نسخه آزمایشی جستجو ورود | ثبت نام

کشتار مسلمانان روزه‌دار به دست پزشک خوب شهرک‌ «کریات اربع» | خانه کتاب و ادبیات ایران
18:08 - 1405/01/17 | بازدید 152

صبح خونین الخلیل/1 

کشتار مسلمانان روزه‌دار به دست پزشک خوب شهرک‌ «کریات اربع»

سحرگاه بیست و پنجم فوریه 1994 مصادف با چهاردهمین روز از ماه مبارک رمضان و همچنین جشن «پوریم» یهودیان، نمازگزاران مسجد ابراهیمی در سجده بودند که ناگهان مردی با لباس نظامی اسرائیلی وارد شد و با تفنگ تهاجمی «آی‌ام‌آی گالیل» به سوی نمازگزاران آتش گشود. 

به گزارش روابط عمومی و امور بین‌الملل خانه کتاب و ادبیات ایران، پس از انتشار پرونده سه‌قسمتی «کریات اربع؛ مکتبخانه شقاوت»، بازخوردهايی از سوی خوانندگان آن دريافت شد و بسياری از مخاطبان بر ضرورت تعميق این روایت تأکید داشتند و به‌طور خاص خواستار توضیح بیشتر درباره فاجعه‌ای شدند که در دل همان شهرک ریشه داشت، یعنی کشتار نمازگزاران فلسطینی در مسجد ابراهیمی الخلیل به دست باروخ گلدشتاین، پزشک افراطی ساکن کریات اربع. 

همچنین مخاطبان درخواست کردند تا منابع معتبر برای مطالعه بیشتر درباره این واقعه و ابعاد پنهان آن معرفی شود. با توجه به اینکه این حادثه نقطه عطفی در تاریخ شهرک‌نشینی افراطی و الگویی برای تغییر کاربری اماکن مقدس در سرزمین‌های اشغالی محسوب می‌شود، پرونده «صبح خونین الخلیل» در چهار قسمت به مرحله نگارش درآمد. در ادامه روایت مستند این فاجعه، پیوند آن با ساختار قدرت امروز اسرائیل و معرفی کتابی برای مطالعه بیشتر ارائه می‌شود.

مقبره خلیل‌الله(ع)

در دل شهر الخلیل در کرانه باختری، بنایی سنگی و کهن قرار دارد که یهودیان آن را «غار مخپلا» و مسلمانان «مسجد ابراهیمی» می‌نامند. این مکان به عنوان چهارمین بنای مقدس نزد مسلمانان، آرامگاه حضرت ابراهیم خلیل‌الله(ع)، همسرش ساره و حضرت اسحاق و یعقوب و همسران این دو نبی است. در طول تاریخ این مکان برای پیروان سه دین ابراهیمی مقدس و محترم بوده است.

در دوران بیزانس، مسیحیان بر فراز آن کلیسا ساختند و پس از فتح این سرزمین توسط مسلمانان، مسجدی بر آن بنا شد که تا قرن‌ها محل عبادت مسلمانان بود. صلیبیون پس از سیطره بر فلسطین دوباره آن را به کلیسا بدل کردند و پس از آنکه از سپاه صلاح‌الدین ایوبی شکست خوردند و از آن زمین مقدس رانده شدند، فرمانده مقتدر مسلمانان آن را دوباره به مسجد تبدیل کرد. اما از سال 1967 و پس از اشغال الخلیل توسط رژیم صهیونیستی و پس از آن تاسیس شهرک کریات اربع، سرنوشت این مکان مقدس وارد فصلی تیره و خونین شد. 

فاصله طبیعی کریات اربع تا این بنای مقدس حدود سه کیلومتر بود، اما شهرک‌نشینان برای دسترسی سریع و مستقیم به این مکان مقدس، جاده‌ای اختصاصی به نام «جاده دعا» را بر ویرانه‌های خانه‌های تاریخی فلسطینیان ساختند و فاصله خود با این بنا را به ۷۰۰ متر کاهش دادند. ساخت این جاده که از میان محله‌های فلسطینی الخلیل عبور می‌کرد، نخستین گام برای تغییر جغرافیای انسانی و تاریخی الخلیل بود. گامی که سرانجام در صبحی از رمضان سال ۱۹۹۴ به فاجعه‌ای خونین انجامید.

روزی که زمین و زمان به هم رسید/ قتلگاهی به وسعت یک مسجد

بیست و پنجم فوریه 1994 (جمعه ششم اسفند 1372) مصادف بود با چهاردهمین روز از ماه مبارک رمضان و همچنین جشن «پوریم» یهودیان. پوریم در سنت یهودی، روزی برای یادبود پیروزی بر دشمنان در ایران باستان (همان کشتار ایرانیان به دست یهودیان) است. 

