نویسنده کتاب «روایت زیارت؛ مطالعه مردمشناختی آیین زیارت اربعین» گفت: زیارت اگرچه در نگاه اول امری متعالی و روحانی به نظر میرسد، اما بدون بدن معنا ندارد. اگر بدنمندی را تبیین نکنیم، زیارت اربعین را نخواهیم فهمید. فهم تجربه قدسی با بدن همراه است.
به گزارش روابط عمومی و امور بینالملل خانه کتاب و ادبیات ایران، نشست «با قافله قلم از پیادهروی تا اندیشهورزی؛ خوانش تحلیلی متون اربعینپژوهی» با معرفی و بررسی کتاب «روایت زیارت؛ مطالعه مردمشناختی آیین زیارت اربعین» نوشته زهرا زارع یکشنبه (۲۶ مهر ۱۴۰۵) در سرای اهل قلم برگزار شد. در این نشست محمدرضا خوشرو؛ دبیر شورای علمی ستاد فرهنگی اربعین و زهرا زارع؛ عضو هیئت علمی پژوهشکده مردمشناسی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری و محمود دامغانی؛ معاون بینالملل بنیاد جهانی خورشید ولایت و مدیر انتشارات نیکتاب (به عنوان دبیر) حضور داشتند. «روایت زیارت؛ مطالعه مردمشناختی آیین زیارت اربعین» در یازدهمین جایزه جهانی اربعین، عنوان اثر برگزیده را به خود اختصاص داد.
از بستر بیماری تا پیادهروی اربعین
زارع در این نشست گفت: نوشتن «روایت زیارت» برای من یک نذر فرهنگی بود. خرداد سال ۱۴۰۰ پس از دریافت نتایج آزمایشها، پزشکان به من اعلام کردند سرطان در مناطق مختلف بدنم و از جمله کبد به شدت پیشرفته شده است. جراحی با شرایط جسمی من ممکن نبود و شیمیدرمانی نیز دیگر پاسخ نمیداد. متاستاز کارسینوما سرطانی کشنده است که به فاصله کوتاهی پس از کبد، ریه، مغز و قلب را درگیر میکند. فرصت زیادی برای حیات من باقی نمانده بود.
وی افزود: پزشکان به همسرم گفتند امیدی وجود ندارد و بهتر است مرا به منزل ببرند. مدارک پزشکی را به تیمهای مختلف در داخل کشور، تیم کبدی شیراز و تیمهایی در استرالیا و کشورهای دیگر ارائه کردیم و همه به اتفاق اعلام کردند برداشتن تومور از کبد ممکن نیست؛ چون تومور در وسط شریانهای اصلی کبد قرار دارد، عمل جراحی دستکم ۱۲ تا ۱۳ ساعت طول میکشد و بدن من توان تحمل آن را ندارد. به منزل بازگشتم؛ در حالی که بدنم بسیار ضعیف بود و حتی با ویلچر به سختی برای آزمایش به بیمارستان میرفتم.
زارع درباره تصمیم خود برای سفر اربعین توضیح داد: در آخرین مشورت، از پزشک پرسیدم چقدر زمان دارم. ایشان گفتند اگر صادقانه صحبت کنند، امیدی به خروج من از مطب و رسیدنم به منزل ندارند. در همان لحظه مهریهام را به همسرم بخشیدم و تنها یک خواهش از او داشتم: یک بار دیگر سفر اربعین را تجربه کنم. این سفر تقریباً یک ماه پیش از اربعین محقق شد. پزشک به همسرم گفته بود بردن من در آن وضعیت با سیستم ایمنی بسیار پایین، به معنای بازنگشتن است؛ اما با این پیشفرض که ممکن است در این مسیر بازگشتی نباشد، سفر را به جان و دل خریدیم.
وی درباره تجربه این سفر ادامه داد: بیماری که با ویلچر جابهجا میشد، رفت و برگشت این مسیر را تحمل کرد. قرار بود از نجف با ماشین برویم. پس از گذشتن از دو سوم راه احساس کردم کسی از من میخواهد راه را خودم بروم. از همسرم خواهش کردم چند قدم پیاده راه برویم. در نهایت با پای خود تا حرم اباعبدالله الحسین (ع) رفتیم. همانجا نذر کردم. از امام حسین (ع) خواستم که من فقیر و بیچیز، چیزی برای نثار ندارم، اما قلمی دارم که همه دار و ندار من است. از ایشان خواستم این توفیق را به من بدهند که در فضای اربعین با قلمم خدمت کنم.
