محمد قاسمیپور جدیترین آسیب حوزه ادبیات پایداری را درهم آمیختگی و تشتّت سبکها و قالبهای نگارش دانست و گفت: اغلب آثار، معجونی از چند قالب و سبک نگارش است و نویسنده نمیتواند کتابش را با یک سبک بنویسد.
به گزارش روابط عمومی خانه کتاب و ادبیات ایران، نشست نقد و بررسی کتاب «آقا رسول» از سلسله نشستهای هفته دفاع مقدس با همکاری معاونت امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و انتشارات دهم سهشنبه (چهارم مهرماه ۱۴۰۲) با حضور محمد قاسمیپور؛ منتقد و لیلا رستمخانی؛ نویسنده کتاب در سرای کتاب خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد.

در حوزه ادبیات پایداری به تقویت فرهنگ نقد نیاز داریم
در ابتدای این نشست، محمد قاسمیپور با بیان اینکه موضوع دفاع مقدس به حدی عزیز است که باید در تمام 365 روز سال برای شناسایی و ترویج مولفههای فرهنگی آن کوشا باشیم، گفت: حسرتآمیز است که دفاع مقدس را در یک هفته خلاصه کنیم. موقعیتهای اجتماعی و فرهنگی نشان میدهند نیازمند بازگشت و حرکت به سمت مولفههای فرهنگی دفاع مقدس هستیم.
وی با اشاره به سابقه فعالیت انتشارات دهم بیان کرد: نشر دهم نوپاست و با همت یادگاران دوران دفاع مقدس شکل گرفته و چند سالی است که آغاز به کار کرده است. دوست دارم کارهای این انتشارات بدرخشد و جوانانی از نسلهای سوم و چهارم به خوانندگان این نشر که جهادی و عاشقانه کار میکنند، بپیوندند. کتاب «آقا رسول» نوشته لیلا رستمخانی نیز از این جنس است. رونمایی این کتاب کنار مزار شهید و برگزاری آیین امضای کتاب نشان میدهد که ناشر به درستی چرخه تولید را به دست گرفته است و تقاضا میکنم نقد و بررسی کتاب را در همان چرخه ببینند.
این پژوهشگر با بیان اینکه در حوزه ادبیات پایداری به تقویت فرهنگ نقد نیاز داریم، ادامه داد: یکی از دغدغههای نویسندگان حوزه ادبیات پایداری فقدان منابع تحقیق است. اما کتاب «آقا رسول» عقبه تحقیقی و پژوهشی خوبی دارد و از مقدمه نویسنده میتوانیم به این موضوع پی ببریم. بازیابی و بازآفرینی زمان از دست رفته سخت است اما درباره اطلاعات مربوط به جنگ و دفاع مقدس، همرزمان و دوستان بیادعا با نویسنده و محقق همکاری میکنند تا اثر تکمیل شود. بنابراین این کتاب به لحاظ اسنادی و استنادی قوی از آب درآمده و اسلوب آن صحیح است. نمونههای اندکی در این کتاب نیازمند راستیآزمایی هستند و مابقی مطالب مستند است. این نمونه اندک هم از جوان بودن نویسنده حکایت دارد. عملیات والفجر 8، سال 1364 آغاز شد و همزمان با آن واحدهایی از لشکر سیدالشهدا به فاصله جغرافیایی قابل ملاحظهای در منطقه، عملیات فریب انجام دادند که با عملیات اصلی متفاوت بود. نویسنده در این کتاب باید به این نکته توجه میکرد که شهید رسول در این عملیات حضور داشت.
او در ادامه سخنان خود عنوان کرد: مستندات کتاب نشان میدهد مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس همکاری خوب و بیدریغی با نویسنده کتاب داشت و از این نظر دست نویسنده در روایت رزم باز بود. روایت دوران کودکی و نوجوانی یک شهید در شهر یا روستا و دسترسی به اطلاعات این دوران از زندگی که متعلق به 50 یا 60 سال پیش است، کار سخت و دشواری است. از این جهت ملاحظات تحقیق و پژوهشی موجود در این کتاب مربوط به زندگی شخصی و خانوادگی شهید است.
