سناریویی که صهیونیستها برای مصادره مسجد مقدس ابراهیمی در الخلیل اجرا کردند، ممکن است برای مسجدالاقصی نیز تکرار شود.
به گزارش روابط عمومی و امور بینالملل خانه کتاب و ادبیات ایران، در قسمت اول از این صبح خونین 1994 را روایت شد؛ لحظهای که باروخ گلدشتاین؛ پزشک افراطی ساکن کریات اربع، نمازگزاران فلسطینی را در مسجد ابراهیمی به خاک و خون کشید. در قسمت دوم، بررسی شد که چگونه کمیسیون شمگار به جای مجازات قاتل، مسجد را به دو بخش تقسیم کرد: ۶۳ درصد را به یهودیان هبه کرد و ۳۷ درصد را برای مسلمانان باقی گذاشت. در قسمت سوم نیز گفته شد که چگونه در سال 2025 اداره غیرنظامی اسرائیل به ریاست بتسالئیل اسمتریچ، اختیارات اداری مسجد را به شورای مذهبی شهرک کریات اربع واگذار کرد.
و اکنون در قسمت پایانی این پرسش اساسی مطرح میشود که اگر این اتفاق در الخلیل افتاد، چرا در بیتالمقدس تکرار نشود؟ الگوی الخلیل چیست و چگونه میتواند الگویی برای مسجدالاقصی باشد؟
الگوی الخلیل؛ سه مرحله برای تصرف یک مکان مقدس
در نگاهی کلی به روند سیساله تغییر وضعیت مسجد ابراهیمی میتوان سه مرحله مشخص را از هم جدا کرد:
مرحله اول «ایجاد خشونت و قربانیگیری»: در این مرحله، یک رویداد خشونتبار (مانند قتلعام 1994) فضا را برای تغییرات بعدی آماده میکند. قاتل از درون جامعه شهرکنشینان بیرون میآید و پس از حادثه تقدیس میشود.
مرحله دوم «تقسیم فیزیکی»: در این مرحله کمیسیون تحقیق یا دادگاه، به جای مجازات عاملان، راهحل «جلوگیری از درگیری بیشتر» را پیشنهاد میدهد. این راهحل معمولا به معنای تقسیم مکان مقدس به دو بخش جداگانه و اختصاص بخش بزرگتر به یهودیان است.
مرحله سوم «تغییر حاکمیت»: آخرین مرحله واگذاری تدریجی اختیارات اداری و فنی مکان مقدس به نهادهای شهرکنشینان است. این مرحله در فوریه 2025 برای مسجد ابراهیمی انجام شد.
مسجدالاقصی؛ هدف نهایی
مسجدالاقصی پس از مسجدالحرام در مکه و مسجدالنبی در مدینه، سومین مکان مقدس اسلام است. این مکان برای یهودیان نیز به عنوان «معبد سلیمان» اهمیت دینی دارد. همین اشتراک آن را به حساسترین نقطه درگیری در فلسطین تبدیل کرده است.
در سالهای اخیر، ورود شهرکنشینان به محوطه مسجدالاقصی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. بر اساس گزارشهای منتشر شده، تعداد شهرکنشینانی که با حمایت نیروهای اسرائیلی وارد محوطه مسجد میشوند، سال به سال بیشتر میشود. این ورودها معمولا در اعیاد یهودی و با نظارت شدید نظامی انجام میگیرد.
اما آیا میتوان مراحل سهگانه الگوی مسجد ابراهیمی را در مسجدالاقصی نیز مشاهده کرد؟
مرحله اول در مسجدالاقصی: جرقههای خشونت
در 21 اوت 2024، ایتامار بنگویر، وزیر امنیت ملی رژیم صهیونیستی همراه با هزاران شهرکنشین وارد محوطه مسجدالاقصی شد. رسانههای اسرائیلی این رویداد را «رکوردشکنی در تعداد بازدیدکنندگان یهودی از کوه معبد» توصیف کردند. در همان روز درگیریهایی بین نیروهای رژیم و نمازگزاران فلسطینی رخ داد. یک سال بعد، در اوت 2025، بنگویر بار دیگر به مسجدالاقصی یورش برد و اعلام کرد که یهودیان باید «در کوه معبد نماز بخوانند.»
