نسخه آزمایشی جستجو ورود | ثبت نام

داستان دینی اگر از «داستان» شروع شود و به «برداشت دینی» برسد ماندگار می‌شود | خانه کتاب و ادبیات ایران
05:08 - 1405/06/01 | بازدید 224

در هفدهمین کارگاه داستان‌نویسی خاتم (ص) مطرح شد؛ 

داستان دینی اگر از «داستان» شروع شود و به «برداشت دینی» برسد ماندگار می‌شود

علی ارسنجانی در هفدهمین کارگاه داستان‌نویسی خاتم (ص)، با تاکید بر این‌که داستان دینی باید از داستان آغاز شود و به برداشت دینی برسد، از ضرورت پرهیز از زبان گزارشی در خلق داستان و شخصیت‌هایش گفت.

به گزارش روابط عمومی و امور بین‌الملل خانه کتاب و ادبیات ایران، هفدهمین جلسه از سلسله کارگاه‌های داستان‌نویسی خاتم (ص)، عصر شنبه (۳۱ مرداد ۱۴۰۵) با تدریس علی ارسنجانی در سرای اهل قلم برگزار شد. در این جلسه داستان «فقط کمی شبیه او» نوشته نیلوفر مالک که رتبه اول ششمین دوره جشنواره خاتم (ص) در بخش کودک و نوجوان را به دست آورده است، نقد و بررسی شد. 

ارسنجانی پس از خوانش کامل داستان برای حاضران، بر اهمیت شخصیت‌پردازی تأکید کرد: یک نویسنده و یک خواننده باید تمام عناصر داستان را هم‌وزن ببیند. بعضی‌ها فکر می‌کنند اگر پیرنگ خوب باشد، داستان خوب است. واقعاً این‌طور نیست. زبان داستانی هم خیلی مهم است. داستان را باید از تمام ابعاد بررسی کرد؛ هم از لحاظ عناصر داستانی، هم از لحاظ محتوای داستانی. 

او در ادامه با اشاره به اهمیت روان‌شناسی شخصیت‌ها گفت: ما برای نوشتن داستان، باید روان‌شناسی شخصیت کنیم. اطرافمان را بشناسیم؛ از لحاظ پژوهشی باید درباره تمام جزئیات داستان صحت‌سنجی کنیم. 

ارسنجانی افزود: شخصیت‌پردازی یعنی این‌که یک شخصیت با سن و سال و جنسیت مشخص را در موقعیتی قرار بدهیم که از لحاظ ذهنی آن موقعیت را کامل بشناسیم. اگر قرار است یک نوجوان معمولی بنویسیم، باید بدانیم مثلا یک نوجوان دختر در کلاس هشتم در یک کار گروهی چه ویژگی‌هایی دارد. اگر هم بخواهیم شخصیت نامتعارف خلق کنیم، باز هم باید بر اساس همان شناخت باشد. مثلاً نوزاد یک‌ساله وقتی از مادرش دور می‌شود، گریه می‌کند. این طبیعی است؛ اما اگر نوزادی باشد که با رفتن و برگشتن مادرش هیچ واکنشی نشان ندهد، این نوزاد نامتعارف است و باید بررسی شود که چرا این‌طور است؛ و بعد بر همان اساس این شخصیت در داستان شکل بگیرد. شخصیت یا باید بر اساس رفتار طبیعی باشد یا اگر نامتعارف است، باید دلیلش در داستان مشخص باشد. 

مدرس کارگاه داستان‌نویسی خاتم (ص) در ادامه با اشاره به نظریه‌های رشد گفت: طبق نظریه اریک اریکسون نوجوانی دوره‌ای است که کودک ضمن رقابت، همدلی هم می‌کند. رقابت در نوجوانان خیلی سخت‌تر از بزرگ‌ترهاست. ژان پیاژه هم می‌گوید کودک در سنین پایین تخیل دارد، اما استدلال انتزاعی ندارد. برای همین نویسنده باید بداند شخصیتش در چه سنی چه واکنشی نشان می‌دهد. این شناخت‌ها به شخصیت‌پردازی درست کمک می‌کند. 

ارسنجانی با اشاره به شخصیت‌پردازی در داستان مورد بحث، ادامه داد: در این داستان، شخصیت‌ها خیلی پاک‌اند. یکی‌شان اشتباه کوچکی می‌کند و بلافاصله می‌پذیرد. انگار در مدینه فاضله زندگی می‌کنیم. ما خودمان وقتی دانش‌آموز بودیم، سر کوچک‌ترین مسائل حسادت و دعوا می‌کردیم که مثلا چرا اسم من اول یا دوم نوشته شده؛ اما این‌جا و در این داستان، شخصیت داستان از همه‌چیز، خیلی راحت می‌گذرد. با دقت کنیم که احوالاتی مانند حسادت چیزی نیست که با یک واقعه تمام شود. حسادت جزو ذات آدم است. 