وی همچنین مطرح کرد: کتاب «آقا رسول» از منابع و مآخذ استفاده کرده است. نویسنده فاصله زمانی قابل توجهی را مشغول تحقیق و مصاحبه با دوستان، همرزمان و خانواده شهید بوده است. به نویسندگان جوان پیشنهاد میکنم در طی کردن مراحل تحقیق عجول نباشند؛ گاهی برای نوشتن یک کتاب باید 10 سال تحقیق کرد و آن را شش ماهه نوشت. حتی در نمونههای جهانی برای نوشتن یک کتاب بیش از 15 سال تحقیق میشود. وقتی تحقیق و پژوهش درست و دقیق انجام شود، نوشتن کار سختی نخواهد بود. از این جهت که به عنوان یک نویسنده در ادبیات تخصص دارید و وقتی درباره یک موضوع به صورت مستند کار میکنید مابقی کارها آسان خواهد شد. در همین راستا صبوری و اهتمام نویسنده کتاب «آقا رسول» در باب تحقیق قابل تقدیر است.
این پژوهشگر حوزه دفاع مقدس با بیان اینکه نویسندهها برای نوشتن زندگینامه نباید به مصاحبهها و فایلهای صوتی اکتفا کنند، گفت: توجه به موقعیتهای زیسته شهدا و افرادی که امروز در بین ما حضور ندارند، میتواند در شناخت شهدا به نویسنده کمک کند.
قاسمیپور درباره عنوان کتاب «آقا رسول» توضیح داد: عنوان روی جلد کتاب با عنوان شناسنامه کتاب مغایرت دارد. در جلد کتاب عنوان زندگینامه آمده است اما در شناسنامه کتاب خبری از زندگینامه نیست بلکه از عبارت «روایت مستند» استفاده شده است. طراحان باید بدانند طراحی کتاب با پوستر متفاوت است. گاهی در طرح جلد برخی از کتابهای حوزه دفاع مقدس یا سیره پژوهی شهدا میبینیم که در طراحی جلد از دلنوشته یا شعار استفاده میشود. در این کتاب هم از عبارت «مستر رسول» استفاده شده است.
وی جدیترین آسیب حوزه ادبیات پایداری را درهم آمیختگی و تشتّت سبکها و قالبهای نگارش دانست و اضافه کرد: اغلب آثار، معجونی از چند قالب و سبک نگارش است و نویسنده نمیتواند مدیریت کند و کتابش را با یک سبک بنویسد. وقتی هدف نویسنده نوشتن کتاب در یکی از قالبهای زندگینامه، خاطره، رمان و داستان است باید در همان قالب باقی بماند. عنوان کتاب «آقا رسول» نشان میدهد نویسنده به دنبال روایت مستند از زندگی شهید است. برای این روایت ما با نویسندهای رماننویس و مسلط به قلم مواجه هستیم و نویسنده میتواند از مشترکات داستان و مستند برای نگارش این کتاب استفاده کند. به عبارتی ورود یک رماننویس به حوزه ادبیات دفاع مقدس برای نویسنده این کتاب امتیاز محسوب میشود چرا که او مختصات داستان بلند را میشناسد و قلم کتاب نشان میدهد پیشینه رماننویسی به نویسنده کتاب کمک کرده است اما با اسناد و مدارکی مواجه میشود که مدام به او مستندنویسی را یادآوری میکنند. در نتیجه نویسنده 95 درصد به قالب استفاده شده وفادار بوده است اما در باقی موارد رگههایی از سرکشیهای قلم را میبینیم.
قاسمیپور افزود: یک یا دو فصل کتاب به شدت مستند است و نویسنده حتی «شاید» و «امای» خودش را در کتاب بیان نکرده است. وقتی بین نویسنده و همسر، خواهر، برادر و سایر بستگان شهید انس و صمیمیت رخ دهد نویسنده میتواند موقعیتهای صمیمانه بین اعضای خانواده را به گونهای واقعگرایانه روایت کند که خواننده اهل نقد را به این سمت ببرد که نویسنده از تخیل خود استفاده کرده است. اما با گوش دادن فایلهای صوتی متوجه میشود همه آنچه نویسنده بیان کرده مستند است.
این نویسنده همچنین بیان کرد: هنگام نوشتن روایت داستانی از زندگی یک شهید باید تمرکز اصلی روی شهید باشد چرا که «روایت زندگی آقا رسول» برای خواننده مهم است و این کتاب از این جهت لطمه خورده است و در بعضی از موارد وارد ذهن شخصیتهای دیگر کتاب شده و از جانب بعضی از رزمندهها حرف زده است. اگر قبل از انتشار، کتاب را میدیدم به نویسنده پیشنهاد میدادم کتاب را با محوریت آقا رسول پیش ببرد.
