نسخه آزمایشی جستجو ورود | ثبت نام

جستاری در علل گوناگونی روایت‌های متون تاریخی / حمزه خاکپور | خانه کتاب و ادبیات ایران
- 1393/05/25 | بازدید 379

جستاری در علل گوناگونی روایت‌های متون تاریخی / حمزه خاکپور

به رسم گزارش‌هایی که درباره موضوع‌های پرونده نشریه کتاب‌هفته می‌نویسم، ابتدا می‌خواستم به بررسی کتاب‌های موجود در زمینه تاریخ و وضعیت کنونی آن بپردازم. در حین تحقیق متوجه شدم که یکی از نکات قابل‌توجه در زمینه تاریخ‌پژوهی، اختلاف متون تاریخی در گزارش و تحلیل از پدیده‌ها و رویدادهای گذشته است. برای مثال شاهد آثار گوناگونی در زمینه تاریخ معاصر هستیم که هریک از آنها رویدادهایی مانند انقلاب مشروطه، پایان حکومت قاجار، ملی شدن صنعت نفت، انقلاب اسلامی و حوادث پس از آن را به شیوه‌های گوناگونی تفسیر می‌کنند. از گرایش‌های سیاسی و برداشت‌های یکجانبه که بگذریم، ریشه این اختلاف‌ها برآمده از ماهیت و روش این دانش است. در این گزارش سعی شده ابتدا با تعریفی از دانش تاریخ و شیوه‌های تاریخ‌نگاری به برخی از ویژگی‌های مبنایی و روشی که باعث تنوع تفسیری می‌شوند، پرداخته شود. 
علم تاریخ، معنا و مفهوم 
پیش از هر چیز باید تاریخ و مفهوم آن را تعریف کنیم. تعاریف گوناگونی از علم تاریخ در سده‌ها توسط اندیشمندان ارائه شده‌اند که بررسی دقیق هریک از آنها در حوصله این گزارش نیست. در نظر قدما، تاریخ معنای واحدی نداشت. سقراط علم تاریخ را در معنی شناخت، اما ارسطو آن را در معنی گردآوری اسناد و مدارک به کار می‌برد. با فاصله گرفتن از دیدگاه‌های کلاسیک، علم تاریخ به گونه دیگری تعریف می‌شود. حسین حضرتی، استاد تاریخ دانشگاه تهران در این باره معتقد است: «در میان تعاریف موجود از علم تاریخ، هرقدر از نظر زمانی از تعریف قدما به تعریف متاخران نزدیک‌تر می‌شویم، بر نقش انسان و به تبع آن عقل انسانی تاکید بیشتری شده است. این در حالی است که در تعریف قدما، بیشترین تاکیدها بر مقوله زمان بوده است. این روند باعث ایجاد تحولی بنیادین در حوزه علم تاریخ شده که تاکید بر تاریخ تحلیلی در مقابل تاریخ روایی است». 
حضرتی در ادامه می‌گوید که با استناد به نظر غالب مورخان و پژوهشگران تاریخ، دانش تاریخ عبارت است از معرفت به حوادث گذشته انسانی. 
 سیر شیوه تاریخ‌نگاری در ایران 
پس از تعریف تاریخ، حال باید شیوه‌های تاریخ‌نگاری را بررسی کرد. روش تاریخ‌نگاری مانند تعریف علم تاریخ واحد نیست بلکه در سیر زمان دچار تحولاتی شده است. عمدتا تاریخ‌نگاری را در ایران می‌توان به دو دوره تقسیم کرد؛ تاریخ‌نگاری سنتی و تاریخ‌نگاری جدید. بر اساس مدخل تاریخ و تاریخ‌نگاری دانشنامه جهان اسلام، تاریخ‌نگاری سنتی تا پیش از تحولات عصر جدید مرسوم بود و استمرار وقایع‌نگاری‌ها و مجلس‌نویسی‌های دورة صفوی و متأثر از روش اسکندربیک منشی در «عالم آرای عباسی» و میرزا مهدی خان استرآبادی در «جهانگشای نادری» و «دُرّة نادره» بود. تا پیش از تحولات عصر جدید، ادب و شعر و تذکره‌نویسی و تراجم احوال با تاریخ مجموعة واحدی تشکیل می‌دادند. حال آنکه تاریخ‌نگاری جدید از زمان آشنایی ایرانیان با روش‌های تحقیق اروپایی آغاز شد. در نتیجة شکست ایران از روسیه، توجه شماری از ایرانیان به رمز ترقی غرب جلب شد و بر آن شدند که این رمز را با شناخت صحیح از آنان درک کنند. همین موضوع زمینه ترجمه بسیاری از کتاب‌ها را فراهم کرد. در پی آن، کتاب‌هایی درباره ناپلئون و اسکندر و کتاب «تاریخ انحطاط و زوال