خط تعلیق برای نوشتن متون فارسی ایجاد شد / کوروش شیوا
شعر فارسی شاید بدون خط خوش فارسی به راحتی دست به دست نمیشد و در اذهان ماندگار نبود. شاعران خوشنویس و خوشنویسان شاعر برای دستیابی به نسخههای پاکیزه در کتابت، نقش بزرگی داشتند. از یک دیوان در زمانهای گوناگون نسخههای متعددی خطاطی میشدند، بیآنکه حتی خوشنویسان از کار هم باخبر باشند. از این رو گاهی شعرهای یک شاعر به شکلهای متفاوت در برخی حروف و واژگان، که هجاهای یکسانی دارند، دیده میشوند. منهای برخی نسخهها که یک شاعر ویراستاری میکرد و دوباره شعرش را به ناسخان میسپرد، گاهی خود ناسخ فکر میکرد نسخهای که به دستش رسیده، اشتباهاتی دارد و بر مبنای ذوق خود تغییر میداد. شاید هم سهوا اتفاق میافتاد؛ خب زیر نور پیهسوز و خطای دید و نوشته شدن خط خوش و تغییر ندادن آن در یک صفحه، نمیشد مرکب را پاک کرد یا سیاه. گرچه اکنون هم به مواردی از آثار خوشنویسان معاصر برمیخوریم که جاافتادگی حروف دارند و با این حال به چاپ میرسند. بسیاری از مشکلاتی که امروزه در نسخهخوانی و نسخهشناسی دیده میشوند، مبنی بر جابهجایی و تغییر حروف و واژگان است. گاهی این تفاوت در نسخهها از سوی خطاطان اتفاق افتاده است، با این همه، هنر خوشنویسی در زیبا شناساندن شعر فارسی کمک بسیاری کرده است. انتشارات فرهنگ معاصر، فرهنگی را درباره اصطلاحات و ترکیبات خوشنویسی، کتابآرایی و نسخهپردازی در شعر فارسی با عنوان «زرافشان» تالیف حمیدرضا قلیچخانی منتشر کرده است. زرافشان از اصطلاحات کتابآرایی است که در آن ریزههای طلا را در حاشیه صفحات نسخههای نفیس میپاشیدند. در این باره با قلیچخانی که دکترای مطالعات نسخ خطی از دانشگاه دهلی و مدرک ممتاز خط ثلث و نستعلیق دارد،حرف زدم. او کتابهای دیگری هم در حوزه خوشنویسی نوشته و سخنرانیهایی درباره خوشنویسی در برخی دانشگاههای دنیا داشته است.
چرا بیشتر فرهنگهای زبان فارسی در شبهقاره هند تألیف شدند و چرا در تالیف کتاب «زرافشان» به سبک هندی توجه داشتید و کمتر مثالهایی از دورههای دیگر آوردید؟
زبان فارسی حدود هفت سده در شبهقاره رواج داشته و زبان دیوانی بوده و در سکهها، کتیبهها و مزارها به کار میرفته است. این استقبال بینظیر از زبان و ادب فارسی که در هیچ تمدن دیگری نظیرش را سراغ نداریم، سبب شد هندیان نیاز به کاربرد دقیق و صحیح واژگان و اصطلاحات داشته باشند از این رو مهمترین فرهنگهای زبان فارسی مثل «بهار عجم»، «غیاثاللغات»، «مرآت الاصطلاح» و «آنندراج» را تألیف کردند. برای نمونه، افزون بر کتیبه اصلی و مفصل مسجد جامع دهلی که به زبان پارسی است، در مسجد قلعه کهنه(پورانا) دهلی، شعر پارسی را در میان محراب حجاری کردهاند. اینسان شیفتگی را حتی در مساجد ایران سراغ نداریم. در گزارش کار کتاب توضیح دادهام که اساس این فرهنگ، بخشی از پایاننامه دکتریام بوده که مربوط به دوره بابریان هند است؛ دورهای که با صفویان و اوج رواج اصطلاحات نسخهپردازی در سبک هندی همزمان بوده است. پس از اینکه به انتشار این پژوهش تصمیم گرفتم، شواهدی از رودکی تا شاعران وقوعی را هم استخراج کرده و به کتاب افزودم.
برای نسخهپردازی، فرهنگ و دانشنامههای دیگری هم به زبان فارسی منتشر شده اند؟
در این شکل گسترده برای نخستین بار است که فرهنگی با بیش از پنج هزار سرمدخل تألیف شده است. پیشتر سال 1373 کتاب «فرهنگ واژگان و اصطلاحات خوشنویسی» را منتشر کرده بودم که زمینهساز این کتاب بود. تفاوت «زرافشان» با فرهنگ خوشنویسی این است که زرافشان بر شعر پارسی تمرکز دارد و فقط اصطلاحاتی که در شعر به کار رفته، لحاظ شدهاند؛ اما در فرهنگ خوشنویسی، هر اصطلاحی را رصد کرده بودم. ضمن اینکه زرافشان فقط به خوشنویسی نمیپردازد و تمام هنرهای مرتبط با نسخه از جمله نگارگری، تذهیب، تجلید و جز اینها را دربرمیگیرد. این را هم یادآوری کنم که دوست فاضلم استاد نجیب مایل هروی و پدرش از پیشگامان نسخهپژوهی و لغتنامهنویسی بودهاند و از تجربیات ایشان هم در این اثر بهرهمند شدهام.
