بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران به قدری نقد کتاب را مهم میدانند که معتقدند اگر این جریان در نشر کشور تقویت شود، دیگر آنچنان نیازی به ممیزی پیش از چاپ نیست. در این گزارش ابتدا موازین و اصول کلی نقد را بررسی خواهیم کرد سپس برخی از پیامدهای آن را برخواهیم شمرد و در آخر به وضعیت نقد کتاب در سه حوزه علوم انسانی، علوم و فنون و آثار ادبی و هنری میپردازیم.
مهمترین وظیفه نشر دانشگاهی، تهیه و تدارک منابع و مدارک علمی برای مراکز آموزشی مانند دانشگاه است. از این رو تفاوت نشر دانشگاهی با سایر حوزههای نشر در این است که آنچه در نشر دانشگاهی در اولویت قرار میگیرد نه نفع اقتصادی بلکه تامین محتوای علمی برای آموزش و رشد و تقویت شاخهها و رشتههای دانشگاهی است. انتشارات کمبریج و آکسفورد که دو نمونه معروف و باسابقه در عرصه نشر کتابهای دانشگاهیاند ابتدا با برآوردن چنین هدفی تاسیس شدند زیرا بانیان آنها نفع محوری بنگاههای خصوصی نشر را برای دانشگاه و رشد علم آسیبزا میدانستند. در ایران سابقه تدوین کتاب درسی و دانشگاهی به تاسیس نخستین نهاد آموزشی برمیگردد. امیرکبیر با تاسیس دارالفنون شماری از استادان خارجی را برای تدریس به ایران دعوت کرد و از آنجا که محصلان ایرانی با زبانهای غربی آشنا نبودند، مترجمهایی در کنار استادان مشغول به فعالیت شدند و مباحث ارائهشده را به فارسی برمیگرداندند. این مترجمان پس از مدتی با استفاده از یادداشتهایی که از محضر این استادان فراهم کرده بودند و همچنین کتابهایی که استادان غربی از خارج آورده بودند، نخستین کتابهای درسی را تدوین کردند. این کتابها در چاپخانه دارالفنون به صورت چاپ سنگی تهیه میشدند و در دسترس دانشجویان قرار میگرفتند. بنابراین میتوان گفت نشر دانشگاهی از همان ابتدا همگام و همجهت با دانشگاه بوده است. پرسشی که اینجا مطرح میشود این است که نشر دانشگاهی ما امروز در چه وضعی به سر میبرد و مشکلات و موانع این حوزه چیست؟
تخصصی نبودن نشر دانشگاهی
گرچه ناشران دانشگاهی پس از انقلاب اسلامی در حین تعطیلی موقت دانشگاهها و انقلاب فرهنگی تعطیل نشدند اما سیاستهای آنان در نشر و چاپ کتاب تابع سیاستهای مرکز نشر دانشگاهی شد. طبق گفته پایگاه نشر دانشگاهی، این نهاد تهیهکننده بخش مهمی از مواد آموزشی دانشگاههای سراسر کشور بوده و اعضای هیأت علمی دانشگاهها و موسسات علمی کشور در دو زمینه برنامهریزی و سفارش تألیف و ترجمۀ کتاب و مقالات تحقیقی و آموزشی در رشتههای متعدد دانشگاهی و همچنین تهیۀ منابع خارجی دانشگاهها با آن همکاری داشتهاند. نشر دانشگاهی نخستین ناشر دولتی کتابهای دانشگاهی است اما تنهاترین نیست. چند سال پس از تاسیس این انتشارات در سال 1364 سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهی با نام مختصر «سمت» وابسته به وزارت علوم شروع به فعالیت کرد. هرچند این انتشاراتیها به لحاظ آماری در خدمت و فعالیت خود خدمات گستردهای در راستای تامین کتب دانشگاهی به جای گذاشتهاند ولی وسعت و گستردگی موضوعی این انتشاراتیها مانع از پرداختن تخصصی و همهجانبه به شاخههای گوناگون میشد، بدین شکل که هرساله در رشتههای گوناگون، شاهد تعداد اندکی از کتابهای تخصصی هستیم بنابراین در تهیه و تدوین کتابهای دانشگاهی نیاز به ناشران تخصصیتر داریم تا با دقت هرچه بیشتر، آثار تخصصیتر را وارد جامعه علمی کشور کنند. تجربه «شیگهئو مینوا» در بررسی خود از انتشاراتیهای دانشگاهی ژاپن موید این نظر است. او میگوید که گستردگی موضوعی انتشارات دانشگاهی سبب واپسماندگی این انتشاراتیها شده است در صورتی که ناشران تخصصی از هر حیث در این زمینه بسیار کارآمدتر عمل کردهاند.