امپراتوری روم» نوشته ادوارد گیبن ترجمه شدند. از سویی دیگر تاسیس دارالفنون در سال 1268 و گشایش مدرسه علوم سیاسی در سال 1317 و تدریس تاریخ در این دو مدرسه هم عامل آشنایی با تاریخ اروپا و تاریخ‌نگاری اروپایی شد. تألیف کتاب تاریخ برای تدریس به طور مشخص از زمان تأسیس دارالفنون آغاز شد و نخستین کتاب تاریخ درسی را ژول ریشار درباره ناپلئون نوشت. معلمان و فارغ‌التحصیلان دارالفنون، کتاب‌های تاریخی تألیف و ترجمه کردند که بر تاریخ‌نگاری جدید ایران تأثیر فراوانی گذاشت. افزون بر دارالفنون، نخستین کوشش در تدوین کتاب تاریخ درسی را یوسف‌خان مستشارالدوله انجام داد. وی سال 1290 کتاب «گنجینه دانش» را برای تعلیم اطفال نوآموز نوشت. در مدرسه علوم سیاسی هم درس تاریخ از مواد آزمون ورودی و از درس‌های اصلی این مدرسه بود. از دیگر عوامل مؤثر در علمی شدن تاریخ‌نگاری، تأسیس انجمن معارف در سال 1315 برای تهیه کتاب‌های درسی بود. این انجمن دارالترجمه‌ای برای ترجمه کتاب‌های اروپایی و شرکتی برای چاپ کتاب تأسیس کرد که ادامه اقدامات وزارت انطباعات در دوره ناصرالدین شاه بود. نماینده شاخص شیوه تاریخ‌نگاری جدید در دوره قاجار، محمدحسن‌خان اعتمادالسلطنه است. او در پاریس روش تحقیق جدید را آموخت و در تهران کتاب‌های باارزشی تألیف و اقتباس کرد، اگرچه کتاب‌های او مانند آثار گذشته فرمایشی و حکومتی بودند. از جمله آثار او می‌توان به «تاریخ ایران»، «تاریخ منتظم ناصری» و «دُرَر التیجان فی تاریخ بنی‌الاشکان» اشاره کرد. اعتمادالسلطنه چون در رأس دارالطباعه و دارالترجمه ناصری بود، امکان زیادی داشت که با کمک همکاران خود به تألیف کتاب‌های تاریخی به شیوة جدید بپردازد. نقد جدی بر تاریخ‌نگاری سنتی ایران را فتحعلی آخوندزاده در شرحی با عنوان «ایرادات در نقد روضة‌الصفای ناصری» نوشت. سیدجمال‌الدین اسدآبادی هم میرزا آقاخان کرمانی را به نوشتن تاریخ ایران به شیوه علمی تشویق کرد. میرزا آقاخان کرمانی در مقدمه «آیینه سکندری» شیوه تاریخ‌نگاری علمی را شرح داده و پس از نقد تاریخ‌نگاری سنتی، تاریخ حقیقی را مشتمل بر «وقایع جوهری و امور نفس‌الامری» دانسته است. تاریخ‌نگاری در دوره پهلوی، از نظر روش، ادامه روند دوره قاجار بود. بعد از کودتای سوم اسفند 1299، به تاریخ باستانی بیش از حوادث دوره قاجار توجه شد و در فاصله بین جنگ جهانی اول و دوم، مؤسسات علوم عالی گسترش یافتند و تاریخ‌نگاران زبده‌ای تربیت شدند که تألیفاتشان نمونه کامل سبک جدید تاریخ‌نویسی ایران است و اشخاصی چون عباس اقبال آشتیانی، احمد کسروی، سعید نفیسی و غلامرضا رشیدیاسمی که از پیشگامان و استادان تاریخ‌نگاری جدید بودند، در مجله‌هایی چون یادگار، کاوه، دانشکده و آینده مقاله‌هایی نوشتند. 
 رشد تاریخ‌نگاری و تنوع تفسیر
یکی از نکات قابل توجه در زمینه تاریخ‌پژوهی، اختلاف متون تاریخی در گزارش و تحلیل از پدیده‌ها و رویدادهای گذشته است. اگر ویژگی‌های مبنایی تاریخ‌نگاری را بررسی کنیم، متوجه خواهیم شد که این موضوع طبیعی است و از ماهیت این دانش سرچشمه می‌گیرد. دکتر ملایی، استاد تاریخ دانشگاه ارومیه در مقاله «کندوکاوی در تعریف علم تاریخ» برخی از این ویژگی‌ها را برشمرده است. یکی از این ویژگی‌ها به کار مورخ برمی‌گردد؛ اصولا مورخان تمام اتفاقات گذشته را مورد بررسی قرار نمی‌دهند بلکه میان آنها دست به گزینش می‌زنند. ممکن است یک رویداد از نظر یک مورخ رویدادی مهم تلقی شود اما مورخ دیگری به آن توجهی