جوانا پـِن، یکی از موفقترین نویسندگان و بازاریابان کتاب در ایالات متحده است. او بارها به دلیل فعالیتهای حرفهای خود در موضوع انتشار و بازاریابی کتابهای پرفروش، تحسین شده است. او در مقالهای سعی میکند تا نکاتی مهم را به نویسندگان و کسانی که به دنبال فروش بیشتر کتابهایشان هستند یادآوری و آموزش دهد. در اینجا هفت نکته مهمتر را خواهیم خواند. 1- آیا کتاب شما در سایتهای فروش مانند آمازون موجود است؟ بیشتر نویسندگان تازهکار علاقهای به فروش آنلاین ندارند. شاید دلیل این موضوع به برداشت اشتباه آنها از میزان سوددهی این سایتها و کارآیی آنها مربوط شود. در صورتی که طبق تحقیقات من، بهترین زمان فروش هر کتاب، درست در دو سال آغازین انتشارش است. زمانی که به قول معروف عطش بازار در نقطه اوج خود قرار دارد و به هیچ عنوان نباید این دو سال طلایی را از دست داد. بهره نگرفتن از فروش آنلاین دقیقاً مساوی است با کشتن این دو سال طلایی و در واقع موفقیت کتاب به دست نویسنده و بازاریاب بیدقت! حتی گاهی من به نویسندگان و مشاورهجویان پیشنهاد میکنم قبل از فروش کتاب با نسخههای کاغذی به فکر فروش تعدادی محدود از نسخه دیجیتالی کتاب باشند که اغلب با تعجب و مقاومت آنان همراه است. 2- آیا جلد و کاور کتاب شما توسط طراحان حرفهای طراحی شده است؟ هرقدر طراحی جلد کتاب شما بدتر باشد، احتمال به فروش نرسیدن آن و کلیک نکردن بازدیدکنندگان سایتهای فروش روی گزینه «خرید کتاب» بیشتر است. این موضوع بدیهی، اغلب توسط نویسندگان به دست فراموشی سپرده میشود. یادتان باشد از نقاشیهای کودکتان استفاده نکنید، از سایتهای اینترنتی چیزی کپی نکنید و کمی برای یک طراحی خوب هزینه کنید و به یک طراح گرافیک حرفهای پول بپردازید! بازخورد جلد مناسب در ذهن خریداران چندین برابر این هزینه را برخواهدگرداند. توصیه اکید من این است که اگر پولی برای انجام هزینه طراحی جلد ندارید، صبر کنید. باور کنید ارزشش را دارد. 3- آیا ویراستاری کتاب شما آنقدر خوب هست که خواندنش را روان و آسان کرده باشد؟ باز هم هزینهها و باز هم فرار نویسندگان! نمیدانم باید چند بار دیگر بگویم اما چه بخواهید و چه نخواهید، همه چیز کتاب شما پس از موفقیت ظاهری جلد، به نوع ویرایش و نثر روان یا پیچیده آن بستگی دارد. حتی اگر خودتان را ویراستاری تمامعیار میدانید، حتماً کتاب را به فرد یا افرادی بسپارید که در این زمینه تخصص دارند. خیلی بهتر است که چند نوع ویرایش روی کتاب شما انجام شود زیرا چند چشم و ذهن، همیشه بهتر از یکی کارشان را انجام میدهند و زاویه نگاه ویراستاران با یکدیگر متفاوت است. با تکیه بر همین اصل، استفن کینگ(نویسنده شهیر انگلیسی) همچنان و بعد از پنجاه سال نوشتن و فروش میلیونها نسخه کتاب، هشت مرحله ویراست، زیر نظر چند ویراستار حرفهای را برای کتابهایش در نظر میگیرد. آیا شما هنوز هم معتقدید که راه و رسم ویراستاری را از همه بهتر میدانید؟! 4- آیا در سایت فروش دستهبندی مناسبی را برای کتابتان مشخص کردهاید؟ «عذر میخواهیم! کسی کتاب شما را دوست ندارد» حتماً با دیدن این پیغام سایتهای فروش ناامید شدهاید. اما شاید بهتر باشد دقت کنید که مثلا کتاب شما رمانی عاشقانه است و درست در دستهبندی کتابهای کودکان قرار گرفته است. همین نکته ساده باعث میشود هیچکس حتی اگر خودتان هم جزو دیگران باشید سراغ خرید این کتاب نروید! کمی از کتاب دور بشوید. دورتر! مثل یک عکاس، زوایای گوناگونش را بررسی کنید و سپس دستهبندی صحیح را با توجه به شواهد و مختصات نوشتاری متن مشخص کنید. مطمئن باشید کتاب شما آنطوری است که خودتان خواستهاید. پس بسنجید چنددرصد مردم با شما همنظرند و مانند شما فکر میکنند. 5- آیا طعمه خوبی برای قلاب سایتهای فروش هستید؟! بخواهید یا نخواهید، بدانید یا ندانید؛ شما درصدی از سهم فروش را به بازاریابان سایتهای فروش تقدیم خواهید کرد. همان کسانی که ضمن طراحی صفحات و مدیریت این وبگاهها، به دنبال دلالی برای کتابهای پرفروش و اصطلاحاً درجه یک هستند. رعایت موارد بالا میتواند شما را تبدیل به یک طعمه فوقالعاده کند. جایی که در میان رودخانه خروشان خریداران اینترنتی، کتابتان مانند مرواریدی بزرگ خواهد درخشید. صفحه فروش کتاب را مدیریت و تا آنجا که میتوانید زمان بارگزاریاش را سریعتر کنید. طراحی صفحه باید شیک و ساده باشد و استفاده از رنگهای گرم مانند قرمز کمتر پیشنهاد میشود. این نکته را که بارها ثابت شده است فراموش نکنید؛ بیشتر خریداران حوصله صبر کردن ندارند! 6- آیا قیمت کتاب شما منصفانه است؟ یا حداقل چند قیمت متنوع را امتحان کردهاید؟ تنزل قیمت یک عنوان کتاب آن هم به صورت ناگهانی رسماً نشان از استیصال فروشنده آن دارد! درست وقتی که سر بازاریاب محکم به سنگ خورده است و دارد آخرین تلاش را در اقیانوس بیکران شکست از خود نشان میدهد. یادتان باشد قبل از تعیین قیمت کتاب با چند مشاور اقتصادی و بازاریاب خبره مشورت کنید. تعداد صفحات، جنس ورق و همچنین ژانر و دستهبندی کتاب میتواند در قیمتگذاری کتاب شما موثر باشد. حتی دیده شده که اسم انتشاراتی پشتوانه فوقالعادهای برای تعیین قیمت کتاب است. این مورد آخر را بسیار جدی بگیرید و ناشر موردنظرتان را با دقت انتخاب کنید. 7- دست به نوشتن شما چطور است؟ اگر این نخستین کتاب شماست و در پی موفقیت بینظیری هستید، به شدت راه را اشتباه آمدهاید. 9/99 درصد نویسندگان از کتاب سوم به بعد خود به موفقیتهای پایدار میرسند. کتاب اول هرکس به نوعی نخستین پرده نمایش او در سالن بزرگ و پر از جمعیت نشر است. یادتان باشد یک معرفی خوب میتواند شما را خیلی زودتر به موفقیت برساند. پس قبل از آنکه به فکر انتشار کتاب باشید، بنویسید و از کسانی که دستی بر آتش دارند بخواهید تا برای مطلب شما نظر بدهند و نقدتان کنند. از نقد نترسید؛ شاید آشپزی شما فقط به دهان خودتان خوشمزه جلوه کرده است! بگذارید دیگران(البته معدودی) هم آن را بچشند و نظرشان را بگویند قبل از آنکه به یک آبروریزی احتمالی جهانی تبدیل شود. ضمناً باور کنید که همه کتاب شما را دوست نخواهند داشت. این یک حقیقت اثبات شده است و شاید بهتر باشد از همین الان آن را بپذیرید و با آن کنار بیایید. در راه نقد کتاب هم فشار بر روان شما زیاد خواهد شد و هم ممکن است احساساتتان جریحهدار شود. پس بهتر است از الان نقدپذیریتان را قوی کنید و بدانید هر نقدی که شما را نکشد، مطمئناً باعث قویتر شدنتان خواهد شد!