نسخه آزمایشی جستجو ورود | ثبت نام

اتحاد و انسجام ملی فصل‌الخطابِ پیروزی ملت در برابر تمامی فتنه‌هاست | خانه کتاب و ادبیات ایران
10:08 - 1405/01/09 | بازدید 93

پژوهشگر پیشکسوت تاریخ معاصر مطرح کرد؛

اتحاد و انسجام ملی فصل‌الخطابِ پیروزی ملت در برابر تمامی فتنه‌هاست

قاسم تبریزی پژوهشگر تاریخ معاصر با استناد به تجربه‌های تاریخی انقلاب اسلامی، رمز اقتدار امروز ایران در منطقه را همچون دیگر مقاطع حساس انقلاب، حاصل درایت رهبری و اتحاد و انسجام ناگسستنی مردم بر گردِ آرمان‌های انقلاب برشمرد.

به گزارش روابط عمومی خانه کتاب و ادبیات ایران، به دلیل ماهیت استکبارستیز انقلاب اسلامی ایران، صفحات تاریخ حدوداً نیم‌قرنه این انقلاب به صورت مداوم با دسیسه‌ها و تهاجم‌های مختلف دشمنان ایران و مردم ایران مواجه بوده است. دسیسه‌هایی که در دهه‌های گذشته هیچ‌گاه به نتیجه نرسیدند، تا اینکه دشمن مشی اصلی خود را پیش گرفت و در تاریخ نهم اسفندماه ۱۴۰۴، به همراه سگ قلاده‌شکسته‌اش در منطقه، یعنی رژیم صهیونیستی، با تمامی قوا جنگ تحمیلی ددمنشانه‌ای را علیه ملت و سرزمین ایران به راه انداخت.
 
با توجه به تحولات اخیر منطقه و آغاز «جنگ رمضان» که کیان نظام جمهوری اسلامی ایران را هدف گرفته است، بازخوانی تجربه‌های تاریخ انقلاب اسلامی ایران برای نسل جدید انقلاب و تحلیل تحولات سیاسی کنونی، ضرورتی حیاتی پیدا کرده است. تاریخ انقلاب اسلامی پر است از گره‌هایی که تنها با سرانگشتِ «اتحاد ملی» باز شده‌اند. قاسم تبریزی، محقق و پژوهشگر تاریخ معاصر، معتقد است همان الگویی که ایران را از بحران‌های دهه‌های پیشین عبور داد، امروز هم ضامن اقتدار او در منطقه و شکست فتنه‌های نوظهور است.
 
تبریزی در گفت‌وگویی، با استناد به اسناد تاریخی از جمله اسناد لانه جاسوسی، به مرور برخی توطئه‌های استعمار از آغاز انقلاب تا امروز پرداخت و بر ضرورتِ حیاتیِ تاریخ‌آموزی برای رجال سیاسی تأکید کرد؛ به گفته او اقتدار امروز ایران در گلوگاه‌ها جهانی از جمله تنگه هرمز، ریشه در فهم درست تاریخ و ایستادگی بر آرمان‌های اصیل انقلاب دارد. در ادامه، این گفت‌وگو را می‌خوانید:
 
از منظر شما پایداری و استمرار یک نظام سیاسی بر چه اصولی استوار است و ایران اسلامی چگونه توانست در دهه‌های مختلف انقلاب، از میان انبوه توطئه‌های درون‌مرزی و برون‌مرزی سربلند خارج شود؟

بقا و استمرار هر کشور و مملکتی مستلزم پایداری و استمرار بر محور «استقلال ملی»، «اقتدار ملی»، «وحدت ملی»، «فرهنگ و تمدن ملی» و «منافع ملی» است. در ایران، این پایداری پس از انقلاب اسلامی بر سه رکن بنیادین استوار شد: نخست، اسلام به عنوان ایدئولوژی، فرهنگ و تمدن؛ دوم، جایگاه رهبری به عنوان مدافع اسلام، ایران و عزت جامعه اسلامی؛ و سوم، ملت به عنوان قدرت اصلی که بر پایه اعتقاد به دین در صحنه حضور دارد. 
 
