آمار کتابهای منتشرشده در کشور، هرقدر هم که پایین باشد، اثری که تازه از چاپخانه بیرون میآید، حکم کالایی را پیدا میکند که وارد یک بازار رقابتی شده و تا زمانی که به خوبی دیده نشود به جایگاهی قابلقبول نمیرسد و فروش نخواهد رفت. هرچند عوامل فراوانی میتوانند بر فروش کتاب تاثیر بگذارند اما همیشه نمیتوان گفت فروش بالای یک کتاب به معنای موفق بودن یا کیفیت بالای آن اثر است. نباید فراموش کرد سلیقه و نیاز مخاطب، میزان فروش را بسیار تحت تاثیر قرار میدهد. گاهی اوضاع اجتماعی و سیاسی طوری است که انتشار یک اثر بهویژه با هر درجه کیفی و از سوی هر ناشری میتواند فروش بالایی داشته باشد، مثلا بعد از جنگ یا حملات تروریستی. با این حال فروش و شمارگان بالا، نکتهای است که نه ناشر و نه پدیدآور نمیتوانند از آن چشم بپوشند. هر چند وقت یک بار شاهدیم که کتابی گل میکند و همه غافلگیر میشوند. معمولا پدیدآورندگان نامآشنا ما را با اثری جدید از خود روبهرو میکنند اما گاهی هم پیش میآید که چهرهای گمنام توجه همه را به خود جلب کرده و سرها را به سمت خود میچرخاند اما پر شدن پیشخان کتابفروشیها از یک کتاب یا بر سر زبانها افتادن یک نام جدید، فقط به دلیل محتوای اثر نیست و زنجیرهای از عوامل آن را شکل میدهند.
زنجیرهای از عوامل
به باور مریم اسلامی، شاعر و نویسنده حوزه کودک، موفقیت یک کتاب در ارتباط مستقیم با میزان فروش آن است و هرقدر کتابی به چاپهای متعدد برسد به این معناست که جایگاه خودش را بین مخاطبان باز کرده و این موضوع، هم برای مولف و هم برای ناشر خوشایند است. او که مجموعه شعر «دامادی آقا کلاغه» را در دست انتشار دارد، درباره اهمیت شهرت پدیدآور میگوید: «خواسته یا ناخواسته، آشنا بودن نام مولف و شهرت وی، مخاطب را به خرید کتاب ترغیب میکند. این موضوع زمانی پررنگتر میشود که اثر یا آثاری از مولف، جوایزی هم دریافت کرده باشند. در این صورت، نام مولف میتواند در فرایند موفقیت کتاب نقش بسزایی ایفا کند.»
علاوه بر محتوای مناسب و موردنیاز مخاطب، اعتبار ناشر، پخش قوی، شکل و نحوه ارایه کتاب از نظر طراحی جلد، تصویرگری، گرافیک و کیفیت کاغذ، رنگ و چاپ هم عوامل دیگریاند که از نظر اسلامی تاثیرگذارند. همچنین زمان انتشار کتاب هم میتواند دلیل مناسبی در موفقیت و فروش بالای آن باشد زیرا در برههای از زمان به دلایلی، محتوا و موضوع یک کتاب مورد توجه مخاطبان قرار میگیرد و از آن کتابی پرفروش میسازد. اگر یک کتاب، تمام ویژگیها و جذابیتهای لازم را داشته باشد اما اهالی کتاب از انتشار آن باخبر نشوند، موفقیت آن با مشکل روبهرو میشود. در بسیاری از کشورهای دنیا، پیش از انتشار یک کتاب مهم درباره زمان و نحوه عرضه آن اطلاعرسانی میشود که بر موفقیت آن تاثیر فراوانی دارد. البته این روش درباره مولفان شناختهشده بیشتر کاربرد دارد و برای آن دسته که آثار نخست خود را منتشر کردهاند، معرفی و نقد در نشریات، فضاهای مجازی و رسانههای دیگری مانند رادیو و تلویزیون، جلسات رونمایی، نقد و بررسی میتوانند نتایج مثبتی در پی داشته باشند.
اسلامی عقیده دارد که در کنار جلسات رونمایی و نقد و بررسی، نشستهای خبری و تبلیغات هم نباید فراموش شوند.
روزنامهنگاری که جایزه نمیگیرد
حسن محمودی، نویسنده و روزنامهنگار برای کیفیت خود اثر بیشترین اهمیت را قائل است و میگوید: «گل کردن یک اثر در وهله نخست، به خود آن اثر برمیگردد. تا اثری قابلیت و شایستگی نداشته باشد، نمیتواند در درازمدت مورد توجه قرار گیرد. مولفههای بعدی در درجه اول اهمیت قرار ندارند و حتی امکان دارد به یک کار خوب آسیب هم برسانند.»
او که به تازگی رمان «روضه نوح» را منتشر کرده عقیده دارد ارایه اثر به مثابه یک کالا هم مهم است و میگوید: «کتاب بعد از انتشار، یک کالای فرهنگی است که نوع توزیع و تبلیغات آن خیلی در گل کردنش موثر است. متاسفانه این بخش اکنون به دغدغه خیلیها تبدیل شده است. مثلا بین دو اثر با ارزش برابر، به حتم اثری به چاپهای متعدد میرسد که روش ارایه بهتری داشته باشد به همین دلیل ناشر خوب همیشه مهمترین امتیاز است.»