وی اضافه کرد: شخصیت باید زنده باشد، خودش راه بیفتد و جلو برود. شخصیت نباید در اختیار نویسنده باشد. وقتی نویسنده مدام به شخصیت بگوید تو این‌طور باش و تو آن‌طور باش، داستان زنده نمی‌شود. شخصیت باید رها شود و خودش مسیرش را پیدا کند. اگر شخصیتی را خلق و رهایش کردید، خودش می‌رود و جست‌وجو می‌کند، با دیگران حرف می‌زند و واکنش نشان می‌دهد. این‌طوری است که داستان جان می‌گیرد. 

مدرس کارگاه داستان‌نویسی خاتم (ص) در ادامه به تفاوت زبان داستانی و زبان گزارشی پرداخت: زبان بعضی از داستان‌ها گزارشی است. انگار یک مامور مخفی ایستاده و هر چه را که می‌بیند، گزارش می‌کند. مثلاً وقتی می‌نویسید «او آهسته از پشت بچه‌ها که جلوی روزنامه دیواری ایستاده بودند سرک کشید و به آنها نگاه کرد»، این جمله یک مامور مخفی است، اما نویسنده باید بگوید «او از پشت بچه‌ها سرک کشید» و بعد بگوید: بچه‌ها جلوی روزنامه دیواری ایستاده بودند. وقتی ترتیب حوادث را به هم می‌ریزید، جمله داستانی می‌شود. 

وی افزود: جمله گزارشی را یک مامور مخفی خشک می‌گوید. جمله داستانی را مثلا یک شخصیتی مثل مادربزرگ. وقتی می‌گویید «معلم‌ها آماده بودند و داشتند آماده می‌شدند بروند سر کلاس»، این هیچ کارکرد داستانی ندارد. واژه «داشتن» هیچ‌وقت در داستان لازم نیست، مگر در دیالوگ. 

ارسنجانی با اشاره به جمله‌ای دیگر گفت: جمله «او ساکت بود و سرش را پایین انداخته بود» گزارشی است. نویسنده باید بگوید «او جیکش درنمی‌آمد و سرش را برده بود تو یقه‌اش» یا «سرش را زیر مقنعه قایم کرده بود».

متن داستان با متن فیلمنامه فرق دارد

ارسنجانی با تاکید بر تفاوت متن داستان و فیلمنامه گفت: فیلمنامه‌نویس می‌نویسد «بچه‌ها با ذوق و شوق بالا پریدند و از ته دل ذوق کردند» و بعد این متن پر از جزئیات را به کارگردان می‌دهد. کارگردان می‌گوید سه تا دختر بایستند و یکی‌شان بپرد بالا و دست بزند. این کار فیلمنامه‌نویس است؛ اما داستان‌نویس باید خودش بگوید سه نفر جلوی روزنامه دیواری ایستاده بودند. یکی دست زد. یکی جیغ کشید. یکی گفت «از ته دل ذوق کردم». ذوق کردن فقط در دیالوگ یا در روایت اول‌شخص می‌تواند بیرون بیاید. 

وی افزود: وقتی می‌گویید «صدای زنگ مدرسه بلند شد»، این جمله گزارشی است؛ اما اگر بگویید «زنگ مدرسه همهمه بچه‌ها را خواباند» دارید به زنگ کنش می‌دهید؛ این می‌شود داستان. «صدای زنگ» هم اضافه است. «زنگ مدرسه» کافی است. نویسنده باید همین تفاوت‌ها را ببیند و جمله‌هایش را از حالت گزارش خارج کند. 

ارسنجانی در بخش دیگری از سخنانش به نقش ابهام در داستان پرداخت: داستان یعنی فضایی خارج از ذهن ما. من نویسنده یک ابهاماتی در ذهنم دارم که نمی‌توانم همه‌چیز را مستقیم بگویم. خواننده هم ابهامات خودش را دارد. این ابهام‌ها به هم می‌چسبند و لذت خلق می‌شود. چرا موسیقی ما را محزون می‌کند؟ چون با قسمت مبهم ذهن ما کار می‌کند. 

او تاکید کرد: اگر نویسنده با ابهامات ذهنش کار نکند، داستان تولید انبوه می‌شود. ما از داستانی لذت می‌بریم که تفاوت خودمان را نشان می‌دهد. هر انسانی خودش را با دیگران متفاوت می‌داند. داستان خوب باید این تفاوت را به خواننده نشان بدهد. کفش دست‌دوز قدیم را یادتان هست؟ همه دنبال همان کفش بودند، چون دقیقا با مشخصات پای خودشان اندازه گرفته شده بود. داستان خوب هم همین‌طور است.