ما در طول بیش از چهار دهه گذشته، به‌ویژه در دهه نخست انقلاب، با بحران‌های گوناگونی مواجه بودیم که می‌توان به اختصار به چند مورد آن اشاره کرد:
نخست، توطئه‌ ایالات متحده در اوایل سال ۱۳۵۸ از طریق سفارت بود که با دو هدف حمایت از شاه و زمینه‌سازی برای کودتایی مشابه ۲۸ مرداد، به تقویت جریان‌های ضدانقلاب در خارج از کشور پرداخت. دوم، تحرکات منافقین و گروه‌های مسلح بود که با ترور، انفجار و تخریب در مناطقی چون کردستان، ترکمن‌صحرا، بلوچستان و خوزستان همراه شد؛ ترورهایی که در مجموع شامل ۱۷ هزار مورد در طی ۱۰ سال اول انقلاب بود. سوم، توطئه حزب توده برای انجام کودتایی مشابه آنچه در افغانستان رخ داد، با حمایت اتحاد جماهیر شوروی بود. چهارم، غائله حزب خلق مسلمان که با تحریک آمریکایی‌ها شکل گرفت و بحران‌های متعددی پدید آورد. همچنین باید به تحرکات ابوالحسن بنی‌صدر در جایگاه ریاست‌جمهوری و خیانت‌های وی اشاره کرد که در دوران جنگ و فضای سیاسی آن زمان، آسیب‌های جدی به کشور وارد کرد.
 
در مرحله بعد، شاهد حمله صدام به ایران بودیم که عمدتاً با حمایت همه‌جانبه آمریکا، فرانسه و آلمان صورت گرفت. در این نبرد، کشورهای عربی همچون عربستان سعودی، کویت، امارات، قطر، بحرین، مصر، اردن و مراکش نیز با ارسال کمک‌های مالی و نیروی انسانی از عراق حمایت کردند؛ به طوری که در میان اسرای جنگی، اتباعی از مصر، اردن، مراکش و سایر کشورهای منطقه حضور داشتند. علاوه بر این حمایت‌ها، بمباران شهرها، به‌کارگیری منافقین توسط حزب بعث عراق، تحرکات فاشیستی حزب دموکرات‌های چپ و نهایتاً تحریم‌های گسترده اقتصادی آمریکا با حمایت کشورهای اروپایی، فشارها را به اوج خود رساند.
 
با این حال، تمامی این توطئه‌ها و بحران‌ها با حضور، انسجام و اتحاد مردم به سامان رسید. در حقیقت، این حضور مستمر مردم در صحنه بود که توانست فتنه‌های منافقین را خنثی کند. در طول هشت سال دفاع مقدس نیز بیش از سه و نیم میلیون نفر از جمعیت کشور در جبهه‌ها و پشت جبهه مشغول فعالیت و ایثار بودند؛ لذا وحدت و انسجام ملی و اطاعت از رهبری بود که مسائل را حل کرد. هر یک از این بحران‌ها بر مبنای اسناد، خاطرات و منابع موجود، قابلیت ساعت‌ها بحث و بررسی دارند که ما فقط به اختصار به چند مورد آن اشاره کردیم. در مجموع، این چالش‌ها با درایت رهبری و اتحاد مدیران مملکت مدیریت شد و کشور از آن برهه‌های حساس عبور کرد.
 
ریشه‌ اصلی تداوم بحران‌ها و فتنه‌ها را در چه می‌بینید؟

پس از رحلت حضرت امام، مسیر انقلاب در دوران رهبری حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای با همان مبانی و آرمان‌های امام (ره) استمرار یافت و حضور مردم در صحنه ضامن بقای آن شد. با این حال، ما در داخل دچار تنش‌هایی شدیم؛ جریانات غرب‌گرا، شرق‌گرا و معاند سعی کردند جو جامعه را متشنج کنند. 

ما بحران‌های سختی مثل حوادث سال‌های ۷۶ تا ۸۴، ۷۷، ۸۸ و ۹۰ را پشت سر گذاشتیم که با مدیریت و درایت رهبری حل شد و روند انقلاب در سه عرصه حرکتی پرشتاب داشت: نخست مسیر ایجابی، به‌ویژه با تکیه بر تولید علم، دوم جهاد تبیین و سوم کسب استقلال و اقتدار اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در برابر تهاجم فرهنگی، توطئه‌ها و به‌خصوص تحریم‌ها؛ این حرکت ایجابی، اقدامی بسیار مبارک در جهت حفظ استقلال کشور بود.
 