نکند. موضوع دیگر گذشت زمان است. گفته می‌شود که تاریخ هر عصری را پس از وقوع آن بهتر می-توان نگاشت بنابراین متون تاریخی که بعدتر نگاشته می‌شوند در مقایسه با آنهایی که در زمان وقوع نوشته می‌شوند از اطلاعات کامل‌تری برخوردارند. لطف‌الله آجودانی در یادداشتی درباره بدخوانی تاریخ مشروطه می‌نویسد: «هرچند همزمانی نویسنده یک اثر با وقایع تاریخی می‌تواند یک نکته مثبت در نزدیکی به واقعیت باشد، اما همین همزمانی می‌تواند از نقشی دوگانه در دوری از واقعیت و سانسور و تحریف آن نیز برخوردار باشد. همزمانی مورخ با حوادث تا حدودی می‌تواند مانع دریافت و رهیافت او به بعضی از اسناد و مدارک و آگاهی‌های پنهان‌مانده‌ای شود که با گذشت زمان به دست داده خواهد شد. در مقایسه نویسندگانی چون ناظم‌الاسلام‌ کرمانی و یحیی دولت‌آبادی، هرچند هر دو بازیگر صحنه سیاسی روزگار خودند، اما چون دولت‌آبادی خاطرات خود را با فاصله زمانی از صدر مشروطیت ثبت و نگارش کرده است، این امکان و فرصت را داشته تا به بعضی از آگاهی‌های نویافته دسترسی داشته باشد و در همان حال به سبب آنکه مشاهدات خود را با گذشت زمان ثبت و نگارش کرده ممکن است بعضی از خاطراتش دستخوش پاره‌ای فراموشی شده و در توصیف جزئیات واقعه دقت توصیف نویسنده‌ای را که همزمان یا از نظر زمانی نزدیک‌تر به وقایع، به توصیف واقعه پرداخته است نداشته باشد.» علم تاریخ، حاصل تعامل‌های مورخ با وقایع است که بر اساس آن، تاریخ‌نگار تفسیر خود را بر رخدادها تحمیل می‌کند. جواد طباطبایی در این باره می‌گوید: «رویدادهای تاریخ مثل کلمات یک متن هستند که راوی برخی از آن کلمات را که با شاکله و دنیای ذهنی او تناسب دارند برجسته می‌کند و برخی را اصلا متوجه نمی‌شود یا برخی را به شکل دیگری از آنچه مولف مد نظرش بوده می‌فهمد. نقش تخیل و حذف و اضافه در خوانش تاریخی بیشتر است چون کلمات تاریخ هیچ وقت به شکل منظم، مثل یک کتاب به دست ما نرسیده‌اند.» بنابراین می‌توان گفت که به تعداد مورخان، تاریخ‌های گوناگون وجود دارند. یکی دیگر از ویژگی‌هایی که بر اختلاف متون تاریخی می‌افزاید این است که دانش تاریخ زبان تخصصی ندارد. محمدعلى علیپور در مقاله کندکاوی دیگر در علم تاریخ در این باره می‌گوید: «معلوم است وقتی که به تعداد مورخان، تاریخ‌نگاری وجود داشته باشد، دیگر جایی برای زبان تخصصی باقی نمی‌ماند. زبان تخصصی، زبان مشترک عالمان یک علم است و وقتی به تعداد عالمان تاریخ «علم تاریخ‌نگاری» وجود داشته باشند، دیگر جایی برای زبان تخصصی این علم باقی نمی‌ماند و همه زبان‌ها زبان شخصی‌اند و به تعداد مورخان هم تکثر دارند.»





پر بازدیدها
بازدید 83246
متنی که به قول رهبر شهید انقلاب پس از هشتصد سال همچنان تازه است

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 81786
دوست دارم برای شرکت در نمایشگاه کتاب به تهران بیایم/ تجربه مسحورکننده هزارویکشب

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 79383
اگر ما راوی نباشیم نیویورک تایمز روایتش از «وضعیت فرهنگ در جنگ خاورمیانه» را مسلط می‌کند

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 79100
بی‌نهایت علاقه به حضور در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران را دارم/ شخصیت افسانه‌ای حسن صباح و ضرورت درک بیشتر از فرهنگ ایرانی

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 78861
«گزارش یک جشن» منتشر شد + دریافت متن

برای مشاهده کلیک کنید