حسن احمدی در نشست نقد و بررسی کتاب «بچههای فرات» مطرح کرد: امیدوارم کتاب «بچههای فرات» ترجمه شود؛ ما بزرگ شده مکتب امام حسین (ع) هستیم و با فضاهای این داستانها آشنایی داریم اما اگر روزی این داستان ترجمه شود یا اینکه صد سال بعد به دست کسانی بیفتد که با این فضاها آشنا نیستند نمیتوانند فضای داستان را درک کنند.
به گزارش روابط عمومی خانه کتاب و ادبیات ایران، یازدهمین نشست «طعم کتاب» با محوریت نقد و بررسی کتاب «بچههای فرات» سه شنبه (18 مرداد ماه 1401) با حضور حسن احمدی (منتقد) و لیلا قربانی (نویسنده کتاب «بچههای فرات») در خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد.
حسن احمدی در این نشست گفت: نوشتن کتابهای دینی جرات میخواهد. وقتی سراغ کارهای دینی میرویم کارها شعاری میشود و در بعضی آثار مستقیم به سراغ سوژه اصلی میروند اما در این کارها موفق نشدهایم. با مطالعه کارهای دینی گاهی خواننده از مطالعه اثر فراری میشود. خوانندگان دوست دارند داستان بخوانند و در کتاب ماجراهایی اتفاق بیفتد؛ داستان داری تعلیق و از شخصیتپردازیهای خوبی برخوردار باشد.
وی همچنین بیان کرد: سیر نگارش برای من متوقف نشده است و نوشتن برایم مانند یک بیماری (اشاره به وابستگی به نوشتن) است. این سیر تاریخی هم در آثارم ادامه خواهد داشت. درباره واقعه کربلا نسخه دیگری نوشتم که سال بعد آماده میشود. نوشتن برای ما یک نوع زندگی مانند غذا خوردن و چای خوردن است. درباره بازه سنی سه شخصیت اصلی کتاب «بچه های فرات» اطلاع قوی نداریم؛ آنها در جایی مسئولیتهای بزرگ برعهده میگیرند و اسیران به آنها تحویل داده میشوند. در جای دیگر شیطنتهای نوجوانانه از آنها سر میزند.
احمدی با اشاره به اینکه سن شخصیتهای محوری در این کتاب پرسش برانگیز است، افزود: وقتی شخصیتی در زمان معرفی میشود رفته رفته خصوصیات، اخلاق و ویژگیهای جسمانی همچون لاغری، چاقی و...آن نیز معلوم میشود. این موارد درباره شخصیتهای این کتاب به جز در یکجا دیده نمیشوند. مشخص است که این شخصیتها هم سن و سال هستند اما نویسنده، مخاطب را با اخلاق و رفتار آنها آشنا نمیکندِ؛ خانم قربانی کار فیلمنامهنویسی انجام میدهد در حالی که در خلق آثار «لحظه پردازی» مهم است. در این کتاب لحظهپردازی و شخصیتپردازی دیده نمیشود و موقعیت ها به خوبی معرفی نمیشوند.
این منتقد، توصیف ویژگیهای رود فرات در داستان را نقد کرد و گفت: وقوع موجهای بزرگ مربوط به دریا است اما اگر بپذیریم رود فرات هم در مقطعی طغیان کرده باشد باز هم داستان در توصیف مکانها خلاءهایی دارد. داستان میتوانست پرکششتر شود. البته کلیت کار خوب است اما میتوانست بهتر خواننده را با خود همراه کند و تعداد صفحات آن افزایش پیدا کند.
احمدی افزود: در فیلم ما تصویر میبینیم ولی در داستان و رمان نویسنده مجبور است اطلاعات فضا و شخصیتها را خودش به مخاطب منتقل کند تا خواننده بداند با چه موقعیتی مواجه است. خواننده میخواهد وارد داستان شود. اگر فیلمنامه نویس موقعیتها را توصیف نکند کارگردان مجبور است خودش این کار را در تصویر انجام دهد و اگر با حوزه داستان آشنا نباشد میتواند به فیلمنامه لطمه بزند. در کارهای دینی-تاریخی زمان وقوع رویدادها گذشته و نمیدانیم موقعیتها به چه صورت بودند. برخی برای رفع تکلیف در مورد داستانهای دینی- تاریخی یک نخل میگذارند تا فضای تاریخی ایجاد شود.
احمدی در ادامه با اشاره به اینکه امیدوارم کتاب «بچههای فرات» ترجمه شود، گفت: ما بزرگ شده مکتب امام حسین (ع) هستیم و با فضاهای این داستانها آشنایی داریم اما اگر روزی این داستان ترجمه شود یا اینکه صد سال بعد به دست کسانی بیفتد که با این فضاها آشنا نیستند نمیتوانند فضای داستان را درک کنند. مگر اینکه نویسنده از ابتدا کارش را محکم شروع کرده باشد. ورود حبیب ابن مظاهر به موقعیت داستان خوب در نیامده است؛ در داستان «بچههای فرات» کم فروشی شده است. اگر داستان مربوط به زمان حال بود میشد از تخیل استفاده کرد.