جزوهمحوری
یکی از بلایای سیستم آموزشی دانشگاهی ما، جزوهمحوری است. پرداختن به علل گرایش استادان و دانشجویان به جزوه تا کتاب گرچه مهم است اما در حوصله این گزارش نمیگنجد از این رو تنها به چند پیامد ناگوار این شیوه اشاره میکنم. جزوهمحوری نتیجه راحتطلبی استاد و دانشجو است و مهمترین هدف این روش، حفظ طوطیوار مفاهیم علمی برای گذراندن واحد درسی است بنابراین دانشجویی که در سیر مطالعاتی خود متمرکز بر جزوه است صرفا آشنایی سطحی و بدون تجزیه و تحلیل از مباحث به دست میآورد و از آنجا که ذهن خود را با دقت و تفصیل کتاب ورزش نداده است، اندکی پس از فراغت از تحصیل یا حتی امتحان، مباحث حفظی را فراموش میکند. نباید این مسأله را از نظر دور داشت که جزوات درسی هر قدر هم که منسجم و بادقت نگاشته شوند با توجه به هدفشان، منطق و شیوهای متفاوت با کتاب دارند. کتابهای علمی درباره هر دانش و فنی بر اساس شیوه پژوهشی خاصی نگاشته میشوند که این شیوه از روششناسی آن حوزه تبیعت میکند بنابراین مخاطبان این آثار ضمن مطالعه و فراگیری محتوای کتاب با روشهای تحقیق آشنا میشوند. میتوان گفت ضعف تالیف در جامعه علمی ما اعم از کتاب، مقاله، پایاننامه و... نابلدی بدنه جامعه دانشگاهی در روش تحقیق است که یکی از علل آن، ساختبندی ذهن دانشجو به واسطه جزوههای حاضر و آماده است. جزوات کلاسی تقلیلگرا هستند و مسائل و موضوعهای علمی را با نیت سادهسازی و چکیده کردن ارائه میدهند در حالی که نتیجه آن از میان رفتن شیوههای مطالعه روشمند و رویکردگرایانه است.
کتابسازی
بسیاری معتقدند که این پدیده شوم در گذشته هم وجود داشته اما امروزه به دلایلی بسیار پررنگتر شده است. یکی از دلایلش میتواند مدرکگرایی و رزومهمحوری نزد دانشجویان و استادان باشد. کتابسازی انواع گوناگونی دارد که از مهمترین آنها یکی تملک و تشریک کتاب از سوی شخص دیگر است و دیگری مبتنی به گردآوری و بههم چسباندن قطعات کتابهای گوناگون که اصطلاحا به آن پختهخواری گفته میشود. به هر حال یک استاد دانشگاه با توجه به جایگاهش، مسیر آسانتری را نسبت به دانشجو در چاپ کتاب پیش رو دارد از این رو دانشجویان مقاطع تکمیلی برای اینکه نام و پیشینهای برای خود فراهم و طرح پژوهشی خود را به کتاب تبدیل کنند، تن به یک معامله میدهند و نام استاد را به عنوان مولف در کنار نام خود میآورند. امروزه این نوع از کتابسازی در نشر بسیار شایع است. هرچند سهلالوصل شدن دستیابی به منابع علمی معتبر خارجی توسط اینترنت روند پژوهش را تسریع کرده اما همین مساله زمینهساز کتابسازی هم شده است. برخی کارشناسان معتقدند بسیاری از کتابهای علمی موجود نه حاصل تحقیق علمی بلکه ترکیب و سرهمبندی چند اثرند بدین شکل که مولف با یافتن چند کتاب و مقاله درباره موضوعی خاص از هریک آنها قطعاتی را استخراج میکند و در نهایت با خرده دستکاری در ادبیات و نظم مباحث، کتابی را بازتولید میکند.
