سخنرانان در نشست «نگاهی به سیره و زندگی حضرت زینب (س)» تاکید کردند که بر اساس اندیشه امام موسی صدر، شهادت امام حسین(ع) برای ترسیم خط فاصلی ابدی میان «اسلام نبوی» و «اسلام یزیدی» ضروری بود و رسالت حضرت زینب(س) با تبدیل شکست ظاهری به پیروزی ایدئولوژیک، این مأموریت تاریخی را تکمیل کرد.
به گزارش روابط عمومی خانه کتاب و ادبیات ایران، در ادامه سلسله نشستهای «خلوت خرد»، نشست «نگاهی به سیره و زندگی حضرت زینب (س) با تکیه بر کتاب سفر شهادت؛ گفتارهایی درباره واقعه عاشورا» روز دوشنبه (۱۵ دی ۱۴۰۴) در سرای اهل قلم خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد. در این برنامه که با دبیری عطاالله اسماعیلی همراه بود، مهدی فرخیان، مترجم اثر و شریف لکزایی؛ عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، به تحلیل ابعاد مختلف اندیشه امام موسی صدر درباره واقعه عاشورا و شخصیت حضرت زینب(س) پرداختند.
تحلیل دو اسلام؛ تبیین چرایی شهادت امام حسین(ع)
مهدی فرخیان؛ مترجم کتاب «سفر شهادت؛ گفتارهایی درباره واقعه عاشورا» نوشته امام موسی صدر، سخنان خود را با شرحی بر پیشینه و ماهیت این اثر آغاز کرد. وی گفت: «سفر شهادت» نخستین اثری بود که به طور رسمی از امام موسی صدر ترجمه کردم. این کتاب مجموعهای از سخنرانیهای عمومی امام موسی صدر است که با هدف اصلی درسآموزی برای انسان امروز تدوین شده و نباید آن را یک متن صرفاً پژوهشی یا تاریخی تلقی کرد.
وی افزود: هدف امام موسی صدر ارائه تحلیلی کاربردی برای جامعه معاصر بود و از این رو حتی اگر برخی جزئیات تاریخی ذکرشده در کتاب محل تردید باشند، این موارد به ساختار اصلی و پیام محوری اندیشه او خدشهای وارد نمیکند؛ چرا که او همواره از واقعه عاشورا برای تبیین و مقابله با معضلات زمانه خود بهویژه مسئله فلسطین و اسرائیل بهره میگرفت.
فرخیان در ادامه ادبیات عاشورایی را به سه دوره کلی تقسیمبندی کرد و گفت: نخست؛ دورهای طولانی که تمرکز اصلی آن بر ذکر مصائب و جنبه سوگوارانه واقعه بود. دوم؛ دورهای که در قرن اخیر با طرح مفاهیم حماسی و انقلابی چون عدالت و مبارزه با ستم شکل گرفت و سوم؛ رویکردی نوظهور که با نگاهی انسانی و حقوق بشری به واقعه عاشورا میپردازد. امام موسی صدر عمدتاً در دسته دوم یعنی نگاه حماسی، قرار میگیرد، اما سخنرانیهای سالهای پایانی حضورش بهویژه پیام او به مناسبت تقارن میلاد حضرت مسیح(ع) و عاشورا در بحبوحه جنگ داخلی لبنان، نشاندهنده حرکتی آشکار به سمت رویکرد سوم و نگاهی انسانی و صلحمحور است.
محوریترین تحلیل فرخیان که از اندیشه امام موسی صدر استخراج شده بود، به این پرسش پاسخ میداد که چه تحولی در جامعه اسلامی رخ داد که تنها نیم قرن پس از وفات پیامبر(ص)، به شهادت نوه او رضایت داد. او پاسخ صدر به این پرسش را اینگونه بیان کرد: تغییر در «مسلمانی مسلمانان». به گفته صدر، در آن دوره اسلام اصیل نبوی جای خود را به یک اسلام جعلی و تحریفشده داد که صدر از آن با عنوان «اسلام یزیدی» یاد میکند.
فرخیان در ادامه ویژگیهای این اسلام جعلی از منظر امام موسی صدر را اینگونه برشمرد: اسلامی که بازیچه برای حکومت است؛ اسلامی که از آن سوءاستفاده میشود؛ اسلامی که مردم را از دروغ باز نمیدارد و اسلامی که از هتک نوامیس و حرمت خانه خدا جلوگیری نمیکند. خطرناکترین جنبه این اسلام تحریف شده، تبدیل دین به ابزاری برای توجیه هر اقدام حاکم و واجب شمردن اطاعت از او بود. در چنین فضایی جهاد به ماجراجویی، حقایق به دروغ و انسانهای آزاده به ابزارهای مطیع بدل میشدند. هدف شهادت امام حسین(ع) نه یک پیروزی سیاسی کوتاهمدت، بلکه ثبت یک تمایز ابدی در تاریخ بود.
وی در ادامه با اشاره به اینکه بنیامیه نزدیک به ۸۰ سال پس از عاشورا به حکومت خود ادامه دادند، این ایده را که قیام، حکومت اموی را متزلزل کرد، ناکافی دانست و تأکید کرد که هدف اصلی، ترسیم یک خط فاصل پاکنشدنی میان اسلام اصیل و اسلام جعلی بود تا این دو هرگز با یکدیگر اشتباه گرفته نشوند.
