نسخه آزمایشی جستجو ورود | ثبت نام

گامی ارزشمند در حوزه شعر کودک و نوجوان/ «برگی از بوستان سبز شعر» نیازمند بسط و تعمیق در جلدهای بعدی است | خانه کتاب و ادبیات ایران
10:37 - 1405/07/08 | بازدید 42

در نشست نقد و بررسی کتاب «برگی از بوستان سبز شعر» مطرح شد؛

گامی ارزشمند در حوزه شعر کودک و نوجوان/ «برگی از بوستان سبز شعر» نیازمند بسط و تعمیق در جلدهای بعدی است

جمال‌الدین اکرمی در نقد کتاب «برگی از بوستان سبز شعر» نوشته ناهید معتمدی گفت: این کتاب خیلی حرف ناگفته دارد و باید از حد یک کتاب اطلاعاتی فراتر برود. ناهید معتمدی نیز اشاره کرد که آنچه در کتاب آمده، حاصل سال‌ها تجربه تدریس او در کارگاه‌های شعر شورای کتاب کودک است.

به گزارش روابط عمومی و امور بین‌الملل خانه کتاب و ادبیات ایران، نشست نقد و بررسی و جشن امضا کتاب «برگی از بوستان سبز شعر» اثر ناهید معتمدی از انتشارات خردنامه، ظهر سه‌شنبه (۷ مهر ۱۴۰۵) در سرای اهل قلم خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد. در این نشست جمال‌الدین اکرمی، نویسنده، مترجم، شاعر، تصویرگر و پژوهشگر حوزه کودک و نوجوان، ناهید معتمدی، نویسنده، منتقد، مدرس دانشگاه و پژوهشگر ادبی، و لیلا میرزایی، مدرس دانشگاه و ویراستار کتاب «برگی از بوستان سبز شعر» برای حاضران سخن گفتند.

جمال‌الدین اکرمی در این نشست، سخنان خود را با اشاره به رابطه شخصی‌اش با شعر آغاز کرد و گفت: وقتی شعر شاعرانی مانند رسول یونان یا گروس عبدالملکی را می‌خوانم، تخیل فوق‌العاده‌ای به سراغم می‌آید. کارگاه‌های شورای کتاب کودک ما را وادار می‌کرد که بنویسیم، بخوانیم و به شعر فکر کنیم. خانم معتمدی سال‌ها در گروه شعر این شورا ماند و کار را ادامه داد. من و بعضی دیگر از دوستان مدام از این گروه به آن گروه می‌رفتیم، اما ایشان ماند. همین ماندن باعث شد که شاگردان زیادی تربیت کند و آن‌ها را با شعر و ادبیات پیوند بزند. ثمره این پایداری، کتابی است که امروز رونمایی می‌شود.
وی افزود: من از این کتاب خیلی خوشم آمد، چون نویسنده دقیقاً کار پژوهشی کرده است. کار پژوهشگر این است که چیزهایی را که در حاشیه مانده‌اند، به متن بیاورد. وی باید شاعران و آثاری را که کمتر شناخته شده‌اند، یا بحث‌هایی را که در طول زمان فراموش شده‌اند، دوباره برجسته و به خواننده معرفی کند. این کتاب از شاعرانی مثال آورده که لزوماً نام آشنا نیستند. بسیاری از این شاعران در جریان‌های اصلی ادبیات دیده نشده‌اند و آثارشان در حاشیه مانده است. خانم معتمدی با انتخاب این مثال‌ها نشان داده که کار پژوهشگری را می‌شناسد.

وی با اشاره به ساختار کتاب توضیح داد: این کتاب یک هندبوک است؛ هندبوک به کتاب‌های مرجعی گفته می‌شود که اطلاعات را به‌صورت فشرده و خلاصه در اختیار خواننده قرار می‌دهند. این شکل از کتاب برای دانشجویانی مناسب است که در رشته‌های غیر از ادبیات تحصیل می‌کنند و می‌خواهند با شعر آشنا شوند. کتاب ابتدا تعریفی از شعر ارائه می‌دهد، سپس به عناصر شعری می‌پردازد، مقایسه‌ای میان شعر کلاسیک و شعر امروز انجام می‌دهد و در نهایت به شعر کودک و نوجوان می‌رسد.