زارع درباره تغییر مسیر درمانش پس از بازگشت از سفر اربعین شرح داد: تیمی در بیمارستان مسیح دانشوری خود درخواست کرد این عمل را با همه ریسکش انجام دهد. این درمان انجام شد. از سال ۱۴۰۱ تا سال ۱۴۰۳، سه سال کار میدانی این کتاب ادامه یافت. در این سه سال، هر بار به مدت ۱۰ تا ۱۲ روز در میدان اربعین حضور داشتم و مطالعه مردمشناختی این آیین را پیش بردم.
پاسخ علمی به شبهات اربعین
زارع درباره انگیزه علمی خود از نگارش «روایت زیارت» گفت: هیات داوران جایزه جهانی اربعین رویکرد کاملاً علمی این کتاب را ارج نهادند. نام «روایت زیارت» ممکن است این تصور را ایجاد کند که مخاطب با یک گزارش سفر روبهروست؛ اما در آن کوشیدم تا شبهات موجود درباره اربعین را با زبان علمی پاسخ دهم. در فضای آکادمیک ساعتها با استادان مختلف جامعهشناسی و انسانشناسی گفتوگو میکردم. برخی از آنها خود تجربه زیارت اربعین را داشتند، اما میگفتند آنچه در اربعین رخ میدهد برایشان قابل فهم نیست؛ اینکه انسانها اینگونه خالصانه از همه چیز میگذرند و کسی خانه و زندگی و همسر و فرزندش را به خدمت میگیرد تا از زائران امام حسین پذیرایی کند، با هیچیک از قواعد جامعهشناسی مطابقت نمیکند. تبلیغات رسانهای نیز همواره میکوشد فروغ اربعین را خدشهدار کند. اینها بر آنم داشت که پاسخی علمی به آنچه در اربعین رخ میدهد، بدهم.
وی درباره دشواری کار میدانی این پژوهش توضیح داد: عزیزان مشرف شده به این آیین، میدانند پیادهروی مستمر در گرمای ۵۰ درجه برای یک خانم با پوشش و محدودیتهای فیزیولوژیکی، کار دشواری است. با یکی از استادان دانشگاه علامه صحبت میکردم. ایشان گفتند سال گذشته تیمی ۱۰ نفره از استادان و دانشجویان دکتری جامعهشناسی برای این کار رفتند و کار را تمام نکردند. چگونه میتوانید تنهایی این کار را انجام دهید؟ حق با ایشان بود. اربعین حقیقتی چندوجهی با اضلاع بسیار گسترده است و مطالعه آن طرحی عظیم و همهعمر است.
تمرکز روایت بر میزبان عراقی
زارع در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به این نکته که «روایت زیارت» حول محور کنشگران عراقی نگاشته شده و اربعین را از زاویه دید خادمان گزارش کرده است، گفت: کتاب بر مدار مصاحبههای بسیار مفصلی تدوین شده که برخی از آنها تا دو یا سه ساعت طول کشید. در موکبهای عراقی، ایرانی و بینالمللی حضور مستقیم داشتم و با آنها گفتوگو کردم. میخواستم نگاهشان به این کنشگری دینی را به تصویر بکشم و تجربه زیستهشان را دریابم؛ چون در انسانشناسی زیارت، فهم تجربه زیسته کنشگران میتواند منشا اثر باشد.
وی افزود: کوشیدم در عین توصیف عمیق آیینها و مناسک، تفسیر علمی نیز ارائه کنم. در انسانشناسی زیارت، این مقوله مطرح است: زیارت اگرچه در نگاه اول امری متعالی و روحانی به نظر میرسد، اما بدون بدن معنا ندارد. بدنمندی در زیارت یکی از مقولات بسیار مهم است. اگر بدنمندی را تبیین نکنیم، زیارت اربعین را نخواهیم فهمید. تاولی که بر پای زائران اربعینی مینشیند، این سفر را از سایر سفرهای زیارتی به کربلا متمایز میکند؛ چون فهم تجربه قدسی با بدن همراه است.
زارع ادامه داد: زائران بر اساس تجربه زیسته خود در این مصاحبهها میکوشند آن اتفاق قدسی را بازآفرینی کنند. لحظه به لحظه، تجربه امر قدسی در آنها رخ میدهد. بر اساس مقولاتی که دیوید ساتن مطرح کرده است، این مقاله را نگارش کردم و به مفهوم خوراک آیینی پرداختم. در همه آیینها و زیارتها، خوراک آیینی یکی از ارکان است. در مسیحیت نیز عشای ربانی بدون خوراک آیینی اهمیت مناسکی ندارد. خوراک آیینی زاویهای از تجربه امر قدسی است. هم کسی که غذا را به زائر تقدیم میکند و هم زائری که آن را میخورد، هر دو تجربه امر قدسی را میچشند.
