نگار داوری اردکانی با بیان اینکه کتاب «مارادونا محاکمه میشود» در نقد رویا کشی است، گفت: مدارس به تعبیر نویسنده این رمان به جای پرورش رویاها به رویاکشی مشغولاند. بیتوجهی به علایق کودکان، از بین بردن خلاقیت و رویاپردازی آنها و تلاش برای تربیت کودک بر اساس خواستهها و ارزشهای بزرگسالان از مهمترین نقدهای کتاب به نظام آموزشی است.
به گزارش روابط عمومی و امور بینالملل خانه کتاب و ادبیات، نشست نقد و بررسی کتاب «مارادونا محاکمه میشود» دوشنبه (۲۲ تیر ۱۴۰۵) با حضور علیرضا حسنزاده؛ نویسنده کتاب نگار داوری اردکانی؛ عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی، پوپک عظیمپور؛ عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و فاطمه عظیمیفرد؛ پژوهشگر مرکز مطالعات زبان و رسانه در سرای اهل قلم خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد.
نویسنده از سنتهای ایرانی ورزش غفلت کرده است
در ابتدای این نشست کتاب نگار داوری اردکانی با بیان اینکه کتاب «مارادونا محاکمه میشود» به پهلوان بزرگ ایران علی دایی تقدیم شده است، گفت: این کتاب یک رمان تخیلی ـ واقعی است. ژانری که اگرچه امروز کمتر به آن پرداخته میشود، اما ریشه در ادبیات کهن ایران دارد. اثری تخیلی که پیوندی تنگاتنگ با واقعیتهایی دارد که ما امروز با آنها زندگی میکنیم و درگیرشان هستیم. به نظر من اهمیت این کتاب بسیار زیاد است و هدف اصلی آن هوشیاریبخشی نسبت به اهمیت رویا، تخیل، اخلاق و پایداری بهعنوان مسیرهایی برای پیشرفت فردی و اجتماعی است.
وی با بیان اینکه عنصر «پایداری» در سراسر کتاب بارها تکرار میشود، ادامه داد: این اثر از آن جهت واقعی است که روایتگر تاریخ زیسته بسیاری از انسانها و جوامع است و هر خوانندهای در بخشهایی از آن با شخصیتهای مختلف همذاتپنداری میکند.همچنین کتاب دربردارنده روایتهای تاریخی و زندگینامهای متعددی است و به همین دلیل تا حدی حالوهوای دانشنامهای نیز پیدا میکند.
داوری اردکانی اضافه کرد: اینکه یک مردمشناس و انسانشناس رمان بنویسد، اقتضائاتی دارد. یکی از آنها حضور گسترده اطلاعات متنوع در حوزههای مختلف و بهرهگیری از عناصر مردمشناختی در متن داستان است. نباید این کتاب را رمانی برآمده از احساسات و عواطف یک داستاننویس دانست، چرا که بر بستری تخصصی از پژوهشهای مردمشناختی شکل گرفته و اثری میانرشتهای و چندبعدی است.
نویسنده کتاب «سرهگرایی زبانی» درباره میانرشتهای بودن رمان «مارادونا محاکمه میشود» چنین توضیح داد: حوزههای اصلی این کتاب به 6 حوزه دستهبندی میشود که از مهمترین آنها روانشناسی، اخلاق و آموزش است. یکی از دغدغههای اصلی کتاب، اخلاقمداری و کمرنگ شدن آن در جهان امروز است. عادی شدن زیر پا گذاشتن اصول اخلاقی بهعنوان راهی برای پیشرفت از موضوعاتی است که نویسنده بهطور جدی به آن پرداخته است. در مقابل تصویری مثبت از مومن واقعی ارائه میدهد؛ مومنی که خلاق، حامی، خوشفکر و رویاپرور است.
این عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی با بیان اینکه در این کتاب غم و اندوه بهعنوان نوعی بیماری تفسیر میشود و در مقابل، شادی، موسیقی، رقص، خنده و نشاط بهعنوان اموری درمانگر معرفی میشوند، گفت: کتاب در مسیر طبیعیسازی این فعالیتها حرکت میکند و قبح پرداختن به هنر و شادی را به چالش میکشد. تعریف نویسنده از «شر» نیز قابل توجه است. از دیگر مباحث روانشناختی کتاب، پرداختن به مفهوم عشق در نگاه اول است. موضوع مهم دیگر، ترس نظام آموزشی از رویاهای نوجوانان و جوانان است. نویسنده همچنین تربیت سنتی را نقد میکند. البته باید تاکید کنم که دکتر حسنزاده منتقد سنت به معنای نفی آن نیست. ایشان حتی زمانی که به برخی عناصر سنتی ایرانی میپردازند، معمولاً آنها را در قالبی نکوداشتآمیز مطرح میکنند.