وی ادامه داد: وقتی نویسنده محیط، موقعیت و زیستگاه شهید رسول را دیده و در مختصات محیطی آن تنفس کرده است باید در موقعیتپردازیهای کتاب به آن اشاره کند. این موضوع در فصول اولیه کتاب و در دوران کودکی و نوجوانی شهید بیشتر دیده میشود. بازدید میدانی از محیط برای پرداخت بهتر به نویسنده کمک میکند. نویسنده از تُرک زبان بودن اهالی روستای محل تولد شهید صحبتی نمیکند و خواننده با پایان یک سوم کتاب به عدم تسلط مادر شهید به زبان فارسی پی میبرد. نویسنده میتوانست در کتاب به تکه کلامها یا اصطلاحات استراتژیک ترکی رایج بین مادر و فرزند شهیدش اشاره کند.
او اضافه کرد: نویسنده در انتهای این کتاب مشخصات شهدای نام برده شده را در یک جدول ارائه کرده است. با یک همت پژوهشی میتوان تاریخ تولد، محل شهادت و مزار این شهدا را هم به این جدول اضافه کرد. اشاره به مزار شهدا منجر به خلق آثار دیگری درباره شهدا میشود. نباید منتظر باشیم دیگران و غربیها روش پژوهشی درباره شهدا را آغاز کنند. بلکه ما میتوانیم خودمان آغازگر اسلوب و الگوی پژوهشی در این حوزه باشیم. 75درصد شهدای دفاع مقدس متولد سالهای 1341 تا 1346 هستند و 25درصد شهدای ما در سالهای دیگری به دنیا آمدهاند. این آمار معنادار است و نشان میدهد چه سن و نسلی پای دفاع مقدس آمدهاند.
محمد قاسمیپور در پایان سخنان خود گفت: در این کتاب مطالبی درباره شهید رسول رها شده و خواننده درباره آنها اطلاعاتی به دست نمیآورد. به عنوان نمونه از سرنوشت تحصیل شهید رسول و تسلط یا عدم تسلط شهید به زبان مادری اطلاعاتی در این کتاب در دست نیست. نویسندگان ما باید شخصیتشناسی را یاد بگیرند تا وقتی سراغ آدمهای مختلف میروند، بتوانند ابعاد مختلف اجتماعی و روحی را مورد پرسش و پژوهش قرار دهند. مقدمه کتاب با وجود جامع بودن به توضیحات بیشتری درباره چگونگی نوشتن کتاب نیاز دارد.

در کتاب «آقا رسول» از تخیل استفاده نکردم
در ادامه این نشست، لیلا رستمخانی با اشاره به اینکه کتاب «آقا رسول» اولین اثرش در حوزه دفاع مقدس است، بیان کرد: پیش از انتشار این کتاب، در حوزه داستان کوتاه فعالیت میکردم. در جلسه نقد و بررسی کتاب «یک محسن عزیز» از آقای قاسمیپور دو نکته آموختم و سعی کردم از آنها هنگام نوشتن کتاب «آقا رسول» استفاده کنم. این دو نکته استفاده از سند و تحقیق هنگام نوشتن کتاب برای دوری از به کار بردن کلمههایی همچون «شاید» و دیگری شرح چگونگی نوشتن کتاب در مقدمه بود. برای نوشتن این کتاب، نمونه سوالها و روند مصاحبه با خانواده شهدا را مطالعه کردم. همرزمان شهید به من که از فضای غیر جنگ به این حوزه وارد شده بودم کمک زیادی کردند و هرچه جلوتر میرفتم بیشتر با فرهنگ دفاع مقدس آشنا میشدم.
این نویسنده ادامه داد: برای نوشتن این کتاب به من تاکید شده بود که مستند بودن کار حفظ شود و من برای پایبندی به این موضوع سعی کردم کمتر از تخیل استفاده کنم و به حرفهایی که شنیدم وفادار باشم. هنگام نگارش این کتاب با آقا رسول زندگی کردم و گاهی با او حرف میزدم. احساس نزدیکی زیاد با این شهید باعث شد کتاب را با نثر بسیار ساده و روان بنویسم.
لیلا رستمخانی در پایان به نقش بانوان در کتاب «آقا رسول» اشاره کرد و گفت: تمام اطلاعات همسر شهید را جمعآوری کردم. اما همسر شهید فقط دو سال با ایشان زندگی کرده بود و در این مدت هم آقا رسول مدام در جبهه بود. پدر و مادر شهید هم از دنیا رفته بودند. به همین دلیل نقش زنان در این کتاب کم رنگ دیده شده است و نتوانستم اطلاعات بیشتری جمعآوری کنم. برای نگارش بخش کودکی شهید رسول به روستای محل تولد او رفتم و خاطراتی را از دوستان دوران کودکی او شنیدم. به دلیل بالا بودن حجم کتاب تصور نمیکردم نیاز باشد بیشتر از این به جغرافیای محل زندگی شهید بپردازم.