نسخه آزمایشی جستجو ورود | ثبت نام

بازخوانی ظرفیت‌های یک شعار برای ارتباط اجتماعی | خانه کتاب و ادبیات ایران
11:30 - 1405/08/17 | بازدید 155

با کتاب گفت‌‌وگو کنیم/ 1

بازخوانی ظرفیت‌های یک شعار برای ارتباط اجتماعی

دسترسی به کتاب، قیمت آن، امکانات کتابخانه‌ای و فرصت اختصاص‌دادن زمان به مطالعه از جمله عواملی هستند که بر تجربه کتاب‌خوانی تاثیر می‌گذارند. شعار «با کتاب گفت‌وگو کنیم» ظرفیت آن را دارد که توجه برنامه‌های هفته کتاب را به شکل‌های متنوع دسترسی و مشارکت جلب کند.

به گزارش ستاد خبری سی‌وچهارمین دوره هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران، شعار «با کتاب گفت‌وگو کنیم» دعوتی به بازاندیشی در نسبت انسان با کتاب و نقش خواندن در زندگی فردی و اجتماعی است. این شعار از یک کنش آشنا و روزمره آغاز می‌کند و آن را به عرصه‌ای گسترده‌تر پیوند می‌زند. مطالعه کتاب در نگاه نخست فعالیتی فردی به نظر می‌رسد؛ فردی که در خلوت خود متنی را می‌خواند، با روایت‌ها همراه می‌شود، اطلاعات تازه‌ای به دست می‌آورد و درباره موضوعی تامل می‌کند. با این هر کتابی می‌تواند زمینه‌ای برای شکل‌گیری پرسش، تبادل نظر، مواجهه با دیدگاه‌های متفاوت و بازنگری در برداشت‌های پیشین را نیز فراهم کند. از این منظر کتاب ظرفیت برقراری ارتباط میان انسان‌ها را در خود دارد و مطالعه می‌تواند مقدمه‌ای برای گفت‌وگو باشد.

این شعار با انتخاب فعل «گفت‌وگو کردن» بر وجه ارتباطی کتاب تاکید می‌کند. بهرحال کتاب بهانه‌ای برای برقراری رابطه میان مخاطب و نویسنده، میان تجربه‌های متفاوت انسانی و میان نسل‌ها و گروه‌های اجتماعی است. چنین برداشتی از کتاب، آن را به بخشی از حیات ارتباطی جامعه تبدیل می‌کند؛ بخشی که می‌تواند در شکل‌گیری فهم مشترک، تقویت اعتماد اجتماعی و گسترش امکان شنیده ‌شدن صداهای گوناگون نقش داشته باشد.
کتاب؛ زمینه‌ای برای شکل‌گیری گفت‌وگو

گفت‌وگو در معنای گسترده خود به ارتباطی دوسویه اشاره دارد که در آن افراد فرصت بیان دیدگاه، شنیدن سخن دیگری و بازنگری در فهم خود را پیدا می‌کنند. این فرایند به حضور چند صدا و امکان مواجهه میان آنها نیاز دارد. کتاب می‌تواند چنین امکانی را ایجاد کند. نویسنده از طریق متن با مخاطبش ارتباط برقرار می‌کند و مخاطب در جریان مطالعه، با جهان فکری، تجربه‌ها و پرسش‌های نویسنده روبه‌رو می‌شود. این مواجهه در ذهن خواننده ادامه پیدا می‌کند و ممکن است در قالب یادداشت، نقد، پرسش یا گفت‌وگو با دیگران به عرصه عمومی راه یابد.

در نظریه ادبی میخائیل باختین، مفهوم چندصدایی جایگاه مهمی دارد. باختین معتقد است معنا در برخورد و تعامل صداها شکل می‌گیرد. هر صدا حامل تجربه و موقعیت خاصی است و در مواجهه با صداهای دیگر امکان تازه‌ای برای فهم جهان پدید می‌آید. از این منظر اثر ادبی فضایی برای حضور و تعامل دیدگاه‌های مختلف فراهم می‌کند. مخاطب نیز در چنین فضایی با مجموعه‌ای از صداها مواجه می‌شود که می‌توانند برداشت او از انسان، جامعه و واقعیت را گسترش دهند.

