نسخه آزمایشی جستجو ورود | ثبت نام

نمایش روح زمانه در آثار جلال/ نباید نثر جلال را با گویش معیار بخوانیم | خانه کتاب و ادبیات ایران
08:05 - 1402/09/01 | بازدید 224

در نشست معرفی کتاب «پنج داستان» مطرح شد؛

نمایش روح زمانه در آثار جلال/ نباید نثر جلال را با گویش معیار بخوانیم

زهیر توکلی با اینکه نباید نثر جلال را با گویش معیار بخوانیم، گفت: نمک کارهای جلال این است که هم گویش تهرانی را روایت کرده هم فضای تهران را روایت می‌کند.

به گزارش ستاد خبری سی‌ویکمین دوره هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران، نشست معرفی کتاب «پنج داستان» از سلسله نشست‌های صد سالگی جلال آل‌احمد، همزمان با آخرین روز هفته کتاب سی‌ویکم سه‌شنبه (سی‌ام آبان‌ماه ۱۴۰۲) با حضور زهیر توکلی، منتقد، شاعر و پژوهشگر حوزه ادبیات در سرای کتابِ خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد.


زهیر توکلی در پاسخ به این سوال که چرا ما همچنان باید جلال بخوانیم و او همچنان در ادبیات داستانی ایران مطرح است؟ گفت: این بایدی که گفتید بیشتر به بایستگی می‌رسد. یعنی اینکه بایسته است جلال را بخوانیم. بخشی از مردم هیچ کاری به ادبیات ندارند و زندگی خود را می‌کنند و به امثال ما که همیشه در ادبیات سرک می‌کشیم، می‌خندند. در مقایسه با بسیاری از افراد که مطالعه آثار آن‌ها وجهی ندارد، باید جلال را بخوانیم. این افراد آثار ضعیفی دارند و در زمان خود با پروپاگاندای حزب توده بزرگ شده بودند. برخی از نویسندگان، نویسنده پاورقی هستند و برای رشد ادبیات ایران مهم به شمار می‌روند؛ افرادی مثل ذبیح منصوری یا حسینقلی مستعان. حسین مسرور یک شاعر قدر بود که اولین رمان تاریخی ایران را با عنوان «ده نفر قزلباش» نوشت.

 

وی افزود: بازخوانی این آثار یکی از کارهایی است که لازم است، انجام دهیم. پس نتیجه می‌گیریم برخی آثار ضعیف بودند و با هیاهو مطرح شدند اما الان حرفی ندارند. برخی کارها ضعیف نبودند اما به علت اینکه پیشرو شدند مورد تمسخر قرار می‌گرفتند. مثلا «جیغ بنفش» هوشنگ ایرانی در زمان خودش مسخره می‌شد اما الان به اهمیت آن رسیدیم. این افراد در دوره خود پیشرو بودند ولیکن صدای آن‌ها شنیده نشد. افرادی مثل استاد اخوان ثالث پیشنهادهای نیما را عملی کرد. کارهایی که ماندگار نمی‌شوند دلایل متعددی دارند. 

 

او ادامه داد: به نظر من آن چیزی که در آثار جلال جذاب است، نمایش روح زمانه در آثار او است. آن دسته از آثار جلال مثل داستان‌های کوتاه او بسیار ارزشمند است. چون چیزی از تهران اواخر دوره قاجار و دو دهه قرن گذشته را فریز کرده و به یادگار گذاشته است. او آن روح زمانه را حفظ کرده است. در آثار جلال خشم و نفرت نسبت به دوره خود و مسائل آن وجود ندارد. اگر هم داشته باشد تلاش می‌کند این خشم را نمایان نکند و این برای من ارزشمند است.

 

این منتقد در ادامه به تحلیل آثار و شخصیت جلال آل‌احمد پرداخت و گفت: جلال سفرنامه‌نویسی و کتاب‌هایی در مورد بلوک زهرا و خارک داشته که در دوره خود بسیار جالب و ارزشمند بود اما الان اگر کسی آن‌ها را نخواند، می‌تواند آثار بهتری بخواند. این آثار در دوره خودش خیلی جذاب بود. جلال کاراکتری بود که روزنامه‌نگاری می‌کرد، ترجمه می‌کرد و نویسنده هم بود. خیلی‌ها دوست داشتند که ادای او را دربیاورند. مثلا ابراهیم گلستان کاراکتری است که هم می‌نوشت هم فیلم می‌ساخت هم ترجمه می‌کرد و هم موفق بود. امثال دکتر ندوشن یا شایگان را نمی‌گویم.  آن دوره اصولاً ادبیات و نشر و سینما جدید بودند و مخاطب زیادی هم نداشتند. 