سحرگاه این روز نمازگزاران مسجد ابراهیمی در سجده نماز صبح بودند که ناگهان یکی از درهای مسجد باز و مردی با ریش بلند و پوشیده در لباس نظامی اسرائیلی وارد شد. او تفنگ تهاجمی «آی‌ام‌آی گالیل» را که کپی اسرائیلی از کلاشینکف روسی است، به سوی جمعیت نشانه گرفت. 

آن مرد باروخ گلدشتاین پزشک 38 ساله شهرک «کریات اربع» بود. همان شهرکی که در پرونده قبلی با عنوان «مکتبخانه شقاوت» از آن یاد شد. در عرض چند دقیقه، نمازخانه مسجد تبدیل به صحنه‌ای از خون و مرگ شد، چرا که حدود 800 نمازگزار مشغول ادای فریضه صبح بودند. گلدشتاین که به عنوان پزشک شهرک به راحتی به منطقه دسترسی داشت، با تفنگ خود تا 100 گلوله به سوی نمازگزاران شلیک کرد. شلیک‌ها دستکم 10 دقیقه طول کشید.

نگهبان مسجد یعنی محمد سلیمان ابوصالح بعدها روایت کرد که کف مسجد پر از اجساد و خون شده بود. گلدشتاین بجز شلیک با تفنگ، سه نارنجک دستی نیز به میان جمعیت پرتاب کرد. او با خونسردی خشاب‌های 35 تیری خود را عوض می‌کرد و به کشتار ادامه می‌داد.

تعداد قربانیان در گزارش‌های مختلف متفاوت است. برخی منابع از 30 شهید سخن گفتند. برخی دیگر آمار را 39 شهید و بیش از دویست نفر زخمی اعلام کردند. برخی منابع نیز تعداد شهدا را بین 30 تا 54 نفر تخمین زدند. این قتل‌عام تنها زمانی پایان یافت که نمازگزاران بازمانده بر گلدشتاین هجوم آوردند و او را با آهن‌آلات و کپسول آتش‌نشانی به هلاکت رساندند.

کریات اربع: لانه افراطیون

باروخ گلدشتاین در بروکلین نیویورک متولد شد. او یازده سال قبل از کار تروریستی‌اش به اسرائیل مهاجرت کرده و در شهرک «کریات اربع» ساکن شده بود. اورژانس این شهرک گلدشتاین را به عنوان پزشک ارشد در اختیار داشت.

اما آنچه گلدشتاین را به یک بمب ساعتی تبدیل کرد، ایدئولوژی حاکم بر کریات اربع بود. او عضو گروه و حزب کاچ به رهبری خاخام مئیر کاهانا؛ سیاستمدار افراطی بود. کاهانا خواستار اخراج تمام فلسطینیان از سرزمین‌های اشغالی و تأسیس یک حکومت تئوکراتیک یهودی بود. دیدگاه‌های او چنان تند بود و آنچنان مغایر با نمایش‌های دموکراسی‌خواهانه اسرائیل که کنست در سال 1988 حزب او را به دلیل نژادپرستی آشکار غیرقانونی اعلام کرد.

دوستان گلدشتاین نقل می‌کنند که نفرت او از اعراب به حدی بود که می‌خواست سر به تن هیچ فلسطینی‌ای نباشد. یکی از دوستان او به نام دیوید راماتی گفته بود که گلدشتاین اساسا معتقد بود وضعیت به جایی رسیده که دیگر نمی‌توان به دولت اسرائیل یا هر کس دیگری برای توقف تلفات جان یهودیان تکیه کرد.

خونسردی ارتش و افسانه «عامل تنها»

بعد از این واقعه تروریستی وحشیانه دولت اسرائیل تلاش کرد قتل‌عام را «عمل یک دیوانه تنها» جلوه دهد. نخست‌وزیر وقت؛ اسحاق رابین که بعدها توسط یکی دیگر از اهالی شهرک کریات اربع ترور شد، در تماس تلفنی با یاسر عرفات، این حمله را «جنایتی قبیح و نکوهیده» خواند و قول داد «تمامی اقدامات ممکن برای برقراری آرامش» را انجام دهد.

اما شهادت‌های بعدی، روایت رسمی را زیر سؤال برد. بازماندگان فلسطینی اصرار داشتند که گلدشتاین تنها نبوده و یک یا دو نفر دیگر نیز در این حمله شرکت داشتند. برخی شاهدان گفتند نفر دوم با لباس سفید و شلوار جین آبی وارد مسجد شده است.