این نگاه به ادبیات یکی از ظرفیت‌های مهم شعار «با کتاب گفت‌وگو کنیم» را روشن می‌کند. هر کتابی می‌تواند میدان مواجهه با صداهایی باشد که در زندگی روزمره کمتر شنیده می‌شوند. رمان، خاطره، زندگی‌نامه، تاریخ شفاهی و حتی آثار علمی و فلسفی، هرکدام امکان آشنایی با تجربه‌ها و شیوه‌های متفاوت اندیشیدن را فراهم می‌کنند. مخاطب با ورود به این جهان‌ها، فرصت می‌یابد موقعیت خود را در نسبت با دیگران بازشناسد و درباره برداشت‌هایش پرسش کند.

گفت‌وگو با کتاب همچنین به معنای طرح پرسش از متن است. مخاطب می‌تواند درباره ادعاهای نویسنده تامل کند، شواهد او را بسنجد، با دیدگاهش موافقت یا مخالفت کند و ارتباط مطالب کتاب را با تجربه‌های زندگی خود بررسی کند. چنین مخاطبی به تقویت تفکر انتقادی کمک می‌کند. در این فرایند، مخاطب نقشی فعال دارد و در ساختن معنای متن مشارکت می‌کند.

گفت‌وگو با کتاب؛ مواجهه با یک «تو»

مارتین بوبر در مباحث تئوریک خود در زمینه گفت‌وگو اشاره کرد که رابطه انسان با جهان از دو الگوی بنیادین پیروی می‌کند: رابطه «من ـ آن» و رابطه «من ـ تو». در رابطه نخست انسان با جهان پیرامون خود همچون مجموعه‌ای از اشیا و موضوعات شناخت مواجه می‌شود. در این وضعیت «دیگری» ممکن است به موضوع بررسی، داوری یا بهره‌برداری تبدیل شود. در رابطه «من ـ تو» انسان با دیگری وارد مواجهه‌ای مستقیم می‌شود و حضور و استقلال او را به رسمیت می‌شناسد. این رابطه بر توجه، پذیرش و گشودگی در برابر دیگری استوار است.

با الهام از این تمایز می‌توان به دو شیوه مواجهه با کتاب نیز توجه کرد. در یک شیوه، کتاب صرفا منبعی برای کسب اطلاعات، پاسخ‌گویی به نیازهای فوری یا گردآوری دانسته‌هاست. در شیوه‌ای دیگر مخاطب با کتاب همچون جهانی از معنا و تجربه مواجه می‌شود. او به صدای نویسنده، پرسش‌های متن و تجربه‌هایی که در آن بازنمایی شده‌اند توجه می‌کند و اجازه می‌دهد این مواجهه، برداشت‌های پیشین او را به پرسش بگیرد. در این حالت «مطالعه» به تجربه‌ای زنده تبدیل می‌شود که در آن خواننده با جهان متن وارد رابطه‌ای فعال می‌شود. از این منظر گفت‌وگو با کتاب به معنای شنیدن صدای دیگری و پذیرفتن امکان تاثیرگذاری آن بر جهان ذهنی خود است. مخاطب در مواجهه با متن می‌تواند با پرسش‌هایی روبه‌رو شود که پیشتر به آنها توجه نکرده است. ممکن است با تجربه‌ای آشنا شود که با زندگی او تفاوت دارد یا با دیدگاهی مواجه شود که برداشت‌های تثبیت‌شده‌اش را به چالش می‌کشد. این مواجهه فرصتی برای بازنگری در شناخت خود و جهان پیرامون فراهم می‌کند.

در این فرایند گفت‌وگو با کتاب به گفت‌وگو با خویشتن نیز راه می‌برد. انسان هنگام مطالعه با پرسش‌هایی درباره باورها، انتخاب‌ها، خاطرات و تجربه‌های خود روبه‌رو می‌شود. متن می‌تواند زمینه‌ای برای بازشناسی بخش‌هایی از وجود انسان باشد که در جریان زندگی روزمره کمتر به آنها توجه می‌کند. مخاطب از طریق مواجهه با شخصیت‌ها، روایت‌ها و اندیشه‌های دیگران، امکان می‌یابد تجربه شخصی خود را از زاویه‌ای تازه بررسی کند.
بنابراین شعار «با کتاب گفت‌وگو کنیم» می‌تواند به دعوتی برای برقراری رابطه‌ای عمیق‌تر با متن و تجربه‌های انسانی تعبیر شود. این دعوت از مخاطب می‌خواهد هنگام مطالعه، برای شنیدن صدای دیگری و تامل درباره آن فرصت ایجاد کند. کتاب در چنین برداشتی زمینه‌ای برای شناخت جهان، مواجهه با دیگری و بازاندیشی درباره خویشتن است.

