حسین متولیان گفت: اگر جنگی کشور ما را درگیر و دشمنی مانند آمریکا هویت، تمامیت ارضی و وطنبودن ایران را تهدید کند، شاعر باید در صف اول اندیشهورزی، هنرآفرینی و خیزش اجتماعی قرار گیرد.
حسین متولیان در گفتوگو با روابط عمومی خانه کتاب و ادبیات ایران درباره نسبت جشنواره بینالمللی شعرفجر با مسائل اجتماعی روز اشاره کرد: اگر بخواهیم مخرج مشترکی میان جشنواره بینالمللی شعر فجر و سایر جشنوارهها با مسائل روز اجتماعی پیدا کنیم باید به این نکته توجه داشته باشیم که جشنوارههایی که موضوعمحور نیستند و صرفاً به یک حوزه از هنر مانند شعر میپردازند، طبیعتاً مسیر دشوارتری برای گره خوردن با شرایط اجتماعی روز دارند.
این افزود: هنرمندان و خالقان آثار هنری در زمان فعالیتشان عملاً از قلبهایشان «سفارش» میگیرند و کنشگران فعال اجتماعی هستند. هنرمندی که با وزش نسیمی تکان نخورد و از شعله آتشی که در کنارش زبانه میکشد حرارتی نگیرد، مرده است.
متولیان ادامه داد: شاعران و هنرمندان باید آثاری متناسب با شرایط اجتماعی، دغدغههای مردمی و نیازهای روز جامعه تولید کنند. این نیازها میتواند از جنس مشکلات معیشتی، ظلمستیزی، استکبارستیزی، همراهی و همدلی با معضلاتی باشد که مردم با آن دستبهگریباناند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به ارائه پیشنهاداتی به این شرح پرداخت: جشنواره بینالمللی شعر فجر میتواند با تعریف بخشهای موضوعی وارد عمل شود. همچنین جشنواره میتواند با رصد شاعرانی که در حوزه دغدغههای اجتماعی، ملی و میهنی فعال و کنشگر بودهاند یک بخش موضوعی ایجاد کند، یا موضوعات را بازتاب و به آنها ضریب دهد و با ذرهبین خود بزرگنماییشان کند. همچنین میتواند نقش یک نورافکن بر آثاری داشته باشد که به سفارش مردم، اجتماع و شرایط روزگار در قلم و هنر هنرمند شکل گرفتهاند.
این شاعر اضافه کرد: پس از گذشت بیش از دو دهه از جشنواره بینالمللی شعر فجر شاهد نوسانات زیادی بودهایم. دورههایی که صرفاً آثار را بررسی کرده، دورههایی که کتابمحور بوده و اغلب فاقد یک خطمشی و مسیر واحد و طبقهبندیشده بود. شاید بهترین اتفاق برای جشنواره بینالمللی شعر فجر در این مقطع این باشد که به یک دکترین واحد برسد و تکلیف خود را روشن کند.
وی افزود: هویتمند کردن جشنواره بینالمللی شعر فجر بهگونهای که مسیر و ریلگذاری مشخصی برای آینده داشته باشد میتواند بهترین راه برای جشنوارهای باشد که وارد دهه سوم حیات خود شده است. جشنوارهای که حالا روی پای خود ایستاده و باید بداند چه آیندهای پیش رو دارد و چه افقی برای خود ترسیم میکند.
متولیان شاعران را نبض بیدار جامعه دانست و گفت: شاعران و هنرمندان نبضشان حساستر و نزدیکتر به پوست جامعه میزند. آنها باید زودتر از دیگران دغدغهها و نگرانیهای اجتماعی را درک کنند و گاه حتی جهتدهنده حرکت اجتماع باشند. در روایتهای انقلابی، نمونههای فراوانی از شعارسازی، سرودسازی، نمایشآفرینی و کنشگری اجتماعی هنرمندان داریم و همه اینها نشان میدهد که هنرمند و شاعر نبض بیدار جامعه است.
وی افزود: هنرمند و شاعر شاید زودتر از دیگران تکانهها و تحولات اجتماعی را حس کند. او باید رصدگری باشد که دوربینی در دست دارد و کیلومترها دورتر را میبیند. این رصدگری یعنی تشخیص اینکه جامعه به چه چیزی نیاز دارد و هنر خود را صرف حل مشکلات و معضلات کند. اگر جنگی کشور ما را درگیر و دشمنی مانند آمریکا هویت، تمامیت ارضی و وطنبودن ایران را تهدید کند، شاعر باید در صف اول اندیشهورزی، هنرآفرینی و خیزش اجتماعی قرار گیرد. او باید نقش نبض بیدار جامعه را ایفا کند.
این شاعر و هنرمند با بیان اینکه اگر شاعران بهدرستی نقش خود را ایفا کنند شاید بسیاری از بحرانها پیش از وقوع مهار شوند، گفت: این به معنای نادیده گرفتن مشکلات نیست. اتفاقاً شاعر باید زبان گویای مشکلات اجتماعی باشد اما همزمان باید افقها و مسیرهای مختلف را پیش روی جامعه ترسیم کند.
حسین متولیان در پایان سخنان خود بیان کرد: روزگار شبیه یک بازی شطرنج است. مهرهها حرکت میکنند و شطرنجباز خوب کسی است که چند حرکت جلوتر را پیشبینی کند. هنرمندان شطرنجبازان خوب جامعهاند. آنها باید حرکتهای بعدی دشمن را رصد کنند و آیندههای محتمل را برای مردم ترسیم کنند.