ارسنجانی در ادامه به نظریه خود آرمانی و خود واقعی اشاره کرد: خود آرمانی چیزی است که می‌خواهیم باشیم و خود واقعی چیزی است که هستیم. آدم‌هایی که این در این دو مورد به هم نزدیک‌اند، آرام‌ترند و کمتر دچار اضطراب می‌شوند؛ اما کسی که آرمانش خیلی دور از واقعیتش است، دچار تعارض می‌شود. این تعارض‌ها در شخصیت‌پردازی داستان اهمیت دارد. شخصیت باید با خودش سازگار باشد در غیر این‌صورت تعارضش را نشان بدهد. 

این مدرس داستان‌نویسی در بخش دیگری از سخنان خود به اهمیت پایان‌بندی پرداخت: پایان خوش و همه‌چیز تمام، خواننده را تکان نمی‌دهد. من به نویسنده‌ای که رمانش را با پایان خوش تمام کرده بود، گفتم این داستان که همه‌چیزش خوب است چه چیزی را در دل و سر خواننده تکان می‌دهد؟ او نزدیک سه ماه و به پایان‌بندی فکر کرد و بعد برگشت و گفت حالا در پایان داستانم، تازه مشکل شخصیت شروع می‌شود. این پایان کارکرد دارد. داستان وقتی ماندگار می‌شود که تمام نشود. 

ارسنجانی همچنین درباره نسبت داستان و دین گفت: چند روز پیش خبرنگاری با من مصاحبه کرد و پرسید چرا داستان‌های دینی مورد استقبال قرار نمی‌گیرند. گفتم بخاطر این‌که ما نگاه‌مان را باید عوض کنیم. اگر از دین شروع کنیم و بخواهیم به داستان برسیم، معلوم است که اثر شکست می‌خورد؛ اما اگر یک مبنای دینی را در نظر بگیریم و داستانی بر اساس آن بنویسیم، یا برعکس، اول داستانی نوشته شود و بعد از آن برداشت دینی صورت بگیرد، اثر موفق است. ما نمی‌توانیم بگوییم داستان دینی اصلاً خواننده ندارد. نه، این‌طور نیست. داستان دینی اگر از داستان شروع شود و به دین برسد، موفق و خواندنی خواهد بود؛ ما اگر از دین شروع کنیم و بخواهیم به داستان برسیم، احتمال موفقیتش خیلی کم است.

وی ادامه داد: ما چندین داستان اینجا خواندیم که جایزه جشنواره خاتم (ص) را گرفته بودند و خودمان تعجب کردیم که چرا این داستان جایزه گرفته است. جشنواره‌ها معیار سنجش کیفیت داستان نیستند. شما جشنواره خاتم (ص) را در نظر نگیرید. من همیشه خانم کثیری را تحسین می‌کنم که داستانی درباره پیامبر نوشت و اصلاً نمی‌دانست جشنواره خاتم (ص) هست. او فقط یک رمان برای خودش نوشته بود. من رفتم کتابش را پیدا کردم و گفتم این مناسب این جشنواره است. این داستان خیلی متفاوت است با داستان کسی که از اول می‌خواهد برای جشنواره بنویسد. اگر کسی می‌خواهد برای پیامبر بنویسد، خود پیامبر(ص) جایزه‌اش را می‌دهد نباید به نیت جایزه جشنواره خاتم (ص) بنويسد؛ این به داستان آسیب می‌زند. باید داستان از داستان شروع شود و به دین برسد، موفق است؛ اما اگر از دین شروع کنیم و بخواهیم به داستان برسیم، احتمال موفقیتش کم است. داستان اگر از داستان شروع شود و به برداشت دینی برسد، ماندگار می‌شود. 





پر بازدیدها
بازدید 83625
متنی که به قول رهبر شهید انقلاب پس از هشتصد سال همچنان تازه است

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 81967
دوست دارم برای شرکت در نمایشگاه کتاب به تهران بیایم/ تجربه مسحورکننده هزارویکشب

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 79533
اگر ما راوی نباشیم نیویورک تایمز روایتش از «وضعیت فرهنگ در جنگ خاورمیانه» را مسلط می‌کند

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 79495
شماره جدید «راویان فرهنگ» منتشر شد/ در سوگ پیشوای تمدن‌ساز

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 79237
بی‌نهایت علاقه به حضور در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران را دارم/ شخصیت افسانه‌ای حسن صباح و ضرورت درک بیشتر از فرهنگ ایرانی

برای مشاهده کلیک کنید