آموزش و پرورش سالهاست وعده زنگ کتابخوانی در مدارس را داده اما این وعده همچنان در حد حرف باقی مانده است. روایت مریم بیات معلم پایه دبستان و فعال حوزه کتاب کودک و نوجوان در این گفتوگو گواهی بر این است که تحقق این وعده نهتنها ممکن که معجزه آفرین است.
مریم بیات، فارغالتحصیل رشته تاریخ، معلم پایه دبستان و فعال حوزه کتاب کودک و نوجوان در گفتوگو با ستاد خبری سیوسومین دوره هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران، با اشاره به اینکه به عنوان یک معلم، دغدغه کتاب و کتابخوانی دانشآموزان، معماران فردای ایران، برایش اهمیت ویژهای دارد، گفت: آموزش و پرورش سالهاست قول اختصاص زنگ آموزشی برای کتاب و کتابخوانی را داده، اما متأسفانه این وعده محقق نشده است. اگرچه لزوم وجود چنین زنگی برای تمام پایهها مهم است، اما برای مقطع دبستان از اوجب واجبات به شمار میرود.
کتابخانههای مدارس دولتی؛ گاهی غنی اما همیشه بلااستفاده
این معلم پایه با اشاره به تجربه بیش از 6 سال خود در مدارس دولتی، بیان کرد: متأسفانه در این مدارس، کتابخانهها اگرچه اغلب دارای کتابهای فراوان و گاه بسیار خوبی هستند، اما از رونق لازم برخوردار نیستند. در مقابل طی دو سال گذشته در مدرسهای غیرانتفاعی مشغول به کار شدم که مدیر آن دغدغهای جدی نسبت به کتابخوانی دانشآموزان داشت و این امر موجب شد احساس رضایت بیشتری از فعالیتهایم داشته باشم. یکی از دلایل اصلی این احساس خوب، اهمیت مدیر مدرسه به «کتابخوان» شدن دانشآموزان و سوق دادن آنان به این سمت بود.
این فعال حوزه کتاب کودک و نوجوان با انتقاد از محدود شدن فعالیتهای کتابخوانی مدارس به هفته کتاب، توضیح داد: متأسفانه در بسیاری از مدارس موضوع کتاب و کتابخوانی غالباً تنها به هفته کتاب محدود میشود؛ یعنی ممکن است نمایشگاه کتابی برگزار شود، تبادل کتابی صورت بگیرد، در مراسم صبحگاه چند کتاب معرفی شود و یا در مدارسی که امکانش وجود داشته باشد، از نویسندهای برای سخنرانی دعوت شود. اما پس از پایان این هفته همه چیز به حالت عادی بازمیگردد؛ در حالی که آموزش و پرورش همواره بر اختصاص زنگ ویژه کتابخوانی تأکید داشته، اما تاکنون امکان تحقق آن فراهم نشده است و ضرورت آن به شدت احساس میشود.
این معلم با اشاره به چالشها و موانع موجود برای استفاده معلمان از کتاب غیردرسی در ساعات مدرسه گفت: حجم سنگین محتوای درسی و اولویت تسلط دانشآموزان بر آن، موجب شده بسیاری از مدارس و معلمان تمایلی به گنجاندن زنگ کتابخوانی در برنامههای خود نداشته باشند. علاوه بر این، برخی همکاران نگران هستند که در فرآیند کتابخوانی، مطالب غیرمنتظرهای مطرح شود و برای آنان چالشسازی کند. این ترس، عاملی بزرگ برای دوری معلمان از ایجاد فرصت کتابخوانی در کلاس درس است.
