منصوره کردی در آیین نکوداشت زندهیاد بهروز رضوی گفت: «هزاره ادب فارسی» تلاشی برای روایت پیوسته تاریخ ادبیات ایران و عبور از آشناییهای پراکنده به شناختی عمیقتر از جریانهای ادبی است.
به گزارش روابط عمومی و امور بینالملل خانه کتاب و ادبیات ایران، آیین «گذار هزار قسمت از هزاره ادب فارسی؛ نکوداشت استاد زندهنام بهروز رضوی» چهارشنبه (۲۹ مهر ۱۴۰۵) در سرای اهل قلم برگزار شد. در این آیین منصوره کردی؛ قائممقام شبکه و سرپرست گروه ادب و هنر رادیو فرهنگ، محمد حسینیباغسنگانی؛ پژوهشگر و تهیهکننده رادیو و تهیهکننده برنامه «هزاره ادب فارسی»، محمدباقر رضایی؛ نویسنده و سردبیر برنامه «هزاره ادب فارسی» و رضا خضرایی؛ گوینده رادیو و این برنامه، سخن گفتند. دبیری نشست را امین خرمی بر عهده داشت.
ادبیات فارسی، روایت زندگی و رنج مردمان است
منصوره کردی در این آیین با اشاره به جایگاه ادبیات فارسی گفت: ادبیات فارسی روایت زندگی، اندیشه، تجربه، آرزوها و رنجهای مردمانی است که در طول قرنها با زبان فارسی جهان خود را روایت کردهاند. اگر این میراث را به درستی بشناسیم، بخش مهمی از هویت تاریخی و فرهنگی خود را شناختهایم.
وی افزود: برنامه «هزاره ادب فارسی» با همین نگاه شکل گرفته است؛ تلاشی برای روایت پیوسته تاریخ ادبیات ایران و عبور از آشناییهای پراکنده به شناختی عمیقتر از جریانهای ادبی، شخصیتها، آثار و زمینههای تاریخی و فکری شکلگیری آنها. این مجموعه نشان میدهد در یک برنامه ادبی ساعتها و شاید ماهها مطالعه و پژوهش نهفته است تا متن آن شکل بگیرد و گویندگان آن را روایت کنند.
قائممقام شبکه رادیو فرهنگ درباره آمار پخش این برنامه گفت: امشب قسمت هزار و ۲۲۱ برنامه «هزاره ادب فارسی» ساعت ۲۲ و ۴۵ دقیقه پخش میشود. این برنامه هر شب از شنبه تا چهارشنبه روی آنتن میرود و تاکنون بیش از ۳۰۰ شاعر و نویسنده در آن بررسی شدهاند. کار از رودکی آغاز شد و به لطف آقای رضایی ادامه خواهد داشت.
کردی درباره گویندگان برنامه «هزاره ادب فارسی» توضیح داد: در ابتدا زندهیاد بهروز رضوی گویندگی این برنامه را بر عهده داشت، پس از او خانم رکنی و خانم واعظپور این مسئولیت را پذیرفتند و اکنون آقای خضرایی با تهیهکنندگی آقای باغسنگانی این کار را ادامه میدهند. تولید چنین آثاری در گروه ادب و هنر رادیو فرهنگ، یک مسئولیت مهم را یادآوری میکند: رادیو رسانه ماندگار کردن اندیشه، دانش و فرهنگ است. این هزار و ۲۰۰ برنامه نشانه ظرفیتی است که میتواند راه را برای روایتهای بیشتری از فرهنگ و ادب این سرزمین هموار کند. همچنین یکی از نمایندگان مجلس لوح فشرده این برنامه را درخواست کرده است و ما در هفته سوم آبانماه، همزمان با هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران آیین رونمایی از لوح فشرده برنامه «هزاره ادب فارسی» را برگزار خواهیم کرد.
