ریحانه طبیبزاده قمصری گفت: برای کاهش اضطراب کودک در شرایط بحرانی، باید او را از تماشاگر منفعل خارج کرد. مشارکت فعال، دعا، همدلی و بهویژه مطالعه کتابهای موضوعی مناسب و گفتوگو درباره آنها با همسالان مؤثر است. وقتی کودک احساس کند «من نقشی دارم»، میفهمد که ایستادگی بجز عرصه نظامی در یادگیری و کمک کردن نیز ادامه دارد.
ریحانه طبیبزاده قمصری، رواندرمانگر و بازیدرمانگر کودک، مشاور تخصصی فرزندپروری و پژوهشگر حوزه کودک و نوجوان، در گفتوگو با روابط عمومی و امور بینالملل خانه کتاب و ادبیات ایران، درباره چگونگی مواجهه با پرسشها و نگرانیهای کودکان در دوره آتشبس موقت گفت: در این ایام، پس از تجربه یک دوره پرتنش و پرسروصدا و ورود به دوره «سکوت صحنه نبرد» ابهامات، پرسشها و نگرانیهای کودکان امری طبیعی است. برای آنکه بتوانیم این تغییر شرایط را برای کودک قابل فهم و قابل تحمل کنیم، سه محور اصلی را باید در نظر گرفت.
وی نخستین و مؤثرترین محور را نقش والدین به عنوان الگوی رفتاری دانست و افزود: پایهایترین شیوه اثرگذاری بر کودک، رفتار والدین است، نه صرفاً کلام آنان. زمانیکه والدین و سایر اعضای خانواده در مسیر مشارکت اجتماعی، انجام کارهای خیر، حضور در برنامههای جمعی، دعا یا فعالیتهای معناداری از این دست قدم برمیدارند، کودک آن را به عنوان «شکل جدید تلاش و مقاومت» میفهمد.
این رواندرمانگر کودک، دومین محور را معطوف به گروه سنی پیشدبستان عنوان کرد و ادامه داد: کودکان در این سن ظرفیت پردازش آینده مبهم یا احتمال بازگشت تنش را ندارند. بیان چنین احتمالاتی میتواند در آنها اضطراب ایجاد کند؛ در نتیجه والدین باید بر لحظه اکنون و ایجاد احساس امنیت تمرکز داشته باشند.
طبیبزاده قمصری راهبردهای مؤثر برای ایجاد احساس امنیت در این گروه سنی را چنین برشمرد: تلاش والدین برای کاهش اضطراب خود و افزایش آرامش، توجه به احساس کودک و بیان آن، تأکید والدین بر اینکه در کنار کودک و مراقب او هستند، بازگرداندن کودک به روتینهای روزمره و بهرهگیری از بازی، تحرک و فعالیتهای ساده برای کاهش تنش و... برای این گروه سنی، نیازی به توضیحهای پیچیده در مورد شرایط نیست.
این پژوهشگر حوزه کودک و نوجوان، سومین محور را به چگونگی پاسخگویی به پرسشهای کودکان دبستانی اختصاص داد و بیان کرد: کودکان بزرگتر که جهان را پرسشگرانهتر میبینند، ممکن است درباره علت تغییر شرایط یا احتمال تکرار تنش سؤال کنند؛ سؤالهایی مانند «باز هم ممکن است صدای انفجار بیاید؟» یا «جنگ تمام شد؟» و... در اینجا سه اصل کلیدی مطرح است.
وی نخستین اصل را کشف احساس پشت سؤال دانست و گفت: با پرسشهایی مانند «تو نگران این هستی که دوباره صداها شروع بشود؟» به کودک کمک میکنیم احساسش و علت آن را شناسایی و بیان کند.
طبیبزاده قمصری اصل دوم را پاسخ صادقانه اما همراه با اطمینانبخشی معرفی کرد و افزود: صداقت باید با ایجاد حس کنترل همراه باشد. جملاتی مانند «اگر هم چیزی پیش بیاید، ما کنار هم هستیم، از تو مراقبت میکنیم و با هم از پسش برمیآییم» آرامشبخش است بدون اینکه واقعیت را پنهان کند.
این مشاور تخصصی فرزندپروری، سومین و مهمترین اصل را مشارکت دادن کودک در فعالیتهای مقاومتی برشمرد و عنوان کرد: باید کودک را از حالت تماشاگر منفعل بیرون بیاوریم و به او نشان دهیم که کارهای مؤثری وجود دارد که او هم میتواند برای بهتر شدن اوضاع و مبارزه با ظلم انجام دهد. مشارکت فعال اضطراب را کاهش میدهد و باعث میشود تا کودک معنایی در تجربهاش پیدا کند.
وی مصادیق این مشارکت را چنین عنوان کرد: تلاش درسی و یادگیری، با این توضیح که دانشات در آینده به مردم کشورت کمک میکند؛ شرکت در برنامههای جمعی متناسب با سن و ظرفیت او، دعا کردن، همدلی کردن یا هر عمل معنوی که خانواده انجام میدهد، مطالعه کتابهای موضوعی مناسب شرایط و گفتوگو کردن درباره آنها با همسنوسالها و... وقتی کودک احساس کند «من نقشی دارم» اضطرابش کاهش پیدا میکند و درک میکند که تلاش و ایستادگی فقط شکل نظامی ندارد؛ گاهی در ساختن، یاد گرفتن و کمک کردن ادامه پیدا میکند. با رعایت نکات ذکرشده میتوانیم امیدی واقعبینانه به کودک بدهیم، اضطراب او را کاهش دهیم و همچنین زمینه رشد تابآوری و معناجویی را در او تقویت کنیم.