احمدی در پایان گفت: وقتی سوژه میطلبد که کار بیشتری برای آن انجام شود باید متن بیشتری نوشته شود و کتاب «بچههای فرات» هم میتوانست به جای 135 صفحه در صفحات بیشتری ارائه شود. پیشنهاد می کنم این اثر در جمع بچه ها و مخاطبان اصلی کتاب خوانده شود.
اگر کتاب طولانی شود از جذابیت آن کاسته میشود
در این نشست لیلا قربانی با بیان اینکه هفت سال از زمان نگارش کتاب «بچههای فرات» میگذرد و این کتاب اولین اثر داستانی من است، گفت: زمینه اصلی فعالیتم فیلمنامهنویسی است و رشتهای که تحصیل کردهام تاریخ است. سعی کردم این کتاب را بهگونهای بنویسم که ضمن ارائه یک روایت تاریخی، برای نوجوانان و جوانان جذاب و هیجانانگیز باشد.
نویسنده «بچههای فرات» درباره دغدغه نوشتن این کتاب توضیح داد و گفت: زمانی که در دانشگاه مشغول تحصیل در رشته تاریخ بودم، داستانهای تاریخی را دوست داشتم. در زمان تحصیل نیز از موضوعات مختلف سوژههایی را در ذهنم می ساختم. دغدغه داشتم که درباره بانوان عاشورایی کار کنم و احساس میکردم در این حوزه کار نشده است. برای موضوع بانوان عاشورایی، یک کار پژوهشی رسانهای انجام دادم. بعد از آن ایدههایی داشتم و کتاب «بچههای فرات» هم از آن ایدهها شکل گرفت. البته هنوز هم ایدههای تاریخی دارم که کار آنها مانده است.
قربانی گفت: در جامعه عرب، بچهها از سن 8 تا 13 سالگی نوجوان قلمداد میشوند؛ در این سن نوجوانان شنا و تیراندازی یاد میگیرند. من چند بار برای شخصیتهای کتاب «بچههای فرات» سن تعیین کردم اما در نهایت دیدم اگر سن مشخصی تعیین کنم جالب نمیشود. برای همین سعی کردم از عناصری استفاده کنم که مخاطب محدوده سنی شخصیتها را متوجه شود. احساس کردم با این کار مخاطب پویاتر میشود.
نویسنده «بچههای فرات» همچنین گفت: از نظر فضاسازی اثر درباره رود فرات واکنش نشان دادم. این رودخانه عریض و مواج است. حتی در مقاطعی از سال شنا کردن در آن ممنوع میشود. برای فضاسازی اثر به زمان و فصل اشاره نکردم. با توجه به اینکه واقعه عاشورا با عطش و تشنگی همراه است اما از سرسبزی فضای داستان مشخص است که این فضا در حدفاصل اسفند تا اردیبهشت ماه در حال وقوع است. درباره شخصیتهای داستان عادت به خلاصه نویسی دارم و احساس میکنم اگر اثر طولانی شود از جذابیت آن کاسته میشود.
وی عنوان کرد: بخشی از قبیله بنی اسد در بصره به کار تجارت مشغول و جنگ آوران مشهوری بودند. بخشی هم در اطراف نینوا حضور داشتند و بادیه نشین بودند اما با اینکه در چادر زندگی میکردند متمول بودند. دوست داشتم فضای داستان در یک روستا باشد؛ این قبیله در حاشیه فرات زندگی می کردند احتمال میدهم که در واقعیت بادیه نشین بودند و یا ممکن است به شکل روستایی زندگی میکردند.
نویسنده «بچههای فرات» ادامه داد: یک روستای کوچک برای این قبیله در داستان طراحی کردم که اطراف آن پر از نخل بود و دامهای زیادی داشتند و به دامداری مشغول بودند. آن منطقه پستی و بلندی زیادی نداشت و اسب دوانی در آن پر رونق بود. احساس کردم اگر به داستان تاریخ زیاد وابسته باشم از جذابیت کار کاسته می شود. تصور اینکه 1400 سال پیش افراد چگونه زندگی میکردند سخت است. شیوه کار من کوتاه نویسی است، میخواستم نگاههای جنسیتی موجود در جامعه عرب را در اثر نقد کنم. اثر را در قالب فیلم نامه میدیدم و نقدهای مرتبط با شخصیت پردازی و فضا سازی را قبول دارم.
برچسب ها
تکیه کتاب
نشستهای فرهنگی
سرای اهل قلم