این نوع کتابها تبلیغات تلویزیونی مفیدتر است و مخاطبان بیشتری سراغ کتاب میآیند تا سایت. به عنوان مثال کتابهای پرفروشی مانند خاطرات استیو جابز یا الکس فرگوسن از جمله آثاریاند که تبلیغات تلویزیونی برای آنها کاربرد بیشتری دارد، هرچند تبلیغات مطبوعات هم برای آنها مفید است.» به گفته زارع، ناشران دانشگاهی هم که مخاطب خاص دارند باید برای فروش بهتر و مناسبتر کتابهایشان تبلیغات خود را در فضاهای خاصی مثل محیطهای دانشگاهی یا کتابخانههای دانشگاهها انجام دهند و تبلیغات محیطی برای آنها کاربرد بیشتری دارد. تبلیغات کتاب در رسانههایی مانند صدا و سیما که هزینههای زیادی نیاز دارد باید برای یک ناشر بهصرفه باشد، از سوی دیگر این تبلیغات باید از یک حد معمول فراتر باشد و به یکی دو تبلیغ بسنده نشود، تا اثرگذاری بیشتری داشته باشد. مدیر انتشارات «شهرآب»: لزوم اجرایی طرح تحول کتاب در این زمینه علی اکبر تورانیان، مدیرمسوول انتشارات «شهرآب» هم نظریات متنوعی در حوزه تبلیغات کتاب دارد، او میگوید: «تبلیغات، تاثیر مهم و اثرگذاری در فروش کتاب دارد اما مهم این است که با توجه به شرایط ناشران و اینکه وضعیت اقتصادی نشر خیلی خوب نیست؛ عمدتا ناشران توان تبلیغات در محیط مطبوعات و سایتها را به سختی دارند چه برسد به هزینه تبلیغات آثارشان در صدا و سیما. در این میان به جز ناشران آموزشی، دیگر ناشران عموما تبلیغاتی در این فضا ندارند و این گویای آن است که هیچیک از ناشران در حوزه دانشگاهی، عمومی و حوزه دین تبلیغاتی در صدا و سیما ندارند زیرا هزینهها بسیار بالاست و میتوان گفت که توجیهی ندارد. البته نه تنها در رسانه ملی بلکه تبلیغات در مطبوعات هم عموما با مشکلات دیگری همراه است.» وی میافزاید: «از سوی دیگر به دلیل کاهش شمارگان کتاب در سالهای اخیر و انتشار کتابها در شمارگان 200 یا 500 نسخه، ناشر تمایلی به تبلیغات ندارد زیرا مشتریان بالقوه سراغ کتاب میروند و آثار مورد نیاز خود را به راحتی خریداری میکنند و ناشران در این زمینه میگویند که تیراژ را پایین آوردهایم و دیگر هزینه تبلیغات را پرداخت نمیکنیم چون فقط برای جمعی از مشتریان خاص خود این کتابها را چاپ میکنیم.اما اگر میخواهیم در رسانهها تبلیغات داشته باشیم میتوان شرایط ویژهای برای کتاب در نظر گرفت و تعرفه ویژهای داشت. باید بستری آماده شود که کتابها با شرایط ویژه تبلیغ شوند زیرا این یک اصل مسلم است که تبلیغ کتاب میتواند بسیار موثر باشد. اکنون برخی ناشران به جز فهرستی که برای کتابهایشان منتشر میکنند، تبلیغات دیگری ندارند زیرا اذعان میکنند توجیهی ندارد. حتی هزینه تبلیغ در فضای مجازی توسط سایت ناشران انجام میشود ولی این حد از تبلیغ هم پاسخگو نیست و حرکت خودجوشی است که برخی ناشران خود انجام میدهند. در صورتی که تبلیغ کتاب باید رسانهای بوده و گستره بالایی داشته باشد. اگر تبلیغات وسعت داشته باشد، ناشر تمام توان خود را برای یک هزار کتاب میگذارد زیرا میداند کتابهایش دیده میشوند و روی این کار سرمایهگذاری میکند. گاهی حتی کتابها خواهان بیشتری دارند ولی ناشر توان انتشار بیش از 500 نسخه را ندارد، پس هزینههایش را محدود میکند تا بتواند همه کتابهایش را چاپ کند.»