پس از کشتار مسلمانان در مسجد الخلیل توسط یک شهرکنشین، رژیم صهیونیستی برای نمایش کمیسیونی حقیقتیاب تشکیل داد. در کمال تعجب جهانیان این کمیسیون مسجد ابراهیمی را به دو بخش یهودی و فلسطینی تقسیم کرد که سهم قاتلان یهودی 63 درصد از این بنای مقدسِ مسلمانان بود.
به گزارش روابط عمومی و امور بینالملل خانه کتاب و ادبیات ایران، پس از قتلعام 25 فوریه 1994 به دست باروخ گلدشتاین حتی همپیمانان رژیم صهیونیستی هم منتظر واکنش این رژیم و مجازات عاملان این جنایت بودند. حتی مخالفان رژیم صهیونیستی گمان میکردند که این رژیم دستکم برای حفظ ظاهر باید با عاملان و حامیان این جنایت برخورد میکند. اما دولت اسرائیل کمیسیون تحقیق دولتی به ریاست رئیس دیوان عالی وقت، رئیس سابق موساد و یک ژنرال ارشد تشکیل داد. این کمیسیون که به «کمیسیون شمگار» معروف شد، قرار بود حقیقت را کشف کند. در نهایت حقیقت کشف شده به سندی برای مشروعیت بخشیدن به آپارتاید در قلب یک مکان مقدس تبدیل شد.
63 درصد از مسجد را به یهودیان دادند
کمیسیون شمگار در تاریخ 26 ژوئن 1994 گزارش نهایی خود را منتشر کرد. در این گزارش، ضمن سرپوش گذاشتن بر نقش ارتش در کشتار و معرفی گلدشتاین به عنوان «یک فرد تنها» پیشنهاد اصلی خود را ارائه داد: تغییر فیزیکی و دائم مسجد ابراهیمی.
بر اساس این طرح مسجد تاریخی که قرنها فقط به مسلمانان تعلق داشت، باید به دو بخش مجزا تقسیم میشد. 63 درصد از مساحت مسجد، شامل صحن اصلی و محل وقوع قتلعام، به کنیسه یهودیان اختصاص مییافت. 37 درصد باقیمانده، شامل یک نمازخانه کوچک در طبقه بالا و چند اتاق جانبی، برای مسلمانان در نظر گرفته شد. یک دیوار بتونی و یک حصار فلزی در میان مسجد کشیده شد تا دو بخش را کاملا از هم جدا کند. این تقسیمبندی، اولین بار در تاریخ هزار و چهارصد ساله اسلام در فلسطین بود که یک مسجد فعال به اجبار به کنیسه تبدیل میشد؛ اما گزارش این کمیسیون مثلا حقیقتیاب چه بود؟
گزارش کمیسیون شمگار
همانطور که اشاره شد پس از قتلعام در مسجد ابراهیمی، رژیم صهیونیستی کمیسیون تحقیق دولتی تشکیل داد. این کمیسیون به ریاست مئیر شمگار، رئیس وقت دیوان عالی اسرائیل و با عضویت قاضی الیزر گلدبرگ، قاضی عبدالرحمن زعابی (که یک عرب-اسرائیلی بود)، مناخیم یاعری و ژنرال بازنشسته موشه لوی تشکیل شد. این کمیسیون در تاریخ 26 ژوئن 1994 گزارش نهایی خود را منتشر کرد. این گزارش 338 صفحه داشت و شامل 31 جلسه استماع با 106 شاهد و بررسی 1140 مدرک بود.
کمیسیون باروخ گلدشتاین را مسئول مستقیم قتلعام معرفی کرد و شواهد را برای اثبات برنامهریزی قبلی او کافی دانست. کمیسیون ادعای شاهدان فلسطینی درباره وجود یک فرد مسلح دیگر در کنار گلدشتاین را نپذیرفت و نتیجه گرفت که او تنها عمل کرده است. گزارش وضعیت انضباط نیروهای مرزبانی و پلیس اسرائیل را «کاملا نامطلوب» توصیف و به تأخیر نیروها در رسیدن به صحنه اشاره کرد. کمیسیون مدعی شد که پیش از حادثه تهدید اصلی از سوی گروههای فلسطینی علیه یهودیان ارزیابی میشده، نه برعکس. گزارش همچنین پذیرفت که در سرزمینهای اشغالی، قوانین به نفع شهرکنشینان اجرا میشود و سربازان اسرائیلی بسیار راحتتر میتوانند به یک عرب شلیک کنند تا به یک اسرائیلی.