گفت‌وگو با دیگری و گسترش امکان فهم

یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های کتاب، فراهم‌کردن امکان آشنایی با تجربه «دیگری» است. انسان در زندگی روزمره با محدودیت‌هایی در شناخت جهان روبه‌روست. بخش زیادی از تجربه‌های انسانی خارج از محدوده زندگی شخصی او قرار دارند. کتاب می‌تواند این محدوده را گسترش دهد و مخاطبش را با موقعیت‌هایی آشنا کند که امکان تجربه مستقیم آنها را نداشته است. این مواجهه با تجربه دیگری می‌تواند زمینه تقویت همدلی و فهم متقابل را فراهم آورد. همدلی در اینجا به معنای درک موقعیت انسان دیگری و تلاش برای شناخت زمینه‌های فکری و عاطفی اوست. کتاب به مخاطب فرصت می‌دهد از محدوده تجربه شخصی خود فاصله بگیرد و با جهان‌های انسانی متنوع‌تری آشنا شود. چنین تجربه‌ای در جامعه‌ای که گروه‌های مختلف آن از نظر نسلی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی تفاوت‌هایی دارند، اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند.

شعار «با کتاب گفت‌وگو کنیم» می‌تواند توجه عمومی را به همین ظرفیت جلب کند. هر کتاب فرصتی برای مواجهه با یک تجربه، یک پرسش یا یک نگاه تازه است. گسترش این مواجهه‌ها به شکل‌گیری روابط اجتماعی مبتنی بر شناخت و احترام متقابل کمک می‌کند. افراد از طریق کتاب می‌توانند درباره موضوعاتی صحبت کنند که در گفت‌وگوهای روزمره کمتر به آنها پرداخته می‌شود. این روند امکان شنیده‌شدن تجربه‌های متنوع را افزایش می‌دهد.

کتاب و گفت‌وگوی اجتماعی

گفت‌وگوی اجتماعی زمانی شکل می‌گیرد که افراد بتوانند درباره مسائل مشترک جامعه صحبت کنند و به بیان دیدگاه‌های خود بپردازند و همینطور به تجربه‌های دیگران توجه نشان دهند. چنین گفت‌وگویی به وجود موضوعات مشترک و زمینه‌های ارتباطی نیاز دارد. کتاب یکی از این زمینه‌هاست. در این یکی دو دهه اخیر در ایران بارها پیش آمده که یک کتاب یا یک پژوهش اجتماعی بدل به موضوع بحثی میان اقشار مختلف مردم شود. 

این میان، کتابخانه‌ها، مدارس، دانشگاه‌ها، کتاب‌فروشی‌ها، انجمن‌های ادبی و گروه‌های کتاب‌خوانی نقش مهمی دارند. این فضاها امکان گردهم‌آمدن افراد و تبادل برداشت‌ها را فراهم می‌کنند. نشست‌های نقد و بررسی کتاب، حلقه‌های مطالعه و گفت‌وگوهای گروهی می‌توانند تجربه خواندن را از سطح فردی به سطح جمعی گسترش دهند. در چنین موقعیت‌هایی افراد با برداشت‌های متفاوت از یک متن آشنا می‌شوند و می‌آموزند درباره اختلاف نظرها گفت‌وگو کنند.

کتاب همچنین می‌تواند زمینه گفت‌وگوی میان نسل‌ها را فراهم کند. تجربه نسل‌های مختلف از تاریخ، خانواده، تحولات اجتماعی و زندگی روزمره تفاوت‌هایی دارد. مطالعه خاطرات، روایت‌های تاریخی و آثار ادبی مرتبط با دوره‌های مختلف می‌تواند نقطه شروعی برای طرح این تجربه‌ها باشد. نسل جوان از طریق این آثار با بخشی از تجربه‌های پیشین آشنا می‌شود و نسل‌های قدیمی‌تر نیز فرصت پیدا می‌کنند برداشت‌ها و پرسش‌های نسل جدید را بشنوند. خاطرات، تاریخ شفاهی، اسناد و روایت‌های ادبی می‌توانند زمینه بازخوانی گذشته و گفت‌وگو درباره آن را فراهم کنند. جامعه از طریق چنین گفت‌وگوهایی می‌تواند نسبت خود را با تجربه‌های تاریخی بازشناسد و درباره مسیر آینده تامل کند.