ریشه این بحران‌ها در عدم شناخت صحیح از استعمار توسط برخی افراد بود. اگر با حسن‌ظن بنگریم، باید بگوییم آن‌ها درک نکردند که استعمار غرب در این ۳۰۰ سال با جهان اسلام و ایران چه کرد. ماهیت انگلستان و غرب تغییری نکرده است؛ چنان‌که شاهد جنایات فرانسوی‌ها در الجزایر و کشورهای عربی و اقدامات انگلستان در ایران و عراق بوده‌ایم. برای نمونه، مثالی غیر ایرانی از استعمار می‌زنم: مهاتما گاندی در سال ۱۹۱۸ در نامه‌ای به سازمان ملل متحد توصیف می‌کند که پیش از ورود استعمار انگلیس، هند بیش از ۷۰۰ هزار روستا داشت که مردم در آرامش و سعادت بودند و تولیدات صنایع دستی‌شان را هیچ ماشین مدرنی نمی‌توانست تولید کند؛ اما با ورود بیگانه، نیمی از سال مردم بیکار شدند و فقر، نادانی، شراب‌خواری و فحشا جامعه را به انحطاط کشاند. این همان مدلی است که در ایران هم با قراردادهای استعماری ۱۹۰۷، ۱۹۱۹ و ۱۹۳۳ دنبال کردند. انگلستان در جنگ جهانی اول با تشکیل «پلیس جنوب» و ۱۵ هزار نیرو، بیش از ۵ هزار نفر از مردم بوشهر را در سرکوب نهضت رئیسعلی دلواری به شهادت رساند.
 
نقش آمریکا در دوران پهلوی و توطئه‌های نفوذ در نخستین سال‌های پس از پیروزی انقلاب را بر اساس اسناد چگونه تحلیل می‌کنید؟

کارنامه آمریکا در ایران سراسر خیانت است؛ از نفوذ میسیونری در دوره محمدشاه تا جنایات کنسول‌هایشان در ارومیه که احمد کسروی در کتاب «تاریخ ۱۸ ساله آذربایجان» به خوبی آن‌ها را تحلیل کرده است. در جنگ جهانی دوم، آمریکا در کنار شوروی و انگلیس، ایران را اشغال کرد و از سال ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۰ با جذب رجال سیاسی و مطبوعات، نفوذی گسترده یافت. برخی به غلط فکر می‌کردند آمریکا استعمارگر نیست و می‌شود با دموکرات‌ها پیوند خورد، اما همین‌ها در سال ۳۲ نهضت ملی نفت را با عملیات آژاکس به شکست کشاندند. سپس با قرارداد کنسرسیوم ۱۳۳۳، نفت را غارت کردند و با تصویب کاپیتولاسیون، ایران را عملاً مستعمره کردند و ساواک را در سال ۳۵ با مدیریت ۱۰ مستشار آمریکایی راه انداختند. آن‌ها تا سال ۱۳۵۶، ۳۵ هزار مستشار در ایران داشتند که ارکان ارتش، سازمان برنامه، ساواک، کشاورزی و در حقیقت تمام مقدرات مملکت را مدیریت می‌کردند و شاه و دولت‌ها تنها مجری منویات آن‌ها بودند.
 
در سال ۵۶ و ۵۷ که حرکت آزادی‌خواهانه و استقلال‌طلبانه ملت ما شروع شد، دشمن با فریبِ تغییر دولت از هویدا به جمشید آموزگار (که طبق اسناد لانه جاسوسی عضو سیا بود) و سپس شریف‌امامی و بختیار (که از سال ۳۱ با آمریکایی‌ها بود) سعی در مهار مردم داشت، ولی ملت زیر بار نرفتند. جیمی کارتر برای سرکوب انقلاب، ژنرال رابرت هایزر را با سه مأموریت به ایران اعزام کرد: نخست، هماهنگی ارتش با دولت؛ دوم، انجام کودتای نظامی و در صورت عدم موفقیت، قتل‌عام رهبران انقلاب. هایزر در خاطراتش اذعان می‌کند که مرحله اول را به انجام رساند، اما در مرحله دوم، سرلشکر قره‌باغی به او هشدار داد که ارتش دیگر قابل اعتماد و قادر به انجام کودتا نیست. قره‌باغی حتی به هایزر گفته بود که نمی‌داند رئیس دفترش با اوست یا با آیت‌الله خمینی! هایزر پس از بررسی وضعیت ارتش و گفت‌وگو با کارتر، به گزینه قتل‌عام روی آورد که با ورود امام (ره) این توطئه خنثی شد.
 
