نسخه آزمایشی جستجو ورود | ثبت نام

«نبوغ» کشف الگوهای تکرارشونده است/ هوش مصنوعی جای نویسنده را نمی‌گیرد، هم‌سنگر او می‌شود | خانه کتاب و ادبیات ایران
13:33 - 1405/05/07 | بازدید 252

در کارگاه «معماری داستان با هوش مصنوعی» مطرح شد؛

«نبوغ» کشف الگوهای تکرارشونده است/ هوش مصنوعی جای نویسنده را نمی‌گیرد، هم‌سنگر او می‌شود

سیامک فریدونی و سیامک بویری در کارگاه «معماری داستان با هوش مصنوعی» به ضرورت فاصله‌گرفتن از سیستم‌های رایج پرامپت‌نویسی و تمرکز بر معماری فکری داستان پرداختند.

به گزارش روابط عمومی و امور بین‌الملل خانه کتاب و ادبیات ایران، کارگاه «معماری داستان با هوش مصنوعی» با تدریس سیامک فریدونی و سیامک بویری، عصر سه‌شنبه (۶ مرداد ۱۴۰۵) در سرای اهل قلم خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد.

سیامک فریدونی در آغاز این کارگاه، بحث خود را با پرسشی درباره چیستی نبوغ آغاز کرد و گفت: این کارگاه با سیستم‌های رایج پرامپت‌نویسی تفاوت دارد. این‌جا بر معماری، ساختار و آرشیتکت فکری داستان متمرکزیم؛ از نوشتن یک کتاب گرفته تا تولید یک پست اینستاگرامی یا خلق یک داستان شخصی؛ اما پیش از هر چیز باید پرسید آیا اصلا هوش مصنوعی، مصنوعی است؟ و آیا خود انسان هوشمند هست یا نیست؟

او با ارجاع به تاریخ تمدن بشری ادامه داد: اگر به چند هزار سال اخیر نگاه کنیم، می‌بینیم خالقان شهیری چون بتهوون، ارسطو، شکسپیر، سعدی و فردوسی، همگی یک بازتعریف خلاقانه از اجتماع و سیستمی که در آن زندگی می‌کردند، ارائه کرده‌اند. این افراد یک شبکه بودند؛ تار و پودی بشری که در هم تنیده شده است. این درهم‌تنیدگی هرچه جلوتر می‌رویم، بیشتر می‌شود و پیچیدگی جامعه افزایش می‌یابد. برای نمونه دویست سال پیش یک کشاورز حدود صد و پنجاه تا صد و هفتاد روز در سال کار می‌کرد و بقیه سال برای خودش بود، اما امروز زمان مرخصی سالانه یک فرد به طور متوسط بین دو تا هشت هفته است. در عوض، پیچیدگی‌های جامعه و فناوری بیشتر شده و طول عمر انسان دو برابر شده است.

فریدونی با اشاره به موضوع نبوغ ادامه داد: نبوغ، توانایی خلق از هیچ نیست. این یک اشتباه بسیار رایج است. نبوغ توانایی تشخیص، انتخاب، ترکیب و بازآفرینی الگوهایی است که دیگران قادر به دیدنشان نیستند. خالق، این الگوها را می‌بیند و صرفاً نقاطی را به هم وصل می‌کند. هرچه این نقاط بهتر به هم متصل شوند، ما بیشتر می‌توانیم نابغه‌بودن او را درک کنیم. جالب این‌جاست که بسیاری از کسانی که در زمره نوابغ نشسته‌اند، خودشان هرگز چنین ادعایی نکرده‌اند. معروف‌ترین آن‌ها نیوتون است که می‌گوید «من بر شانه‌های غول‌ها ایستاده‌ام.» از چارلی چاپلین هم پرسیدند چرا مردم به کمدی تو می‌خندند، گفت این یک تراژدی است و من درک نمی‌کنم چرا می‌خندند. این نشان می‌دهد نگاه خالق با نگاه مخاطب کاملاً متفاوت است.

