سیامک فریدونی گفت: بزرگترین اشتباه یک کسبوکار بیتوجهی به «فرهنگ» است. اگر کسبوکاری فرهنگ ملی و محلی را در نظر نگیرد با تنبیهات سنگینی مواجه خواهد شد.
به گزارش روابط عمومی خانه کتاب و ادبیات ایران، در ادامه سلسله نشستهای «رواق تورق» آیین رونمایی و بررسی مجموعه کتابهای «تراژدی کسب و کاروکمدی موفقیت» اثر سیامک فریدونی، عصر روز سهشنبه (۲۵ آذر ۱۴۰۴) در سرای اهل قلم خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد. در این نشست سیامک فریدونی (نویسنده و پژوهشگر)، میثم متاجی (کارشناس حوزه کسبوکار) و مرتضی انصافمنش (ناشر و مدیر مسئول نشر مهرراوش) حضور داشتند و به تحلیل ابعاد مختلف این مجموعه پرداختند.
فرهنگ خط قرمز شکست یا موفقیت است
سیامک فریدونی با تأکید بر اینکه فرهنگ تعیینکنندهترین عامل در سرنوشت هر کسبوکاری است گفت: اگر بخش فرهنگی یک کسبوکار مورد توجه قرار نگیرد، مانند استارباکس در استرالیا، میتواند به ورشکستگی کامل منجر شود. در استرالیایی که رقابت قهوه بالاست، با کیفیت متوسط و قیمت بالاتر نمیتوان موفق شد.
وی افزود: این مسئله تنها مختص شرکتهای خارجی نیست و برای توسعه درون ایران نیز حیاتی است. یک کسبوکار اگر فرهنگ ملی و محلی را در نظر نگیرد و بخواهد رشد کند، عدم رعایت آن میتواند تنبیهات زیادی به همراه داشته باشد؛ اما رعایت آن میتواند مزایای فراوانی به ارمغان آورد. ایران کشوری چندفرهنگی است و برند موفق باید به این تنوع حساس باشد.
این نویسنده در ادامه با نگاهی تاریخی به مفهوم شکست پرداخت و آن را فرصتی برای یادگیری دانست و گفت: ورشکستگی بسیار پدیده مثبتی است. به انسان نشان میدهد که هنوز جا برای پیشرفت وجود دارد و هنوز اقداماتی هست که باید انجام دهد. اگر بتوانیم به کسبوکار بهعنوان یک بازی بلندمدت غیر برد و باخت نگاه کنیم، مفهوم برد و باخت از بین میرود.
فریدونی در علت تألیف این مجموعه کتابها بیان کرد: من سعی کردم بر چرایی کسبوکار تمرکز کنم، نه بر اعداد و نمودارهای زودگذر. قصد دارم با داستان و روایت، آن منطق پنهان و الگوریتم موفقیت یا شکست را به نمایش بگذارم.
او در پایان، لزوم نگاه فرافردی و بلندمدت را یادآور شد و گفت: اگر این دیدگاه را داشته باشیم که در کسب و کار مسیر را برای نفر بعدی هموارتر کنیم، مسائل را بسیار آسانتر میتوان پیش برد.
گذر از توهم موفقیت به تداوم در روند میانجامد
میثم متاجی سخن خود را با نقد بنیادین مفهوم رایج «موفقیت» در فضای کسبوکار آغاز کرد و گفت: من از کلمه موفقیت چندان خوشم نمیآید. به نظرم این واژه جعلی است و وارد حوزه کسبوکار شده و در حال نابود کردن سیستم است. ما چیزی به نام موفقیت نداریم، بلکه تنها یک مفهوم به نام روند وجود دارد. اگر بتوانید در این روند باقی بمانید و مرتبط بمانید، این فرصت را خواهید داشت که آن را به نسل بعد انتقال دهید.
او با استناد به مثالهای تاریخی کتاب، به تشریح یکی از کلیدیترین مفاهیم مدیریت استراتژیک، یعنی «استراتژی خروج» پرداخت و بیان کرد: در این کتاب سعی شده داستان افرادی را که به خاطر عدم توجه به برنامه خروج، شکست خوردهاند، مطرح شود. این کلید در ذهن روشن میکند که همه راهها به موفقیت نمیرسد. تنها وسایل ورود مهم نیست، بلکه استراتژی خروج نیز اهمیت دارد.