اکرمی در ادامه به نقاط قوت کتاب اشاره کرد و گفت: انتظار داشتم نگاه خانم معتمدی کاملاً کلاسیک باشد، اما خوشحال شدم که این‌گونه نبود. ایشان از تعریف شعر تا عناصر شعری، از فن شعر ارسطو و بوطیقا تا ارزش‌گذاری چهارگانه شعر در طول تاریخ ادبیات، مطالب مفیدی ارائه کرده‌اند.

وی سپس به کاستی‌های کتاب پرداخت و افزود: البته فشرده‌سازی باعث شده بسیاری از مطالب کتاب «برگی از بوستان سبز شعر» از قلم بیفتد. خانم معتمدی حرف‌های زیادی برای گفتن دارند و باید در جلدهای بعدی این اثر به آن‌ها پرداخته شود. پرسش من این است که آیا دانشجو در دانشگاه‌های ما با این مراحل آشنا می‌شود؟ از خانم میرزایی می‌پرسم وقتی در دانشگاه ادبیات کلاسیک درس می‌دهید، جایگاه شعر امروز، شعر ترجمه و شاعران معاصر مانند اخوان ثالث و نرودا کجاست؟ خواننده امروز دوست دارد ارتباط خود را با جهان حفظ کند. آیا دانشگاه‌های ما به شعر جهان و وام‌گیری‌های شعری مانند هایکو از ادبیات ما می‌پردازند؟

اکرمی اضافه کرد: در کتاب، جای اطلاعات بیشتری که باید به دانشجو داده شود، خالی است. شعر گفتار از کجا پدیدار می‌شود؟ و چرا شعر حجم را کنار می‌زند؟ این‌ها پرسش‌هایی است که باید در کتاب پاسخ داده شود. شعر گفتار به شعری گفته می‌شود که زبان آن به گفتار روزمره مردم نزدیک است و در آن به ‌جای زبان فاخر، از زبان محاوره و ساده استفاده می‌شود. شعر گفتار زیبایی خود را از سادگی می‌گیرد. اما وقتی به شعر حجم می‌رسیم، با شعری ساختارگرا و دستکاری‌شده روبه‌رو می‌شویم. «حجم» شعری است که در آن شاعر ساختار معمول زبان و ذهن را به هم می‌ریزد و خواننده برای درک آن باید تلاش بیشتری کند.

اکرمی با اشاره به تنوع تعریف‌های شعر در کتاب گفت: هیچ‌کدام از این تعاریف شبیه هم نیستند. همین تنوع و تازگی، جذابیت پژوهش را نشان می‌دهد. وقتی وارد عرصه پژوهش می‌شوید، باید آمادگی داشته باشید که نقدها به سمت شما پرتاب شود. نقد روی نقد، جامعه را می‌سازد.
وی با اشاره به شعر گفتار ادامه داد: شاملو و بسیاری از منتقدان از شعر گفتار دفاع می‌کنند. «سیبی که در نگاه تو می‌چرخد، آدم را به وسوسه می‌اندازد»؛ فهمیدن این شعر آسان است. اما شعری که نمی‌فهمیم، چه وضعیتی دارد؟ من دوست دارم کتاب «برگی از بوستان سبز شعر» از حد یک کتاب اطلاعاتی برای دانشجویان سال‌های اول و دوم دانشگاه فراتر برود و به یک کتاب پژوهشی تبدیل شود.

شعر نوجوان؛ ظرفیتی که باید بیشتر دیده شود

اکرمی با اشاره به بخش مغفول مانده شعر نوجوان در کتاب «برگی از بوستان سبز شعر» گفت: شعر نوجوان در ایران پس از انقلاب یکی از ویژگی‌های متمایزکننده ادبیات معاصر است و جای کار فراوان دارد. اما متاسفانه همه‌جا از کودک گفته می‌شود و نوجوان از این دایره بیرون مانده است. 

وی افزود: در کتاب، به شاعران بزرگ جهانی مانند نرودا و لورکا به‌صورت گذرا اشاره شده است. پابلو نرودا شاعر شیلیایی و فدریکو گارسیا لورکا شاعر اسپانیایی از شاعران بزرگ قرن بیستم هستند که بر شعر جهان تاثیر گذاشتند. در جلدهای بعدی، شعر ترجمه باید جایگاه شایسته‌ای پیدا کند. حتی در باغ بورخس در رم، مجسمه لورکا را در ورودی باغ می‌بینید؛ این نشان می‌دهد که برای آنها شعر چقدر اهمیت دارد.