این اظهارات و اقدامات، حکم روشن کردن فتیله انفجار در حساسترین نقطه بیتالمقدس را دارد. بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که هدف از این یورشها، ایجاد همان فضای ملتهبی است که پیش از قتلعام الخلیل وجود داشت. فضایی که در آن، یک رویداد خشونتبار بتواند بهانهای برای تغییرات بعدی شود.
مرحله دوم در مسجدالاقصی: طرحهای تقسیم
طرحهای تقسیم مسجدالاقصی یا تغییر زمانبندی دسترسی به آن، سالهاست که در محافل راستگرای اسرائیلی مطرح میشود. برخی از این طرحها شامل اختصاص ساعات خاصی از روز به نماز یهودیان در محوطه مسجد است. برخی دیگر، ایجاد یک کنیسه در بخشی از محوطه را دنبال میکنند.
در دسامبر 2024، یک کنیسه دروازه «مغاربه» در مجاورت مسجدالاقصی افتتاح شد. این کنیسه درست در کنار ورودی اصلی مسجد قرار دارد و نمازگزاران فلسطینی برای رسیدن به مسجد باید از مقابل آن عبور کنند. این اقدام را نخستین گام در جهت تغییر فیزیکی فضای پیرامون مسجدالاقصی ارزیابی کردهاند.
الیاهو، وزیر میراث رژیم عبری، در فوریه 2025 آشکارا اعلام کرد که «کنیسهای در مسجدالاقصی ساخته خواهد شد.» این اظهارات با واکنش شدید کشورهای اسلامی و سازمان همکاری اسلامی مواجه شد، اما دولت اسرائیل به کار خود ادامه داد.
مرحله سوم در مسجدالاقصی: تغییر حاکمیت
آخرین مرحله یعنی تغییر حاکمیت، شاید حساسترین بخش ماجرا باشد. در مسجد ابراهیمی، این مرحله در فوریه 2025 و با واگذاری اختیارات اداری به شورای مذهبی کریات اربع انجام شد. برای مسجدالاقصی، نهادهایی مانند «صندوق میراث معبد» و «مؤسسه معبد» سالهاست که در تلاش برای کسب اختیارات مدیریتی هستند.
در سپتامبر 2025، دولت عبری بودجهای 18 میلیون شکلی (حدود ۵ میلیون دلار) برای «توسعه زیرساختهای گردشگری در حوضه مسجدالاقصی» تصویب کرد. فلسطینیان این بودجه را تلاشی برای تغییر کاربری مسجد و تبدیل آن به یک مقصد توریستی-مذهبی یهودی میدانند.
اگر این روند ادامه پیدا کند، ممکن است در آیندهای نزدیک شاهد واگذاری بخشی از اختیارات مسجدالاقصی به نهادهای شهرکنشینان باشیم. همان اتفاقی که در الخلیل افتاد.
شباهت چهرهها؛ از گلدشتاین تا بنگویر
یکی از نگرانکنندهترین جنبههای این ماجرا، تداوم چهرههاست. باروخ گلدشتاین که نمازگزاران مسجد ابراهیمی را به خاک و خون کشید، امروز در شهرک کریات اربع به عنوان «قدیس» شناخته میشود. سنگ قبر او زیارتگاه شهرکنشینان افراطی است.
ایتامار بنگویر، وزیر امنیت ملی اسرائیل، سالها پیش پرتره گلدشتاین را در اتاق نشیمن خود نصب کرده بود. او هرگز این اقدام را انکار نکرد و حتی از گلدشتاین به عنوان «شهید» یاد کرده است. حالا همین بنگویر، مسئول نیروهای پلیس و امنیت در بیتالمقدس است. او کسی است که در اوت 2024 و اوت 2025 به مسجدالاقصی یورش برد و خواستار نماز یهودیان در آن شد.
بتسالئیل اسمتریچ، وزیر دارایی رژیم و مسئول اداره غیرنظامی در کرانه باختری، نیز از همین جریان فکری میآید. او کسی بود که واگذاری اختیارات مسجد ابراهیمی به شورای مذهبی کریات اربع را امضا کرد. او میتواند همان کار را برای مسجدالاقصی نیز انجام دهد.