وی با اشاره به واکنش یکی از همکارانش به این کتاب گفت: پیش از سفر یکی از همکاران که باور چندانی به مقوله اربعین نداشت، با لحنی تمسخرآمیز گفت این سفری که میروید قبول باشد، اما این یک فستیوال غذاست و من چیزی بیش از این در این آیین نمیبینم. پس از سفر، مقالهای به زبان انگلیسی برای همایشی تدوین کردم. پیش از ارسال، آن را برای همین همکار فرستادم و خواستم آن را نقد کند. وی پس از مطالعه گفت حق با شما بود؛ من تصور میکردم آنچه در رسانهها از پذیراییهای گسترده میبینیم، همین است، اما اکنون فهمیدم و بابت آن عبارت سخیف عذرخواهی میکنم.
ناآشنایی زائران ایرانی با فرهنگ عراق
زارع با اشاره به ناآشنایی زائران ایرانی با فرهنگ عراق گفت: در بخشی از کتاب کوشیدم با نگاهی تاریخی، جغرافیایی و فرهنگی، تصویری از عراق و فضای فرهنگی این کشور ارائه دهیم تا مخاطبان با آداب، رسوم و پوشش مردم عراق آشنا شوند. در اغلب مصاحبهها این نکته برای ما رخ داد که زائران ایرانی آشنایی چندانی با فرهنگ مردم عراق ندارند. احساس کردم لازم است برای این مقوله پرونده جداگانهای باز شود و کارهای فرهنگی بیش از پیش ارتقا یابد. در کمیته فرهنگی و آموزشی اربعین کارهای ارجمندی انجام شده و انجام خواهد شد، اما ما هنوز در ابتدای راه هستیم.
وی درباره سامانهای که برای گردآوری دادههای این کتاب طراحی شده بود، افزود: سامانهای برای این کار طراحی کردیم که نزدیک به ۱۷ هزار نفر در آن حضور یافتند و پاسخ مکتوب دادند. دوستانی که مطالعات جامعهشناسی و انسانشناسی دارند میدانند این رقم قابل توجهی است؛ چون در پژوهشهای کیفی، معمولاً با ۱۸ تا ۲۰ مصاحبه و در پروژههای ملی با ۴۰ تا ۵۰ مصاحبه عمیق کار پیش میرود. سال اول حدود ۸۰۰ نفر از زائران، موکبداران و مسئولان در این سامانه حاضر شدند و به پرسشنامه مفصلی با ۲۷ پرسش پاسخ دادند. قرار بود تحلیل تماتیک این پاسخها اساس کار قرار گیرد.
زارع اضافه کرد: در جریان جنگ ۱۲ روزه، چون همسرم خارج از کشور بود نتوانستیم هزینه سایت را بپردازیم. پس از جنگ متوجه شدیم تمام دادههای سامانه از میان رفته است. دو سال زحمت بر باد رفت و تنها یک نسخه پشتیبان بسیار ابتدایی از آن داشتیم. به همسرم گفتم دیگر توان ادامه ندارم. به حضرت امالبنین (س) توسل کردم و از ایشان خواستم کمک کنند، چون دستم تهی بود. پیشتر آدرس سامانه را به دوستان در ستاد اربعین داده و خواسته بودم آن را در اختیار دیگران قرار دهند، اما این کار انجام نشده بود. به عنایت حضرت امالبنین همان شب سامانه روی سایت سما رفت و فردای آن روز با جامعهای ۱۶ تا ۱۷ هزار نفری از سراسر ایران روبهرو شدیم. اکنون کتابخانهای بسیار غنی در اختیار داریم. با افتخار این کتابخانه ارزشمند را رایگان و با مشاوره در اختیار همه دانشجویان ارشد و دکتری که بخواهند در حوزه اربعینپژوهی کار کنند، خواهیم گذاشت.
تجربه امر قدسی؛ قلب کتاب «روایت زیارت» است
زارع بخش «تجربه امر قدسی» را قلب کتاب دانست و گفت: زیارت امری قدسی است. کوشیدم از منظر دینشناسان بزرگی چون رودلف اتو، ترنر و گیرتز توضیح دهیم تجربه امر قدسی چگونه و در چه بستری اتفاق میافتد و کنشگران این آیین چگونه این آیین را با امر قدسی پیوند میدهند. در اربعین، همه عناصر آینهای هستند. حتی پیکسلهایی که ظاهراً حمل میشوند و کولهپشتی که همراه زائر است، تبیین انسانشناسانه دارد و تنها کارکرد عبادی یا زیارتی ندارد. اربعین به عنوان یک متن زنده فرهنگی، بیان فرهنگی و سیاسی نیز در خود دارد و در سالهای اخیر به شدت مورد توجه قرار گرفته است.
