نسخه آزمایشی جستجو ورود | ثبت نام

نقش ادبیات داستانی در بازتاب تحولات اجتماعی و سبک زندگی دوران انقلاب اسلامی | خانه کتاب و ادبیات ایران
11:09 - 1404/11/25 | بازدید 71

در نشست نقد و بررسی کتاب «کلاه اشرفی» و مروری بر داستان‌نویسی انقلاب اسلامی مطرح شد؛

نقش ادبیات داستانی در بازتاب تحولات اجتماعی و سبک زندگی دوران انقلاب اسلامی

در نشست نقد و بررسی کتاب «کلاه اشرفی» نقش ادبیات داستانی در بازتاب تحولات اجتماعی و سبک زندگی دوران انقلاب اسلامی بررسی شد. این نشست با حضور علی‌الله سلیمی و پرویز شیشه‌گران به تحلیل این اثر به عنوان نمونه‌ای از ادبیات نوجوان انقلاب پرداخت.

به گزارش روابط‌ عمومی خانه کتاب و ادبیات ایران، در ادامه سلسله نشست‌های تخصصی «رواق تورق»، نشست مروری بر «داستان‌نویسی انقلاب اسلامی» به مناسبت ایام‌الله دهه فجر، سه‌شنبه ۲۱ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ در سرای اهل قلم خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد. در این نشست، علی‌الله سلیمی و پرویز شیشه‌گران به بحث و تحلیل درباره ماهیت، ویژگی‌ها و تحولات ادبیات داستانی انقلاب اسلامی پرداختند و کتاب «کلاه اشرفی» نوشته سیدحسن حسینی‌ارسنجانی را مورد نقد و بررسی قرار دادند.

بررسی پیشینه و چیستی ادبیات داستانی انقلاب اسلامی

در ابتدای این نشست، عباس کریمی عباسی با طرح مقدمه‌ای به ریشه‌های داستان‌نویسی در ایران اشاره کرد و با بیان اینکه ادبیات داستانی مدرن در کشورمان پدیده‌ای نسبتاً جوان است، گفت: داستان‌نویسی به شیوه امروزی در ایران، از زمان جمال‌زاده آغاز می‌شود. با وجود پیشینه کهن شعر و ادبیات در این مرزوبوم، در حوزه داستان بسیار جوان هستیم و شاید بتوان گفت این نوع ادبیات با ساختار غربی و کلاسیکش، تا حدودی وارداتی محسوب می‌شود. بنابراین وقتی از تغییر در ادبیات پس از انقلاب سخن می‌گوییم باید توجه داشته باشیم که ادبیات همواره متأثر از شرایط مختلف جامعه از جمله اقتصاد، سیاست و تحولات اجتماعی است.

علی‌الله سلیمی نیز در ادامه با اشاره به پیوند ادبیات انقلاب با تاریخ  بیان کرد: عنوان «ادبیات انقلاب اسلامی» خود نشان‌دهنده این است که این نوع داستان‌نویسی، یک برهه تاریخی مشخص را شامل می‌شود. اگرچه درباره بازه زمانی دقیق آن اتفاق نظر وجود ندارد و برخی ریشه‌های آن را تا سال ۱۳۴۲ و نهضت امام خمینی (ره) پیگیری می‌کنند اما به هر حال آنچه امروز با نام ادبیات داستانی انقلاب اسلامی می‌شناسیم، عمدتاً ریشه در سال‌های منتهی به پیروزی انقلاب و پس از آن دارد. برخی صاحب‌نظران، ادبیات دفاع مقدس را نیز ادامه همان جریان ادبی می‌دانند که پس از انقلاب شکل گرفت.

سلیمی با تأکید بر اینکه ادبیات انقلاب صرفاً به روایت مبارزات محدود نمی‌شود، افزود: برداشت اولیه این است که وقتی می‌گوییم ادبیات انقلاب، یعنی آثاری سرشار از تعقیب‌وگریز و مبارزه اما چنین نیست. این ادبیات در دل زندگی جاری و روزمره مردم شکل گرفت و تحولات اجتماعی را در کنار فعالیت‌های انقلابی به تصویر کشید. به عبارت دیگر، وقایع انقلابی در بطن زندگی عادی مردم روی داد و ادبیات نیز این همراهی را بازتاب داد.