این تداوم چهرهها، نشان میدهد که الگوی الخلیل یک استراتژی منسجم و بلندمدت برای صهیونیستهاست. استراتژی که در آن ابتدا در مکانی مقدس خشونت سهمگینی ایجاد و عامل خشونت تقدیس میشود. بعد مکان مقدس تقسیم و نهایتا حاکمیت به نهادهای صهیونیستی واگذار میشود.
واکنش جامعه جهانی؛ تماشاگران خاموش
در طول سه دهه گذشته، واکنش جامعه جهانی به تغییر وضعیت مسجد ابراهیمی عمدتاً در حد بیانیههای محکومکننده و ابراز نگرانی بوده است. سازمان ملل، یونسکو و اتحادیه اروپا بارها قطعنامههایی علیه تغییر وضعیت اماکن مقدس در فلسطین صادر کردهاند، اما این قطعنامهها هیچ ضمانت اجرایی نداشتهاند.
در مورد مسجدالاقصی نیز همین وضعیت تکرار شده است. پس از اظهارات الیاهو در فوریه ۲۰۲۵ درباره ساخت کنیسه در مسجدالاقصی، سازمان همکاری اسلامی جلسه اضطراری تشکیل داد و بیانیهای صادر کرد. اما چند روز بعد، دولت اسرائیل بودجه توسعه زیرساختهای مسجدالاقصی را تصویب کرد. بیانیهها تأثیری بر روند میدانی نداشتند.
پرسش این است: اگر فردا روزی رژیم صهیونیستی تصمیم بگیرد مسجدالاقصی را به دو بخش تقسیم کند، جامعه جهانی چه واکنشی نشان خواهد داد؟ تجربه الخلیل نشان داده است که واکنشهای دیپلماتیک و بیانیههای محکومکننده، هیچگاه جلوی تغییرات میدانی را نگرفته است.
امروز مسجد ابراهیمی در الخلیل را دیوارهای بتونی و حصارهای فلزی به دو بخش تقسیم کرده است. 63 درصد آن به کنیسه تبدیل شده و اختیارات اداری آن به شورای مذهبی شهرکی سپرده شده که قاتل نمازگزاران در آن زندگی میکرده است. نمازگزاران فلسطینی در 10 روز از سال حتی به 37 درصد سهم خود نیز دسترسی ندارند و اذان صبح آنها بارها با دستور نظامی قطع شده است.
این همان آیندهای است که در صورت بیتفاوتی مسلمانان و جامعه جهانی، ممکن است در انتظار مسجدالاقصی نیز باشد. همان سه مرحله: ایجاد خشونت، تقسیم فیزیکی و تغییر حاکمیت. همان چهرهها: اسمتریچ و بنگویر که امروز در دولت نتانیاهو قدرت را در دست دارند. همان سکوت جامعه جهانی که تا کنون نتوانسته است جلوی این روند را بگیرد.

معرفی کتاب
«فلسطین: صلح نه، تبعیض» نوشته جیمی کارتر؛ رئیس جمهور اسبق ایالات متحده آمریکا، به ترجمه مهران قاسمی از نشر ثالث. همچنین این کتاب با عنوان «فلسطین؛ صلح یا نژادپرستی» به ترجمه محمدحسین وقار توسط انتشارات اطلاعات نیز منتشر شده است.
کارتر در این کتاب به تحلیل وضعیت سرزمینهای اشغالی و سیاستهای شهرکنشینی رژیم صهیونیستی میپردازد. او در فصلی از این کتاب، به طور خاص به مقایسه وضعیت مسجد ابراهیمی در الخلیل و مسجدالاقصی در بیتالمقدس میپردازد و هشدار میدهد که الگوی الخلیل میتواند برای مسجدالاقصی تکرار شود. این کتاب یکی از تأثیرگذارترین آثاری است که تابوی نقد سیاستهای رژیم صهیونیستی در آمریکا را شکست و واکنشهای گستردهای در سراسر جهان برانگیخت.