گفت‌وگو با کتاب در شرایط بحران

اهمیت این ظرفیت در دوره‌هایی که جامعه با بحران‌ها و نگرانی‌های گسترده روبه‌روست، بیشتر آشکار می‌شود. بحران‌های اجتماعی، اقتصادی، طبیعی و سیاسی بر زندگی روزمره افراد اثر می‌گذارند و پرسش‌های تازه‌ای درباره آینده، امنیت، روابط انسانی و معنای زندگی ایجاد می‌کنند. در چنین شرایطی نیاز به شناخت دقیق‌تر وضعیت و شنیدن تجربه‌های مختلف افزایش می‌یابد.

کتاب می‌تواند به افراد کمک کند تجربه‌های پراکنده خود را در چارچوبی گسترده‌تر درک کنند. مطالعه آثار تاریخی و اجتماعی امکان شناخت ریشه‌ها و زمینه‌های بحران‌ها را فراهم می‌کند. ادبیات نیز با بازنمایی تجربه‌های انسانی در موقعیت‌های دشوار، امکان مواجهه با ترس، فقدان، امید، مقاومت و بازسازی زندگی را به وجود می‌آورد. این آثار می‌توانند به افراد کمک کنند درباره تجربه‌های خود زبان مشترکی پیدا کنند و آنها را با دیگران در میان بگذارند.

در شرایطی که سایه جنگ بر فضای عمومی جامعه سنگینی می‌کند، این ظرفیت اهمیت ویژه‌ای دارد. جنگ بر احساس امنیت، روابط خانوادگی، برنامه‌های زندگی و تصور افراد از آینده اثر می‌گذارد. در چنین وضعیتی مطالعه خاطرات، روایت‌های شخصی، آثار ادبی و پژوهش‌های تاریخی امکان ثبت تجربه‌های افراد و گروه‌های مختلف در حافظه اجتماعی را فراهم می‌آورند و آنها را به موضوعی برای گفت‌وگو بدل می‌کنند. 

کتاب همچنین می‌تواند فضایی برای مکث و تامل ایجاد کند. زندگی در معرض خبرهای پی‌درپی و نگرانی‌های روزمره، فرصت پردازش تجربه‌ها را محدود می‌کند. مطالعه به فرد امکان می‌دهد برای مدتی بر یک موضوع متمرکز شود، اطلاعات را با دقت بیشتری بررسی کند و درباره موقعیت خود و جامعه بیندیشد. این تجربه می‌تواند به سامان‌یافتن افکار و طرح پرسش‌های دقیق‌تر کمک کند.

در کنار همه این موضوعات کتاب و فعالیت‌های مرتبط با آن می‌توانند به حفظ ارتباط میان افراد کمک کنند. نشست‌های کتاب‌خوانی، برنامه‌های کتابخانه‌ای و گفت‌وگوهای گروهی فرصتی برای دیدار و تبادل تجربه فراهم می‌کنند. این فعالیت‌ها در دوره‌های دشوار می‌توانند به حفظ پیوندهای اجتماعی و تقویت احساس تعلق جمعی کمک کنند. از این جهت، ترویج گفت‌وگو با کتاب در شرایط بحران، به معنای توجه به یکی از نیازهای ارتباطی جامعه است.

ظرفیت ارتباطی شعار هفته کتاب سی‌وچهارم در شرایط امروز ایران

شعار «با کتاب گفت‌وگو کنیم» از نظر ارتباطی چند ویژگی مهم دارد. نخست اینکه زبانی ساده و دعوت‌کننده دارد. مخاطب برای فهم آن به دانش تخصصی نیاز ندارد و می‌تواند به‌سرعت با معنای اولیه آن ارتباط برقرار کند. فعل «گفت‌وگو کنیم» نیز مخاطب را در جایگاه مشارکت‌کننده قرار می‌دهد. این عبارت نوعی دعوت عمومی است که می‌تواند گروه‌های مختلف جامعه را دربرگیرد.