پس از انقلاب هم توطئه‌ها با نفوذ افرادی چون امیرعباس انتظام (به عنوان جاسوس سیا در دولت موقت)، رحمت‌الله مقدم مراغه‌ای و احمد مدنی برای انحلال مجلس خبرگان ادامه یافت. مسلماً اگر لانه جاسوسی تسخیر نمی‌شد، وقوع کودتا حتمی بود. پس از شکست این طرح‌ها، آمریکا با تجهیز صدام و همراهی کشورهای منطقه نظیر کویت و عربستان، جنگ تحمیلی را به راه انداخت.
 
وقایع زمستان ۱۴۰۴، از تهاجم داعش‌گونه منافقین تا شهادت رهبر انقلاب و پاسخ مقتدرانه ایران به این جنایت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

دشمن تهاجم فرهنگی را از سال ۱۳۶۷ آغاز کرد که اثرات آن در دهه‌های ۷۰ و ۸۰ مشهود بود، اما سکانداری رهبری و حضور مردم بر پایه آرمان‌ها، این بحران‌ها را خنثی کرد. دشمن وقتی دید تهاجم فرهنگی به نتیجه نمی‌رسد، به فتنه‌ها روی آورد.

 دشمن بار دیگر در دی‌ماه ۱۴۰۴، حرکتی داعش‌گونه را در پایتخت و تمام شهرستان‌های ایران آغاز کرد و با آتش زدن مساجد و کتابخانه‌ای در اصفهان با ۸۰۰۰ نسخه خطی، دست به قتل‌عام زد، اما این فتنه نیز خنثی شد. پس از آن نيز در ميانه مذاكرات با آمريكا، «جنگ رمضان» آغاز شد. امروز که حدود یک ماه از شروع این جنگ تحمیلی ددمنشانه‌ می‌گذرد، جامعه همچنان مقاوم در میدان ایستاده است. دشمن تصور کرد با شهادت رهبر انقلاب می‌تواند مسئله را حل کند؛ چرا که نظریه‌پردازان آمریکایی معتقد بودند نقطه قوت تشیع در ایران، لبنان و عراق، اطاعت شرعی از «امامت» است و با حذف آن، موفقیت حاصل می‌شود. لذا ابتدا سید مقاومت و سپس رهبر عزیزمان را که بر شیعیان جهان ولایت داشتند به شهادت رساندند، اما مجلس خبرگان بلافاصله با انتخاب حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، این توطئه را خنثی کرد. 
 
این بار دیگر حرکت ما انفعالی یا دفاع در درون مرزها نیست؛ همان‌طور که رهبر شهیدمان وعده داده بود، این بار جنگ به داخل مرزها محدود نشد. ما با اقتدار، تمام پایگاه‌های آمریکا در عربستان، قطر، کویت، بحرین و اردن را که مرکز بمباران‌ها علیه ما بودند، هدف قرار دادیم. نظام جمهوری اسلامی ایران با اقتدار کامل در تنگه هرمز، گلوگاه آمریکا، غرب و تمام جهان را که مدافع این جنگ بود، در اختیار گرفت. امروز ایران به جایگاه رفیعی از قدرت سیاسی و اقتدار ملی رسیده است و اکنون این آمریکاست که در منطقه به انفعال کامل افتاده و باید پاسخگو باشد.
 
به نظر شما شناخت تاریخ چه جایگاهی در پیشبرد اهداف سیاسی و حفظ اقتدار ملی دارد؟ وظیفه‌ نخبگان، رسانه‌ها و اهل قلم در تبیین حوادث گذشته و وقایع اخیر برای جلوگیری از تحریف واقعیت چیست؟

در پاسخ به این سوال، باید به کلام عمیق و راهبردی شهید آیت‌الله مدرس استناد کنم که فرمودند: «علم تاریخ و علم سیاست لازم و ملزوم یکدیگرند». این بدین معناست که اگر سیاستمداری تاریخ نداند، قطعاً فریب می‌خورد، خطاهای گذشته را تکرار می‌کند و در نهایت به کج‌راهه و انحراف می‌رود. یک سیاستمدار باید حداقل تاریخ ۳۰۰ ساله‌ استعمار غرب و کارنامه‌ سراسر جنایت و خیانت آمریکا در ایرانِ قبل و بعد از انقلاب را به خوبی بشناسد. از سوی دیگر، مورخ نیز اگر شمّ سیاسی و شناخت دقیق از استعمار، غرب، آمریکا و صهیونیسم نداشته باشد، هرگز نمی‌تواند تحولات جهان را به درستی تحلیل کند.
 