وی در ادامه با مثال‌هایی عینی از تاریخ ادبیات افزود: شکسپیر در نمایش‌نامه «تیتوس آندرونیکوس» که شاید تاریک‌ترین نمایش‌نامه‌اش باشد، چیزی را از هیچ نیافریده است. یک زیرساخت رومی-یونانی با زیرمایه فرهنگ انگلیسی در آن چنان در هم تنیده شده که اگر نقطه‌به‌نقطه بازش کنیم، می‌توانیم به کل تاریخ بشر دسترسی پیدا کنیم. شکسپیر می‌رفت کتابخانه‌اش، لوی را باز می‌کرد، اووید را باز می‌کرد، ارسطو و افلاطون را می‌خواند و با این منابع شروع به نوشتن می‌کرد.

این پژوهشگر با اشاره به این‌که داستان‌های شکسپیر هیچ‌گاه در خلا شکل نگرفته‌اند، ادامه داد: شکسپیر تنها با کتاب‌ها گفت‌وگو نمی‌کرد. او یک پیش‌نویس خام می‌نوشت، بازیگری به نام ریچارد باربیج آن را بازی می‌کرد و شکسپیر به صورت زنده از تمام بازیگران بازخورد می‌گرفت و بر اساس شخصیت‌هایی که آن‌ها به نمایش می‌گذاشتند، شخصیت‌ها و داستان‌هایش را توسعه می‌داد. تماشاگران هم همان‌جا روی صحنه بازخورد می‌دادند؛ اگر خوششان نمی‌آمد، چیزی پرتاب می‌کردند، فحش می‌دادند. شکسپیر مدام یادداشت می‌کرد. این‌جاست که یک نفر از مرز عادی عبور می‌کند و به نبوغ می‌رسد؛ چون هیچ بازخوردی برایش توهین یا تحقیر نیست، صرفا یک داده است. نویسنده مهم‌ترین کارش انتخاب و حذف است؛ این‌که چه چیزی ارزش نگه‌داشتن دارد.

فریدونی در بخش دیگری از سخنان خود، به کارکرد هوش مصنوعی در فرایند خلاقه پرداخت و گفت: ارزش عملی هوش مصنوعی در اجرای پروتکل‌هایی است که برای انسان از نظر حجم، زمان یا هزینه بسیار دشوار یا ناممکن است. ما نزدیک به ۲۰۰ پروتکل مختلف را هم‌زمان روی یک داستان اجرا می‌کنیم؛ از تحلیل ساختار و تحلیل تاریخی و باستان‌شناسی گرفته تا بررسی ناخودآگاه تاریخی، تحلیل بردارهای روایی و کنترل کیفیت. کاری که اگر در لندن بخواهید انجام دهید، برای یک کتاب 10 ‌فصلی نزدیک به ۱۵۰ هزار دلار هزینه و یک سال زمان می‌برد. یک هوش مصنوعی ساده، هر فصل را در ۵ ساعت و با هزینه صفر انجام می‌دهد.

وی افزود: نکته این نیست که هوش مصنوعی بهتر از انسان است یا خیر؛ نکته این است که می‌تواند تمام این نقش‌ها را هم‌زمان و بدون از دست‌دادن ترتیب اجرایی انجام دهد. اگر شکسپیر هم بود، از آن برای ساختن جان‌های داستانش، یافتن ناسازگاری‌ها، بهبود ساختار و تغییر روایت استفاده می‌کرد.

سیامک بویری، مدرس دیگر این کارگاه بحث خود را با اشاره به چالش‌های نویسندگان آغاز کرد: بزرگ‌ترین چالش خود من همیشه این بوده که داستانی که نوشته‌ام، خوب است یا بد؟ عناصر داستانم را به‌اندازه کافی پروار کرده‌ام؟ خط داستانی را از اول تا آخر حفظ کرده‌ام؟ همیشه این شک برای نویسنده وجود دارد: داستانم را چاپ کنم یا نه؟ آن را به کسی بدهم بخواند یا نه؟ ما سعی کردیم این مسئله را حل کنیم. 

