وضعیت بازار نشر کشور این روزها چندان فرقی با روزها، هفتهها و ماههای قبل ندارد. این را میتوان از روی خبرها و گفتهها و نوشتههای صاحبنظران در روزنامهها و سایر رسانههای دیداری، شنیداری و نوشتاری دید و شنید و حتی با چرخی در فروشگاههای کتاب و دیدن بنرهای مرتبط با مسابقات کتابخوانی هم قابل دریافت است. بهواقع نسبت کتاب با انسان امروزی مثل هوا با ریهها و غذا با اندامهای بدن آدمی است اما اینکه تا چه مدت میتوان مثل مرتاضان هندی دست از آب و غذا کشید و به انتظار ثبت رکوردی تازه در گینس نشست، مساله دیگری است. سالی یکبار در فرانکفورت آلمان نمایشگاهی برگزار میشود، در تهران هم برگزار میشود. در سایر نقاط دنیا هم چنین اتفاقاتی تکرار میشوند اما هر روز در لابهلای خبرها میخوانیم که عدهای دور هم جمع میشوند و درباره نمایشگاه کتاب فرانکفورت صحبت میکنند. گویی کعبه آمال اهالی کتاب این مرز و بوم، فرانکفورت آلمان است. آیا بهراستی چنین است؟ ما ایرانیها از دیرباز بهانههایی متعدد برای دور هم جمع شدن در سال داشتهایم. از دید و بازدیدهای نوروزی و مراسم سیزدهبهدر گرفته تا شبنشینیهای شبهای بلند زمستان و شب یلدا. همواره هم کتابی به عنوان نماد دانش و جهتدهی به مسیر زندگی بر سر سفره چنین برنامههایی بوده است؛ از قرآن کریم گرفته تا دیوان حافظ. حال باید به جای کتاب چه بر سر سفرههایمان قرار بدهیم؟ لابد تبلت و گوشیهای هوشمند!
کتاب گویای الکترونیکی
کتاب گویا به نوعی کتابی الکترونیکی هم هست. اخیراً درباره کتابهایی از این دست، فرصتهایی پدید آمده تا در برابر کتابهای کاغذی و کسانی که امکان استفاده از چنین منابعی را دارند، عرصه خالی نماند و احیاناً بهانهای برای کتاب نخواندن نباشد.
دراینباره، رویا بشنام(مترجم) با توجه به افول کتابخوانی در کشور میگوید: «افزایش مشغله در جامعه امروز و چندشغله شدن افراد برای تأمین معاش، مجال و حوصلهای برای مطالعه باقی نمیگذارد. برای حل این معضل میتوان راههای جدید مطالعه مثل کتابهای گویا را رواج داد. کتابهای گویا میتوانند در زمانهای مردهای مثل ترافیک و... استفاده شوند و تا حدی خلأ افول مطالعه را جبران کنند.» در همین زمینه، مصطفی رحماندوست هم میگوید: «ما در زمینه کتاب گویا بسیار عقب هستیم و این نوع کتابها برای 60 سال قبلاند. هنوز فکر میکنیم کتاب صوتی برای نابینایان استفاده میشود و همچنان این کتابها در کتابخانه ملی در بخش نابینایان قرار گرفتهاند. هر انسانی وقتهایی در اختیار دارد که در آن زمان نمیتواند کتاب به دست بگیرد بنابراین میتواند این کتابها را بشنود.» وی که در مراسم رونمایی از کتاب گویای «فصل شیدایی لیلاها» نوشته سید علی شجاعی با آهنگسازی و تنظیم مهدی زارع و به روایت مصطفی رحماندوست، شاهین اعلایینژاد، احسان چیریکی، غلامحسین مراقبی، غلام بابوته و مسعود میرزایی سخن میگفت، افزوده است: «وقتی به کتاب مکتوب و کاغذی تکیه کنیم حداقل 20 درصد از توانایی خود را در فهمیدن نادیده گرفتهایم اما اگر اینطور نباشد میتوانیم از آن استفاده کنیم. خیلی از اوقات ما کتابها را صحیح نمیخواهیم اما اگر صحیح بخوانیم میتوانیم از آن 20 درصد توان خودمان استفاده کنیم. و در حال حاضر اینکه این نوع کتابها از معافیت مالیاتی برخوردارند یا خیر جای بحث دارد.»