تجربه موفق «زنگ سواد خواندن»
این معلم با بیان اینکه دو سال متوالی در مدرسه فعلی، ساعتی تحت عنوان «زنگ سواد خواندن» در برنامه هفتگی گنجانده شده است، اضافه کرد: در این زنگ کتابهای داستان کوتاه در اختیار دانشآموزان قرار میگیرد. آنان فرصت مییابند داستان را مطالعه کنند، سپس به صورت جمعی آن را بلند خوانده و در ادامه، کاربرگهایی مرتبط با هدف داستان و شخصیتهای آن تکمیل میکنند. این فعالیت به درک بهتر مفاهیم و تقویت مهارتهای استدلالی دانشآموزان کمک میکند.
ایدهای اجرایی و اثرگذار؛ معرفی کتاب توسط دانشآموزان
این معلم به طرح معرفی کتاب توسط دانشآموزان در«زنگ سواد خواندن» به عنوان فعالیت اجرایی دیگر این کلاس اشاره کرد و گفت: در مدرسه ما لیستی روی میز من وجود دارد. هر دانشآموز که مایل باشد کتابی را معرفی کند، نام کتاب، نویسنده و ناشر را در این لیست ثبت میکند. سپس آن کتاب را در کمد مخصوصی قرار میدهد. من در فاصله زمانی تا کلاس هفته بعد، کتاب را مطالعه و نکات آن را بررسی میکنم و پس از تأیید و بررسی کتاب توسط من امکان معرفی آن به سایر همکلاسیهایشان فراهم میشود. پس از معرفی، دانشآموزان پرسشهای خود را مطرح میکنند و گاه حتی درخواست میکنند که همان کتاب را از دوست معرف، به امانت بگیرند. این فرآیند اشتیاق قابل توجهی برای کتابخوانی میان دانشآموزانم ایجاد کرده است. وقتی این تجربه را با خانوادهها در میان میگذارم، مشاهده میکنم که آنان نیز مشتاق همکاری و برداشتن گامی در جهت کتابخوان شدن فرزندانشان هستند.
وی افزود: در حال حاضر در«زنگ سواد خواندن» با دانشآموزانم کتابی از انتشارات جمال، درباره روایت زندگی مردی ثروتمند و ایتالیایی به نام ادواردو آنیلی میخوانیم که عاشق امام زمان شد. دانشآموزان من که در یک مدرسه غیرانتفاعی با سطح مالی خوب درس میخوانند، هفتهای چهار قصه کوتاه از زندگی ادواردو آنیلی را میخوانند و سپس به عنوان تکلیف خانه در حدود هفت خط درباره داستانی که در کلاس خوانده و شنیدهاند مینویسند. با این کار، همزمان بر چندین مهارت کار میکنیم: مهارت شنیداری، دقت و توجه در دریافت مفاهیم و همچنین مهارت نگارش و خلاصهنویسی که برای دانشآموزان دبستان بسیار حائز اهمیت است. به عنوان یک معلم احساس میکنم که هرچه کتاب را بیشتر با فضای کلاس همراه کنیم، نتایج بهتری در روند تحصیلی دانشآموزان مشاهده خواهیم کرد.
تأثیر عینی یک کتاب بر رفتار دانشآموزان مدرسه
بیات در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به نمونهای عینی از تأثیر کتابخوانی در کلاسهای مدرسه بیان کرد: دانشآموزان کلاس من عادت داشتند با صدای بلند صحبت کنند. نکتهای که امسال توجه مرا به شدت جلب کرد، بلند صحبت کردن آنان در کلاس درس بود. به نظر میرسد در جامعه و حتی در خانوادهها، این تصور برای آنان وجود دارد که هرچه بلندتر صحبت کنند، حرفشان بیشتر شنیده میشود و دیگران در مقابلشان سکوت خواهند کرد. ما با این چالش در کلاس مواجه بودیم اما یکی از همین دانشآموزان کتاب «سانی بلندگو قورت داده!» از مجموعه «کتابهای جولیا» نشر نردبان را در «زنگ سواد خواندن» به سایر دوستانش معرفی کرد؛ این کتاب حاوی راهکارهایی برای کنترل بلند صحبت کردن است.