او با اشاره به فرایند طراحی اپلیکیشنی برای همراهی با نویسندگان افزود: مهم‌ترین بخش ماجرای ما برای طراحی این اپلیکیشن این بود که صدای نویسنده چیست و چگونه می‌توان شخصیتی را زنده کرد؛ مثلاً محمدعلی جمال‌زاده را در برابر من قرار داد تا نظرش را درباره نوشته‌ام بگوید. این‌جا بود که وارد دنیای لایه‌های مختلف شناختی انسان شدیم. انسان‌ها بر اساس تجربه بزرگ می‌شوند و تجربه تاثیر مستقیمی بر نحوه نوشتن دارد.

بویری در توضیح سازوکار این سیستم گفت: ما سیستمی طراحی کردیم که بر اساس ارتباطات کار می‌کند، نه احتمالات. در این سیستم، هر شخصیت برای خودش فکر می‌کند، تصمیم می‌گیرد و محدودیت دارد، درست مثل یک انسان. اگر از او بپرسید فلان کتاب را چطور نوشتی، ممکن است بگوید «نمی‌نویسم» و هیچ‌کس هم نمی‌تواند مجبورش کند. این شخصیت‌ها خودشان را به خاطر شما تغییر نمی‌دهند. اگر از نقدشان خوشتان نیامد، نمی‌توانند هم‌خوان با میل شما بشوند.

او با تاکید بر هدف اصلی این اپلیکیشن ادامه داد: هدف این نیست که این اپلیکیشن برای شما کتاب بنویسد. ما اپلیکیشنی داریم که از صفر تا صد کتاب می‌نویسد و تا نود هزار کلمه هم خروجی عالی از آن گرفته‌ایم، اما این اپلیکیشن قرار است کمک شما باشد، کنار شما باشد. متن شما را می‌گیرد و شخصیت‌های مختلف با طرز فکر، نگاه، دانش و تجربه خودشان آن را می‌خوانند و نظرشان را می‌گویند. مهم‌ترین مزیتش این است که وقتی ساعت سه یا چهار صبح مشغول نوشتن هستید و به استاد دانشگاه، ادیتور یا منتقد ادبی دسترسی ندارید، این سیستم در دسترس شماست.

بویری با اشاره به نحوه دسترسی به شخصیت‌ها در این اپلیکیشن افزود: شما مثل یک اپ‌استور با شخصیت‌ها روبه‌رو هستید که قرار است آنلاین شود. در آن‌جا بر اساس دامین‌ها و کتگوری‌ها، شخصیت‌های مختلفی وجود دارد. اگر شخصیت مورد نظرتان را پیدا نکردید، می‌توانید درخواست دهید و بر اساس معیارهایی که تعیین می‌کنید، شخصیت جدیدی برای شما ساخته شود. ساخت یک شخصیت، بسته به عمق و جزئیات آن، بین یک تا سه ماه زمان می‌برد.

او با ارائه جزئیات بیشتری از ساختار این سیستم گفت: ما شخصیت‌هایی داریم که برای خودشان کارمند دارند. متن شما را می‌گیرند، کارمندان پردازش می‌کنند، بحث می‌کنند، خروجی‌هایشان را به سردبیر می‌دهند و سردبیر پس از پالایش و تایید، نسخه نهایی را به شخصیت اصلی تحویل می‌دهد. در این سیستم، همه چیز هم‌زمان وجود دارد. اگر از تحلیل‌گری درباره جمله‌ای که 10 روز پیش گفته بپرسید، کاملاً حضور ذهن دارد و برخلاف بسیاری از مدل‌های زبانی بزرگ، مسیر بحث را گم نمی‌کند.