ساعد باقری(نویسنده و پژوهشگر) هم گفته است: «در کشور ما به دو دلیل پیگیری بحث کتاب گویا بسیار ضروری است. هیچ جایی غیر از کتابخانه ملی نمیتواند زمینه انتشار و نشر کتابهای صوتی کهن فارسی را فراهم کند. چرا ما یک نسخه مثنوی با صدای بدیعالزمان فروزانفر نداریم؟ اگر بدیعالزمان بود درباره درست خوانده شدن شعرها مشکلی نداشتیم.»
درباره کتاب الکترونیک هم در هفته گذشته مطالب متنوعی منتشر شده بود. از جمله ایسکانیوز در مطلبی با عنوان «کتاب الکترونیکی چیست؟» نوشته بود: «کتاب الکترونیکی یک نسخه از کتاب چاپ شده است که به حالتی تبدیل شده تا روی انواع وسایل الکترونیکی از قبیل کامپیوتر، لپتاپ، تبلت و حتی موبایل قابلیت خوانش داشته باشد. کتابهای الکترونیکی میتوانند در اشکال و فرمهای گوناگونی وجود داشته باشند. آنها از ویژگیهای خاصی برخوردارند، مثلاً میتوان بهسادگی هزاران صفحه کتاب را در یک فلش بسیار کوچک حمل کرد و از طریق اینترنت ارسال یا جستوجو کرد. کتابهای الکترونیکی این ویژگی را دارند که بتوان آنها را بهسادگی با اضافه کردن فیلم، صوت و هایپرلینک، چندرسانهای کرد. انواع کتابهای الکترونیکی برای اهداف گوناگونی تهیه و تنظیم میشوند. در برخی موارد کتابهایی که به صورت چاپی وجود دارند را به صورت الکترونیکی هم انتشار میدهند تا خوانندگانی که توانایی دسترسی به نسخه چاپی آنها را ندارند بتوانند از محتوای این کتابها بهرهمند شوند. در بعضی موارد هم کتابها فقط به صورت الکترونیک در فضای مجازی منتشر میشوند تا هزینههای چاپ، توزیع و انتشار کتاب کاهش یابد. بسیاری از کاربران اینترنت نسخههای الکترونیکی کتابها را به نسخههای چاپی آنها ترجیح میدهند حال آنکه هنوز برخی معتقدند کتاب باید به صورت سنتی در دست گرفته و خوانده شود.» در این مطلب تصریح شده بود که آمار منتشرشده از سوی انجمن ناشران آمریکا و گروه تحقیقات صنعت کتاب نشان میدهد که میزان فروش کتابهای الکترونیک در سال 2011 در مقایسه با سال قبل 210 درصد افزایش داشته و در بخش فروش کتابهای الکترونیک بیش از دو برابر شده است. البته به نظر میرسد تا زمانی که کتابهای الکترونیک به عنوان پیشتاز بیچون و چرا وارد عمل شوند و بیش از 50 درصد گردش مالی کتاب را به خود اختصاص دهند، فاصله زیادی وجود دارد.