مهم‌تر از آن اعترافات دو سرباز اسرائیلی بود که در کمیسیون تحقیق رسمی ارائه شد. گروهبان کوبی بن‌یوسف و سرباز نیر دروری اعتراف کردند که به سوی در مسجد و به طرف فلسطینیانی که قصد خروج و فرار را داشتند، تیراندازی کرده‌اند. آنها گفتند می‌خواستند «ازدحام مقابل در خروجی ایجاد کنند.» ستوان روتام راویوی؛ افسر حاضر در صحنه اعتراف کرد که گلدشتاین را دیده اما جلوی او را نگرفته است، چرا که گمان می‌کرد برای درمان کسی می‌رود. این شهادت‌ها نشان می‌دهد که ارتش اسرائیل نیز در کشتار فلسطینیان فراری نقش داشته است.

قدیس‌ترین یهودی معاصر

هرچند این قتل‌عام را جهانیان یک تراژدی دیدند، اما در داخل شهرک کریات اربع، جشنی به مناسبت این کشتار برپا شد. در روزهای پس از حادثه قبر گلدشتاین در یک زمین گلی حاشیه شهرک، به زیارتگاه تبدیل شد. بچه‌های دبستانی را برای خواندن دعا به مقبره می‌بردند و قبر را می‌بوسیدند و کنار آن کوزه‌های آب پرتقال و لیوان می‌گذاشتند تا از عزاداران پذیرایی شود. 

زوی کاتزاور؛ شهردار وقت شهرک کریات اربع، با افتخار می‌گفت که این مکان به زیارتگاه تبدیل شده است. هر کسی که به اینجا می‌آید می‌خواهد قبر دکتر گلدشتاین را ببیند. مردم قدر کار او را می‌دانند. شمائیل هاکوهن؛ معلم یک کالج در اورشلیم و دوست گلدشتاین، با صراحت بیشتری گفته بود که باروخ گلدشتاین موثرترین یهودی معاصر بود.

میریم گلدشتاین؛ همسر این قاتل وحشی در مصاحبه با روزنامه یدیعوت آحارونت گفت که نباید کسی بگوید او یک دیوانه بود. او این کار را برنامه‌ریزی کرده بود تا روند صلح را متوقف کند. او این کار را به خاطر مردم اسرائیل انجام داد. او روح یک مرد صالح را داشت و همین زن بعدها از فلسطینیانی که برای جلوگیری از کشتار بیشتر گلدشتاین را به هلاکت رسانده بودند، به جرم قتل عمد شکایت کرد.

خبرنگارانی که از فلسطین اشغالی و شهر الخلیل دیدن کرده‌اند، در گزارش‌های خود نوشته‌اند که روی سنگ قبر گلدشتاین این عبارت حک شده است: «دکتر ارجمند باروخ کاپل گلدشتاین... پسر اسرائیل. جان خود را به خاطر مردم اسرائیل، تورات و سرزمین بخشید. دستانش پاک و قلبش نیکوست... او به خاطر تقدس خدا به شهادت رسید.» 

پارک یادبود کاهان و آرامگاه قاتل

همین خبرنگاران نوشته‌اند که اگر امروزه وارد شهرک کریات اربع شوید، اولین چیزی که در سمت راست جاده اصلی خواهید دید، «پارک یادبود مئیر کاهان» است. فضای سبز کوچکی با نیمکت‌ها و سایه‌بان‌ها. در انتهای همین پارک، پشت یک دیوار کوتاه، قبر باروخ گلدشتاین قرار دارد.


وقتی از دیوار عبور می‌کنید، سنگ قبر اکنون ساده‌ای می‌بینید که همیشه چندین سنگ ریزه روی آن قرار دارد. در سنت یهودی، گذاشتن سنگ روی قبر، علامت احترام و عزاداری است. خبرنگاری دیگر نوشته بود که وقتی از قبر گلدشتاین بازدید می‌کرد، حدود ۴۰ سنگ ریزه روی سنگ قبر وجود داشت. 

رژیم صهیونیستی در سال 1999 این زیارتگاه را تخریب کرد. اما شهرکنشینان دوباره آن را بازسازی کردند. امروزه، کریات اربع همچنان پناهگاه افراطیونی است که گلدشتاین را یک «شهید» و «قدیس» می‌دانند.

