نسخه آزمایشی جستجو ورود | ثبت نام

اگر تجربه زیسته خود انسان‌ها منشا اثر باشد داستان عمیق‌تر است  | خانه کتاب و ادبیات ایران
12:57 - 1402/08/23 | بازدید 195

خسرو باباخانی مطرح کرد؛

اگر تجربه زیسته خود انسان‌ها منشا اثر باشد داستان عمیق‌تر است

خسرو باباخانی گفت: اگر تجربه زیسته خود انسان‌ها منشا اثر باشد خیلی عمیق‌تر و دقیق‌تر است. من زندگی خود را نوشتم و سعی کردم راه‌حلی برای رهایی افراد درگیر با اعتیاد ارائه کنم.

به گزارش ستاد خبری سی‌و‌یکمین دوره هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران، در ویژه برنامه گفت‌وگوی اختصاصی که همزمان با نخستین روز هفته کتاب سی‌ویکم سه‌شنبه (بیست‌وسوم آبان‌ ۱۴۰۲) از تلویزیون اینترنتی کتاب پخش شد، خسرو باباخانی نویسنده کتاب «ویولن‌زن روی پل» از تجربه زیسته خود سخن گفت.

کتاب «ویولن‌زن روی پل» روایت سفری از ظلمت به نور نوشته خسروباباخانی است. این نویسنده و معلم داستان‌نویسی در این کتاب تجربه‌های خود را از اعتیاد ۳۰ ساله و سپس توفیق در ترک این بیماری روایت کرده است. کتاب از شانزده فصل تشکیل شده است. مولف فصل نخست را به خستگی و فصل آخر را به بهشت اختصاص داده است و فصل پانزدهم که عنوان کتاب از آن گرفته شده است ویولن زن است.

خسرو باباخانی با اشاره به سختی نوشتن از خود گفت: این کار شجاعت و جسارت زیادی می‌خواست و من برای اینکه بتوانم این اثر را بنویسم تمام آبرو و شرفم را باید در گرو آن می‌گذاشتم. بعد از درمان شدن خودم، راهنمای دیگران شدم و تا امروز این راهنمایی ادامه دارد و ان‌شاالله ادامه می‌یابد. تصمیم گرفتم خاطراتی را که در رابطه با خودم داشتم، یادداشت کنم. هفته‌ای یک مرتبه یادداشت خود را  با عنوان «خاطرات ترک خورده» می‌نوشتم و با این که مرور آن خاطرات و سختی‌ها کار راحتی نبود اما به هر حال نوشتم و در سایتی قرار ‌دادم. استقبال افراد برای خواندن این خاطرات زیاد شد و آمار سایت بالا رفت. این خاطرات پراکنده بود به همین دلیل پس از این استقبال تصمیم گرفتم کتاب را به صورت منسجم‌تر بنویسم.

باباخانی ادامه داد: من این خاطرات را نوشتم تا راه رهایی را به چند میلیون مصرف کننده مواد مخدر نشان دهم. ممکن است بگویند شاید یک نفر راه را بیابد. من می‌گویم در این صورت هم اجرم را گرفته‌ام. در مقابل رنج بی‌انتهای مصرف کننده‌ها و خانواده‌هایشان آبرو و اعتبار خانواده من چه اعتباری دارد؟ داستانِ نوشتن کتاب از جایی شروع شد که آقای مهدی قزلی به من تاکید کرد خاطرات خود را بنویسم اما از آن‌جایی که نوشتن و اعتراف به کار اشتباه بسیار سخت بود، به خاطر آبروی خودم و خانواده‌ام حاضر به شروع این کار نبودم. یک بار که با آقای قزلی صحبت می‌کردم از نامه‌های مردم به امام حسین(ع) در اثنای رهسپاری ضریح حضرت صحبت کرد و اینکه حدود یک سوم کسانی که مشکلات خود را نوشته بودند از اعتیاد خود یا یکی از اعضای خانواده گله داشتند. کسانی که امیدشان از همه جا قطع شده بود و از امام حسین(ع) کمک می‌خواستند. این گفت‌وگو باعث شد که تصمیم خود را بگیرم تا روایت بیش از 30 سال درگیری خودم با بیماری اعتیاد را بنویسم. یک متن نوشتم و تحویل دادم اما مورد تایید واقع نشد چون روایت‌هایی که در آن آمده بود بعضی جاها به فراواقعیت نزدیک می‌شد.