اکرمی ادامه داد: کتاب به شعر تجربه‌مند و تاثیر شاعرانی مانند لورکا و نرودا بر شعر امروز ایران خیلی گذرا پرداخته است. شعر تجربه‌مند به شعری گفته می‌شود که شاعر در آن به تجربه‌های تازه زبانی و فرمی دست می‌زند. جای این بحث در جلدهای بعدی خالی است. همچنین در کتاب به هیچانه‌ها اشاره شده است؛ شعرهایی که معنای خاصی ندارند، اما چون آهنگین هستند و شیطنتی در آن‌هاست، کودکان دوستشان دارند.
جریان مدرن در همه هنرها به موازات هم پیش می‌رود

اکرمی در پاسخ به پرسش یکی از حاضران درباره شباهت شعر فرانو و داستان مدرن گفت: این جریان در همه عرصه‌های هنری به موازات هم پیش می‌رود. نقاشی امروزی هم جاهایی دارد که ما نمی‌فهمیم نقاش چه انگیزه‌ای داشته است. داستان مدرن هم همین‌طور است. من حتی کار نویسندگان کاربلد را هم جاهایی نمی‌فهمم. 

وی تأکید کرد: اما یک نکته را نباید فراموش کنیم. ارتباط اثر هنری با مخاطب، شرط اصلی هنر است. اگر این ارتباط قطع شود، دیگر اثر هنری نیست. تا جایی که بتوانیم شعر را بفهمیم، مشکلی نیست. اما وقتی به جایی می‌رسیم که شعر واقعاً از فهم ما خارج می‌شود، کار سخت می‌شود. در آن نقطه باید بپذیریم که شاعر در حال و هوای خاصی بوده و ما توان درک آن را نداریم. این خطری است که در همه شکل‌های هنری وجود دارد. تخصص داشتن در یک حوزه، توجیه‌کننده قطع ارتباط اثر هنری با مخاطب نیست.

لیلا میرزایی، ویراستار کتاب «برگی از بوستان سبز شعر»، در این نشست درباره روند ویرایش این کتاب گفت: ویرایش کتاب «برگی از بوستان سبز شعر» حدود یک سال و نیم طول کشید. خانم معتمدی در این مدت صبوری بسیاری به خرج دادند تا من در کنار سایر کارها، ویرایش این کتاب را انجام دهم. من از انتخاب مثال‌ها و اشعاری که خانم معتمدی از شاعران مختلف در کتاب آورده، بسیار لذت بردم و امیدوارم این کتاب مورد استقبال خوانندگان قرار بگیرد.

وی در پاسخ به پرسش اکرمی درباره جایگاه شعر معاصر در دانشگاه گفت: سرفصل‌های درسی از سوی وزارت علوم تعیین می‌شود و حجم موضوعات آن‌قدر زیاد است که استاد فرصت تدریس همه آنها را در طول ترم ندارد. در چنین شرایطی، جایی برای موضوعات دیگری مانند شعر جهان یا شعر ترجمه در کلاس نمی‌ماند.

میرزایی افزود: برنامه درسی دانشگاه‌ها از پیش تعیین شده و استاد نمی‌تواند موضوعی خارج از آن سرفصل‌ها به کلاس اضافه کند. اگر قرار باشد اتفاقی خارج از این چارچوب بیفتد، بیرون از کلاس رخ می‌دهد، نه در ساعت رسمی درس. نهایت کار استاد این است که اشاره‌ای گذرا به این موضوعات بکند و مسیر را به دانشجو نشان بدهد. در نهایت هم می‌توان یک پروژه تحقیقاتی به دانشجو سپرد تا خودش درباره آن موضوع مطالعه کند و علاقه‌مندی‌هایش را پیدا کند.

وی با اشاره به سهم اندک ادبیات معاصر در رشته زبان و ادبیات فارسی گفت: در این رشته، ادبیات معاصر تنها چهار واحد است؛ دو واحد نثر معاصر و دو واحد شعر معاصر. در همان دو واحد شعر معاصر، چگونه می‌توان به شاعران معاصر پرداخت؟ در عمل، حتی به خود شاعران معاصر هم نمی‌رسیم. تنها کار استاد این است که مسیری به دانشجو نشان بدهد تا خودش مطالعه کند.

این استاد دانشگاه ادامه داد: اصطلاحاً می‌گویند هر ایرانی یک شاعر است، مگر اینکه خلافش ثابت شود. ادوارد براون در تاریخ ادبیات خود این جمله را مطرح کرده که هر ایرانی تحصیل‌کرده می‌تواند شاعر باشد. این به روحیات و زبان ما ایرانیان بازمی‌گردد.