وی نقد نظام آموزش رسمی را یکی دیگر از محورهای مهم کتاب برشمرد و ادامه داد: مدارس به تعبیر نویسنده به جای پرورش رویاها به رویاکشی مشغولاند. بیتوجهی به علایق کودکان، از بین بردن خلاقیت و رویاپردازی آنها و تلاش برای تربیت کودک بر اساس خواستهها و ارزشهای بزرگسالان از مهمترین نقدهای کتاب به نظام آموزشی است. همچنین نبود تفکر انتقادی، نگاه سیاه و سفید به پدیدهها و ایستایی فکری از دیگر آسیبهایی است که نویسنده به آنها اشاره میکند.
داوری اردکانی از دیگر نکات مهم کتاب را پیوند میان رویا و واقعیت دانست و گفت: نویسنده نشان میدهد که رویا اگر درست فهمیده شود میتواند زمینه تحقق واقعیت را فراهم کند. اما در عین حال تعریف دقیقی از رویا ارائه میدهد و تاکید میکند که رویای انسان نباید موجب رنج و آسیب دیگران شود. به تعبیر زیبای کتاب «رویای من نباید کابوس دیگری باشد». این جمله به نظر من مرز میان رویای انسانی و آرمانگرایی خودخواهانه را مشخص میکند. نکته قابل توجه دیگر اسطورهزدایی از مارادوناست. نویسنده در عین احترام به جایگاه اسطورهای او به اعتیادش نیز اشاره میکند و یادآور میشود که قهرمانان و اسطورهها نیز انساناند و بیعیب و نقص نیستند. به نظر من این نگاه به گسترش فرهنگ واقعبینی و پرهیز از ایدهآلسازی شخصیتها کمک میکند.
مترجم کتاب «زبانشناسی کاربردی» همچنین با بیان اینکه کتاب نگاهی جدی به نسبت میان رویا و توسعه ایران دارد، ادامه داد: نویسنده نشان میدهد که رویاپردازی و تخیل میتوانند در توسعه یک کشور نیز نقشآفرین باشند. دومین موضوع مهمی که در این کتاب به چشم میآید، فوتبال است. نویسنده در این بخش نیز نگاهی مردمشناسانه به فوتبال دارد و میتوان گفت نوعی مردمشناسی فوتبال در سراسر کتاب جریان دارد. کتاب همچنین به رابطه سیاست و ورزش نیز میپردازد؛ موضوعی که امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت آن را در سرنوشت فوتبال، فوتبالیستها و ورزشکاران میبینیم.
وی افزود: نویسنده در کنار پرداختن به فوتبال بهعنوان ورزشی مدرن، از سنتهای ایرانی ورزش نیز غافل نیست و آنها را برجسته میکند. به آیینهایی مانند رخصت گرفتن، بوسیدن زمین و ادب ورزشی اشاره میکند. کتاب سنت و مدرنیته را در کنار یکدیگر قرار میدهد. کتاب همچنین به مفاسد فوتبال از جمله مافیا، معاملات پشتپرده و فسادهای موجود در این عرصه اشاره میکند. در مقابل، از زیباییهای فوتبال نیز حرف میزند. سومین حوزه مهم کتاب، سیاست است. حوزهای که نویسنده با تفصیل به آن پرداخته است.
داوری اردکانی همچنین با بیان اینکه گفتمان مهاجرت در کتاب مورد نقد قرار میگیرد، گفت: یکی از ویژگیهای ارزشمند کتاب، تردیدافکنی در گزارههای طبیعیشده است. همچنین به نقد استعمار و تاریخ سلطه میپردازد. در کنار این مباحث نویسنده غربستیزی شعاری را نیز نقد میکند و نشان میدهد که چنین رویکردی راه به جایی نمیبرد. همچنین این نگاه را که اگر جوانی یک الگوی غربی مانند مارادونا را انتخاب کند باید او را سرزنش کرد، به چالش میکشد. همینجا است که میتوان گفت رمان دکتر حسنزاده وجهی بینالمللی پیدا میکند. کتاب انسان را فارغ از مرزهای جغرافیایی میبیند. انسان در این رمان شرقی، غربی، شمالی و جنوبی نیست و پیش از هر چیز انسان است.