ادبیات انقلاب اسلامی؛ روایتی از تحولات اجتماعی در قالب داستان

علی‌الله سلیمی در ادامه این نشست با تعریف ادبیات انقلاب اسلامی به مثابه آینه‌ای از تحولات جامعه گفت: ادبیات انقلاب اسلامی در حوزه داستان، برهه‌ای تاریخی را در بر می‌گیرد که ریشه در سال‌های پیش از پیروزی انقلاب دارد. این ادبیات تنها به مبارزات مسلحانه محدود نمی‌شود بلکه زندگی جاری و روزمره مردم، آرمان‌ها، رنج‌ها و امیدهای آنان را در دل حوادث اجتماعی بازتاب می‌دهد.

وی با تأکید بر پیوند ناگسستنی این ادبیات با تاریخ افزود: اگر تاریخ را از ادبیات انقلاب اسلامی بگیرید، چیزی از آن باقی نمی‌ماند. این ادبیات وامدار تاریخ است و از ریشه‌های تاریخی هویت می‌گیرد. نویسندگان از منظری احساسی و عاطفی به بازخوانی وقایع می‌پردازند و تصویری زنده از جامعه آن دوران ارائه می‌دهند.

سلیمی با اشاره به نقش ادبیات در بازنمایی «سبک زندگی» تحول‌یافته پس از انقلاب بیان کرد: انقلاب اسلامی یک سبک زندگی جدید را با خود آورد؛ سبکی که در تمام ارکان اجتماع تسری یافت و با آرمان‌های انقلاب عجین شد. ادبیات داستانی این دوره، این تحول در سبک زندگی، کوچ اجباری از روستا به شهر، تضادهای فرهنگی و اجتماعی را با زبانی روایی و ملموس به تصویر می‌کشد.

نقد و بررسی کتاب «کلاه اشرفی»؛ نمادی از داستان‌نویسی انقلابی برای نوجوانان

بخش اصلی نشست به نقد و بررسی رمان نوجوان «کلاه اشرفی» اثر سیدحسن حسینی‌ارسنجانی از نشر دفتر نشر فرهنگ اسلامی (زیتون) اختصاص داشت. سخنرانان این اثر را نمونه‌ای شاخص از ادبیات داستانی انقلاب با مخاطب نوجوان برشمردند.

علی‌الله سلیمی در تحلیل شخصیت اصلی داستان، به ویژگی‌های ذهنی او اشاره کرد و گفت: این شخصیت نگاه رو به جلو و روحیه استقلال‌طلبی دارد. در ذهن او پیشرفت در کنار استقلال معنا پیدا می‌کند؛ برای نمونه وقتی از دکتر هندی در روستا حرف می‌زند آرزویش این است که به جای او یک پزشک ایرانی باشد. این نشان‌دهنده ذهنیت استقلال‌طلبانه قهرمان داستان است.

وی درباره همذات‌پنداری خوا ننده با شخصیت اصلی افزود: در نیمه اول داستان رنج‌های این شخصیت را می‌بینیم و با او همراه می‌شویم اما هرچه داستان جلوتر می‌رود موفقیت‌هایش چنان پرشتاب و افزون‌شونده می‌شود که در نهایت به شهروندی درجه یک تبدیل می‌گردد؛ دکترا می‌گیرد، تاجر موفقی می‌شود، ازدواج می‌کند و همه چیز به خیر و خوشی تمام می‌شود. این الگوی پیرنگ، به ما نشان می‌دهد که در این نوع داستان‌ها، شخصیت‌هایی به عاقبت‌بخیری می‌رسند که از ویژگی‌هایی مانند پشت‌کار، اعتقادات قوی و نگاه رو به رشد برخوردار باشند.

در ادامه، شیشه‌گران به نقد شخصیت‌پردازی در این رمان پرداخت و گفت: در بخش اول داستان که در روستا می‌گذرد، شور و هیجان نوجوانی، کشف و شهود و جستجوگری در شخصیت دیده می‌شود؛ اما وقتی وارد شهر می‌شود، انگار خیلی زود به بلوغ می‌رسد و دیگر آن شیطنت‌ها و کنجکاوی‌های نوجوانانه را در او نمی‌بینیم. به نظرم شخصیت‌پردازی در بخش دوم داستان دچار مشکل شده است.