 

وی در خصوص مردمی بودن جلال مطرح کرد: اغلب نویسنده‌هایی که متعلق به آن نسل هستند در خاندان‌‌های بزرگ و معروف تربیت شدند. مثلا ابراهیم گلستان در یک خاندان آخوندی ثروتمند ‌و قدیمی بزرگ شده بود، سیمین بهبهانی دختر عباس خلیلی یک روزنامه‌نگار و رمان‌نویس بزرگ هم‌نسل جلال بود و عمو و پدربزرگ او از علمای بزرگ مشروطه بودند. بسیاری از این نویسندگان به خانواده‌های عصر قاجار منتهی می‌شوند؛ جلال وسط چند خانواده آخوندی قدیمی بزرگ شد و گویی او در کتاب «بچه آخوند» شرح حال خود را به‌عنوان یک فرزند آخوند گزارش می‌دهد. در عین اینکه پدرش او را نمی‌فهمد، نفرت، کینه و عقده گشایی هم از پدرش ندارد. من هیچوقت از پدر جلال چیز منفی نخواندم چون جلال او را بد و منفور معرفی نکرده است. 

 

این پژوهشگر همچنین ادامه داد: جلال در داستان‌هایی که به ظاهر برای کودکان می‌نوشت، اینطور بود که یک نوجوان وقایع را می‌بیند اما نمی‌تواند آن‌ها را هضم کند. این نکته خیلی مهم است که او عقده گشایی ندارد. اینکه کتاب را از دید کسی که در عنفوان نوجوانی و با همه شیطنت‌های بچه‌های تهران قدیم در یک خانواده آخوندی رشد می‌کند، روایت می‌کند جرات زیادی می‌خواهد. 

 

توکلی با اشاره به اینکه نباید نثر جلال را با گویش معیار بخوانیم، اضافه کرد: ما یک گویش تهرانی داریم که با گویش لات‌ها فرق دارد. تهرانی یک گویش بود که جلال از آن برای روایت کردن استفاده کرد. در نتیجه چون گویش معیار نیست جاهایی با نثر معیار مطابقت ندارد. نمک کارهای جلال هم همین است که هم گویش تهرانی را روایت کرده هم فضای تهران را روایت می‌کند. 

 

زهیر توکلی در پایان با اشاره به سمبل‌پردازی در آثار جلال گفت: برخی اوقات یک داستان سمبلیک می‌نویسم و می‌خواهیم که سمبل را در چشم مخاطب فرو کنیم. قشنگی و رندی اثر سمبلیک به آن است که طوری داستان را بنویسی که اگر مخاطب متوجه سمبلیک بودن آن نشد هم بتواند از آن لذت ببرد. اگر قرار باشد پیکره اثر از خودآگاه من به خودآگاه شما نقب بزند و رمزگشایی نداشته باشیم، یکراست افکار خود را مطرح می‌کنیم. اثر سمبلیک خودش باید حرف بزند. پیکره باید مستقل از نهاد ذهنی اثر حرکت کند. «گلدسته‌ها و فلک» اثری است که در لایه‌های نمادین می‌توان آن را مطالعه کرد. این اثر یکی از داستان کوتاه‌هایی است که من بین ۱۰ اثر فارسی آن را انتخاب می‌کنم. اینجا گلدسته یک شی است اما به یک کاراکتر تبدیل شده است. سایه‌ای از تشخیص به این شی تقدیم شده است. 

 

سی‌ویکمین دوره هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران با شعار «آینده خواندنی است» از بیست‌وسوم آبان‌ماه آغاز به کار کرد و تا سی‌ام آبان‌ماه ۱۴۰۲ به کار خود ادامه می‌دهد.
 





پر بازدیدها
بازدید 83114
متنی که به قول رهبر شهید انقلاب پس از هشتصد سال همچنان تازه است

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 81731
دوست دارم برای شرکت در نمایشگاه کتاب به تهران بیایم/ تجربه مسحورکننده هزارویکشب

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 79330
اگر ما راوی نباشیم نیویورک تایمز روایتش از «وضعیت فرهنگ در جنگ خاورمیانه» را مسلط می‌کند

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 79045
بی‌نهایت علاقه به حضور در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران را دارم/ شخصیت افسانه‌ای حسن صباح و ضرورت درک بیشتر از فرهنگ ایرانی

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 78800
«گزارش یک جشن» منتشر شد + دریافت متن

برای مشاهده کلیک کنید