وی درباره آنچه اربعین را از سایر پیادهرویهای معاصر متمایز میکند، گفت: به نظر میرسد کنشگران آیینی در فضای اربعین، اتوپیا و مدینه فاضله را تصویر میکنند. یکی از جامعهشناسان بزرگ کشور به من میگفت نمیتوانم بفهمم کسی همه چیزش را به رایگان برای زائر اختصاص دهد؛ اینکه عراقیها منزل خود را تخلیه میکنند و ده روز از زائران پذیرایی میکنند، لباس زائر را میشویند و پای او را ماساژ میدهند، با نظریات مبادله قابل تبیین نیست. در مبادله، بده و بستان وجود دارد، اما آنجا بده و بستانی اتفاق نمیافتد. فرهنگ ایثار و گوی سبقت ربودن از یکدیگر برای خدمت به زائر جاری است، چون کنشگر عراقی معتقد است با خدمت به زائر، ثواب زیارت میبرد و با آن امر قدسی ارتباط برقرار میکند.
زارع درباره تمهای اصلی به دست آمده از مصاحبههای این پژوهش اشاره کرد: از مصاحبهها چند تم اصلی به دست آمد. یکی فهم امر قدسی بود که تقریباً همه کنشهای آیینی را میتوان بر مدار آن تعریف کرد. دیگری فرهنگ ایثار است. اربعین گفتمانی و هویتی ایجاد کرده که در سالهای اخیر قابل توجه است. در گفتمان هویت اربعینی، دین و مسلک و زبان اهمیت ندارد و تنها این مهم است که فرد زائر امام حسین (ع) است. شیعه یا سنی بودن، ایرانی یا پاکستانی بودن، فارس یا ترکزبان بودن تفاوتی ایجاد نمیکند. این هویت تازه سبب میشود خادم همه دارایی خود را در طبق اخلاص قرار دهد.
وی درباره تعلیق عقلانیت ابزاری به عنوان یکی دیگر از عوامل مهم گفت: تجربه امر قدسی، به تعبیر دینشناسان، امری فراعقلانی است. فراعقلانی به معنای ضدعقلانی نیست، بلکه به معنای امری است که ورای عقلانیت ابزاری قرار میگیرد. در عالم اندیشه، دو مفهوم intellect و reason وجود دارد که گاهی با یکدیگر اشتباه میشوند. هربرت مارکوزه در نقد سرمایهداری و صنعت فرهنگ، عقلانیت ابزاری را به شدت نقد میکند. او معتقد است صنعت فرهنگ در روزگار مدرن سبب شده عقل شهودی که بشر از ابتدای عالم بر مبنای آن کار میکرده، به کنار نهاده شود. آنچه در اربعین دیده میشود intellect است و نه reason. بسیاری از شبهاتی که درباره اربعین مطرح میشود نیز ناظر به همین عقلانیت ابزاری است. اگر این بحث برای مخاطب باز شود، جایی برای شبهه باقی نمیماند.
لزوم ترجمه «روایت زیارت» برای اندیشکدههای جهانی
محمدرضا خوشرو نیز در این نشست گفت: مدتها چشمبهراه انتشار این کتاب بودیم و از تلاشهای خانم زارع در این مسیر خبر داشتیم. نگارش و انتشار کتاب سه یا چهار سال وقت گرفته است؛ شاید به نظر برسد برای رویدادی با این اهمیت که باید ثبت و ماندگار شود، این کار کمی دیر شروع شد. تصور من این است که این کار باید به دیگر زبانهای بینالمللی ترجمه شود و در اختیار پژوهشگران و اندیشکدههای دیگر کشورها قرار گیرد تا این رویداد را بهتر بشناسند.
وی افزود: کشورها و جوامع به برگزاری مناسک جمعی نیاز دارند. بخشی از نیازهای انسان در خلوت خود ارضا میشود، اما از منظر جامعهشناختی و نگاههای کلان راهبردی، حضور مردم در کنار یکدیگر برای دنبال کردن هدفی جدیتر انرژی ایجاد میکند. اربعین اگرچه تاریخچه مفصلی دارد، اما در عصر حاضر پدیده متفاوتی را به جهانیان عرضه کرده است؛ رویدادی که نظم نوینی را که در انتهای عقلانیت ابزاری طراحی شده، به هم میریزد.