وی با اشاره به تجربه فروغ فرخزاد در سرودن شعر گفت: فروغ فرخزاد در خاطراتش می‌گوید گاهی پشت چرخ خیاطی، وقتی خیاطی می‌کردم، شعر برایم می‌آمد و آنها را یادداشت می‌کردم. او از غزل شروع کرد، بعد با چهارپاره آشنا شد و سپس به شعر نیمایی و شعر نو رسید. برای هر شاعری این اتفاق افتاده که در حال ظرف شستن یا رانندگی، شعر به سراغش آمده است. مولانا می‌گوید: «پیش و پسی بست صف کبریا / پس شعرا آمد و پیش انبیا». یعنی در صف کبریا، شعرا پس از انبیا قرار گرفته‌اند و این نشان‌دهنده جایگاه والای شاعران است.

میرزایی افزود: قدمای ما به «تابع» و «تابعه» اعتقاد داشتند؛ تابع و تابعه در باور قدما به موجوداتی از عالم غیب گفته می‌شد که به شاعر الهام می‌کردند. در آن باور، هر زن شاعر یک جنی از جنس مرد داشت که با او همراه بود و شعر را به او الهام می‌کرد و هر مرد شاعر یک جنی از جنس زن. سهراب سپهری نیز به همین باور اشاره دارد. او در شعرش می‌گوید: «حرف بزن، ای زن شبانه موعود! / زیر همین شاخه‌های عاطفی باد / کودکی‌ام را به دست من بسپار / در وسط این همیشه‌های سیاه / حرف بزن، خواهر تکامل خوش‌رنگ! / خون مرا پر کن از ملایمت هوش / نبض مرا روی زبری نفس عشق / فاش کن / روی زمین‌های محض / راه برو تا صفای باغ اساطیر / در لبه فرصت تلألو انگور / حرف بزن، حوری تکلم بدوی!». سهراب گویی چنین همراهی را در ذهن خود می‌دید و احساس می‌کرد آن زن به او می‌گوید این کار را بکن. شعر، عرق‌ریزان روح است در لحظاتی که شعور ناخوب بخت بر شاعر الهام و تجلی می‌شود. مولانا اغلب غزل‌هایش را در حالت سماع فی‌البداهه می‌سرود؛ سماع به حالت وجد و رقص عارفانه گفته می‌شود که در آن شاعر بی‌واسطه و بدون تفکر قبلی شعر می‌سراید.

ناهید معتمدی، نویسنده کتاب «برگی از بوستان سبز شعر»، در این نشست گفت: من دانش‌آموخته رشته زبان و ادبیات فارسی هستم و از کودکی شیفته مطالعه آثار ادبی، به‌ویژه شعر بوده‌ام. از سال ۱۳۶۴ تا کنون در فرهنگنامه و گروه‌های تألیف، ترجمه و شعر شورای کتاب کودک به نگارش مدخل و نقد و بررسی کتاب‌های حوزه کودک و نوجوان پرداخته‌ام. 

وی با توضیح درباره فعالیت‌های شورای کتاب کودک افزود: شورای کتاب کودک کارگاه‌هایی با عنوان «آشنایی با ادبیات کودک و نوجوان» برگزار می‌کند. این کارگاه‌ها برای افرادی طراحی شده که در حوزه کودک و نوجوان فعالیت می‌کنند و می‌خواهند با ادبیات این حوزه بیشتر آشنا شوند. تاکنون نزدیک به چهل و چند دوره از این کارگاه‌ها برگزار شده است. من تا سال ۱۴۰۰ مدرس بخش شعر این کارگاه‌ها بودم و پس از آن، تدریس بخش شعر را به خانم لیلا میرزایی سپردم. خودم همچنان در گروه شعر شورا حضور دارم، اما دیگر تدریس نمی‌کنم.

شکل‌گیری کتاب از تدریس سالانه شعر کودک

معتمدی درباره شکل‌گیری کتاب «برگی از بوستان سبز شعر» گفت: تجربه بیست و چند سال تدریس در کارگاه‌های تخصصی شعر شورای کتاب کودک تا سال ۱۴۰۰، مبنای نگارش کتاب «برگی از بوستان سبز شعر» بوده است. از سال ۱۳۷۳ به پیشنهاد خانم توران میرهادی، گروه شعر شورای کتاب کودک را پایه‌گذاری کردم. خانم میرهادی از من خواست که گروه شعر را سر و سامان بدهم و این گروه همچنان با حضور افرادی مانند خانم لیلا میرزایی به کار خود ادامه می‌دهد. در تمام کمیته‌های شورای کتاب کودک حضور داشته‌ام، شش هفت دوره منتقد داستان ترجمه و داستان تألیف بوده‌ام و پانزده تا هجده سال گروه تألیف را به عهده داشته‌ام.

