بیژن شکرریز با تأکید بر اهمیت نقش هنرمندان، نویسندگان، مستندسازان، عکاسان و خبرنگاران در معرفی غیرشعاری ایران به جهان گفت: این جنگ با همه تلخیاش، باعث شد همه ما یک نُت مشترک بنوازیم و اکنون باید نشان دهیم ایران چه فرهنگی، چه ریشهای و چه پشتوانهای دارد.
بیژن شکرریز؛ نویسنده، مستندساز و مدرس دانشگاه در گفتوگو با روابط عمومی و امور بینالملل خانه کتاب و ادبیات ایران با اشاره به اینکه همیشه نسبت به وضعیت موجود انتقاد داشته و همواره آنها را مطرح کرده است، گفت: اکنون و در این مقطع همه باید انتقادات را کنار بگذاریم، چراکه به حریم مملکت ما تجاوز شده است. ما سه جنگ را پشت سر گذاشتهایم؛ جنگ عراق، جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان؛ در هیچکدام از اینها ما آغازگر نبودیم، بلکه به ما حمله شده است.
وی افزود: وقتی شما در خانه خود نشستهاید و کسی با لگد درِ خانهتان را باز میکند آیا از خود دفاع نمیکنید؟ آیا با هر ابزاری که در اختیار دارید تلاش نمیکنید او را از خانه بیرون کنید؟ این را که دو کشوری با هم متحد میشوند و به کشوری دیگر حمله میکنند آن هم در شرایطی که قرار بوده صلح برقرار شود و گفتوگوها در جریان بوده، چه میتوان نامید؟ من این را «ناجوانمردی» مینامم. نکته بسیار مهم برای من این بود که مردم ما با وجود همه تفاوتهای فکری، فرهنگی و ذهنی از اندیشمندان و اهل قلم گرفته تا هنرمندان در این شرایط یکدست شدند.
او در ادامه با تاکید بر اتحاد ایرانیان ادامه داد: وقتی میبینید مردم از شب تا صبح در خیابان، زیر باران و در سرما میایستند و فریاد میزنند، نشان میدهد که برای سرزمین، خاک و باورهایشان احترام قائلاند و این حرکتی درست است. در عین حال، گلایهای هم دارم از برخی اهالی قلم و روشنفکران که چرا بیانیه ندادند و سکوت کردند. اگر این مملکت مال آنها نیست پس از کجا آمدهاند؟ آنها از همین مردم ریشه گرفتهاند. چگونه میتوان مرگ ۱۶۰ دختر بچه بیگناه، پیرزنها، پیرمردها و بیماران بیمارستانی را نادیده گرفت؟
مولف کتاب «بانوی رند» با بیان این که با اختلافات و انتقادات موجود در کشور اکنون به نوعی همبستگی و به همدلی رسیدهایم، مطرح کرد: این میتواند موضوع یک رمان بزرگ و رمان چندجلدی باشد؛ روایتی از اینکه مردم ایران در ایام جنگ چه کردند. درود میفرستم به رزمندگانی که شاید آنها را نمیشناسیم و نمیبینیم، اما شبانهروز از خاک ایران دفاع میکنند. ما اجازه نمیدهیم حتی وجبی از خاک ایران جدا شود. این یک وظیفه درونی است؛ چه استاد دانشگاه باشید، چه کارگر، چه رفتگر، چه پزشک یا جراح.
این استاد دانشگاه به اهمیت مردم و خاک ایران زمین اشاره و بیان کرد: این خاک، خاکی ارزشمند با تمدنی دیرینه است. من دست تکتک مردم را میبوسم؛ از کودکی که با پرچم میآید، تا زن بارداری که در باران حضور پیدا میکند، تا پیرمردی که با عصا میایستد و فریاد میزند.
مولف کتاب «پدر سالار» در بخش دیگری از سخنانش توانایی هنرمندان، فیلمسازان، نقاشان و نویسندگان را ستود و با اشاره تمدن فرهنگی قوی ایران اضافه کرد: ما باید از طریق هنرهای تجسمی، هنرهای نمایشی و ادبیات بهویژه رمان، ایران را به جهان معرفی کنیم. باید نشان دهیم ایران چه فرهنگی، چه ریشهای و چه پشتوانهای دارد. من در حوزه تاریخ شفاهی و ادبیات رمان نیز بر همین موضوع تأکید دارم که چرا تاکنون نتوانستهایم جهانی شویم.
کارگردان سریال تلویزیونی «سایه تنهایی» ادامه داد: این جنگ با همه تلخیاش، باعث شد همه ما یک نُت مشترک بنوازیم؛ مثل یک ارکستر بزرگ که هماهنگ مینوازد. این همدلی باید حفظ شود. اگر انشاءالله این مسیر با پیروزی به پایان برسد باید این اتحاد را حفظ کنیم؛ این ملودی مشترک، این همنوازی را ادامه دهیم و نگذاریم این پیوند از بین برود. البته باید نقد و نظر هم داشته باشیم چون نقد برای هر جامعهای ضروری است، اما این همبستگی باید باقی بماند. مسئولان نیز باید قدر این مردم را بدانند و صدای آنها را بشنوند.
وی افزود: در کنار همه اینها، نقش ما در معرفی ایران به جهان بسیار مهم است. هنرمندان، نویسندگان، مستندسازان، عکاسان و خبرنگاران باید تصویری واقعی، دقیق و غیرشعاری از ایران ارائه دهند. ایران باید همچون گلی شکوفا شود و به جهان نشان داده شود تا دیگران آن را ببینند، بشناسند و درک کنند. ما نباید صرفاً تصویری سیاه از خود ارائه دهیم. باید زیباییها، ظرفیتها و حقیقت ایران را با زبان هنر و منطق نشان دهیم. یک رمان، یک فیلم، یک اثر موسیقی مثل آثار بزرگ آهنگسازان میتواند تأثیر جهانی داشته باشد.
بیژن شکرریز در پایان سخنان خود گفت: آرزو میکنم این اتحاد، این همبستگی و این پیوند همیشگی برقرار باشد و در جهان نیز دیده شود. مسئولان نیز باید در کنار مردم باشند. با وجود تمام انتقادهایی که دارم، ایران، ایرانِ من است و ایرانِ من، ایران خواهد ماند.