خوشرو با اشاره به نمونهای از بازتاب جهانی اربعین گفت: در نمایشگاهی در لهستان، دوستان ما در کمیته فرهنگی عکسهایی را روی دیوار نصب کرده بودند. در حاشیه همایشی که برگزار میشد، خانمی در لابی این عکسها را نگاه میکرد و میگریست. از وی پرسیدند چه نسبتی با این موضوع دارد. وی گفت استاد دانشگاه است و برای همایش به اینجا آمده، این تصاویر را دیده و متأثر شده است. اطلاعات خواست و برای او درباره عکسها و اربعین توضیح دادند. دوباره گریست و گفت از خودش پشیمان است که چرا چنین اتفاقی در گوشهای از جهان رخ میدهد و وی از آن بیخبر است. این خانم میگفت: حدود ۱۴۰۰ سال از شهادت یک فرد گذشته و همچنان مراسمی با این شمار کنشگر میدانی و این سفرههای عظیم برگزار میشود. این فرد قطعاً فرد خاصی بوده است که من او را نمیشناسم و مسئولیت اجتماعی خودم را در قبال این رویداد انجام ندادهام.
دبیر شورای علمی ستاد فرهنگی اربعین ادامه داد: در روایات ما آمده است که در آخرالزمان، مردم جهان امام زمان (عج) را به واسطه امام حسین (ع) میشناسند. یکی از تحلیلها این است که مراسم اربعین سبب شناساندن امام حسین (ع) میشود. واکنش آن استاد دانشگاه نشان میدهد این مسیر کار خود را انجام میدهد. اربعین رویدادی است که میتواند از سانسور رسانههای رسمی و عمومی جهان نیز بگریزد. رسانههای عمومی جهان یا این رویداد را نمیبینند، یا آن را تقلیل میدهند، یا تحریف میکنند. برخی میگویند سپاه پاسداران در خاک عراق مانوری به نام مراسم اربعین برگزار میکند و برخی نسبتهای اهل بیت (ع) را تحريف میکنند تا اختلاف منتشر شود. این نوع بازنمایی، رسالت ما را سنگینتر میکند تا با همین جنس ادبیات و پژوهش و کتاب، این بایکوت را بشکنیم.
تمرکز بر میزبان عراقی، از نقاط قوت کتاب است
خوشرو درباره نقاط قوت کتاب گفت: بخش قابل توجهی از پژوهش مصور است و کتابهای اینگونه مورد پسند مخاطب قرار میگیرند. تمرکز بر زاویه دید میزبان، از بخشهای ارزشمند کتاب است. یکی از توجههای جدی رهبر شهید انقلاب در موضوع اربعین همواره این بود که میزبانی عراقیها را از آنان نگیریم و اگر کشور همسایهای کمک میکند، عراقی بودن مراسم حفظ شود. سیاست ما نیز همواره این بوده است که موکبهای ایرانی به کمک موکبهای عراقی بروند. در این پژوهش کوشش شده تا میزبانی عراق حفظ و این بازنمایی ارائه شود که ما زائر ایرانی هستیم و برگزارکننده نیستیم.
وی اضافه کرد: پشتوانه نظری منسجمی با توجه به تخصص خانم زارع در حوزه مردمشناسی و انسانشناسی نمادین و پدیدارشناسی در این کتاب دیده میشود. پدیدارشناسی از جمله رویکردهایی است که در نظریهپردازی موضوعات معنوی کمتر به آن توجه کردهایم. پدیده نوینی مانند اربعین فعلی نیازمند پدیدارشناسی است. توجه نوآورانه به مردمشناسی حسی نیز از نقاط قوت آن است؛ پرداختن به طعم اطعام نذریها، صداها، لمس کردن، خستگی جسمانی و رنجی که در متون دادهها از آن به عنوان رنج قدسی یاد شده است، همراه با جزئینگری به اشیا و نمادها مانند کولهپشتی، پیشانیبند، پرچم و دستمالهایی که کودکان در مسیر به زائران میدهند.
خوشرو در پایان گفت: اگر بخواهیم وجه علمی کار را حفظ کنیم، ارائه اطلاعات آماری مشخصتر از روش نمونهگیری هدفمند و تمرکز جغرافیایی پرسشگریها ضروری است. احساسی بودن پژوهش نیز هم نقطه قوت است و هم نیازمند مراقبت؛ تأثیر احساسات پژوهشگر بر کیفیت کار، نکتهای است که باید در پژوهشهای بعدی به آن توجه شود.
گزارش تصویری این نشست را اینجا ببینید.