سمیح القاسم یکی از ارکان اصلی «شعر مقاومت» است که همتراز با محمود درویش، زندگی خود را وقف دفاع از فلسطین با سلاح کلمه کرد.
به گزارش روابط عمومی خانه کتاب و ادبیات ایران، غسان کنفانی؛ شاعر، نویسنده، پژوهشگر و مبارز فلسطینی، با نگاهی ژرف و نقادانه به اهمیت واکاوی روایتشناسی صهیونیسم به مثابه سازوکاری ایدئولوژیک برای مشروعیت بخشی به اشغالگری پی برد. او معتقد بود که پیش از هر رویارویی سیاسی یا نظامی، باید ساختار روایت صهیونیستی را از طریق نقدی ریشهای و روشمند گشود و لایههای اسطورهپردازانه و تاریخزدایانه آن را برملا ساخت. کنفانی همزمان با این رویکرد تحلیلی، گامهای نظری بنیادینی در نظریهپردازی ادبیات مقاومت برداشت و با تکیه بر تجربه زیستشده فلسطینیان، مفاهیمی چون «ادبیات التزام»، «هویتِ روایی در وضعیت استعماری» و «نقش روشنفکرِ درگیر» را صورتبندی کرد.
کتاب «درخت زیتون» که با گردآوری و مقدمه کنفانی منتشر شد، گزیدهای از اشعار مقاومت فلسطین است. آثاری از شاعرانی که هر یک بهنوبه خود روایتِ هویت، تعلق و پایداری را در برابر پروژه نفی فلسطین بازنمایی میکردند. کنفانی با این گردآوریِ آگاهانه، عملا نشان داد که بازآفرینی روایت اصیل فلسطینی و مقابله با روایتشناسی صهیونیسم بجز مباحث نظری نیازمند ثبت، سازماندهی و انتشار منظمِ خود متن ادبیات مقاومت نیز هست.
کنفانی با پیوند زدن نقد روایت با خلق آثاری چون «مردان در آفتاب» و «سرزمین پرتقالهای غمگین» از یک سو و اقدام عملیِ گردآوری شعر مقاومت از سوی دیگر نشان داد که مقاومت نه فقط در میدان، که در عرصه روایت و بازنمایی نیز شکل میگیرد و پیروزی بر صهیونیسم بدون فتح افق روایی و بازپسگیری حافظه جمعی ممکن نیست.
کتاب «درخت زیتون» شامل یک مقدمه نظری درباره ادبیات فلسطین به قلم غسان کنفانی است و بعد شامل اشعاری از سمیح القاسم، محمود درویش، توفیق زیاد، سالم جبران و فدوی طوقان میشود. میان این شاعران بجز محمود درویش، سمیح القاسم نیز جایگاهی خاص دارد. او یکی از ارکان اصلی «شعر مقاومت» است که همتراز با محمود درویش، زندگی خود را وقف دفاع از آرمانهای فلسطین با سلاح کلمه کرد. او که در خانوادهای دروزی در فلسطین اشغالی میزیست، با تحمل چندین نوبت زندان، فریادگر درد و آرزوی مردم سرزمینش شد و با بیش از هفتاد اثر، میراثی ماندگار در ادبیات عرب از خود به جای گذاشت.
«درخت زیتون» را زندهیاد سیروس طاهباز به فارسی ترجمه و برای نخستین بار در سال 1348 منتشر کرد. در سال 1398 غلامرضا امامی که از دوستان نزدیک زندهیاد طاهباز بود، با بازبینی و افزودن بخشهای دیگر به این کتاب به بازنشر آن توسط انتشارات روزبهان اقدام کرد. شعری از سمیح القاسم را به نقل از این کتاب بخوانید:
اگر باید که نانم را از دست دهم
اگر باید که پیراهن و بسترم را بفروشم
اگر باید که سنگتراشی کنم
یا باربری
یا جاروکشی
اگر باید که انبارهایت را پاک کنم
یا نان را از میان زبالهها بجویم
یا از گرسنگی بمیرم و تمام شوم
دشمن انسان!
سازش نمیکنم
و تا پایان میجنگم.
آخرین تکه خاکم را هم بگیر
جوانانم را به زندانها ببند
مردهریگم را بدزد
و کتابهایم را بسوزان،
به سگهایت در ظرفهای من غذا ده
دام ترس را بر بامهای دهکدهام بگستر،
دشمن انسان!
سازش نمیکنم
و تا پایان
میجنگم