وی یکی از ویژگیهای مشترک آثار حسنزاده را درهمآمیزی سطوح محلی، ملی و بینالمللی عنوان کرد و گفت: به نظر من این ویژگی بسیار ارزشمند است؛ زیرا بسیاری از نویسندگان ما یا صرفاً در فضای بومی مینویسند یا کاملاً به فضای بینالمللی گرایش دارند، اما کمتر اثری را میبینیم که این سه سطح را همزمان در کنار هم قرار دهد. گمان میکنم این نیز از لوازم نگاه انسانشناسانه باشد. همچنین اگرچه داستان در جغرافیا و بستر ایران رخ میدهد اما انسان را موجودی جهانی میبیند. یکی از ویژگیهای مهم رمانهای آقای حسنزاده نیز همین است که انسان شرقی و غربی را در کنار یکدیگر قرار میدهد و میان آنها پیوند برقرار میکند. در حوزه اقتصاد نیز نویسنده به موضوعاتی همچون فقر، شکاف طبقاتی و رویا بهعنوان راه نجات میپردازد. همچنین مفهوم «رویافروشی» را مطرح میکند؛ مفهومی که جای تامل فراوان دارد.
نگار داوری اردکانی در پایان بیان کرد: فضای این داستان نسبت به دیگر رمانهای آقای حسنزاده اندکی مردانهتر است. امری که با توجه به موضوع فوتبال طبیعی به نظر میرسد. هرچند حضور مستقیم زنان در روایت کمتر است، اما نمیتوان گفت که به آنان بیتوجهی شده است. بهویژه آنکه میدانیم شخصیت زن همواره یکی از ارکان اصلی آثارآقای حسنزاده بوده است.
ضرورت ترجمه کتاب «مارادونا محاکمه میشود» به زبانهای مختلف
پوپک عظیمپور نیز در این نشست گفت: در سالهای گذشته شاهد بودهایم که فوتبال از مرز یک بازی یا حتی یک ورزش فراتر رفته است. امروز سیاست، مُد، فشن و بسیاری از عرصههای دیگر با فوتبال پیوند خوردهاند. امروزه فوتبال نوعی آیین مدرن است. آیینی که در جامعه امروز جریان یافته و مناسک ویژه خود را پیدا کرده است. فوتبال اسم اعظم خود را دارد، انرژی جمعی خود را تولید میکند و بر محور نوعی آرزومندی شکل میگیرد.
وی با بیان اینکه نویسنده کتاب دین خود را از منظر یک انسانشناس و مردمشناس در قالب رمان ادا میکنند، گفت: ای کاش این بحث نه در فضایی محدود بلکه در مدرسه، دانشگاه و در جمع دانشجویان مطرح میشد، چرا که این کتاب دقیقاً زبان و روایت امروز ماست. حتی میتوان گفت زبان حال جامعه ما در همین چند ماه گذشته است. برای من که متولد سال ۱۳۵۰ هستم، این رمان تداعیکننده تاریخ شفاهی دهه شصت است. نویسنده به قضاوت آن دوران نمیپردازند و آن را سانسور نمیکنند.
این عضو هیات علمی دانشگاه تهران یکی از ویژگیهای همیشگی آثار حسن زاده را ادای دین به فولکلور شمال ایران بهویژه گیلان عنوان کرد و ادامه داد: این کار ستودنی است. ترجمه اشعار و اصطلاحات محلی، اشاره به دیوان، پریان و باورهای بومی شمال همه در دل شخصیتپردازیهای داستان جای گرفتهاند. حتی در این رمان نیز نویسنده از جنیان عبور نمیکند و بخشی را به آنان اختصاص میدهد؛ بخشی که شاید از درخشانترین فصلهای کتاب باشد و بر جذابیت رمان افزوده است.
