جن و پری در داستانهای امروز چه میکنند / محمد سروش
وقتی صحبت از «کتابهایی با موضوع داستانی فانتزی» میشود، همه به یاد داستانهای پریان و جنگلهایی با درختان پیچیده و مه غلیظ وهمآلود میافتند و قصههایی که شاید برای رده سنی کودکان و نوجوانان به رشته تحریر درمیآیند، اما امروز تلاش بسیاری از نویسندگان، هم در عرصه داستانهای مصور و فانتزی و هم در نگارش سناریوی فیلمهای سینمایی بر این اصل استوار است که مخاطب بزرگسال هم در این بازی پر از لذت و هیجان وارد شود و بتواند به راحتی و با کمال میل ماجرا را دنبال کند. فروش بالای اینگونه فیلمها و کتابها، خود گواهی محکم بر این حقیقت است که نویسندگان آنها از مسیر و مخاطبانشان شناخت خوبی دارند و با دانشی پایدار دست به نگارش چنین آثاری میزنند. برای سهولت در درک این مفهوم تجاری و البته نو، نگاهی انداختیم به کتابی از بن گالی، نویسنده رمانهای فانتزی «ستاره مرده یک و دو» و از متن آن نکات جالب و مهمی را برای علاقهمندان به نگارش کتابهای داستانی فانتزی استخراج کردیم که در ادامه میخوانید.
نویسندگان تعریفدان!
آیا شما از آن دسته نویسندگانی هستید که خودشان ژانر را میسازند یا سعیتان بر آن است که از قواعد باستانی نوشتار فانتزی پیروی کنید؟ حقیقیت را بخواهید این اصلاً مهم نیست! در هر صورت شما باید تعاریف جاری این ژانر را به خوبی بدانید و بتوانید تمامی مولفههای داستان را بر اساس این تعاریف خلق کرده و گسترش دهید. برای درک بهتر این مفهوم، نخست باید بدانید که هر ژانر به چندین زیرمجموعه تقسیم میشود که فانتزی هم از این قاعده مستثنی نیست. خیلی اوقات نویسندگان دست به طراحی زیرمجموعههایی میزنند که به سرانجام خوبی منتهی نمیشود و دلیلش هم تنها ناآشنایی آنان از قوانین بنیادی نگارش داستان فانتزی است. برای سهولت در یادگیری این زیرمجموعهها به بازتعریف آنها میپردازیم.
فانتزی حماسی
سری کتابهای فانتزی که بسیار طولانی هم هستند و در چند سری منتشر میشوند. زمان و مکان در آنها نامشخص است و نویسندگان این کار را برای دورتر شدن از تاریخ حقیقی انجام میدهند تا تداخلی در داستان به وجود نیاید. برای مثال سهگانه «ارباب حلقهها»، کتاب «هابیت»، کتاب «سیلیماریون» و سهگانه «فرستادگان» همگی اثر تالکین در این زیرمجموعه قرار میگیرند و تمام آنان حول محور داستان اصلی حلقه میچرخند. این مجموعه کتاب، نمونه بسیار خوبی برای نویسندگانی است که میخواهند حماسهای فانتزی را خلق کنند. هرچند همین کتاب «ارباب حلقهها» هم به نوعی در ذهن مخاطبان به جنگ جهانی دوم پیوند خورد اما نویسنده هرگز این موضوع را تأیید نکرد. شاید تالکین هم باید دقت بیشتری در دور شدن از آن به خرج میداد!
فانتزی بومی
داستانهایی برگرفته از سنت هر کشور و با تاکید بر شخصیتهایی غلوشده که نمونههای اصیل در بین مردم داشتهاند، اما نه به آن اندازه معروف، محبوب و مشخصاً با قدرتهای فرازمینی. فانتزی بومی نیاز به دانستن تاریخ آن کشور دارد و نباید این مورد سرسری گرفته شود زیرا در صورت بهوجود آمدن تناقض میان داستان و اصل ماجرا، اعتراضهای زیادی را در پی خواهد داشت.
فانتزی سیاه
داستانهای فانتزی در سبک ژاپنی، بیهیچ قاعده و قانون مشخصی برای نگارش! غالباً ترسناک و با مایههای ترس و دلهره و ماورایی. مخاطبان این ژانر اغلب در آسیای شرقی قرار دارند و هنوز نمیتوان این زیرمجموعه را جزو فانتزیهای همهگیر توصیف کرد. «حلقه» از آثاری است که قواعد این زیرمجموعه را رعایت کرد و پس از بازنویسی از ژاپنی به انگلیسی برای ساختن سری فیلمهایی مورد استفاده قرار گرفت. نکته حائز اهمیت این بود که «حلقه» در گیشه اروپا و آمریکا و نزد منتقدان شکست خورد اما در ژاپن باز هم طرفداران خود را پیدا کرد. پس اگر در این سبک فعالیت میکنید و حتی در اروپا ساکن هستید، باید به دنبال یک ناشر ژاپنی بگردید!
ت - فانتزی تاریخی
این یک ژانر خاص است. بسیار با نکتهسنجی و دقت فراوان در ریزهکاریهای تاریخی باید نوشته شود. هرگونه ضعف دانش تاریخی مولف میتواند آن را به یک دردسر بزرگ تبدیل کند. ضمن آنکه باید توجه داشت تغییر بیش از حد شخصیتها و بیش از حد قدرتمند یا ضعیف نشان دادن آنان، مخاطبان مطلع را به منتقدانی سرسخت بدل خواهد کرد و نمرات منفی روی فروش کتاب اثر منفی خواهد گذاشت. نگارش در این سبک به مبتدیان و حتی حرفهایهایی که مطالعه تاریخی ندارند اصلاً توصیه نمیشود.
