نسخه آزمایشی جستجو ورود | ثبت نام

شعر غیاث المدهون و ماندگاری میان «خون» و «خاکستر» | خانه کتاب و ادبیات ایران
09:52 - 1405/01/08 | بازدید 99

شاعران علیه امپریالیسم/ 7 

شعر غیاث المدهون و ماندگاری میان «خون» و «خاکستر»

غیاث المدهون با زبانی که از دل بی‌خوابی ناشی از بی‌پناهی برآمده، از تقلیل ادبیات به شعار می‌گریزد و نشان می‌دهد که چگونه می‌توان میان «خون» و «خاکستر» در حافظه بشریت ماندگار شد. 

به گزارش روابط عمومی خانه کتاب و ادبیات ایران، غياث المدهون؛ شاعر فلسطينی تبار متولد در اردوگاه یرموک دمشق، تجربه زیسته‌ای را با خود حمل می‌کند که همین تجربه که انسان‌های پرشماری - چه در قدیم و چه در عصر حاضر – درگیرش بوده‌اند، مرزهای جغرافیای سیاسی را در هم می‌شکند. او که در سوریه به دنیا آمد و اکنون در تبعیدی دوگانه در سوئد و آلمان زندگی می‌کند، همواره خود را میان خاطرات فلسطین و زخم‌های سوریه یافته است. این موقعیت حد فاصل، نگاه او را به امپریالیسم و جنگ به دیدگاهی فراتر از یک سویگی سیاسی تبدیل کرده است. 

المدهون به صراحت از «قطب نمای ترس» در خاورمیانه می‌گوید و سپس تجربه زیسته در غرب را روایت می‌کند که در آن مترسک اتهام یهودستیزی به ابزاری برای سانسور نقد رژیم صهیونیستی بدل می‌شود. او با لحنی طعنه‌آمیز فاصله میان وعده‌های روشنفکرانه غرب درباره آزادی و واقعیت رفتاری با پناهندگان و «دیگری»ها را افشا می‌کند و نشان می‌دهد که منطق سلطه، فارغ از مرزهای دیکتاتوری یا دموکراسی، چهره خود را تغییر می‌دهد، اما همچنان باقی می‌ماند.

اشعار المدهون در مواجهه با خشونت ساختاریافته امپریالیسم، از فرم سنتی شعر فاصله می‌گیرند و به زبانی زخمی و چندلایه بدل می‌شوند که در آن فی‌المثل پاورقی دیگر یک حاشیه نیست و متن اصلی را به چالش می‌کشد. آخرین مجموعه شعر منتشر شده او با عنوان «دست بریده‌ای برایت آورده‌ام» نمونه‌ای از این شورش فرمی است که بجز درهم ریختن فرم‌های رایج ادبی، مرزهای ملت، بدن و هویت را نیز در هم می‌ریزد. 

او در شعر «ما» با زبانی به غایت طعنه‌آمیز و سیاه، از خود و هموطنانش به عنوان تکه‌های پراکنده‌ای یاد می‌کند که ناگهان به صفحه تلویزیون و روزنامه‌ها به صورت عریان یا با لباسی از خون و خاکسترشان، پرتاب می‌شوند و از اینکه خواب آرام تمدن غرب را برهم زده‌اند، عذرخواهی می‌کنند. این عذرخواهی ساختگی، در واقع افشای بی‌رحمانه این حقیقت است که امپریالیسم بجز از طریق بمب، از راه تحمیل «طبیعی» بودن اندوه خود بر قربانیان، به حیات خود ادامه می‌دهد.

نکته حائز اهمیت در اشعار ضدجنگ المدهون حرکتش به سوی خلق «شعر عاشقانه در قامت کابوس» است. او با خلق فضاهای سوررئال و تصاویر سینمایی، مانند فیلم‌شعر «اِویان» که تصاویر برلین ویران شده ۱۹۴۵ را با واقعیت بمب‌گذاری گسترده در دمشق به سال 2013 پیوند می‌زند، نشان می‌دهد که ویرانی امپریالیستی زنجیره‌ای تاریخی و فراملی دارد. این فیلم‌شعر پلی معنایی میان بمب گذاری دمشق و ویرانی برلین در 1945 می‌سازد. 

المدهون بر این باور است که مردم فلسطین هنوز بهای تراژدی اروپا (هولوکاست) را می‌پردازند، بدون اینکه اصلا ارتباطی با این مثلا تراژدی داشته باشند. به باور او جنگ‌های امروز خاورمیانه را نمی‌توان جدا از تاریخ استعمار تحلیل کرد. 

او با زبانی که از دل بی‌خوابی ناشی از بی‌پناهی برآمده، از تقلیل ادبیات به شعار می‌گریزد و نشان می‌دهد که چگونه می‌توان در میان «پروانه‌های ترکش» و «خون و خاکستر» برای حافظه بشریت و حقیقت ماندگار شد. بی‌خوابی ناشی از بی‌پناهی استعاره‌ای است که او در اشعار خود به کار برده است، یعنی بی‌خوابی کسی که هویت ثابتی ندارد و به هیچ روایت رسمی نمی‌تواند پناه ببرد، مثل خودش که مدام میان خاطره فلسطین، زخم سوریه و غربت اروپا سرگردان است. 

یکی از نخستین ترجمه‌های فارسی از اشعار غیاث المدهون مجموعه شعر «آدرنالین» به قلم سارا رحمتی است که توسط نشر مرکز منتشر شده است.
بخشی از شعر «قتل عام» از این کتاب را بخوانید: 
قتل عام استعاره‌ای مرده است
که دوستانم را می‌خورد
آنها را بدون نمک می‌خورد.
دوستان شاعرم که گزارشگران بامرز شدند
خسته بودند و حالا از قبل هم خسته‌ترند.
سحرگاه شتابان از پل گذر می‌کنند
و جایی خارج از دسترس 
می‌میرند.
من با عینک‌های دید در شب آنها را می‌بینم
و رد حرارت بدن‌‌شان را در تاریکی دنبال می‌کنم.
آنجا هستند
به سویش می‌شتابند
 در همان حال از آن می‌گریزند
تسلیم این مشت‌مالِ مهیب شده‌اند.
قتل عام مادر واقعی آنهاست.
حال آنکه نسل‎کشی نیست، 
مگر شعری کلاسیک 
به قلم ژنرال‌های فرهیخته‌ای که حالا بازنشست شده‌اند.
...
قتل عام صبح زود بیدار می‌شود
دوستانم را با آب سرد و خون می‌شوید
و برایشان نان و چای درست می‌کند.
بعد اندکی به آنها درس شکار می‌دهد.
قتل عام بیش از اعلامیه جهانی حقوق بشر
دلسوز دوستان من است.





پر بازدیدها
بازدید 83344
متنی که به قول رهبر شهید انقلاب پس از هشتصد سال همچنان تازه است

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 81838
دوست دارم برای شرکت در نمایشگاه کتاب به تهران بیایم/ تجربه مسحورکننده هزارویکشب

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 79437
اگر ما راوی نباشیم نیویورک تایمز روایتش از «وضعیت فرهنگ در جنگ خاورمیانه» را مسلط می‌کند

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 79141
بی‌نهایت علاقه به حضور در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران را دارم/ شخصیت افسانه‌ای حسن صباح و ضرورت درک بیشتر از فرهنگ ایرانی

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 78929
شماره جدید «راویان فرهنگ» منتشر شد/ در سوگ پیشوای تمدن‌ساز

برای مشاهده کلیک کنید