سلیمی با تأیید این نقد، آن را یکی از چالش‌های رایج در ادبیات انقلابی دانست و توضیح داد: به نظر می‌رسد نویسنده یک برنامه از پیش تعیین‌شده برای عاقبت‌بخیری شخصیت داشته و برای رسیدن به آن، به روایت سرعت بخشیده است. اینجاست که داستان خواه‌ناخواه رنگ و بوی شعاری پیدا می‌کند. شخصیت در روستا بسیار نوجوان‌تر است اما در شهر انگار برای یک مأموریت آمده است.

وی با اشاره به پاشنه آشیل ادبیات انقلابی افزود: در این نوع داستان‌ها گاهی فضا سیاه‌وسفید دیده می‌شود و خاکستری‌های زندگی واقعی کمتر به تصویر کشیده می‌شود. برای نمونه، آشنایی اتفاقی شخصیت اصلی با یک مجروح انقلابی در بیمارستان، آن هم در مدتی کوتاه، قرار است زندگی او را زیر و رو کند. این آشنایی تا حدودی تحمیل‌شده به نظر می‌رسد و نویسنده با سرعت‌بخشی به روایت، شخصیت را دچار بلوغ زودرس اجتماعی کرده است.

سلیمی با ذکر مثالی از متن کتاب گفت: در جایی از داستان، شخصیت مجروح می‌پرسد «حسین زمانه کیه؟» و آن پسر نوجوان پاسخ می‌دهد «امام خمینی حسین زمانه هست» و بلافاصله اعلام می‌کند که برای دین و میهن و وطنش جان فدا خواهد کرد. چنین ادبیاتی از یک نوجوان، نیازمند زمینه‌سازی و باورپذیری بیشتری است. طبیعی‌ترین شکل این بود که دوستی این نوجوان با آن فرد انقلابی طولانی‌تر باشد؛ مثلاً چند ماه در کنار هم زندگی کنند تا انتقال تجربه و تحول شخصیت به تدریج و باورپذیر اتفاق بیفتد؛ اما در داستان، این تعامل بسیار کوتاه است و به همین دلیل، بلوغ زودرس شخصیت چندان باورپذیر از آب درنیامده است.

شیشه‌گران نیز در جمع‌بندی این بخش از نقد خود تأکید کرد که در نیمه دوم داستان، شخصیت اصلی حرف‌ها و رفتارهای کاملاً بزرگسالانه از خود نشان می‌دهد و این موضوع از نظر شخصیت‌پردازی نقطه ضعف محسوب می‌شود.

سلیمی در ادامه به تحلیل پیرنگ و ساختار داستان پرداخت و توضیح داد: پیرنگ این رمان، پیرنگ آشنایی در ادبیات انقلاب است؛ حرکت از یک نقطه محرومیت (روستا) به سمت تحول و پیشرفت در شهر، با کمک شبکه‌ای از افراد متدین و انقلابی. قهرمان داستان، نوجوانی روستایی است که با ویژگی‌هایی مثل پشت‌کار، اعتقادات مذهبی راسخ، صداقت و نگاه رو به پیشرفت، شناسایی می‌شود و انقلابیون روی او سرمایه‌گذاری می‌کنند.

فضاسازی و اقلیم در «کلاه اشرفی»

شیشه‌گران با اشاره به حضور دو اقلیم متمایز در داستان پرسید: نویسنده تا چه اندازه توانسته اقلیم روستا و شهر (شیراز) را به تصویر بکشد؟ آیا خواننده می‌تواند این دو فضا را حس کند؟

سلیمی در پاسخ گفت: برای من به عنوان خواننده‌ای که با منطقه فارس آشنایی چندانی ندارم این فضاسازی جذاب و لذت‌بخش بود. نویسنده توانسته فضا را تا حدودی برای خواننده بسازد. به نظر می‌رسد او از ترفندی استفاده کرده؛ روستایی ساخته شبیه همه روستاهای فارس، بدون اینکه نام مشخصی داشته باشد. این روستا نماینده تمام روستاهای آن منطقه است. در بخش شهری نیز نشانه‌هایی مانند اتوبوس‌های دوکابین و اصطلاحات بازار، فضای شیراز آن دوران را ملموس کرده است.