بازتاب جهانی و تأثیر بر روند صلح

قتل‌عام الخلیل ضربه مهلکی به فرآیند صلح اسلو* وارد کرد که تنها چند ماه از امضای آن می‌گذشت. یاسر عرفات در مصاحبه‌ای تلویزیونی گفت که آنچه در مسجد رخ داد، یک تراژدی واقعی است و اثر بسیار منفی بر کل فرآیند صلح خواهد گذاشت.

سازمان آزادیبخش فلسطین خواستار خلع سلاح تمام ۱۲۰,۰۰۰ شهرکنشین یهودی در سرزمین‌های اشغالی و اعزام نیروهای حافظ صلح سازمان ملل شد. در کرانه باختری و نوار غزه، اعتراضات گسترده شد و در درگیری‌های پس از حادثه، دستکم ۱۲ فلسطینی دیگر توسط ارتش رژیم عبری کشته شدند.

پس از آن رژیم صهیونیستی در نمایشی مضحک چند تن از رهبران حزب کاچ را دستگیر کرد و مدعی شد که «تحول اساسی» در رابطه دولت با شهرک‌نشینان ایجاد شده است. همانطور که بعدها مشخص شد، این اقدامات صرفا ظاهری بود و اصولا قرار نبود جلوی افراطی‌گری را بگیرد. طرفه آنکه اکنون کسانی از همین شهرک‌ یعنی یسرائیل کاتس و ایتامار بن‌گویر در کابینه تروریستی بنیامین نتانیاهو وزیر هستند. تنی چند دیگر از وزرا از جمله بتسالل یوئل اسموتریچ نیز پیوندهایی با کریات اربع داشته‌اند. کسی چون بن‌گویر که تصویر پرتره گلدشتاین را در اتاق نشیمن خود داشت، امروز مسئول پلیس و نیروهای امنیتی رژیم صهیونیستی است.  

در شماره بعدی این پرونده به بحث درباره نتایج این جنایت و چگونگی بهره‌برداری رژیم صهیونیستی از آن برای تصرف این مسجد مقدس خواهیم پرداخت. 

معرفی یک کتاب 

مورخ معروف اسرائیلی ایلان پایه که یکی از جدی‌ترین منتقدان رژیم صهیونیستی است، کتابی دارد با عنوان « Israel on the Brink: Eight Revolutions That Could Lead to Decolonization and Coexistence» (اسرائیل در لبه پرتگاه: هشت گام برای آینده‌ای بهتر). این کتاب که در سال 2025 منتشر شده به تحلیل ریشه‌های ایدئولوژیک فروپاشی اسرائیل از درون اختصاص دارد. نویسنده در فصلی از این کتاب، شهرک‌نشینی افراطی را بنیان اصلی پروژه صهیونیستی معرفی می‌کند. پاپه با بررسی شخصیت‌هایی مانند باروخ گلدشتاین و میراث فکری آنها، نشان می‌دهد که چگونه «اسرائیل در حال از هم پاشیدن از درون است.» 

برخی از آثار این مورخ در ایران نیز ترجمه و منتشر شده‌اند که از جمله آنها می‌توان به این عناوین اشاره کرد:‌ «صبح شبات» در انتشارات امیرکبیر، «10 غلط مشهور درباره اسرائیل» در انتشارات کتابستان معرفت، «پاکسازی قومی در فلسطین» و «ایده اسرائیل»‌ هر دو در انتشارات اطلاعات.

*پیمان اسلو به عنوان نخستین موافقتنامه بین رژیم صهیونیستی و سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) تلاشی برای تعیین یک چارچوب مشخص بود تا به حل‌وفصل کامل منازعه رژیم و فلسطینیان منجر شود. این پیمان به‌طور رسمی در ۱۳ سپتامبر 1993 در واشینگتن دی‌سی با حضور یاسر عرفات، اسحاق رابین و بیل کلینتون به امضا رسید. 





پر بازدیدها
بازدید 83344
متنی که به قول رهبر شهید انقلاب پس از هشتصد سال همچنان تازه است

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 81838
دوست دارم برای شرکت در نمایشگاه کتاب به تهران بیایم/ تجربه مسحورکننده هزارویکشب

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 79437
اگر ما راوی نباشیم نیویورک تایمز روایتش از «وضعیت فرهنگ در جنگ خاورمیانه» را مسلط می‌کند

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 79141
بی‌نهایت علاقه به حضور در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران را دارم/ شخصیت افسانه‌ای حسن صباح و ضرورت درک بیشتر از فرهنگ ایرانی

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 78930
شماره جدید «راویان فرهنگ» منتشر شد/ در سوگ پیشوای تمدن‌ساز

برای مشاهده کلیک کنید