ترجمه؛ ضرورت یا نیاز؟
گفته میشود بیش از 90 درصد از کتابهای دانشگاهی ما ترجمهایاند. در اینکه آیا این موضوع آسیب محسوب میشود یا خیر، میان کارشناسان اختلاف نظر وجود دارد. برخی معتقدند ترجمهگرایی منجر به رکود علمی میشود از آنجایی که ترجمه یک اثر گاه از تدوین یک مقاله هم آسانتر و کمتر زمانبر است، استادان و دانشآموختگان سعی میکنند با ترجمه آثار گوناگون کارنامه خود را پربار کنند. از طرف دیگر افرادی معتقدند که چون ما صاحب و تولیدکننده علم نیستیم، به ناچار باید رو به ترجمه بیاوریم و حتی همین تعداد اندک آثار تالیفی مبتنی بر آثار خارجیاند. صرفنظر از اینکه تفوق آثار ترجمهای به تالیفی، پدیدهای مطلوب باشد یا خیر، درباره همین آثار ترجمهای برخی نکات را میتوان متذکر شد. یکی از مشکلاتی که برخی متون دانشگاهی و علمی به آن مبتلایند، ناپختگی زبانی است. گاه دیده میشود مترجم هرچند مفهوم و معنا را درست درک کرده اما به دلیل ضعف زبانی قادر به انتقال صحیح آن نشده است در صورتی که رسایی و روان بودن یکی از ویژگیهای اساسی کتابهای دانشگاهی است.
سرفصل رشتههای دانشگاهی
از مباحث پرچالش دیگر درباره کتب دانشگاهی، بحث سرفصلهای مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگیاند. در یک بررسی آسیبشناسانه که از سوی خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) منتشر شده است، برخی کارشناسان دیدگاه خود را درباره این مسأله مطرح کردند که ذکر برخی از آنها خالی از لطف نیست. شیوا شکاری، مدیر انتشارات جامعهشناسان میگوید: «برخی سرفصلهای دانشگاهی چندین سال است بهصورت فرمایشی اعلام میشوند، بنابراین این امکان وجود دارد که چندان با علم روز هماهنگی نداشته باشند در نتیجه برای پیشگیری از انتشار آثاری با محتوای قدیمی، باید به تولید کتاب توجه کرد.» او همچنین معتقد است بسیاری از دانشجویان برای تهیه پایاننامههای دانشگاهی به منابعی بیش از سرفصلهای معرفیشده نیاز دارند. از سوی دیگر، برخی مولفان و مترجمان با بررسی نیازهای علمی به انتشار کتاب دست میزنند. در ادامه همین بررسی، دکتر نگار داوری اردکانی معتقد است برخی از این سرفصلها برای رشتههای گوناگون یکسانند که این معیارسازی مطلوب نیست. به عقیده وی اینکه در همه دانشگاهها منابع واحدی تدریس شوند، نه منطقی است و نه صحیح.
عوامل اقتصادی
گران شدن هزینه چاپ کتاب که مدتی است گریبانگیر نشر شده هم تاثیرات سوء خود را بر کتب دانشگاهی گذاشته است. متاسفانه نزول شمارگان کتاب هرروزه رکورد تازهای از خود به جای میگذارد. این موضوع از چند جهت به نشر کتب دانشگاهی آسیب رسانده است؛ نخست اینکه وقتی هزینه تکثیر یک کتاب ارزانتز از خرید کتاب شود و هیچ نهادی بر حقوق مولف و ناشر نظارت نکند، دانشجویان تمایل بیشتری به کپی کتاب پیدا میکنند. این مساله در دانشگاههای شهرستان با توجه به نبود فروشگاههای کتاب بیشتر به چشم می-خورد. بهمن حاجی با اشاره به یکی دیگر از پیامدهای ناگوار وضعیت نامطلوب قیمتها میگوید: «نوسانات قیمتی باعث میشوند عرصه برای ورود ناشران غیرمتخصص باز شود. این ناشران نابلد که سرمایه و امکانات کافی دارند مؤلف را ترغیب میکنند تا آثارش را برای چاپ به آنها بدهد. این آثار به دلیل ماهیتشان نیاز به ویراستاری دقیق علمی و ادبی، واژهگزینی مناسب و استفاده از شیوه نگارش و رسمالخط صحیح فارسی دارند، اما متأسفانه ناشران نامعتبر کتاب را بدون توجه به این اصول علمی و ادبی چاپ و به جامعه دانشگاهی عرضه میکنند و نتیجه کار، افت میزان سواد جامعه علمی خواهد بود در حالی که اگر از ناشر دانشگاهی و معتبر حمایت میشد، بازار نشر با کتابهای باکیفیت تغذیه میشد».
پر بازدیدها
بازدید 83135
متنی که به قول رهبر شهید انقلاب پس از هشتصد سال همچنان تازه است