برای کتاب و کتابآرایی مجموعهای از مهارتها و هنرها مثل وراقی، کاغذسازی و رنگسازی، کتابت، نقاشی، تزئینات متن و حاشیه، صحافی و جلدسازی لازماند. آیا خوشنویس همه این کارها را الزاما میدانست و انجام میداد؟
در گذشته، هر کاتب و خوشنویسی با این روند آشنا بود، اما الزامی نبود که دستاندرکار همه آنها باشد. کاتب بیشتر در حوزۀ تخصص خودش، چون آهار زدن و مهره کردن کاغذ و ترکیب مرکّب و تراشیدن قلم دارای اطلاعات دقیق و عمیقی بوده است. خوشنویسانی که در کتابخانههای شاهی هرات، اصفهان و تهران در کنار دیگر هنرمندان نسخهپرداز مشغول کتابت بودند با دیگر هنرمندان ارتباط داشتند از این رو با تذهیب، نگارگری و جلدسازی هم آشنایی داشتند.
در کتابت دیوانهای شعر چه خطهایی مرسوم بودند و این خطها بر چه مبنایی انتخاب میشدند؟ نوع شعر در انتخاب شکل خط تأثیر داشت؟ آیا نوع شعر و شکل خط در کتابآرایی هم دخیل بود؟
دیوانهای شعر پارسی تا سال 700 قمری به خط نسخ و بین سالهای 700 تا 800 قمری به خطی بینابین که گاه به تعلیق شباهت داشت و گاه به نسخ و نستعلیق کتابت میشدند. از حدود سال 800 قمری به بعد با گسترش خط نستعلیق، خوانندگان این خط را پسندیدند و تاکنون از این خط برای نگارش اشعار فارسی استفاده شده است. نوع شعر در انتخاب خط تأثیر چندانی نداشته، اما در انتخاب نوع صفحهآرایی این توجه مشهود است. در آثاری مثل شاهنامه و خمسه نظامی که مثنویاند، از شکل متداولی چون چهارستونی استفاده میشد و در جایی که به تصاویر میرسیدند، گاه از موربنویسی بهره میگرفتند تا بتوانند جای تصویر را در متن تنظیم کنند اما در غزلیات و رباعیات معمولاً دو مصراع با فاصلهای از هم و روبهرو نوشته میشدند.
خطهای فارسی کدامند و ویژگی زیباشناسی آنها نسبت به خطهای پیش از خود و خطهای عربی چیست؟
هر خطی را که با آن الفبا و زبان پارسی نوشته شده میتوان پارسی خواند. همانگونه که قالبهایی چون قصیده و حتی علم عروض در ادب پارسی در واقع وارداتی است، اما هیچگاه نمیگوییم «اوزان عربی» و عروض مورد استفاده خودمان را پارسی میخوانیم اما اگر منظور ما خطوطی باشند که فقط در جغرافیای زبان فارسی به کار رفتهاند، میتوانیم تعلیق، شکسته تعلیق، نستعلیق و شکسته نستعلیق را به عنوان خطوط ایرانی نام ببریم. اینکه تعلیق را خطی کاملاً ایرانی میدانیم، به این دلیل است که برای نوشتن متون پارسی ابداع شد و غالباً برای اسناد، احکام و مکاتبات دیوانی بهکار میرفت و با آن به ندرت متن عربی مینوشتند.
برای کتابت چه نوع کاغذی بیشتر مورد استفاده قرار میگرفت؟ آیا کاغذها پیشتر از سوی کاتب یا خطاط برای مانایی بیشتر آمادهسازی و پرداخت میشدند؟ مثل کاغذ سمرقندی یا دولتآبادی.
هر کاغذی کاربردی داشت و بنا به نوع کتاب یا قطعه و اندازه صفحه و دانگ قلم و مهمتر از آنها سفارشدهنده و میزان نفاست اثر انتخاب میشد. برخی کاتبان خودشان کاغذ را آهار زده و با عقیق مهره میکردند اما درباره آثار نفیس و خوشنویسان شهیر، افراد دیگری این وظیفه را بر عهده میگرفتند. به یقین قیمت کاغذ رنگشده و مهرهخورده با کاغذ خام تفاوت داشته است. در رسالات کهن خوشنویسی، به تجربه استادان پیشین برمیخوریم، مثلاً سلطانعلی مشهدی میگوید: «کاغذی بهتر از خطایی نیست/ گرچه چندان که آزمایی نیست/ حبّذا کاغذ سمرقندی/ مکنش رد اگر خردمندی/ خط بر او صاف و خوب میآید/ لیک پاک و سفید میباید/ خواه رسمی و خواه سلطانی/ جهد کن تا که خوب بستانی».