وی با بیان اینکه نویسنده به این نتیجه رسیده که امروز، جهان بیش از هر چیز جهان انسانیت است و معیار انسان بودن، رویا دیدن و رویاپردازی است، گفت: در جهانی که بسیاری از واژگان تهی از معنا شدهاند، به نظر من اسم اعظم این کتاب «رویا» است. رویا نه زنجیرشدنی است و نه محاکمهپذیر. هیچکس نمیتواند رویا را محاکمه کند.
وی فصل «محاکمه» را یکی از درخشانترین فصلهای کتاب «مارادونا محاکمه میشود» دانست و ادامه داد: در این بخش نویسنده با حرکتی نمایشی، شخصیتهایی از انگلستان تا آمریکا، از ملکه بریتانیا تا ترومن، از مافیا تا دیگر چهرههایی را که در زنجیر شدن مارادونا نقش داشتهاند، کنار هم میآورد و در قالب دادگاهی نمادین، روایتی دقیق و مستند از تاریخ ارائه میدهد. در کنار این، بازیهای زبانی ظریف نویسنده نیز بر جذابیت روایت افزوده است. امیدوارم نسل جوان این رمان را بخواند. آنچه بیش از همه مرا نگران میکند، فراموش شدن تدریجی عناصر فولکلور ایرانی است. آیینهایی مانند نذر کردن، زیارت امامزادهها، رفتن بر سر مزار درگذشتگان و بسیاری از سنتهای دیگری که بخشی از حافظه فرهنگی ما هستند و در آثار آقای حسنزاده حضوری پررنگ دارند.
مترجم کتاب «زیبایی شناسی عروسک» ویژگی ممتاز نویسنده کتاب «مارادونا محاکمه میشود» را انسانشناس بودن دانست و گفت: ابزار کار این نویسنده مراسم، آیینها، خرافات، باورهای ایرانی و همه آن چیزهایی است که زیست ایرانی را شکل میدهد. در عین حال، نگاه ایشان کاملاً جهانی است. این کتاب باید هرچه زودتر به زبانهای دیگر ترجمه شود؛ زیرا نشان میدهد که حتی مارادونا نیز چگونه میتواند در رویاهای یک نوجوان ایرانی نقشآفرین باشد. سراسر این رمان نوعی شعبده هنرمندانه است که نویسنده بهخوبی از عهده اجرای آن برآمده است.
پوپک عظیم پور در پایان به نقش زن در کتاب «مارادونا محاکمه میشود» اشاره کرد و گفت: اگرچه فضای داستان به دلیل موضوع فوتبال، فضایی مردانهتر دارد اما به نظر من مادر نقطه ثقل روایت است. بسیاری از تصمیمها و رخدادهای مهم داستان به او بازمیگردد. نقش زن در این رمان،اگرچه کمتر آشکار است، اما حضوری بنیادین و تعیینکننده دارد.
تئاتر قلب نمادین کتاب «مارادونا محاکمه میشود» است
در ادامه این نشست فاطمه عظیمیفرد به طراحی جلد کتاب کتاب «مارادونا محاکمه میشود» اشاره کرد و گفت: طراحی جلد خود بهتنهایی بخشی از روایت کتاب است. روی جلد با یک کلاژ شلوغ و ظاهراً نامنظم روبهرو هستیم؛ اما هرچه بیشتر دقت میکنیم، معناهای بیشتری آشکار میشود. در پس این شلوغی، توپ فوتبال، کفش ورزشی، عکسهایی از چهرههای چپگرای آمریکای جنوبی و... دیده میشود. آنچه برای من جذاب بود، همین چندلایگی و ظرفیت معنایی بالای تصویر بود. پشت جلد نیز به نظرم کاملاً با روی جلد پیوند دارد. گویی هر دو پیام مشترک «رویا باید بماند» را منتقل میکنند.
این پژوهشگر مرکز مطالعات زبان و رسانه با اشاره به اینکه این رمان به اقتضای آنکه راوی آن یک نوجوان است، بسیار روان و خوشخوان نوشته شده است، ادامه داد: در برخی بخشها بهویژه در فصل «جام جهانی رویا» احساس کردم سطح آگاهی تاریخی و سیاسی راوی از سن او فراتر میرود و روایت رنگوبوی نمایشی و تحلیلی بیشتری پیدا میکند. در این رمان، فوتبال را اسطوره فرودستان میبینیم.