اما نکته اصلی ماجرا در توصیه این کمیسیون است. کمیسیون توصیه کرد که مسجد ابراهیمی به دو بخش مجزا برای جلوگیری از درگیریهای بیشتر تقسیم شود. همچنین توصیه شد که شهرکنشینان در داخل محوطه مسجد حق حمل سلاح نداشته باشند. ایجاد «جدایی کامل» بین نمازگزاران مسلمان و یهودی و اصلاح دستورالعملهای تیراندازی برای سربازان از دیگر توصیههای این گزارش بود.
نخستین واکنش به این گزارش را صائب عریقات* نشان داد. این مذاکرهکننده ارشد فلسطینی گفت که رژیم صهیونیستی و سیاست شهرکسازی مسئولیت کامل این جنایت زشت را بر عهده دارند. شهرکنشینان اگرچه از نتیجهگیری استقبال کردند، اما با توصیه منع حمل سلاح در مسجد مخالفت کردند و آن را خطرناک خواندند.
وقتی در مسجد روی مسلمانان بسته است
تقسیم فیزیکی مسجد با تغییرات دیگری همراه بود. کمیسیون شمگار مقرر کرد در اعیاد و مراسم مذهبی یهودیان، کل مجموعه مسجد (از جمله بخش مسلمانان) برای چندین روز به طور کامل به یهودیان اختصاص یابد. از آن سال تاکنون مسجد ابراهیمی هر سال دستکم 10 روز کامل بر روی مسلمانان بسته میشود. در این روزها نمازگزاران فلسطینی حتی اجازه ورود به 37 درصد سهم خود را ندارند.
محدودیتها به اینجا ختم نمیشود. در سالهای اخیر، نیروهای اسرائیلی در بیش از 80 نوبت، پخش اذان از بلندگوهای مسجد را ممنوع کردهاند. بهانه نیروهای اسرائیلی «اخلال در آرامش شهرکنشینان» است. شهرکنشینانی که در فاصله 700 متری مسجد، پشت دیوارهای بلند و با حمایت کامل ارتش زندگی میکنند.
جاده دعا: مسیری که با نابودی بخشی از میراث تاریخی فلسطین ساخته شد
برای درک عمق این تغییرات باید به خیابانهای الخلیل بازگشت. شهر تاریخی الخلیل با بازارهای سنگفرش و خانههای سنگی قرنها به صورت یکپارچه و پیوسته بوده است. اما پس از تقسیم مسجد و تأسیس شهرک کریات اربع، شهرکنشینان به دسترسی مستقیم و سریع به مسجد یا به قول خودشان «غار مخپلا» نیاز داشتند.
به همین دلیل، جادهای اختصاصی به نام «جاده دعا» احداث شد. این جاده، کریات اربع را مستقیما به ورودی (اکنون) کنیسه در مسجد متصل میکند. برای ساخت این جاده، دهها خانه تاریخی فلسطینی تخریب و دهها کسبوکار تعطیل شد. امروز هیچ فلسطینی حق تردد در این جاده را ندارد. این مسیر فقط برای شهرکنشینان و نیروهای اسرائیلی باز است. یک فلسطینی الخلیل که در همسایگی مسجد زندگی میکند، برای رسیدن به بخش مسلمانان مسجد باید از راههای دور و پرپیچوخم برود، در حالی که قاتلان پدربزرگش از جاده اختصاصی و مستقیم وارد کنیسه میشوند.
نظم جدید الخلیل: شهرکنشین در بالا، فلسطینی در پایین
تقسیم مسجد ابراهیمی الگویی برای تقسیم کل شهر الخلیل شد. امروز الخلیل به دو بخش H1 و H2 تقسیم شده است. بخش H1 تحت کنترل تشکیلات خودگردان فلسطین است و بخش H2 تحت کنترل کامل نظامی اسرائیل. در بخش H2، حدود 30 تا 40 هزار فلسطینی زندگی در همسایگی تنها 800 تا هزار شهرکنشین یهودی ساکن هستند. این شهرکنشینان در چند شهرک کوچک در قلب الخلیل قدیم مستقر شدهاند.