این آگاهی تاریخی در درجه‌ اول وظیفه‌ رجال سیاسی، دولتمردان و نخبگان است و در مرحله‌ی بعد، اساتید دانشگاه و علمای حوزه‌های علمیه باید بدانند که گذشته، چراغ راه آینده است. ما باید از تاریخ عبرت بگیریم؛ همان‌گونه که قرآن کریم تاریخ اقوام و حکومت‌های نمرود، فرعون و‌... را برای عبرت‌گیری و سرگذشت پیامبران را برای الگوپذیری و تجربه‌آموزی مطرح می‌کند تا راه حق از باطل بازشناخته شود. امروز وظیفه‌ اهل قلم، هنرمندان، سخنوران، ائمه جمعه و جماعات، داستان‌نویسان و فیلم‌سازان این است که تاریخ را زنده نگه دارند. تاریخ صرفاً وقایع دوردست نیست؛ از حوادث یک ماه و یک سال گذشته تا وقایع ۳۰۰ سال اخیر، همگی باید برای جامعه تبیین شود.
 
از بیانات و نوشته‌های حضرت امام (ره)، دو کتاب ارزشمند با عناوین «احزاب و سازمان‌های سیاسی از دیدگاه امامخمینی(ره)» و «تاریخ معاصر از دیدگاه امام خمینی(ره)» منتشر شده است. ایشان در این آثار، وقایع ایران را از دوران قاجار تا انقلاب به دقت رصد و تحلیل کرده‌اند. امروز جامعه‌ ما بیش از هر زمان دیگری به شناخت تاریخ و «دشمن‌شناسی» نیاز دارد؛ همان چیزی که رهبر شهیدمان از آن به عنوان «بصیرت» یاد می‌کردند.
 
وظیفه‌ رسانه‌های مکتوب، صوتی و فضای مجازی این است که از یک سو جنایات رژیم‌های استکباری را بازگو کنند و از سوی دیگر، ایستادگی ملت ایران را به تصویر بکشند. ما الگوهای درخشانی چون مقاومت امیرکبیر در برابر استعمار، مبارزات شهید مدرس، نهضت تنباکو، حماسه‌ی میرزا کوچک‌خان جنگلی، قیام رئیس‌علی دلواری، نهضت سید عبدالحسین لاری در جنگ جهانی اول، قیام شیخ محمد خیابانی در تبریز، ایستادگی علمای خراسان در برابر رضاخان و نهضت ملی شدن نفت را داریم. ما پیروزی‌های بزرگی در تاریخ داریم؛ مثلاً شهید مدرس با یک سخنرانی در مجلس، در برابر اخطار روسیه تزاری ایستاد و آن‌ها را وادار به عقب‌نشینی کرد. یا مقاومت علما و رجال سیاسی که قرارداد استعماری ۱۹۱۹ را به شکست کشاند. 
 
متأسفانه هر جا آسیبی دیدیم، ناشی از توطئه‌ دشمن، عدم آگاهی جامعه و فعالیت جاسوسان بوده است. لذا امروز مورخین، رسانه‌ها و مطبوعات مسئولیت سنگینی بر عهده دارند تا حوادث و وقایع را به دقت ثبت و تبیین کنند؛ تا در سال‌های پیش رو، حقایق این جریانات فراموش و تحریف نشود.





پر بازدیدها
بازدید 83344
متنی که به قول رهبر شهید انقلاب پس از هشتصد سال همچنان تازه است

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 81838
دوست دارم برای شرکت در نمایشگاه کتاب به تهران بیایم/ تجربه مسحورکننده هزارویکشب

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 79437
اگر ما راوی نباشیم نیویورک تایمز روایتش از «وضعیت فرهنگ در جنگ خاورمیانه» را مسلط می‌کند

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 79141
بی‌نهایت علاقه به حضور در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران را دارم/ شخصیت افسانه‌ای حسن صباح و ضرورت درک بیشتر از فرهنگ ایرانی

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 78929
شماره جدید «راویان فرهنگ» منتشر شد/ در سوگ پیشوای تمدن‌ساز

برای مشاهده کلیک کنید