این آموزگار اضافه کرد: پس از مطالعه این کتاب، به وضوح شاهد تغییر رفتار دانشآموزان و آرامتر شدن لحن صحبت آنان در کلاس بودم. حتی حالا هم گاهی در مواقع شلوغی، کافی است در کلاس بگویم: «بچهها، داستان ثانی بلندگو را فراموش کردهاید؟» با این جمله، کلاس به حالت مطلوب و ریتم مناسب خود بازمیگردد؛ حالتی که در آن دانشآموزان با آرامش با یکدیگر گفتوگو میکنند. معلمانی که دانشآموزان کتابخوان دارند، همواره باید آنان را تشویق کنند و بستری فراهم آورند تا دیگر دانشآموزان نیز با الگوبرداری از دوستانشان به کتابخوانی گرایش پیدا کنند.
تأثیر معجزهآسای زنگ کتابخوانی در انگیزه دانشآموزان
بیات در بخش دیگری از سخنان خود با بیان نکتهای تأملبرانگیز گفت: در هفتههای پربرنامه دانشآموزانم تمام تلاش خود را میکنند تا فعالیتهای درسی را در ۲۰ تا ۳۰ دقیقه انجام دهند، فقط به این خاطر که به «زنگ سواد خواندن» برسند. این عطش کتابخوانی و میل به دانستن داستانهای تازه، سبب همراهی بیشتر آنان با کلاس شده است. شاید در هفتههای اول همراهی آنان سخت بود، اما از جایی به بعد عطش کتابخوانی، میل به خواندن و معرفی کتاب و دانستن داستانهای تازه، سبب شد که همراهی بیشتری با معلم و کلاس داشته باشند تا بتوانند حداکثر استفاده را از این زنگ ببرند.
لزوم همراهی خانوادهها برای کتابخوان شدن بچهها
بیات در ادامه با تأکید بر نقش کلیدی خانوادهها درکتابخوان شدن دانشآموزان بیان کرد: در جلسات اول سال والدین به من مراجعه میکنند و میگویند کاری کنید فرزندمان کتابخوان شود و من در پاسخ به آنان میگویم: «حتماً، من تمام تلاشم را خواهم کرد و برنامههای زیادی برای علاقهمند کردن دانشآموزان به کتاب دارم، اما به تنهایی نمیتوانم این کار را انجام دهم؛ خانوادهها نیز باید کتاب بخوانند تا کودکان با مشاهده آنان، به کتابخوانی علاقهمند شوند.»
وی با بیان مشاهدات خود از تفاوتهای چشمگیر میان دانشآموزان کتابخوان و غیرکتابخوان افزود: نکتهای که دلم میخواهد والدین بدانند این است که تفاوت بین کودکانی که کتاب میخوانند و آنانی که نمیخوانند، همچون تفاوت زمین و آسمان است.
این معلم با انتقاد از نحوه تخصیص بودجه تجهیز کتابخانه در مدارس گفت: آموزش و پرورش سالانه به مدارس بودجهای برای خرید کتاب اختصاص میدهد، اما متأسفانه با این بودجه تنها قفسات کتابخانهها تجهیز میشوند و امرکتابخوانی محقق نمیشود. زیرا در مدارس دولتی، نیروی متعهد و دغدغهمندی برای هدایت کتابخانه وجود ندارد! «معلم کتابیار» یا فردی که دغدغه کتاب و کتابخوانی دانشآموزان را داشته باشد، به ویژه در مدارس دولتی، بسیار کمیاب است.
