نسخه آزمایشی جستجو ورود | ثبت نام

 ۶ توصیه برای حفظ دلبستگی ایمن کودکان در روزهای آتش‌بس | خانه کتاب و ادبیات ایران
10:27 - 1405/01/26 | بازدید 269

یک مترجم و روان‌درمانگر کودک و نوجوان مطرح کرد؛

۶ توصیه برای حفظ دلبستگی ایمن کودکان در روزهای آتش‌بس

فاطمه رئیسی با تأکید بر لزوم بازگرداندن کودکان به فضای دلبستگی ایمن در دوره آتش‌بس موقت، راهکارهایی برای روایت این تغییر شکل مقاومت از «تقابل نظامی» به «ایستادگی به شکل مذاکره» برای کودکان ارائه داد.

فاطمه رئیسی؛ مدرس دانشگاه، مترجم، روان‌شناس و روان‌درمانگر کودک، نوجوان و والدین، در گفت‌وگو با روابط عمومی و امور بین‌الملل خانه کتاب و ادبیات ایران، درباره سردرگمی کودکان از تغییر شکل تجربه ناامنی از «تقابل نظامی» به «آتش‌بس موقت» گفت: در هفته‌هایی که گذشت، کودکان تجربه تنش، نگرانی و ناامنی را از طریق اتفاقات اطرافشان لمس کرده‌اند؛ ذهن آن‌ها «تهدید» را با یک تصویر مشخص مثلاً صدای انفجار، حضور جنگنده‌ها یا اخبار مکرر جنگ شناخت؛ اما حالا که فضای ظاهری جنگ آرام‌تر شده ولی اخبار و تنش‌های آن همچنان برقرار است، کودکان دچار یک سردرگمی طبیعی می‌شوند و ممکن است بپرسند: قطع شدن صداها، یعنی خطر تمام شده است؟ آیا حالا دیگر ما در امانیم؟

وی با تأکید بر اینکه در این شرایط اولین وظیفه والدین به عنوان مراقبان کودک بازگرداندن کودک به فضای دلبستگی ایمن است، افزود: نوع روایت والدین به عنوان مراقبان کودک از آنچه در فضای کشور جریان دارد، به ایجاد ثبات هیجانی و دلبستگی ایمن در فضای روانی کودک کمک شایانی می‌کند. به‌عنوان مراقبان کودک، مهم‌ترین اصل این است که به کودکان کمک کنیم ثبات هیجانی پیدا کنند، نه اینکه آن‌ها را در حالت آماده‌باش دائمی نگه داریم و احساساتشان را کوچک جلوه دهیم.

توضیح صادقانه اما ملایم؛ کودکان تحمل حقیقت را دارند

این روان‌درمانگر کودک و نوجوان در ادامه، شش گام عملی را برای روایت این «تغییر فضا» برای کودکان، به والدین و مراقبان کودک پیشنهاد کرد و درباره هر یک توضیحاتی داد. رئیسی نخستین گام را ارائه توضیحی صادقانه اما با زبانی امن و آرام دانست و گفت: بچه‌ها تحمل حقیقت را دارند، به شرطی که زبان پیام ملایم باشد. به طور مثال یکی از پیام‌هایی که می‌توان منتقل کرد این است که «بعضی وقت‌ها دوره‌هایی هست که ظاهر همه چیز آرام است، اما آدم‌ها هنوز دارند تلاش می‌کنند همه‌چیز بهتر از آن هم بشود. الان هم زمانی است که مسئولان کشور ما دارند با گفت‌وگو کردن و تصمیم‌گیری از کشور ما دفاع می‌کنند، نه با صداهای بلند و ترسناک. این یعنی هنوز بخشی از کار ما ادامه دارد، ولی شکلش متفاوت و آرام‌تر است.»

مترجم کتاب  دلبستگی از دیدگاه روانشناسی تحولی افزود: در این روایت، کودک می‌فهمد که آرامش بیرونی که درحال حاضر در کشور حاکم شده واقعی است، ولی این به معنای «تمام شدن همیشگی خطر» نیست و این موضوع بخشی از واقعیت جهان است، نه تشویشی در ذهن و قلب خود او.

