رمان «بیروط» نوشته ابراهیم اکبریدیزگاه که به عنوان یکی از دو برگزیده مشترک بخش رمان در شانزدهمین دوره جایزه جلال آلاحمد (1402) انتخاب شد، در مسیر نشر خود به چاپ چهارم رسیده است.
به گزارش روابط عمومی خانه کتاب و ادبیات ایران، در ادامه سلسله گزارشهای «از تقدیر تا تیراژ»، این بار به سراغ رمان «بیروط» اثر ابراهیم اکبریدیزگاه میرویم که در شانزدهمین دوره جایزه ادبی جلال آلاحمد (۱۴۰۲) در بخش رمان و داستان بلند به صورت مشترک به عنوان اثر برگزیده معرفی شد.
نویسندهای در میانه قلمرو ادبیات، پژوهشهای حوزوی و مدیریت فرهنگی
ابراهیم اکبریدیزگاه متولد ۱۳۶۰ نویسنده، شاعر و پژوهشگری است که فعالیت حرفهای خود را در حوزههای گوناگون ادبی و فرهنگی گسترده است. او که تحصیلات حوزوی خود را تا سطح عالی در حوزه علمیه قم ادامه داده، سالها به عنوان مدرس و محقق در زمینههای روششناسی داستاننویسی، فلسفه ادبیات، نقد ادبی و نظریههای ادبی در مراکزی چون مدرسه اسلامی هنر تدریس کرده و با مبانی نظری ادبیات درگیر بوده است. وی سابقه دبیری انجمن داستان طلاب کشور، عضویت در هیأت مدیره انجمن شعر طلاب، اداره کارگاههای شعر و داستان در دفتر تبلیغات اسلامی، دبیری جشنواره داستان اشراق و دبیری اولین جشنواره خاطرهنگاری اشراق را در کارنامه دارد. از مسئولیتهای اجرایی فعلی او میتوان به دبیری شورای ادبیات داستانی مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، عضویت در شورای نظارت بر چاپ معاونت فرهنگی هنری دفتر تبلیغات اسلامی، مسئولیت بخش تولید محتوای ادبی موزه انقلاب و دفاع مقدس قم و عضو شورای تأمین انتشارات بهنشر اشاره کرد. از دیگر کتابهای منتشر شده او میتوان به این عناوین اشاره کرد: «سوره آفلین»، «شاهکشی»، «دستهایش خونی، چشمهایش گریان»، «طوطی و تاول»، «بَکّه» و «از سلاخخانه تا مهدیه».
«بیروط»؛ سفری درونی از ژرفای شک تا روشنایی ایمانی بازساخته
«بیروط»روایتگر سفر درونی «یحیی» طلبهای جوان، مستندساز و سرگشته است که به دلیل نگرفتن «نشانه» از جانب خدا و تحت تأثیر رفتار خشک و سلبی پدرش، دچار بحران عمیق اعتقادی شده و به آیین پدر بیاعتقاد گشته است. در آستانه مهاجرت به آلمان، پیشنهاد دوستی برای نگارش فیلمنامه مستندی درباره امام موسی صدر با طمع حقالزحمه او را به لبنان میکشاند. این سفر جغرافیایی به نقطه عطفی برای سفری فلسفی-عرفانی بدل میشود. یحیی در فضای پرتنش بیروت، که هم خاطره امام موسی صدر در آن حاضر است و هم حضور گروههای تکفیری و داعشی آن را تهدید میکند، به جستوجویی جانانه در زندگی و اندیشههای آن امام ربوده شده میپردازد. او به تدریج درمییابد که امام موسی صدر نمونهای از انسانی است که دین را نه به عنوان ابزار سلبی بلکه به مثابه ابزاری برای محبت، سازندگی، مبارزه با ظلم و وحدتبخشی معرفی میکند. این مواجهه همراه با تجربه تلخ اسارت در چنگال یک گروه تکفیری نگاه او را به زندگی، انسان، پدر، خانواده و وطن دگرگون میسازد؛ به طوری که قید مهاجرت را میزند و به ایران بازمیگردد تا روابط از هم گسیخته را ترمیم کند.
کتاب با بخشی به نام «یکشنبه – یکم خرداد ۹۲» آغاز و با «تیرماه ۱۳۹۲؛ یعقوب آغاجی» به پایان میرسد و خواننده را در زمانها و مکانهای مختلف بیروت از هتل تا ساحل همراهی میکند. عنوان نمادین «بیروط» (با حرف «ط») از نگاه نویسنده، اشاره به شهری دارد که تعادل خود را از دست داده است. او در توضیح عنوان میگوید: مدینه در تفکر شیعه زمانی مدینه میشود که امام داشته باشد، بیروط شهری است که امامش را از دست داده است. بیروت با بودن امام موسی صدر توازنی داشت و با رفتنش توازنش را از دست داد و «بیروط» شد.
از تقدیر تا تیراژ
رمان«بیروط» نخستین بار در سال ۱۴۰۲ توسط نشر صاد در ۴۱۶ صفحه منتشر شد. بر پایه آمار بانک اطلاعاتی خانه کتاب و ادبیات ایران، آخرین نوبت چاپ این کتاب، چاپ چهارم در سال ۱۴۰۳ است و در مجموع ۲۵۰۰ نسخه از آن در بازار کتاب عرضه شده است.