وی در ادامه به جزئیات زبانی اشاره کرد و گفت: در داستان از اصطلاحاتی مانند «کاکو» استفاده شده یا جملات ناقصی که در گویش محلی رایج است، مثل «چرو» به جای «چرا». برای خواننده غیربومی، این نشانه‌ها فضای کلی استان فارس را تداعی می‌کند اما تشخیص دقیق اینکه لهجه ارسنجانی است یا اقلیدی یا شیرازی، ممکن نیست. خواننده بومی احتمالاً می‌تواند جغرافیای دقیق را تشخیص دهد اما برای غیربومی، تصویری کلی از دو اقلیم متفاوت ساخته می‌شود.

زبان داستان و تناسب آن با مخاطب نوجوان

شیشه‌گران در ادامه نشست پرسش دیگری مطرح کرد: با توجه به نوجوان‌محور بودن داستان، آیا زبان اثر توانسته پویایی و حرکت شخصیت نوجوان را منتقل کند؟

علی‌الله سلیمی در پاسخ به این پرسش، مخاطب امروزی را در نظر گرفت و گفت: وقتی این داستان را می‌خوانم مخاطب فرضی‌ام نوجوان امروزی است. هرچند اثر به دهه ۴۰ بازمی‌گردد اما نوجوان امروز نوعی قرابت با آن حس می‌کند؛ گویی دارد سرگذشت پدربزرگش را می‌خواند. با وجود چندین دهه فاصله، مفاهیم انسانی همچنان مشترک است. آدم‌ها ذاتاً به دنبال استقلال، اخلاق‌گرایی و تلاش برای موفقیت هستند. قهرمان داستان ما سعی نمی‌کند میان‌بر برود، همه راه را با زحمت طی می‌کند. این پیام برای نوجوان امروزی بسیار مفید است: برای رسیدن به یک زندگی شرافتمندانه و مستقل باید تلاش کرد؛ در هر دهه و هر دوره‌ای که باشی.

وی در ادامه به چالش زبانی اثر برای نوجوان امروزی اشاره کرد و گفت: نوجوان امروزی به این داستان به چشم یک اثر کلاسیک نگاه می‌کند. واژه‌ها، تکیه‌کلام‌ها و استعاراتی که در داستان به کار رفته، متعلق به دهه‌های ۴۰ و ۵۰ است. برای نمونه، صحنه‌ای که مادربزرگ با چراغ موشی و نفت، چراغ درست می‌کند برای نوجوان امروزی نیازمند توضیح است. بسیاری از اشیا و وسایل آن دوران اگر زیرنویس نداشته باشند برای خواننده نوجوان مبهم می‌مانند. با این حال، همین ویژگی باعث می‌شود خواننده با سبک زندگی، نوع پوشش، وسایل حمل‌ونقل و خوراکی‌های آن دوره آشنا شود. نویسنده عمداً به سراغ زبان امروزی نرفته، چون فضای اثر را از بین می‌برده است.

شیشه‌گران درباره پایان‌بندی داستان گفت: پایان داستان بسیار خوشایند و شاد است؛ شخصیت به دانشگاه می‌رود، پزشک می‌شود، تاجر موفقی می‌شود، ازدواج می‌کند و همه چیز به خوبی تمام می‌شود. این پایان‌بندی بیش از حد ایده‌آل به نظر می‌رسد و انگار نویسنده خواسته هر طور شده همه چیز را به خیر و خوشی ختم کند.

علی‌الله سلیمی در تأیید این نقد گفت: این داستان، داستانی مضمون‌محور است. مضمون ایجاب می‌کرده که این‌گونه تمام شود. این یکی از پاشنه‌های آشیل ادبیات انقلاب است؛ گاهی چینش وقایع چنان از پیش تعیین‌شده است که گویی روی ریل مشخصی حرکت می‌کند. اگر شخصیت با موانع جدی مواجه می‌شد و شکست می‌خورد دیگر این داستان در چارچوب ادبیات انقلاب تعریف نمی‌شد. اما از نظر فنّی، کاش چالش‌های بیشتری سر راه قهرمان قرار می‌گرفت تا باورپذیری داستان افزایش یابد. اینجا تعداد چالش‌ها کم است و شخصیت خیلی راحت به موفقیت می‌رسد. برای نمونه، اگر مجبور می‌شد بین رسیدن به دختر مورد علاقه‌اش و لو دادن دوستش یکی را انتخاب کند آن وقت می‌توانستیم عمق شخصیت را بهتر ببینیم. در عوض، همه چیز برای او هموار پیش می‌رود و انگار نویسنده «حال داده» به شخصیتش.