آیا یک روزنامهنگار میتواند روی روابط و جایگاهی که در جامعه دارد برای موفقیت کتابش حساب کند؟ محمودی چنین باوری ندارد و توضیح میدهد: «روزنامهنگار بودن من باعث شده هیچ وقت جایزه نگیرم. با این استدلال ساده که خودش تریبون دارد یا برخی فکر کردهاند چون خدماتدهی خوبی برایشان انجام ندادهام، باید جایی تسویهحساب میکردند. وقتی کتابهایم هم منتشر میشوند، رسانههایی که همکارانم هستند، زیاد تحویلش نمیگیرند. همین کتاب اخیرم دقیقا در رسانههایی مورد بیمهری واقع شد که قبلا آنجا کار میکردم و همکاران و دوستان نزدیکی دارم و از این زاویه آسیب زیادی دیدهام.»
نقد یا نابود کردن اثر زیر بار کلمات؟
مهدی رضایی، نویسنده و مدیر سایت ادبی چوک، عنوان زیبا و طراحی جلد خوب را در جذب مخاطب بسیار مهم میداند و میگوید: «یک کتاب برای آنکه بتواند مخاطب جذب کند، بیش از نام نویسنده، نیازمند عنوان زیبا و طراحی جلد خوب است. خواهناخواه جلوه بصری، نخستین چیزی است که مخاطب را جذب میکند. عناوین استفهامی باعث جذب مخاطب میشوند و رنگ جلدهای شاد، چشمنوازی بیشتری دارند اما جدای از این موضوع، نام نویسندهای که مطرح باشد، مخاطبان خاص خودش را هم به دنبال دارد. در این موضوع، عنوان و طرح جلد هم چندان مطرح نیست و با هر عنوان و طرح جلدی که باشد، مخاطبان آن نویسنده، اثر را خریداری میکنند.»
نویسنده رمان «چه کسی از دیوانهها نمیترسد؟» به معرفی، نقد و بررسی کتاب اشاره میکند و ضمن انتقاد از بیتوجهی نسبت به این موضوع مهم توضیح میدهد: «در رونماییهای کتاب که اغلب شرکت داشتهام، برگزارکنندگان و مجریان آن در معرفی درست اثر به مخاطب ضعف دارند و نمیدانند چه باید بگویند و اغلب رونمایی کتاب را با جلسه نقد و بررسی اشتباه میگیرند و دیده شده که در جلسه رونمایی کتاب، برگزارکننده به اشتباه به نقد و بررسی پرداخته و این موضوع در فروش کتاب نتیجه معکوس داشته است.»
به عقیده او موضوع نقد و بررسی باید با تعادل همراه باشد تا مخاطبان از نحوه برخورد با اثر چیزی دستشان بیاید اما برخی منتقدان برای خودنمایی، فقط سعی در اشکالگیری دارند و اثر را زیر بار کلمات، نابود میکنند. این جلسات مهمترین فضاها برای تبلیغ کتابند و اگر اهالی قلم توانایی درست و حرفهای خود را تعالی بخشند، نتایج خوبی خواهد داشت.»
اهمیت نوع مخاطب
پروین زنگنه، مدیر نشر دقایق، عوامل موفقیت کتاب را بسته به نوع مخاطب میداند. او مخاطبان را به سه دسته تقسیم کرده و توضیح میدهد: «نخست کتابخوانان حرفهای که محتوای کتاب برایشان ارزشمند است نه شکل و شمایل ظاهری. اگرچه روانی متن و توان نویسنده در ارائه مطلب، صفحهآرایی شکیل و مستدل و مستند بودن مطالب و قیمت مناسب هم ارزش کار را بالا میبرند و به پرفروش شدن کتاب کمک میکنند. دوم، مخاطبان تفننی که برای پر کردن اوقاتی از زندگی یا بر اساس نیازهای مقطعی و تبلیغات، کتاب میخوانند. این دسته، ظاهر متناسب و امکان قرار دادن کتاب در کتابخانه شخصی و گاه پز دادن آن را هم در نظر دارند پس بدون دقتی درباره کیفیت مطالب و حتی نوع چاپ و... کتاب میخرند. دسته سوم، کتابخوانان حرفهای یا کتابخوانان مأنوس به کتابند که هرچه به دستشان برسد، میخوانند.»
زنگنه پس از سالها فعالیت در عرصه کتاب و کار در کتابخانههای کشور به این نتیجه رسیده که باید ابتدا مردم را به مطالعه و خواندن عادت داد، سپس کتابهای ارزشمندتر را در اختیارشان گذاشت. این ناشر میگوید: «از نظر من یک کتاب ایدهآل، کتابی شیک از لحاظ ظاهری با طرح جلدی گیرا، روانی قلم نویسنده، ویرایشی دقیق و محتوایی، پاسخگوی نیاز روحی خواننده و البته قیمتی مناسب است.»
اما چرا کمتر پیش میآید شاهد عرضه کتابی با این ویژگیها باشیم؟ زنگنه پاسخ میدهد: «من و شمای درگیر کتاب، میدانیم که با عنایت به گرانیهای سرسامآور و درآمدهای نابرابر با مخارج زندگی، کتاب در سبد نیازهای خانواده جایگاهی شایسته شأن و منزلت خویش ندارد پس به ناچار باید سراغ تولید کتابهای ارزان با کیفیتی نه چندان مطلوب رفت، یعنی همان رخدادی نافرخنده که این روزها شاهدش هستیم.»
پس از انتشار کتاب، مرحله تازهای شروع میشود که بسیار اهمیت دارد. اگر راهبردهای مناسب و منطقی به کار برده نشوند، محصول به شکل مطلوب به دست مخاطب نمیرسد اما به نظر میرسد بیشتر ناشران به این موضوع کمتوجهاند یا تمام انرژی خود را روی کتاب بخصوصی میگذارند که در پایان هم به زیان ناشر خواهد بود، هم سایر پدیدآورندگانی که مورد بیمهری ناشر قرار گرفتهاند.»
پر بازدیدها
بازدید 83030
متنی که به قول رهبر شهید انقلاب پس از هشتصد سال همچنان تازه است