ویژگی دیگر شعار انعطاف‌پذیری معنایی آن است. «گفت‌وگو با کتاب» می‌تواند در قالب‌های گوناگون فرهنگی و رسانه‌ای مطرح شود. یک برنامه ممکن است به گفت‌وگو درباره یک رمان اختصاص داشته باشد؛ برنامه‌ای دیگر می‌تواند خاطرات یک دوره تاریخی را موضوع بحث قرار دهد. نشست با نویسندگان، گفت‌وگو با کتابداران، معرفی آثار مرتبط با مسائل روز، پویش‌های کتاب‌خوانی و فعالیت‌های جمعی در کتابخانه‌ها نیز می‌توانند ذیل این شعار تعریف شوند. این گستردگی به برگزارکنندگان هفته کتاب امکان می‌دهد برنامه‌های متنوعی را با یک چارچوب مفهومی مشترک به مخاطبان معرفی کنند.

از سوی دیگر می‌دانیم که شرایط اقتصادی امروز ایران بر الگوهای مصرف فرهنگی و فرصت‌های فراغتی خانواده‌ها اثر گذاشته است. بنابراین در این اوضاع برنامه‌ریزی برای ترویج کتاب‌خوانی باید به واقعیت‌های زندگی مردم توجه داشته باشد. دسترسی به کتاب، قیمت آن، امکانات کتابخانه‌ای و فرصت اختصاص‌دادن زمان به مطالعه از جمله عواملی هستند که بر تجربه کتاب‌خوانی تاثیر می‌گذارند. شعار «با کتاب گفت‌وگو کنیم» ظرفیت آن را دارد که توجه برنامه‌های هفته کتاب را به شکل‌های متنوع دسترسی و مشارکت جلب کند.

کتابخانه‌های عمومی، کتابخانه‌های مدارس و دانشگاه‌ها، کتابخانه‌های سیار، منابع دیجیتال و برنامه‌های امانت کتاب می‌توانند در این زمینه نقش‌آفرین باشند. همچنین می‌توان از ظرفیت گروه‌های داوطلب، تشکل‌های فرهنگی و مجموعه‌های محلی برای برگزاری نشست‌های کتاب‌خوانی و گفت‌وگو استفاده کرد. چنین رویکردی به گسترش مشارکت عمومی کمک می‌کند و امکان حضور افراد بیشتری را در فعالیت‌های مرتبط با کتاب فراهم می‌آورد.

در فضای عمومی جامعه که با نگرانی‌های اقتصادی و ابهام‌های ناشی از تحولات سیاسی و منطقه‌ای مواجه است، دعوت به گفت‌وگو می‌تواند معنایی اجتماعی پیدا کند. مردم درباره آینده، کیفیت زندگی، روابط اجتماعی و مسائل مشترک خود پرسش‌های فراوانی دارند. کتاب می‌تواند موضوعی برای طرح و بررسی بخشی از این پرسش‌ها باشد. آثار ادبی، تاریخی و اجتماعی به افراد کمک می‌کنند مسائل را از زاویه‌های گوناگون ببینند و تجربه‌های خود را در ارتباط با تجربه دیگران قرار دهند.

البته تحقق این ظرفیت به نحوه اجرای برنامه‌ها وابسته است. شعار زمانی به یک پیام ارتباطی موثر تبدیل می‌شود که در فعالیت‌های واقعی دیده شود. مخاطب باید بتواند مصداق‌های گفت‌وگو با کتاب را در برنامه‌ها پیدا کند و در آنها مشارکت داشته باشد. معرفی کتاب‌هایی که امکان بحث و تبادل نظر ایجاد می‌کنند، انتشار روایت‌های کوتاه از تجربه مخاطبان، برگزاری گفت‌وگوهای میان‌نسلی، دعوت از گروه‌های مختلف اجتماعی برای معرفی کتاب‌های اثرگذار در زندگی‌شان و ایجاد فرصت‌های گفت‌وگوی عمومی، از جمله اقداماتی هستند که می‌توانند معنای شعار را برای مخاطبان ملموس کنند.