وی افزود: البته همین پایان خوش برای نوجوان جذاب و امیدبخش است. نوجوان دوست دارد عاقبت کسی که نامادری بدجنس دارد این‌طور رقم بخورد که همان نامادری وقتی بیمار می‌شود، مجبور شود برای درمان به همان پسری پناه بیاورد که زمانی آزارش می‌داد. این برای خواننده نوجوان شیرین است هرچند از نظر فنی گره‌گشایی چندان قوی‌ای ندارد و بیشتر شبیه فیلم‌های فارسی قدیم است.

سلیمی در بخش دیگری از سخنان خود به بازتاب تحولات اجتماعی در داستان اشاره کرد و گفت: در سال‌های منتهی به انقلاب، سیاست‌های حکومت پهلوی باعث کوچ اجباری از روستاها به شهرها شد. این کوچ، بحران‌هایی را ایجاد کرد؛ آدم‌هایی که برای زندگی شهری تربیت نشده بودند، ناگهان با ولنگاری‌هایی مواجه می‌شدند که با هویت دینی و سنتی‌شان همخوانی نداشت. این تضادها را در داستان‌های انقلاب به خوبی می‌بینیم. ادبیات داستانی، تاریخی حسی و عاطفی از آن دوران به ما ارائه می‌دهد که در کتاب‌های تاریخی کمتر دیده می‌شود. از نظر مردم‌شناسی و سیاست‌های حکومتی، این داستان‌ها اهمیت مضاعفی پیدا می‌کنند.

جمع‌بندی و ویژگی‌های اثر 

سلیمی در جمع‌بندی ویژگی‌های برجسته این اثر گفت: ویژگی مهم این داستان این است که انقلاب را نه به صورت تئوریک و آکادمیک، بلکه به عنوان پدیده‌ای که از دل جامعه جوشیده، نشان می‌دهد. نوجوان‌هایی که در اجتماع بودند آدم‌های معمولی بودند و درصد بالایی از مخاطبان می‌توانند با آن‌ها همذات‌پنداری کنند. این داستان به ما می‌گوید انقلاب برای موفقیت به آدم‌های عجیب‌وغریب نیاز ندارد؛ به آدم‌هایی با صداقت، پشت‌کار، نگاه رو به رشد و استقلال‌طلبی نیاز دارد. پیام داستان برای نوجوان امروزی بسیار به‌روز است: هر نوجوانی با این ویژگی‌ها می‌تواند موفق شود.

وی افزود: همچنین این اثر نشان می‌دهد انقلاب اسلامی می‌دانست روی چه نیروهایی سرمایه‌گذاری کند؛ نیروهایی که اهل کار بودند، اعتقاد داشتند و نگاه رو به جلو. پایان خوش و امیدوارکننده داستان برای نوجوان جذاب است، هرچند از نظر فنی می‌توانست با چالش‌های بیشتری همراه باشد.

شیشه‌گران نیز در پایان گفت: کلاه اشرفی به عنوان نمونه‌ای از ادبیات نوجوان انقلاب، با همه نقاط قوت و ضعفش، توانسته تصویری از آن دوران ارائه دهد و مفاهیم انقلابی را در قالبی داستانی برای نوجوانان به تصویر بکشد.





پر بازدیدها
بازدید 83344
متنی که به قول رهبر شهید انقلاب پس از هشتصد سال همچنان تازه است

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 81838
دوست دارم برای شرکت در نمایشگاه کتاب به تهران بیایم/ تجربه مسحورکننده هزارویکشب

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 79436
اگر ما راوی نباشیم نیویورک تایمز روایتش از «وضعیت فرهنگ در جنگ خاورمیانه» را مسلط می‌کند

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 79141
بی‌نهایت علاقه به حضور در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران را دارم/ شخصیت افسانه‌ای حسن صباح و ضرورت درک بیشتر از فرهنگ ایرانی

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 78929
شماره جدید «راویان فرهنگ» منتشر شد/ در سوگ پیشوای تمدن‌ساز

برای مشاهده کلیک کنید