در نسخهپردازی و خوشنویسی چه اصطلاحاتی رایج بود که اکنون هم هست؟
بسیاری از اصطلاحات کهن در میان هنرمندان امروزی هم کاربرد دارند که برخی مربوط به صحافی اند، مانند قید، عطف و شیرازه و برخی به تذهیب ارتباط دارند مانند اسلیمی، خطایی، سرلوح و کتیبه؛ اما طبیعتاً در دوره معاصر بسیاری از اصطلاحات جدید که مورد نیازند، ساخته شده و بهکار میرود و در برابر آنها برخی اصطلاحات کهن هم کاربرد خود را از دست دادهاند. برای مثال، امروزه از معادلهای واژه «مرکب» مانند سیاهی، زغالاب، مداد، حبر و جز اینها استفاده نمیشود و بسیاری از هنرمندان با این اصطلاحات ناآشنایند. نمونه دیگر از میان رفتن اصطلاح «رکابه» است. رکابه نقش شماره صفحه را داشت و به نخستین کلمه صفحه سمت چپ گفته میشد که در پایین صفحه سمت راست نوشته میشد و تا دوره قاجار رواج کامل داشت. با گسترش چاپ، کتابها دارای شماره صفحه شدند و در نتیجه این ویژگی در کتابهای کنونی وجود ندارد.
برخی اصطلاحات را ابتدا شاعران در شعرهایشان به کار بردند یا در کتابت رایج شد؟ مثل «سواد برداشتن» یا اصطلاح «شیرازه» که امروز هم کاربرد دارد.
بیشک این اصطلاحات نخست در میان اهل این هنر ساخته و پس از رواج نسبی از طریق شاعر یا نویسنده، وارد متون نظم و نثر میشد. بیشتر زوایای فرهنگ ایرانی در شعر ما منعکس شده اند. رسالههای خوشنویسی و جلدسازی داریم که منظومند و همچنین کتابهای تاریخی و حتی تذکرههایی مانند «حیات خوشنویسان» از محمدحسین علوی که سراسر منظومند.
با اینکه در سبک هندی از واژه «نسخه» ترکیبهای متعددی ساخته شده، چرا اصطلاح «نسخه خطی» در شعرها وجود ندارد؟ در حالی که هم نسخه و هم خط، جداگانه آمدهاند.
تا زمان ورود صنعت چاپ به ایران یعنی اواسط سده سیزدهم هجری، نسخه به تنهایی در معنای کتاب بود و پس از ساخته شدن اصطلاح «نسخه چاپی» و «کتاب چاپی» بود که مردم مجبور شدند اصطلاح «نسخه خطی» را ساخته و به کار ببرند تا تفاوتش را با کتاب چاپی نشان دهند.
برای پژوهش در اصطلاحات کتابآرایی و خوشنویسی چرا نمیتوان تنها از اینترنت استفاده کرد؟
از اینترنت میتوان بهره برد اما به شکل محدود. دیوان و کلیات کامل بسیاری از سخنوران بزرگ مانند امیرخسرو دهلوی و حسن دهلوی را نمیتوان در اینترنت یافت و اگر هم باشند، فایل پیدیاف اند و دستکم قابلیت جستوجو ندارند؛ از این رو هنوز اینترنت منبعی کامل بهشمار نمیرود. از طرف دیگر هنوز اینترنت آنقدر هوشمند نشده که بتواند مثلا نمونههایی از کاربرد واژه «کاغذ» را در معنای «نامه» بیابد و ارائه کند. «سیاهی» و «سواد» و بسیاری از این واژهها در خارج از حوزه نسخهشناسی هم دارای معانی عام هستند که هنوز با اینترنت کنونی نمیتوان آنها را از میان متون استخراج کرد. دلایلی از این دست سبب شد برای تألیف «زرافشان» دهها دیوان را کلمه به کلمه بخوانم و فیشبرداری کنم. «عیب می جمله بگفتی، هنرش نیز بگوی»؛ اما اینترنت در این پژوهش یاورم هم بود، به این شکل که برخی واژگان و اصطلاحات نادر را جستوجو میکردم تا ضمن اینکه میزان دقت فیشبرداری و مطالعاتم را بسنجم، اطمینان کسب کنم که اظهار نظر درباره نادر بودن یا بسامد و دورههای رواج و کاربرد آن اصطلاح درست است.
پر بازدیدها
بازدید 83246
متنی که به قول رهبر شهید انقلاب پس از هشتصد سال همچنان تازه است