این روان‌شناس گام دوم را معطوف به محوریت بخشیدن به مفهوم «مراقبت» در گفت‌وگو با کودکان عنوان کرد و ادامه داد: در کار با کودکان بهتر است پیام محوری این باشد که «بزرگ‌ترها همیشه مراقب تو هستند؛ چه زمان‌هایی که سر و صدا هست و چه زمان‌هایی که این سر و صداها وجود ندارند.» این پیام، احساس امنیت پایه را در کودک تقویت می‌کند. کودک باید احساس کند «من تنها نیستم» و «اگر دوباره موقعیت دشواری پیش بیاید، یک بزرگسال قابل پیش‌بینی کنار من هست.» این پیام مهم‌تر از توضیح درباره ماهیت تهدید است و به جای «پیوستگی جنگ» بر «پیوستگی مراقبت» تأکید دارد.

مدرس دوره‌های تربیت درمانگر کودک و نوجوان، گام سوم را به چگونگی تفسیر بازگشت به روال عادی زندگی برای کودکان اختصاص داد و بیان کرد: بازگشت به مدرسه، بازی و کلاس‌ها برای کودک فقط یک برنامه روزانه نیست؛ پیام نمادین دارد. در این موضوع می‌توان به کودک گفت «وقتی ما به کارها و کلاس‌های درس‌مان برگرديم، بدن و ذهنمان دوباره به حالت قوی خودش برمی‌گردد. این هم یک نوع استقامت و قوی بودن است.» به این ترتیب، کودک معنای «مقاومت» را از حالت صرفاً نظامی، به تاب‌آوری، ادامه دادن، یادگیری و ساختن و امید منتقل می‌کند.

رئیسی در گام چهارم به والدین توصیه کرد کودکان را بدون ایجاد اضطراب برای احتمال بازگشت شرایط دشوار آماده کنند و گفت: می‌توان به شکلی کاملاً آرام و علمی به کودکان گفت «ممکن است گاهی در دنیا اتفاقاتی بیفتد که دوباره ما را ناراحت یا نگران کند. اگر هم چنین چیزی پیش بیاید، ما باز هم با هم مراقب هم هستیم و همدیگر را کمک می‌کنیم.» این جمله سه پیام مهم دارد: پذیرش واقعیت، حفظ احساس کنترل و کاهش خطر شکل‌گیری اضطراب انتظاری. به‌جای اینکه بگوییم «هیچ اتفاقی نمی‌افتد»، بهتر است بگوییم «اگر چیزی پیش بیاید، من هستم که از تو مراقبت کنم.» این نگفتن وعده‌های غیرواقعی، اما در عین حال ارائه حس امنیت رابطه‌ای، اصل اساسی برای تقویت دلبستگی ایمن در کودک است.

کودکان باید احساساتشان را بیان کنند

این روان‌درمانگر کودک و نوجوان گام پنجم را فراهم کردن فضایی برای تخلیه هیجانی کودک دانست و افزود: کودکان نیاز دارند احساسشان را بیان کنند؛ ترس، خشم، گیجی یا حتی بی‌تفاوتی. رویکرد مناسب این است که به او بگوییم «هر حسی که داری، طبیعی است. می‌توانی درباره‌اش با من حرف بزنی.» این حضور هیجانی، خودش شکل مهمی از ایجاد امنیت است.

وی نمونه‌هایی از گفت‌وگوهای هیجان‌محور را این‌گونه بیان کرد: «وقتی می‌بینی همه چیز آرام شده و صداهای قبل نمی‌آید (یا به خانه‌مان برگشتیم)، ممکن است احساس‌های مختلفی مانند شادی، گیجی، نگرانی یا حتی تعجب به سراغت بیایند. همه این احساسات طبیعی هستند. بیا با هم درباره اینکه الان چه احساسی داری صحبت کنیم». گفت‌وگوهایی از این دست دعوت کودک به نام‌گذاری و معنی‌بخشی به احساسات است. همچنین گفتن اینکه «گاهی ذهن ما که قبلاً ترسیده، حتی وقتی خبری نیست هم ممکن است بترسد؛ اگر همچین حسی داشتی، بیا تا با هم بررسیش کنیم»، کمک به کودک برای تمایز میان «ترس ذهنی» و «تهدید واقعی» است.