وی همچنین مشکلات خود هنگام نوشتن «ویولن زن روی پل» را چنین توضیح داد: بعد از چندماه تصمیم گرفتم روایت را با شکل جدیدی بنویسم. در این مدت گرفتار آب مروارید چشم شدم و توان دیدن صفحه‌ها را نداشتم. اوایل افسرده شدم و ننوشتم. بعد از حدود 10 روز با یک طرح ابتکاری استفاده از شابلون برای اینکه سطرهای نوشته‌ها باهم ترکیب نشود نوشتن را ادامه دادم. برای اصلاح متون از همسرم کمک گرفتم. او با قیچی جملاتی را که باید حذف می‌شدند، حذف کرده و محتواها را به هم می‌چسباند. بعد از اتمام کار، اثر را به آقای قزلی سپردم و زمانی که اتاق او را ترک می‌کردم حس عجیبی داشتم. من تمام زندگی خود را در آن اتاق جا گذاشته بودم.  یک شب طبق یک عادت قدیمی روی پل عابر نشسته بودم  و رفت و آمد ماشین‌های در جاده تاریک را تماشا کرده و لذت می‌بردم و غرق افکارم بودم که با صدای پیام به خودم آمدم. آقای قزلی جلد کتاب را تقریبا شبیه به همان تصویری که جلوی چشمانم بود برایم فرستاده بود. در فاصله اندکی پس از این ماجرا کار چاپ کتاب نهایی شد.

باباخانی با اشاره به مسیرهای مختلفی که ممکن است آغازگاه فرایند نوشتن باشد، گفت: گاهی یک اتفاق احساس برانگیز، ممکن است شروع یک داستان باشد. مثلا اگر الان زلزله بیاید چه می‌شود؟ یا احساسی که از مرگ یک پرنده یا موفقیت اعضای خانواده به فرد دست می‌دهد ممکن است شروع داستان را رقم بزند. اما اگر تجربه زیسته خود انسان‌ها منشا اثر باشد خیلی عمیق‌تر ودقیق‌تر است. من زندگی خود را نوشتم و سعی کردم راه‌حلی برای رهایی افراد درگیر با اعتیاد ارائه کنم که با توجه به بازخوردهایی که گرفتم تا حدی موفق شدم.

وی تاکید کرد: اعتیاد شبیه بیماری‌های دیگر نیست که فقط خود فرد را درگیر کند بلکه علاوه بر خانواده حتی روی زندگی اقوام افراد هم اثر می‌گذارد. بنابراین این کتاب فقط برای افراد معتاد و مصرف‌کننده‌ها نیست. این کتاب مناسب چند گروه و دسته است. برای اطرافیان فرد معتاد خواندن این کتاب واجب است. این کتاب به صورت خاص فقط برای مفهوم اعتیاد نیست بلکه برای رهایی از صفات بد هم می‌تواند باشد. امکان دارد فردی معتاد نباشد، اما درگیر عادت بدی باشد و این کتاب چون انگیزشی است برای این افراد هم مناسب است. شاید شخصی بخواهد سبک زندگی خود را تغییر بدهد و به نقطه خوبی برسد این افراد هم می‌توانند این کتاب را بخوانند. در نهایت این کتاب برای افرادی است که می‌خواهند از ظلمت به سمت روشنایی بروند. ظلمت من اعتیاد بود؛ ظلمت شخصی می‌تواند دروغ یا… باشد.

باباخانی با ذکر خاطراتی از بازخورد یکی از مخاطبان و نجات همسرش از این بیماری، گفت: من توقع این بازخورد را نداشتم. با اینکه زیاد اهل فضای مجازی نیستم اما در شبکه‌های اجتماعی هزاران پیام مثبت در مورد کتاب گرفتم. در رونمایی کتاب که در مشهد برگزار شد و به تعبیر رسانه‌ها بزرگترین رونمایی کتاب تاریخ کشور بود بیش از هزار و دویست نفر شرکت کردند و حجم استقبال بسیار جالب بود.

سی‌ویکمین دوره هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران با شعار «آینده خواندنی است» از بیست‌وسوم آبان‌ماه آغاز به کار کرد و تا سی‌ام آبان‌ماه ۱۴۰۲ به کار خود ادامه می‌دهد.

 





پر بازدیدها
بازدید 83008
متنی که به قول رهبر شهید انقلاب پس از هشتصد سال همچنان تازه است

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 81676
دوست دارم برای شرکت در نمایشگاه کتاب به تهران بیایم/ تجربه مسحورکننده هزارویکشب

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 79309
اگر ما راوی نباشیم نیویورک تایمز روایتش از «وضعیت فرهنگ در جنگ خاورمیانه» را مسلط می‌کند

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 78998
بی‌نهایت علاقه به حضور در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران را دارم/ شخصیت افسانه‌ای حسن صباح و ضرورت درک بیشتر از فرهنگ ایرانی

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 78779
«گزارش یک جشن» منتشر شد + دریافت متن

برای مشاهده کلیک کنید