وی افزود: هر سال بر مطالب گفتارم در کلاس‌ها اضافه می‌کردم تا سال ۱۴۰۰ که تدریس در کارگاه را به خانم میرزایی محول کردم. در طول این سال‌ها تلاش کردم مطالب کلاس با زمانه هماهنگ باشد و به جریان‌های روز شعر توجه داشته باشم. حاصل این چند سال را با توصیه دوستان مکتوب کردم و کتاب «برگی از بوستان سبز شعر» شکل گرفت. این کتاب خیلی حرف ناگفته دارد و به گفته برخی دوستان، باید دو جلد می‌شد؛ با مثال‌های بیشتر و تقسیم‌بندی جداگانه برای بزرگسال و کودک و نوجوان. در پایان کتاب نیز الگویی برای بررسی و تحلیل شعر ارائه کرده‌ام.

معتمدی درباره تعاریف شعر در کتاب گفت: در ابتدای کتاب، پرسشی را مطرح کردم که شعر چیست. این مطالب از خودم نیست. در طول سال‌های مطالعه، از هر کتابی که درباره تعریف شعر پیدا کردم، یادداشت‌هایی داشتم و همه آن‌ها را در دو سه صفحه ابتدای کتاب آوردم. این تعاریف از منابع مختلف گردآوری شده است.

وی در پاسخ به پرسشی درباره تفاوت شعر کلاسیک و شعر مدرن اشاره کرد: در شعر امروز، شاعر نماد را به‌شدت می‌شکافد و باز می‌کند. در عین اینکه استعاره پنهان و روایت پنهان در آن نهفته است، با بیان گفتاری مخاطب را با چندگونگی و چندلایگی اشعار آشنا می‌کند. این تفاوت میان شاعران پیشین و شاعران امروزی است که مطالب را در قالب هنر و تفکر انتزاعی ارائه می‌دهند. یک واژه یا عبارت دو لغتی می‌تواند ساعت‌ها محل گفت‌وگو باشد و نویسنده می‌تواند از آن صد صفحه داستان بنویسد. تفاوت شعر گفتاری با گفتار روزمره در ذهن شاعر است. آن لحظه که شاعران می‌نویسند، در حالت عادی نیستند. الهام و جوشش درونی در آن‌ها وجود دارد.

معتمدی با اشاره به رابطه دوطرفه میان شاعر و مخاطب گفت: در این گفت‌وگو، رابطه دوطرفه است. مخاطب نیز باید توانمندی خود را در درک اثر در نظر بگیرد. نویسندگانی که از جوشش درونی برخوردارند، هرچه آن هیجان قوی‌تر باشد، ابهام اثر بیشتر می‌شود و نیاز به چند بار خواندن و پژوهش دارد. هرچه نگاه شاعر تیزبین‌تر باشد، اثر عمق بیشتری پیدا می‌کند و مخاطب باید از روزنه‌های مختلف به آن نگاه کند و بفهمد هر روزنه چه می‌گوید.

وی درباره انتخاب موضوعات کتاب افزود: سعی کردم هر موضوعی را که در طول زمان فکر کردم در جامعه ما تا امروز وجود داشته، در کتاب بیاورم. ممکن است چیزهایی باشد که من ندیده‌ام، ولی آنچه در توان داشتم، در کتاب آوردم. امیدوارم همین اشاره‌ها تلنگری به ذهن مخاطب بزند و پژوهش در این حوزه بارور شود.





پر بازدیدها
بازدید 83629
متنی که به قول رهبر شهید انقلاب پس از هشتصد سال همچنان تازه است

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 81969
دوست دارم برای شرکت در نمایشگاه کتاب به تهران بیایم/ تجربه مسحورکننده هزارویکشب

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 79534
اگر ما راوی نباشیم نیویورک تایمز روایتش از «وضعیت فرهنگ در جنگ خاورمیانه» را مسلط می‌کند

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 79497
شماره جدید «راویان فرهنگ» منتشر شد/ در سوگ پیشوای تمدن‌ساز

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 79237
بی‌نهایت علاقه به حضور در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران را دارم/ شخصیت افسانه‌ای حسن صباح و ضرورت درک بیشتر از فرهنگ ایرانی

برای مشاهده کلیک کنید