بهروز رضوی گنجینهای بینظیر بود که قدرش دانسته نشد
محمد حسینیباغسنگانی؛ تهیهکننده برنامه «هزاره ادب فارسی»، در این آیین با اشاره به ویژگیهای زندهیاد بهروز رضوی گفت: شادروان رضوی همیشه برنامه خود را با «به نام و یاد خدا» آغاز میکرد و این عبارت برای او چنان شفاف بود که همه ما یاد گرفتیم برنامههایمان را با آن شروع کنیم. او با همین فضا راحتتر میتوانست با مخاطب ارتباط بگیرد و وارد صمیمیت شود.
وی افزود: یکی از ویژگیهای برنامههایی مانند «هزاره ادب فارسی» محوریت شخص بهروز رضوی بود. او در دنیای رسانه یگانه بود؛ شخصیتی منحصربهفرد که در فضای رسانه جهانی نمونه ندارد. تم صدای این انسان، صدای شخصیتهای بزرگ رسانه جهانی را تداعی میکرد. اگر به یاد داشته باشید، وقتی جان اف کندی ترور شد، تمام شبکههای دنیا خبر مرگ او را با صدای گویندهای به نام دان پاردو اعلام کردند؛ صدای دان پاردو کپی صدای بهروز رضوی بود. شخصیتی مانند جیمز ارل جونز نیز همینگونه است. ساختار حنجره بهروز رضوی به شکلی بود که معیار رسانه جهانی محسوب میشد.
تهیهکننده برنامه «هزاره ادب فارسی» ادامه داد: برنامههایی مانند «کتاب شب» بر پایه این انسان طراحی و نوشته میشد. مستند «ایران» نیز به خاطر صدای بهروز رضوی ساخته شد. ما گنجینه بینظیر و بیمانندی را از دست دادیم و جامعه ما قدر بهروز رضوی را ندانست.
باغسنگانی درباره رضا خضرایی گفت: در کنار بهروز رضوی، جمعیتی از گویندگان و راویان در کشور ما هستند که در دوران معاصر از نظر سواد ادبی و دانش ادبی نمونهاند. کسی مانند استاد خضرایی میتواند یک غزل خاقانی را بدون غلط بخواند یا بیتی از بیدل دهلوی را بفهمد و اجرا کند و مخاطب را یک پله بالاتر ببرد. درباره همین موضوع مقالهای با عنوان «آناتومی صدا» نوشتم که در خبرگزاری ایرنا منتشر شد.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به نقش رادیو در تاریخ فرهنگ ایران اشاره کرد و گفت: رادیو ریشه بسیاری از چیزهاست. شخصیتی مانند استاد ذبیحالله صفا تمام ساختار ذهنیاش را با کار رادیو آغاز کرد و تاریخ ادبیات خود را بر مبنای همان دوران نوشت؛ او خودش مجری برنامه تاریخ ادبیات در رادیو بود. کتاب «سرگذشت موسیقی» استاد روحالله خالقی نیز به سخنرانیهای او در دهه ۳۰ و ۴۰ در رادیو بازمیگردد. اینها نشان میدهد رادیو چه اهمیتی در تاریخ فکر و فرهنگ ایران داشته است.
از برنامه ۱۰۰۱، گویندگی «هزاره ادب فارسی» را ادامه میدهم
رضا خضرایی؛ گوینده برنامه «هزاره ادب فارسی»، در این آیین گفت: من از سال ۱۳۵۲ و پیش از آنکه بسیاری از شما به دنیا بیایید، گوینده رادیو بودهام و بیش از نیم قرن است که گویندگی میکنم. در برنامه «هزاره ادب فارسی»، تا زمانی که زندهیاد بهروز رضوی در قید حیات بودند، ایشان گویندگی این برنامه را بر عهده داشتند و من از برنامه ۱۰۰۱ با اجازه خودشان این مسئولیت را ادامه دادم.
وی درباره این تصمیم توضیح داد: در روزهایی که ایشان در بیمارستان بودند، به من اشاره کردند که این برنامه را من ادامه دهم. از ایشان کسب اجازه کردم و بهروز با توجه به محبت و دوستی بیش از ۳۰ سالهای که با هم داشتیم، اظهار خوشحالی کرد و گفت کی بهتر از تو. من هنوز بهروز را در جمع خودمان حس میکنم و از او خیلی چیزها آموختم و سعی کردم در کار گویندگی خودم و بهویژه در برنامه «هزاره ادب فارسی» به کار ببرم. خوشحالم که اکنون تنها همین یک برنامه را در رادیو دارم و این برنامه یاد استاد رضوی را زنده نگه میدارد.