بویری درباره نحوه خلق داستان توسط این شخصیت‌ها افزود: اگر از شخصیتی بخواهید برایتان داستانی بنویسد، آن داستان فقط یک‌بار متولد می‌شود و دیگر تکرار نمی‌شود. هر بار درخواست جدید، به خلق داستانی تازه می‌انجامد. از سوی دیگر، این شخصیت‌ها در آخرین روز زندگی‌شان هستند، درست مثل خود ما. نمی‌دانند فردا چه اتفاقی می‌افتد. این لحظه، مجموعه تمام زندگی آن‌هاست و فراتر از آن چیزی در اختیار ندارند. اگر هم متن‌شان به کتاب‌های منتشرشده خودشان شباهت پیدا کند، به این دلیل است که آن شخصیت در آن مسیر زیسته، نه این‌که از کتابی کپی برداشته باشد.

سیامک فریدونی در بخش پایانی کارگاه، بار دیگر به بحث نظری بازگشت و گفت: بزرگ‌ترین ضعف هوش مصنوعی، نداشتن تجربه واقعی است. این نداشتن تجربه، قضاوت اخلاقی و معناسازی انسانی را از آن می‌گیرد. هوش مصنوعی نمی‌ترسد، عاقبت ندارد. انسان تنها موجودی است که اول بر اساس عاقبت فکر می‌کند، بعد شروع به انجام‌دادن می‌کند. ما از بالا می‌سازیم و به پایین می‌آییم؛ از آخر شروع می‌کنیم به اول. هیچ سیستم دیگری در جهان، چه جانوری چه گیاهی، این‌گونه رفتار نمی‌کند. معنا برای انسان است و ارزش‌های اخلاقی متعلق به ماست. هوش مصنوعی می‌تواند تقریب بسیار خوبی از شبیه‌سازی اخلاقی ارائه دهد، اما هرگز نمی‌تواند قضاوت اخلاقی انجام دهد.

او در ادامه، با اشاره به رویکرد متفاوت اپلیکیشن معرفی‌شده افزود: کاری که ما سعی کردیم انجام دهیم، تمرکز بر تجربه بود. تجربه یعنی چه؟ تجربه چه کاری انجام می‌دهد؟ این‌جاست که تفاوت‌ها ایجاد می‌شود. ما نیامدیم سیستم را بر اساس احتمالات بنویسیم؛ بر اساس ارتباطات نوشتیم. در این اپلیکیشن، هر شخصیت برای خودش دنیایی دارد و اگر در آن دنیا چیزی باب میلش نباشد، به‌راحتی می‌گوید که من علاقه‌ای به این کار ندارم.

فریدونی در پایان گفت: اگر بتوانیم یک شبکه عصبی فرهنگی ایجاد کنیم، بقیه مسیر فقط ابزار است. هیچ‌چیز از صفر ساخته نمی‌شود. حتی اگر به پنج هزار سال پیش هم برگردیم، هیچ‌چیز از صفر ساخته نشده است. یک فرد در بستر فرهنگی زمان خودش خلاقیت می‌کرد. کار ما این است که به نویسنده کمک کنیم این بستر را ببیند، بشناسد و از آن برای خلق داستان خودش استفاده کند.





پر بازدیدها
بازدید 83625
متنی که به قول رهبر شهید انقلاب پس از هشتصد سال همچنان تازه است

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 81967
دوست دارم برای شرکت در نمایشگاه کتاب به تهران بیایم/ تجربه مسحورکننده هزارویکشب

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 79533
اگر ما راوی نباشیم نیویورک تایمز روایتش از «وضعیت فرهنگ در جنگ خاورمیانه» را مسلط می‌کند

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 79495
شماره جدید «راویان فرهنگ» منتشر شد/ در سوگ پیشوای تمدن‌ساز

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 79237
بی‌نهایت علاقه به حضور در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران را دارم/ شخصیت افسانه‌ای حسن صباح و ضرورت درک بیشتر از فرهنگ ایرانی

برای مشاهده کلیک کنید