عظیمی فرد، تئاتر را قلب نمادین این رمان دانست و گفت: در فصل محاکمه هر شخصیتی که وارد صحنه میشود، نماینده یک مفهوم است. ملکه انگلستان نماد قدرت استعماری و اشرافیت است، پله نماد فوتبال رسمی و اسطورهای بیخطر و دیگر شخصیتها نیز هر یک دلالتی نمادین دارند. سراسر این رمان بر پایه تمثیل بنا شده است و تقریباً هیچ شخصیتی را نمیتوان صرفاً در معنای ظاهریاش خواند.
وی افزود: دستکم میتوان دو خوانش از فصل «جنگ» این رمان ارائه داد. خوانش نخست این است که رویا در برابر جنگ قرار میگیرد. خوانش دوم، این است که فوتبال میتواند به زبان مشترک دشمنان تبدیل شود؛ زبانی که حتی در دل جنگ نیز امکان گفتوگو را فراهم میکند. فصل «جام جهانی رویا» نیز از مهمترین فصلهای کتاب است. این بخش هم از منظر روانشناختی و هم از منظر فرهنگی ظرفیتهای تفسیری فراوانی دارد. پایان رمان برای من بسیار تاثیرگذار و در عین حال تلخ بود.
عظیمی فرد در پایان به شیوه نامگذاری شخصیتهای این کتاب اشاره کرد و گفت: بسیاری از شخصیتها نام مشخصی ندارند؛ «پسر»، «مرد»، «زن» یا «دختر». حتی نام خود شخصیت اصلی را نیز نمیدانیم. گویی با یک مارادونای ایرانی و رشتی روبهرو هستیم که میتواند نماینده هر کودکی باشد. البته در فصل «جام جهانی رویا» نام برخی شخصیتها به صورت جزئیتر ذکر میشود. برای مثال، از رسول خادم نام برده میشود.
این کتاب بازگشتی به تجربه زیسته من است
علیرضا حسنزاده نیز در این نشست گفت: این کتاب بازگشتی به دهه شصت و تجربه زیسته خود من است. طبیعی است که سختگیریهای آن دوره، بهویژه در فضای مدارس، در رمان حضوری پررنگ داشته باشد. تلاش کردهام به آن دوره بازگردم و نشان دهم که فوتبال برای کودک و نوجوان ایرانی عرصهای برای رهایی و عبور از ساختارهای منجمد اجتماعی بود. آن سالها فوتبال خیابانی یا بسیار پررنگتر از امروز بود. شاید به این دلیل که بافت شهرهای ما متفاوت بود.
وی افزود: کتاب این پرسش را مطرح میکند که اگر رویای جمعی را از یک ملت بگیریم چه اتفاقی خواهد افتاد؟ به باور من اگر رویای جمعی از میان برود بهویژه نسل جوان به مهاجرت روی خواهد آورد. از همین رو کتاب این پرسش را پیش روی جامعه قرار میدهد که آیا در مواجهه با موج مهاجرت نباید از خود بپرسیم تا چه اندازه به رؤیاهای جمعی مردم ایران بها دادهایم و چه میزان امکان تحقق این رؤیاها را فراهم کردهایم؟
حسنزاده اضافه کرد: در این رمان شکاف و نابرابری طبقاتی بهشدت نقد شده است. البته میان امروز و دهه شصت نوعی همذاتپنداری نیز وجود دارد. فضای زیارت اهل قبور برای من یک لوکیشن روایی بود. فضایی که بتواند حالوهوایی رازآلود و سحرآمیز به داستان بدهد و در عین حال با تجربه فرهنگی ایرانیان پیوند بخورد. در نهایت نیز این رمان بیش از هر چیز به مسئله رویاکشی میپردازد.
وی کتاب را دارای رویکردی پسااستعماری دانست و گفت: این کتاب استعمار و نگاه چپ را نقد میکند، اما در عین حال قصد ندارد به سود هیچیک از رویکردهای ایدئولوژیک شرق یا غرب موضع بگیرد. تلاش من این بوده که پیش از هر چیز راوی داستان باشم. دلیل این رویکرد آن است که میخواستم سهم کوچکی در بازخوانی شخصیت مارادونا داشته باشم و نشان دهم بسیاری از برچسبهایی که بر او زده شده، منصفانه نیست.