خضرایی درباره محتوای برنامه «هزاره ادب فارسی» گفت: برنامه هزاره ادب فارسی از رودکی و پیش از رودکی آغاز شده و قرن سوم، چهارم، پنجم و ششم را پشت سر گذاشته است. اکنون اواخر قرن هفتم و اول قرن هشتم را آغاز کردهایم و به کمالالدین مراغهای، خواجوی کرمانی و عبید زاکانی رسیدهایم. برای مثال درباره ابنیمین فریومدی حدود ۲۰ تا ۲۵ برنامه نوشته و اجرا شد و در آن برنامهها رباعیات، غزلیات و قصاید او را بررسی کردیم. درباره خواجوی کرمانی حدود ۳۰ تا ۳۵ برنامه داشتهایم و اکنون به عبید زاکانی رسیدهایم. امیدوارم در ادامه به حافظ برسیم که برای او نیز بیش از ۴۰ تا ۵۰ برنامه پیشبینی میشود.
این گوینده پیشکسوت رادیو در ادامه از خاطرات خود با بهروز رضوی گفت: بیش از ۳۰ سال با بهروز دوستی و رفاقت داشتم و در جلساتی که در محضرشان بودیم، حافظخوانی و خیلی چیزهای دیگر از او یاد گرفتم. حتی بیان یک بیت و یک مصرع را از او آموختم. در برنامه «کتاب شب» که آقای رضایی آن را مینوشتند، زمانی که ایشان نمیرسیدند، به من میگفتند و من میرفتم آن برنامه را اجرا میکردم. در برنامه «دارالفنون» در رادیو تهران نیز حدود ۸ سال توفیق حضور داشتم.
محمدباقر رضایی؛ نویسنده و سردبیر برنامه «هزاره ادب فارسی»، در این آیین گفت: برنامه «هزاره ادب فارسی» را با همت دکتر علیرضا حبیبی آغاز کردیم؛ یاد او را گرامی میداریم. من معتقدم موفقیت یک برنامه در رادیو به مدیریت آن وابسته است. اگر مدیریتی غیر از خانم کردی رئیس گروه ادب و هنر رادیو فرهنگ بود، بعید میدانم این برنامه ادامه پیدا میکرد؛ چون در حوزه ادبیات کمتر مدیر عاشقی وجود دارد. در آغاز کار، «هزاره ادب فارسی» را با علیرضا حبیبی شروع کردیم و ایشان با محبت پذیرفتند. با تمام وجود این برنامه را علیرغم برآورد کمی که داشت آغاز کردیم و هر چه از این برنامه دریافت میکردیم، صرف منابع و خرید کتاب میشد. پس از ایشان نیز مدیران بعدی که آمدند، همچنان عاشق این کار بودند و خودشان اهل کتاب و مطالعه بودند. اکنون با حمایت آقای محسن حبیبی و بهویژه خانم کردی، وضعیت به گونهای است که دیگر نمیتوانیم این کار را رها کنیم.
وی افزود: در هر قسمت از «هزاره ادب فارسی»، فقط یکسوم مطلب به شعر اختصاص دارد و بقیه به نویسندگی، تحقیق و پیشنهاد میگذرد. تلاش کردهام هیچ خطی از جای دیگری برندارم و به خودم نسبت ندهم؛ حتی یک خط. در «هزاره ادب فارسی» برای هر شاعر حدود ۳۰ تا ۴۰ قسمت اختصاص مییابد. برای نمونه، خواجوی کرمانی حدود ۳۰ تا ۳۵ قسمت بررسی شده، عبید زاکانی حدود ۵۰ برنامه خواهد داشت و کمالالدین مراغهای نیز حدود ۳۰ برنامه داشت. پیشنهاد میکنم به جز هزار و ۲۰۰ قسمت کلی «هزاره ادب فارسی»، برای هر شاعر یک لوح فشرده جداگانه تولید شود تا برنامهسازان جوان بتوانند درباره این بزرگان تحقیق کنند.