متاجی سپس مفهوم «نگاه رادیکال در بحران» را با مثال نبردهای هانیبال و اسکیپیو در روم باستان بیان کرد و گفت: نگاه رادیکال داشتن لزوما بد نیست. اسکیپیو به جای اینکه دفاع کند، به خاک کارتاژ حمله کرد. او یک نگاه شکستخورده را به نگاهی برتر تبدیل کرد. در کسبوکار نیز گاهی در شرایط بحرانی، باید مسائل را رادیکال و ریشهای دید تا راه حلی خارج از چارچوبهای تکراری پیدا کرد.
وی به شکاف بین صنعت و دانشگاه به عنوان یک معضل فرهنگی اشاره کرد و بیان کرد: مشکل این است که ما از دست میدهیم. میترسیم ایدهمان را مطرح کنیم. کسبوکارها حاضر نیستند ریسک کنند و به سمت دانشگاه و علوم پایه بروند، در حالی که بسیاری از فرمولهای مدیریتی پیشرفته ریشه در ریاضی و منطق محض دارند.
متاجی همچنین کتاب را ابزاری برای ایجاد «تحمل» در اکوسیستم کارآفرینی دانست و گفت: این کتاب موجب افزایش تحمل شما خواهد شد. برای کسی که میخواهد کاری آغاز کند، مفید است و برای اطرافیانش نیز تا درک کنند این مسیر چقدر سخت است. پیشنهاد میکنم همه این کتاب را بخوانند، زیرا هر کس در اطرافش ممکن است یک کارآفرین باشد.
این کتاب تلفیق تاریخ و مدیریت در قالب داستان است
مرتضی انصافمنش نیز در این نشست به انگیزه خود از انتشار این مجموعه اشاره کرد و گفت: هنگامی که نسخه اولیه را خواندم، نگاهی تازه به کسبوکار داشتم که هم تاریخی بود و هم مدیریتی و هم از جنس اقتصاد. این کار بسیار نوآورانهای بود. ما جلسات طولانی و مفصلی درباره آن برگزار کردیم تا به شکل نهایی برسد.
وی قدرت اصلی کتاب را در رویکرد داستانی و روایی آن دانست و ادامه داد: این کتاب بهطور مستقیم از بیزنس صحبت نمیکند. مانند کتاب هنر رزم است. سعی میکند با داستان و روایت درک فرد را تغییر دهد. هنگامی که عملیات جنگی را بررسی میکند، حرکتهای مشابهی در مدیریت امروز مشاهده میشود، صرف نظر از فرهنگ.
انصافمنش ضمن تاکید بر این نکته که این کتابها صرفا یک مجموعه تئوری نیستند و بر اساس تجربیات واقعی شکل گرفتهاند، گفت: مباحث مطرحشده در این مجموعه چالشهای واقعی هستند و هر کسی که بخواهد کاری را شروع کند، با آنها مواجه میشود. این کتاب شما را آماده میکند تا آن سختیها را بپذیرید و درک کنید.
او همچنین از زحمات سیامک فریدونی در نگارش کتاب تقدیر کرد و افزود: ایشان با شجاعت به موضوعاتی پرداختهاند که در کتابهای رایج مدیریتی کمتر به آنها توجه میشود، مانند ورشکستگی یا نقش فرهنگ. این شجاعت در نویسندگی و پژوهش قابل تحسین است.
ناشر اثر در پایان با درخواستی از جامعه سخن خود را به پایان برد: فقط یک لطف از همه دارم؛ هر فردی که وارد فضای کارآفرینی شده، سخت در حال تلاش است. لطفاً احترام کافی را برای او قائل شوید. از نگاه بیرونی به نظر میرسد همه چیز خوب است، اما در درون دشواریهای بسیاری وجود دارد. این کتابها منابع مفیدی برای درک آن دشواریها هستند.