برای حفاظت از همین یک هزار شهرکنشین، هزاران سرباز اسرائیلی در خیابانها گشت میزنند. فلسطینیان ساکن این بخش برای تردد در خیابان اصلی الخلیل که زمانی پررونقترین بازار فلسطین بود، ممنوعیت دارند. اکثر مغازههای این خیابان به دستور ارتش اسرائیل با دیوار و آهنآلات مسدود شدهاند. ساکنان فلسطینی مجبورند از پشت بام خانههای خود به خانههای همسایه رفتوآمد کنند، زیرا خیابانهای پایین فقط به شهرکنشینان تعلق دارد.
این نظم از دل کمیسیون شمگار متولد شد. نظمی که در آن یک پزشک افراطی قاتل به قدیس تبدیل شد و مسجد قربانیان هم برای طرفداران و همقطاران قاتل به ارث رسید.
معماری آپارتاید
دیوارهای بتونی در میان مسجد ابراهیمی، نماد یک دگرگونی عمیق بود. الخلیل از یک شهر فلسطینی با میراث مشترک ابراهیمی به یک پایگاه نظامی-شهرکنشینی تبدیل شد که در آن یک فلسطینی هرگز نمیتواند در خیابان اصلی شهر خود قدم بزند. یک مسلمان هرگز نمیتواند در تمام ایام سال در مسجد خود نماز بخواند و یک کودک فلسطینی هر روز صبح، سربازان مسلحی را میبیند که از همسایه شهرکنشینش محافظت میکنند.
در قسمت سوم این پرونده، خواهیم دید که چگونه همین نظم پس از سه دهه، در دسامبر 2025 به اوج خود رسید. زمانی که دولت اسرائیل اداره مسجد ابراهیمی را رسما به شورای مذهبی شهرک کریات اربع واگذار کرد. به همان شهرکی که باروخ گلدشتاین در آن زندگی میکرد و امروز پناهگاه افراطیترین چهرههای کابینه نتانیاهو است.

معرفی یک کتاب
کتاب « These Chains Will Be Broken: Palestinian Stories of Struggle and Defiance in Israeli Prisons» (این زنجیرها شکسته خواهد شد: داستانهایی از مقاومت روزمره در کرانه باختری) نوشته رمزی بارود در سال 2019 توسط انتشارات Clarity Press منتشر شد. برای این کتاب خالده جرار؛ نماینده مجلس فلسطین پیشگفتار نوشته است. همچنین کتاب پسگفتاری نیز به قلم ریچارد فالک؛ استاد دانشگاه پرینستون و گزارشگر سابق سازمان ملل دارد.
رمزی بارود؛، روزنامهنگار و تحلیلگر برجسته فلسطینی، در این کتاب که مجموعهای از مقالات و گزارشهای میدانی اوست، تصویری از زندگی روزمره فلسطینیان زیر یوغ شهرکنشینی ارائه میدهد. یکی از فصلهای اصلی این کتاب به الخلیل اختصاص دارد. بارود با قلمی شاعرانه و در عین حال مستند، روایت میکند که چگونه فلسطینیان الخلیل در سایه دیوارهای بتونی و زیر چکمههای سربازان، همچنان به نماز میایستند و به زندگی ادامه میدهند. این کتاب روایت مکمل پرونده «صبح خونین الخلیل» است. روایتی از پایین شهر، از پشت دیوارها، از همان خیابان شهدایی که امروز به روی فلسطینیان بسته است.
*صائب عریقات، دیپلمات ارشد فلسطینی و رئیس هیئت مذاکره کننده سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) بود. 12 ساله بود که اشغال کرانه باختری به دست رژیم صهیونیستی را دید. عریقات تحصیلات خود را در دانشگاه ایالتی سانفرانسیسکو در رشته روابط بینالملل و علوم سیاسی به پایان رساند و سپس دکترای خود را در مطالعات صلح و حل منازعه از دانشگاه برادفورد انگلستان گرفت. او از سال 1991 و با حضور در کنفرانس مادرید، پا به عرصه مذاکره گذاشت و سپس در تدوین پیمانهای صلح اسلو میان فلسطین و رژیم صهیونیستی نقش داشت و از سال 1995 به عنوان مذاکرهکننده ارشد فلسطینیان منصوب شد. عریقات در سال 2015 به دبیرکلی کمیته اجرایی سازمان آزادیبخش فلسطین رسید و تا پایان عمر در این سمت باقی ماند. او که سالها از بیماری ریوی رنج میبرد، سرانجام در 18 اکتبر 2020 بر اثر ابتلا به کرونا درگذشت.