این نویسنده درباره اهمیت منابع «هزاره ادب فارسی» گفت: امیدوارم این برنامه به کتاب تبدیل شود و اگر افتخاری باشد، در کنار کتاب عظیم دکتر ذبیحالله صفا قرار گیرد. ما در مقابل امثال دکتر صفا بسیار کوچک هستیم، اما ایشان خودشان در رادیو گوینده و نویسنده بودند و تاریخ ادبیات خود را بخشبخش در رادیو نوشتند و بعد از چند سال آن را به کتاب هفتجلدی تبدیل کردند. امیدوارم «هزاره ادب فارسی» نیز به همت خانم کردی به کتاب تبدیل شود.
وی در پایان از حاضران در جلسه قدردانی کرد و گفت: از دوستانی که همیشه حامی این برنامه بودهاند، سپاسگزارم. برای گویندگی «هزاره ادب فارسی» همیشه مشکلاتی داشتهایم، چون گویندگانی که بتوانند چنین برنامههایی را اجرا کنند کم هستند؛ بهویژه اینکه بهروز رضوی گوینده این برنامه بوده و کسی دیگر جرأت نمیکند. خوشبختانه در نهایت به رضا خضرایی رسیدیم. من چهار بار از «هزاره ادب فارسی» لذت میبرم: یک بار هنگام تحقیق، یک بار هنگام نوشتن، یک بار هنگام ضبط در استودیو و بار آخر هنگام شنیدن مجدد آن از رادیو.
نگاه شفیعی کدکنی به هنر بهروز رضوی
امین خرمی؛ دبیر نشست نیز در بخشی از سخنان خود با اشاره به جایگاه بهروز رضوی گفت: زندهیاد بهروز رضوی در ۲۵ خردادماه سال جاری از میان ما رفت و خبر آسمانی شدنش همه ما را داغدار کرد. او در برنامههایی مانند «کتاب شب» و «هزاره ادب فارسی» میراثی ماندگار از خود بر جای گذاشت. برنامه «هزاره ادب فارسی» از سال ۹۶ با همراهی محسن حکیم معانی در رادیو تهران آغاز شد و بعدها به رادیو فرهنگ رسید و مخاطبانش از کشورهایی چون ترکیه، هند، کانادا، پاکستان و افغانستان نیز این برنامه را دنبال میکنند.
وی در بخش دیگری از برنامه با اشاره به دیدگاه محمدرضا شفیعیکدکنی در توصیف هنر بهروز رضوی گفت: در کلاس درس ایشان در دانشگاه تهران بخشی از برنامه عطار بهروز رضوی را پخش کردم و نظر شفیعیکدکنی را با اتکا به حرفه خبرنگاری یادداشت کردم: «بهروز رضوی در پیوند میان زبان، موسیقی کلام و زیباییشناسی شنیداری نمونه کمنظیر و نادر است؛ پیوندی که در آن واژهها تنها حامل معنا نیستند و آهنگ، لحن، مکث و شیوه ادای آنها نیز در انتقال تجربه ادبی به مخاطب نقش دارند. بهروز رضوی از جمله هنرمندانی است که با شناخت ظرفیتهای موسیقی زبان پارسی و پرهیز از بیان تصنعی، به کلمات مجال میداد تا با تمام ظرافتهای معنایی و عاطفی خود شنیده شوند. اگر هنر رضوی را با چنین نگاهی ارزیابی کنیم، میراثش باید بخشی از سرمایه فرهنگی زبان فارسی دانسته شود؛ سرمایهای که در آن صدا به واسطهای برای پیوند نسلها با شعر، ادبیات و میراث مکتوب تبدیل میشود. در روزگاری که گاه سرعت انتقال پیام بر کیفیت بیان و عمق دریافت غلبه میکند، هنرمندی با ویژگیهای بهروز رضوی یادآور این نکته است که پاسداشت زبان تنها به حفظ واژگان و قواعد دستوری محدود نمیشود، بلکه به چگونگی شنیده شدن و تجربه شدن آن نیز وابسته است.»