این نویسنده یکی از محورهای کتاب را نقد انواع هراس عنوان کرد و گفت: هراس از دیگری، هراس از بدن، هراس از شادی و حتی هراس از حضور زنان در ورزشگاهها. همه این ترسها در کتاب مورد پرسش و نقد قرار گرفتهاند. یکی از مهمترین هدفهای من در این رمان، احیای معنا از طریق فوتبال بود. در فضایی که داستان روایت میکند، بسیاری از معناهای انسانی قربانی خشونت و سختگیری شدهاند. بنابراین باید معنایی تازه خلق میشد و این معنا برای من در فوتبال متجلی شد؛ فوتبالی که در آن رهایی، عدالت، برابری، دوستی و همدلی حضور دارد. از همین منظر است که میگویم رویا را نمیتوان محاکمه کرد. رویا از مرزها عبور میکند، از زمان میگذرد و هر ساختاری را هرچقدر هم محدودکننده باشد با پرسش و نیروی خود به چالش میکشد.
وی با بیان اینکه در فصل «جام جهانی رویا» تلاش کرده تا دو رویکرد متفاوت به فوتبال را در برابر یکدیگر قرار دهد، ادامه داد: از یک سو فوتبالی که با نگاهی موسولینیوار به ابزاری برای مشروعیتبخشی به قدرت و دولت تبدیل میشود و از سوی دیگر فوتبالی آزاد که رسالتش آفرینش زیبایی، دوستی و آزادی است. به گمان من کشمکش میان این دو نگاه، همواره بخشی از تاریخ فوتبال و جهان معاصر بوده است.
حسن زاده عنوان اضافه کرد: با توجه به شناختی که از مخاطبان آثارم پیدا کردهام و با بهرهگیری از نقدها به این نتیجه رسیدهام که باید زبان روایت را روانتر و سادهتر انتخاب کنم. به گمان من ادبیات بسیار پیچیده و پستمدرن بیش از آنکه با شرایط جامعه ما تناسب داشته باشد به فضای فرهنگی کشورهایی مانند فرانسه تعلق دارد؛ جوامعی که مسائل روزمرهشان با جامعه ما تفاوت اساسی دارد. در جامعهای که مردم هر روز با مشکلات اقتصادی، تورم و دغدغههای معیشتی روبهرو هستند، ادبیات نیز باید بتواند ارتباطی روشنتر و مستقیمتر با مخاطب برقرار کند. من شخصاً امروز به این باور رسیدهام که ادبیات پستمدرن، دستکم در شرایط کنونی ایران کارآمدی چندانی ندارد.
وی به چرایی حضور نداشتن جام جهانی ۱۹۹۰ در کتاب اشاره کرد و گفت: تمرکز من بر مقاطع سرنوشتساز و تراژیک زندگی مارادونا بود. از جام جهانی ۱۹۶۶ که زمینه تاریخی روایت را شکل میدهد تا جام جهانی ۱۹۸۶ و سپس جام جهانی ۱۹۹۴ که به باور من حذف مارادونا در آن دوره با نوعی توطئه همراه بود و مسیر قهرمانی برزیل را هموار کرد. به همین دلیل، جام جهانی ۱۹۹۰ در روایت جایگاه مستقلی پیدا نکرد.
حسنزاده در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه در این رمان نقش پریان کمتر است و بیشتر به جنیان پرداخته، ادامه داد: یکی از دوستان پیشنهاد کرد که ای کاش حضور جنیان نیز گستردهتر بود. در این رمان، زاپاتا ستایش میشود اما این ستایش به معنای تایید خشونت یا مبارزه مسلحانه نیست. نگاه انتقادی من به جریان چپ در همینجا نیز دیده میشود. در رمان به تقابل قانون و رویا نیز پرداختهام. قانونی که گاه با یک دست شکسته میشود و با یک پا رویایی تازه میآفریند. همین تقابل، دامنه گستردهای از تامل درباره فوتبال را پیش روی خواننده میگذارد؛ اینکه چرا در فوتبال با پا بازی میکنیم و نه با دست و این تفاوت چه معناهای نمادینی را در خود نهفته دارد.
این نویسنده ادامه داد: بسیاری از شخصیتهای این رمان نام کامل ندارند، زیرا قرار نیست صرفاً یک فرد مشخص باشند. آنها نماینده گروه بزرگی از انسانها هستند. به همین دلیل، گاه بدون نام، گاه با نام کوچک و گاه با نامهایی کلی معرفی شدهاند تا امکان همذاتپنداری مخاطب با آنان بیشتر شود.