این مترجم در ادامه این بحث تاکید کرد: این میان خطبهها و روشنگریهای حضرت زینب(س) نقشی حیاتی داشت؛ زیرا ایشان بودند که با ترسیم دو تصویر متضاد از خاندان پیامبر(ص) و خاندان اموی، این خط فاصل را برای همگان آشکار و رسالت عاشورا را تکمیل کردند.
حضرت زینب(س)؛ نماد مقاومت فعال و تکمیلکننده رسالت عاشورا
در بخش دیگری از این نشست، شریف لکزایی با تمرکز بر ابعاد اجتماعی و سیاسی نقش حضرت زینب(س) در اندیشه امام موسی صدر، تحلیل خود را با معرفی صدر به عنوان یک «روشنفکر» و کنشگر اجتماعی حقیقی آغاز کرد. وی گفت: در نگاه صدر وظیفه روشنفکر، خلق گفتمانهایی است که جامعه را از «رکود و فساد» خارج کرده و به سوی «حرکت و تحول دائمی» سوق دهد. از این منظر بازخوانی واقعه عاشورا برای صدر، ابزاری استراتژیک برای الهامبخشی به جامعه معاصر و مبارزه با بیعدالتیهایی نظیر رژیم آپارتاید اسرائیل بود. لبنان در اندیشه صدر، عینیتیافته تمدن آینده و الگوی همزیستی در برابر نظام آپارتاید بود؛ تا جایی که او معتقد بود اگر چنین لبنانی وجود نداشت، باید برای مقابله با شر مطلق (اسرائیل) آن را تأسیس میکردیم.
لکزایی همچنین به یکی از اصول بنیادین در تفکر صدر اشاره کرد و ادامه داد: رسالت مرد بدون مشارکت زن به انجام نمیرسد. امام موسی صدر این اصل را مستقیماً در تحلیل واقعه کربلا به کار میبرد و معتقد است اگر حضور و نقشآفرینی حضرت زینب(س) نبود، پیام عاشورا در همان صحرای کربلا دفن میشد و به تاریخ نمیرسید.
وی در ادامه چهار کارکرد و وظیفه اصلی حضرت زینب(س) را بر اساس گفتارهای امام موسی صدر به شرح زیر تبیین کرد:
1.ترسیم چهره واقعی امام حسین(ع): زینب (س) مانع از آن شد که امام حسین(ع) به عنوان فردی شکستخورده در تاریخ ثبت شود و در مقابل، او را بهعنوان مظهر قدرت، اراده و آزادی معرفی کرد.
2.خنثیسازی توطئه امویان: بنیامیه قصد داشتند با «خارجی» نامیدن شهدا، قیام را بیارزش جلوه دهند. حضرت زینب (س) با یک استراتژی هوشمندانه این توطئه را خنثی کرد. هرگاه کاروان اسرا با این پرسش مواجه میشد که «شما چه کسانی هستید؟»، پاسخ میدادند: «ما اسرای اهل بیت هستیم.» این پاسخ کوتاه با ایجاد یک شوک و پرسش در اذهان عمومی که انتظار اسرای بیگانه را داشتند، روایت رسمی حکومت را در هم شکست.
3.پاسداری از عزت و شرافت نهضت: زینب (س) با صلابت و اقتدار خود از کرامت و شأن والای قیام حسینی دفاع کرد و اجازه تحقیر آن را نداد.
4.تداومبخشی به اهداف عاشورا: زینب (س) با پیامرسانی خود، اهداف عاشورا را زنده نگاه داشت و الهامبخش قیامهای بعدی علیه ظلم و ستم شد.
به گفته لکزایی امام موسی صدر حضرت زینب(س) را بهعنوان الگویی برای زنان معاصر معرفی میکند؛ زنی که نماد مقاومت است و در عین اسارت، حاکمیت جور را به چالش میکشد.
لکزایی در ادامه بیان کرد: زینب با ایستادگی خود مفهوم «پیروزی» را بازتعریف میکند و نشان میدهد که پیروزی حقیقی، غلبه ظاهری نیست، بلکه حفظ حقیقت و کرامت انسانی است؛ همان مفهومی که در جمله تاریخی ایشان یعنی «ما رأيت إلا جميلاً» (جز زیبایی چیزی ندیدم)، متجلی است. حضرت زینب(س) در نگاه امام موسی صدر، الگوی ایمان فعال و شاهدی بر این مدعاست که یک انسان میتواند تاریخ را نه با سلاح، بلکه با آگاهی، شجاعت و قدرت بیان خود تغییر دهد.
وی همچنین با استناد به کتاب، تحلیلی از آیه ۱۹۵ سوره بقره ارائه داد و گفت: «انفاق جان» نه یک عمل انتحاری، بلکه راهی برای جلوگیری از هلاکت کلی جامعه است. به همین دلیل از دیدگاه امام موسی صدر هزینه مقاومت به مراتب کمتر از هزینه تسلیم شدن در برابر دشمن است.