از شعار تا تجربه مشارکت عمومی

یکی از مسائل مهم در برنامه‌ریزی ارتباطی، تبدیل یک شعار عمومی به تجربه‌ای قابل لمس برای مخاطب است. «با کتاب گفت‌وگو کنیم» این امکان را فراهم می‌کند که فعالیت‌ها از معرفی آثار و اعلام برنامه‌ها فراتر بروند و به تولید موقعیت‌های واقعی ارتباطی منجر شوند. برای تحقق این هدف می‌توان چند مسیر را دنبال کرد. نخست باید کتاب‌هایی معرفی شوند که موضوعات آنها با مسائل و پرسش‌های زندگی امروز ارتباط دارند. این آثار می‌توانند از حوزه‌های ادبیات، تاریخ، علوم اجتماعی، فلسفه، روان‌شناسی و علوم انسانی انتخاب شوند. معرفی هر کتاب می‌تواند با طرح یک پرسش همراه باشد تا مخاطب برای مطالعه و مشارکت در بحث انگیزه پیدا کند.

مسیر دوم گسترش گفت‌وگوهای جمعی در فضاهای عمومی است. کتابخانه‌ها، مدارس، دانشگاه‌ها، فرهنگسراها و مراکز فرهنگی ظرفیت برگزاری نشست‌هایی را دارند که در آنها افراد با تجربه‌ها و دیدگاه‌های مختلف درباره یک کتاب صحبت کنند. حضور گروه‌های متنوع اجتماعی در این برنامه‌ها می‌تواند دامنه ارتباطات فرهنگی را گسترش دهد.

مسیر سوم، استفاده از ظرفیت رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی است. رسانه‌ها می‌توانند گفت‌وگو با نویسندگان، کتابداران، پژوهشگران، معلمان، دانشجویان و خوانندگان را در قالب‌های کوتاه و متنوع منتشر کنند. پویش‌هایی مانند «یک کتاب، یک پرسش» یا «کتابی که باب گفت‌وگو را باز کرد» نیز می‌توانند مخاطبان را به مشارکت دعوت کنند. در این قالب‌ها تجربه خوانندگان و برداشت‌های شخصی آنها به بخشی از محتوای ارتباطی هفته کتاب تبدیل می‌شود.

مسیر چهارم، توجه به تجربه‌های محلی و کمتر دیده‌شده است. کتابخانه‌های روستایی، گروه‌های کتاب‌خوانی کوچک، کتابداران مناطق کم‌برخوردار و افرادی که در شرایط دشوار به فعالیت‌های فرهنگی ادامه می‌دهند، می‌توانند روایت‌های ارزشمندی از ارتباط جامعه با کتاب ارائه کنند. بازتاب این تجربه‌ها به شعار هفته کتاب وجهی عمومی و اجتماعی می‌بخشد.

به طور کل «با کتاب گفت‌وگو کنیم» شعاری با ظرفیت‌های مفهومی و ارتباطی گسترده است. این عبارت کتاب را به زمینه‌ای برای ارتباط میان انسان‌ها، تجربه‌ها و دیدگاه‌ها تبدیل می‌کند و بر نقش خواندن در گسترش فهم متقابل تاکید دارد. از طریق کتاب می‌توان با جهان فکری دیگران آشنا شد، درباره مسائل مشترک اندیشید، تجربه‌های فردی را به حافظه جمعی پیوند زد و زمینه گفت‌وگوی اجتماعی را تقویت کرد. ارزش ارتباطی این شعار به میزان پیوند آن با زندگی واقعی مردم بستگی دارد. قرار است در پرونده‌ای به انتشار گفت‌وگوها و یادداشت‌هایی در پیرامون شعار این دوره از هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران بپردازیم.

سی‌وچهارمین دوره هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران با شعار «با کتاب گفت‌وگو کنیم» از بیست‌وسوم تا سی‌ام آبان (۱۴۰۵) در سراسر کشور برگزار می‌شود.





پر بازدیدها
بازدید 83932
متنی که به قول رهبر شهید انقلاب پس از هشتصد سال همچنان تازه است

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 82086
دوست دارم برای شرکت در نمایشگاه کتاب به تهران بیایم/ تجربه مسحورکننده هزارویکشب

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 79662
شماره جدید «راویان فرهنگ» منتشر شد/ در سوگ پیشوای تمدن‌ساز

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 79617
اگر ما راوی نباشیم نیویورک تایمز روایتش از «وضعیت فرهنگ در جنگ خاورمیانه» را مسلط می‌کند

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 79327
بی‌نهایت علاقه به حضور در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران را دارم/ شخصیت افسانه‌ای حسن صباح و ضرورت درک بیشتر از فرهنگ ایرانی

برای مشاهده کلیک کنید