رئیسی با بیان اینکه کودک آرامش فیزیولوژیک و هیجانی را از مراقب خود قرض می‌گیرد، گفت: وقتی به کودک می‌گوییم «وقتی بدنت و دلت آرام‌تر شود، بهتر می‌توانی بازی کنی، یاد بگیری و تمرکز کنی. من در این مسیر کنارت هستم و هر وقت نگران شدی، با هم درباره‌اش حرف می‌زنیم»، این یعنی دلبستگی ایمن. هدف این است که کودک بفهمد «ما داریم با هم به اتفاقات فکر می‌کنیم.» این تجربه حس کنترل و عاملیت ایجاد می‌کند.

رئیسی در گام پایانی بر ضرورت تغییر ادبیات رایج نزد کودکان و تعریف استقامت به‌عنوان «توان درونی» نه «رویداد بیرونی» تأکید و عنوان کرد: در روایت مراقبتی بهتر است برای تعریف استقامت از کلمه‌هایی مانند «دل‌قوی بودن»، «بهبود پیدا کردن»، «کنار آمدن با روزهای سخت» و «یاد گرفتن مراقبت از خود» به‌جای مفاهیم نظامی استفاده شود. این به کودکان کمک می‌کند مفهوم «استقامت» را درونی کنند و آن را برابر با خشونت یا تنش بیرونی ندانند.

مترجم کتاب درمان مبتنی بر ذهنی سازی برای کودکان، اضافه کرد: در مقام مراقب کودک، مهم‌ترین کار ما این است که کودکان احساس کنند بزرگ‌ترهایشان همیشه قابل اتکا، در دسترس و مراقب‌اند؛ چه در روزهای پرتنش و چه در دوره‌های آرام. ما به آن‌ها کمک می‌کنیم که احساس امنیت خود را از رابطه با مراقب بگیرند، نه از پیش‌بینی‌پذیری جهان. تلاش می‌کنیم کودکان بتوانند احساسات و افکارشان را نام‌گذاری کنند و بفهمند که آرامش بیرونی و نگرانی درونی می‌تواند هم‌زمان وجود داشته باشد. همچنین به آن‌ها کمک می‌کنیم بین «ترس ذهنی» و «تهدید واقعی» تمایز بگذارند و معنای این دوره آتش‌بس موقت را به شکلی واقع‌گرایانه اما امن درک کنند.

وی افزود: چنین رویکردی به کودک این امکان را می‌دهد که هم به آینده امیدوار بماند و هم در صورت تغییر شرایط، دچار اضطراب فلج‌کننده نشود. وظیفه ما به‌عنوان والدین و مراقبان کودک این نیست که دنیا را سراسر امن کنیم یا در مقابل، کودکان را مدام در فضای تهدید نگه داریم، بلکه باید به آن‌ها کمک کنیم بفهمند که دنیا گاهی پرهیجان و گاهی آرام است. تغییر شکل اتفاقات بیرونی را می‌توانیم با زبانی امن و صادقانه برایشان بیان کنیم. آن‌ها لازم است بدانند که بزرگ‌ترها و مسئولان کشور همچنان در حال پیگیری، دفاع و مراقبت‌ از آن‌ها هستند، اما شکل این مراقبت ممکن است از صدای بلند و ادوات نظامی به گفت‌وگو و تصمیم‌گیری تغییر کرده باشد. مهم این است که کودک احساس کند حتی وقتی جهان کاملاً قابل‌پیش‌بینی نیست، زندگی می‌تواند ادامه پیدا کند.





پر بازدیدها
بازدید 83117
متنی که به قول رهبر شهید انقلاب پس از هشتصد سال همچنان تازه است

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 81732
دوست دارم برای شرکت در نمایشگاه کتاب به تهران بیایم/ تجربه مسحورکننده هزارویکشب

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 79331
اگر ما راوی نباشیم نیویورک تایمز روایتش از «وضعیت فرهنگ در جنگ خاورمیانه» را مسلط می‌کند

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 79046
بی‌نهایت علاقه به حضور در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران را دارم/ شخصیت افسانه‌ای حسن صباح و ضرورت درک بیشتر از فرهنگ ایرانی

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 78801
«گزارش یک جشن» منتشر شد + دریافت متن

برای مشاهده کلیک کنید