فانتزی علمی
یکی از بهترین زیرمجموعههای ژانر فانتزی برای نگارش و شاید دومین ژانر پرطرفدار پس از فانتزی حماسی است. همانقدر که علم بیپایان و بیحد و مرز است، این ژانر را هم میتوان گسترش داد و دربارهاش داستانهایی خارقالعاده نوشت. از «مرد ِنامرئی» اچجی ولز بگیرید تا نگارش فوقالعاده این سالها «اسلایپس» اثر رابرت دَوران. در این ژانر شما میتوانید وحشت، دلهره، تغییرات ژنتیکی، بازی با زمان و مکان، فضاسازیهای زیستی و حتی تغییرات فیزیولوژیک شخصیتها را به راحتی و همزمان مرور کنید. البته یادتان نرود این ژانر هم باید با مشاوره و پرس و جو از دانشمندان و متخصصان هریک از رشتههای علمی به نگارش دربیاید و احتمال هرگونه نقد منفی درباره اثر وجود دارد.
اَبـَرفانتزی
زیرمجموعهای که همه چیز درونش هست. تاریخ، فلسفه، علم، تخیل و شخصیتهای فراوان، همگی این ژانر را به یکی از پردردسرترین انواع تبدیل میکنند. نگارش چنین کتابهایی مستلزم تسلط به تمامی ژانرهای فانتزی است و برای سالهای متمادی کار خواهد برد. البته اگر این کار تمیز و درست انجام شود و ناشر خوبی هم داشته باشید، به موفقیتی تبدیل میشود که برای خانم رولینگ، نویسنده سری کتابهای «هری پاتر» به وجود آمد. چون داستان در چنین ژانری بسیار طولانی خواهد بود، نیاز به پر کردن فضاهای خالی توسط همان مولفههای تشکیلدهنده مذکور در خط اول این دستهبندی هست که نویسنده باید به هریک از آنها تسلط کافی داشته باشد. تحقیق و جستوجو در دنیای واقعی و بازتاب آنها در دنیای خیال و فانتزی بهطوریکه توازن در هر دو رعایت شود، کاری است که در این ژانر انجام میشود؛ یک نگارش متبحرانه.
دنیای خودت را بساز!
پرهیز از تقلید در اسمگذاری شخصیتها، مکانها، کتابها و... بسیار مهم است. یادتان باشد فانتزی مساوی است با خلاقیت، بدون کوچکترین درصدی از تقلید. خودتان را جای مخاطبی بگذارید که دارد کتاب شما را میخواند و مدام به یاد شاهکارهای گذشته این ژانر میافتد! نام شخصیتها را میبیند و به جای آنکه با آنان همذاتپنداری کند سعی میکند یادمان شخصیتی دیگر از کتابی متفاوت را از ذهن خود دور کند. این اتفاقات بارها افتادهاند و همگی در پایان یک نتیجه مشترک را دربرمیگیرند؛ نقدهای منفی، فروش کم و شکست تجاری کتاب. هرچقدر فانتزی شما خاص و منحصربهفردتر باشد، نشان از ذهن مستقل و افکار مخصوص به خود شما دارد. این بزرگترین موهبتی است که فانتزی به نویسندهاش میبخشد؛ روایتی خاص از شما در ذهن افراد. باید کاری کنید که دنیای خلقشده توسط شما، شمایی از بزرگی ذهن خودتان باشد نه آینهای برای ذهن دیگران. باز هم تاکید میکنم که باید همه چیز داستان منحصربهفرد باشد.
کلاسیک و در عین حال مدرن
این همه از یونیک و یگانه بودن برای شما گفتم، اما حالا میخواهم حقیقتی را برایتان روشن کنم. بسیاری از مخاطبان به روایتهای باستانی علاقهمندند و دوست دارند داستانهای فانتزی از قدما هم سخن بگویند. برای مثال کتاب «ارباب حلقهها» را به خاطر دارید؟ این کتاب حداقل از 25 عنصر باستانی در کتابهای فانتزی رومی استفاده کرده اما این استفاده آنقدر ظریف و دور از ذهن است که مخاطبان ذهن تالکین را تشویق و ستایش میکنند نه رومیان را! بحث توازن در فانتزی از همین جا شروع میشود که نویسنده باید با استفاده از مولفههای باستانی، بنیان جدیدی را پایهگذاری کند و در قله این بنیان، داستان خود را که تماماً موضوعهای مدرن است بیافریند بیآنکه نشانی از تکههای باستانی در آنها باشد.
فانتزی، مرزی میان خیال و واقعیت است که از هریک، مقداری را در خود دارد. کار شما به عنوان نویسنده در این ژانر به غیر از ساختن دنیایی منحصربهفرد و خاص و خلق شخصیتهایی جذاب و پیشرفتپذیر، این است که نگذارید خیال، واقعیت را به طور کل از مخاطب بگیرد. توازنی که شما میسازید باید آنقدر ظریف و هوشمندانه باشد که مخاطب ضمن ارضای حس کنجکاوی فانتزیاش، به این نتیجه برسد که گاه واقعیت ناجی خیال است و همیشه نمیتوان با غرق شدن در دنیای فانتزی بشر را از گزند اهریمنان نجات داد. نبرد ابدی خیر و شر در داستان شما میتواند به آسانی این واقعیت خیالپرور را نشان دهد، البته به شرطی که توازن را به وجود بیاورید.
پر بازدیدها
بازدید 83030
متنی که به قول رهبر شهید انقلاب پس از هشتصد سال همچنان تازه است