بیات با اشاره به تجربه موفق مدرسه خود در جذب نیروی متخصص برای کتابخانه مدرسه توضیح داد: مدرسه ما به دلیل اهتمام به کتاب، فرد شایستهای را برای کتابخانه استخدام کرد. این فرد آنقدر ارتباط خوب و حرفهای با دانشآموزان برقرار کرد که امسال مدرسه به وی پیشنهاد داد از کتابخانه خارج شده و به عنوان معلم فعالیت کند. در واقع مسئول کتابخانه باید آنقدر توانمند باشد که دانشآموزان را به سوی خود جذب کند. چنین شرایطی باید در تمام مدارس ما حاکم باشد، اما متأسفانه اینطور نیست، به ویژه در مدارس دولتی که جمعیت بیشتری از دانشآموزان را تحت پوشش دارند. جای تأسف است که پس این همه سال نتوانستهایم پیوندی بین دانشآموزان و کتاب و کتابخانه ایجاد کنیم.
یک پیشنهاد؛ ایجاد بستر ارتباطی دانشآموزان با نویسندگان
بیات با اشاره به موانع ارتباط مدارس با پدیدآورندگان کتابها گفت: کاش آموزش و پرورش کمک کند تا مسئولان و معلمان مدارس بتوانند ارتباط بهتری با نویسندگان برقرار کرده و آنان را به مدارس دعوت کنند. در شرایط کنونی دعوت از نویسندگان محبوب کودکان بسیار دشوار است، مگر اینکه واسطه یا آشنایی وجود داشته باشد. به گمانم این وظیفه نهادهایی مانند آموزش و پرورش است که بستری فراهم کنند تا در صورت تمایل مدارس برای ارتباط با نویسندگان و ناشران این امر به سهولت انجام پذیرد.
این فعال حوزه کتاب کودک و نوجوان با بیان مثال عینی افزود: هماکنون دانشآموزان من کتاب «قصههای ادواردو» را مطالعه میکنند و مشتاقند نویسنده این کتاب، آقای محسن نعما را ببینند و صحبتهایش را بشنوند، زیرا آثار دیگری از ایشان را نیز خواندهاند. اما بستر لازم برای ارتباط بین مدارس و نهادهای مربوطه فراهم نیست تا این ارتباط تسهیل شود.
بیات با اشاره به فضای ترس موجود برای قدم برداشتن به سمت کتابهای غیردرسی در میان معلمان گفت: آموزش و پرورش باید از معلمان دغدغهمند کتابخوانی حمایت کند، نه اینکه همواره موجب ترس آنان شود. معلمان نباید دائم نگران این باشند که کتاب انتخابیشان از نویسندهای خاص است، مبادا مشکلی داشته باشد، یا نویسندهای انتقادی کند و بعداً برای معلم دردسر ایجاد شود. متأسفانه معلمان در انتخاب کتاب با محدودیت و فشار زیادی مواجه هستند. انتشارات خوب کم نیستند، فراوانند؛ اما معلمان ما به ویژه در مدارس دولتی، بهدلیل عدم حمایت آموزش و پرورش از مقوله کتاب غیر درسی در ساعات مصوب بسیار محتاط و «دست به عصا» عمل میکنند.
این معلم با مقایسه تجربیات خود در مدارس مختلف گفت: به عنوان کسی که دو سال در مدارس غیرانتفاعی تجربه کتابخوانی در کنار تدریس دروس داشتهام، میبینم که در این مدارس بستر برای فعالیت بسیار بازتر است. من سه سال در مدارس دولتی تدریس کردهام و در آنجا اگر میخواستم کتابی را به دانشآموزان معرفی کنم، باید با ۱۰ نفر چک میکردم و اجازه میگرفتم. در حالی که مدرسه غیرانتفاعی کنونی ما، اگرچه یک مدرسه اسلامی است و شاید از نظر دینی و مذهبی سختگیرتر از آن مدرسه دولتی باشد، اما چون مدیر آن همراه و دغدغهمند کتابخوانی است، فضای بهتری برای ترویج کتاب میان دانشآموزان حاکم است.
سیوسومین دوره هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران از بیستوچهارم تا سیام آبان (1404) با شعار «بخوانیم برای ایران» برگزار شد.