بعضی روایتها هرچند از دل جنگ آغاز نمیشوند، اما به عمیقترین لایههای آن میرسند. «مهاجر سرزمین آفتاب» از این نوع است؛ داستان زنی که جنگ را از کودکی و زیر آسمان سوخته هیروشیما تجربه کرده است.
به گزارش روابط عمومی و امور بینالملل خانه کتاب و ادبیات ایران، در میان آثار تقریظ شده قائد شهید امت(قدس سره) برخی کتابها مرزهای جغرافیا را پشت سر میگذارند و به تجربهای انسانیتر و فراگیرتر از جنگ میرسند. توجه رهبر شهید انقلاب به این نوع آثار نشاندهنده اهمیت روایتهایی است که از دل رنجهای تاریخی به معنایی تازه از هویت و انتخاب میرسند. این گزارش که دهمین شماره از پرونده کتابهای تقریظ شده توسط امام شهید را شامل میشود سراغ اثری رفته که مسیرش از ژاپن آغاز میشود، اما در ایران به نقطه اوج خود میرسد؛ روایتی از یک زندگی که در میان دو جهان شکل گرفته است.
از انفجار تا انتخاب؛ آغاز یک سرگذشت متفاوت
داستان «مهاجر سرزمین آفتاب» از کودکی کونیکو یامامورا آغاز میشود؛ دختری که در هفتسالگی با یکی از تلخترین رخدادهای تاریخ بشر یعنی بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی مواجه میشود. کتاب این واقعه را بهعنوان تجربهای زیسته روایت میکند؛ تجربهای که ترس، نابودی و فروپاشی را در ذهن یک کودک ثبت میکند و مسیر زندگی او را تغییر میدهد.
سالها بعد این دختر ژاپنی با انتخابی آگاهانه، مسیر زندگی خود را تغییر میدهد؛ با ازدواج با یک ایرانی و گرایش به اسلام، وارد جهانی تازه میشود و نام «سبا» را برای خود برمیگزیند. اما نقطه اوج روایت جایی است که این زن در ایران، فرزند خود را در مسیر دفاع از کشور و آرمانها تقدیم امت میکند؛ مسیری که او را به تنها مادر شهیدی تبدیل میکند که از سرزمین آفتاب، فرزندش را تقدیم ایران کرده است.
تصویری از آغاز فاجعه
در بخشی از کتاب این تجربه بهروشنی تصویر میشود: «هیروشیما در کمتر از یک دقیقه در آتش سوخت و خاکستر شد... مردمی که کیلومترها از هیروشیما فاصله داشتند آن روز طلوع خورشید را دو بار دیدند.» این روایت، جنگ را بهعنوان تجربهای ملموس و تکاندهنده نشان میدهد؛ تجربهای که از کودکی آغاز میشود و تا پایان عمر ادامه دارد.
آنچه «مهاجر سرزمین آفتاب» را برجسته میکند، پیوند میان دو تجربه تاریخی متفاوت است: جنگ جهانی و دفاع مقدس. این اثر با عبور از مرزهای جغرافیایی نشان میدهد که رنج، ایمان و ایثار مفاهیمی جهانی هستند. روایت با تکیه بر جزئیات واقعی و زبان صمیمی، شخصیتی را ترسیم میکند که نهتنها شاهد یک فاجعه تاریخی بوده که حتی در ادامه خود به بخشی از یک روایت بزرگتر تبدیل شده است. همین امتداد تاریخی و انسانی «مهاجر سرزمین آفتاب» را از یک زندگینامه ساده فراتر میبرد.
این کتاب بازنمایی مسیری است که از دل ویرانی به معنا میرسد. «مهاجر سرزمین آفتاب» نشان میدهد که چگونه یک انسان میتواند از دل یکی از تاریکترین لحظات تاریخ به انتخابی برسد که زندگیاش را بازتعریف کند. میتوان گفت که این کتاب روایتی است درباره عبور از جنگ به ایمان، از فقدان به معنا و از یک سرزمین به سرزمینی دیگر. تقریظ امام شهید بزرگوار بر این اثر نیز تأکیدی است بر اهمیت روایتهایی که انسان را در بستر تاریخ اما با نگاهی انسانی و نزدیک نشان میدهند.
سرگذشتی پرماجرا از یک بانوی دلاور
متن تقریظ شهید رهبر انقلاب اسلامی بر این کتاب به شرح زیر است:
«بسم الله الرّحمن الرّحیم
سرگذشت پرماجرا و پرجاذبه این بانوی دلاور، که با قلم رسا و شیوای حمید حسام نگارش یافته است، جداً خواندنی و آموختنی است. من این بانوی گرامی و همسر بزرگوار او را سالها پیش در خانهشان زیارت کردم. خاطره آن دیدار در ذهن من ماندگار است. آن روز جلالت قدر این زن و شوهر با ایمان و با صداقت و با گذشت را مثل امروز که این کتاب را خواندهام، نمیشناختم؛ تنها گوهر درخشانِ شهید عزیزشان بود که مرا مجذوب میکرد. رحمت و برکت الهی شامل حال رفتگان و ماندگان این خانواده باد
اردیبهشت ۱۴۰۱»