ایرنا هم در گزارشی نوشته بود که آمارهای مرکز رسانههای دیجیتال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نشان میدهند که در ششماهه نخست امسال واحد امور بستههای نرمافزاری در ماه فروردین 262 مجوز، در اردیبهشت 357 و در خرداد 237 مجوز صادر کرده است. همچنین 252 مجوز در تیرماه، 197 مجوز در مردادماه و 462 مجوز در شهریورماه توسط واحد امور بستههای نرمافزاری مرکز رسانههای دیجیتال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی صادر شده است. بر پایه همین گزارش، گروه نشر دیجیتال متشکل از بخش آثار(بستههای نرمافزاری) و بخش فعالیتهای فرهنگی دیجیتالی(ناشران دیجیتال) است که هرگونه صدور مجوز فعالیت فرهنگی نشر بر حامل و صدور مجوز گواهی ثبت، پروانه انتشار و مجوز تکثیر الواح فشرده در این گروه صورت میگیرد.
پایتخت بیپایتخت
شما میدانید پایتخت ایران کجاست؟ پایتخت بغداد چه؟ درست حدس زدید. پایتخت ایران، تهران است و بغداد، خودش پایتخت عراق است! اما پایتخت کتاب ایران را هیچکس نمیداند کجاست. هفته پیش دراینباره نوشتیم که صحبتهایی درباره تعیین شهری با ویژگیهای خاص شده اما به نتیجه نرسیده است، البته گلایه هم کردیم که چرا وقتی هنوز وضعیت کتاب و کتابخوانی در کشور بسامان نیست، چه جای انتخاب پایتخت کتاب؟ این هفته هم دراینباره اظهارنظرهایی شده که بد نیست مروری به برخی از آنها بکنیم. از آن جمله فرماندار تبریز درباره موضوع انتخاب تبریز به عنوان پایتخت جهانی کتاب، با بیان اینکه هرساله به مناسبت روز جهانی کتاب، سازمان جهانی یونسکو با همکاری انجمن ناشران بینالمللی، اتحادیه بینالمللی فروشندگان کتاب و اتحادیه بینالمللی کتابخانههای عمومی، پایتخت کتاب دنیا را معرفی میکند، اظهار کرد: «این برنامه از 14 سال پیش آغاز شده و شهرهایی که در دو سال اخیر به عنوان پایتخت کتاب جهان شناخته شدهاند به ترتیب بندر هارکوت در کشور نیجریه و شهر بانکوک در کشور تایلند بودهاند.»
وی با بیان اینکه تبریز دارای قدمتی چندصدساله در صنعت چاپ و کتاب دارد و مستحق کسب عنوان پایتخت جهانی کتاب است، اضافه کرد: «برای تحقق این موضوع باید پنج طرح در زمینه افزایش کتاب و کتابخوانی ارائه کنیم تا در مرحله نخست، تبریز بتواند به عنوان پایتخت ملی کتاب انتخاب شود و پس از آن برای حضور در رقابت جهانی آماده شویم.»
از سوی دیگر، محمود آموزگار(رئیس هیأتمدیره اتحادیه ناشران و کتابفروشان) معتقد است مادامی که 75 درصد فعالیت نشر کشور در شهر تهران متمرکز شده و سهم مابقی شهرها و استانها در تولید و عرضه کتاب تنها 25 درصد است و در برخی شهرها حتی کتابفروشی هم نداریم، صحبت از معرفی شهری از ایران به عنوان «پایتخت کتاب» بیمورد است.
او به ایلناگفت: «فاصله موجود میان تهران و سایر شهرهای کشور در زمینه فعالیت در حوزه نشر و این مسأله که تمرکز اصلی کتاب کشور در تهران است نهایتاً منجر به انتخاب تهران برای معرفی به یونسکو میشود که همین مسأله به بیشتر شدن فاصله موجود میان فعالیت صنعت نشر در تهران و سایر شهرهای کشور دامن میزند. شاید با معرفی شهری بهجز تهران، بتوان گفت این مسأله انگیزهای میشود که دستکم وضعیت کتاب و نشر آن شهر تکانی بخورد اما مگر چند شهر دیگر به غیر از تهران چنین ظرفیتی دارند؟ شاید شهرهایی مثل مشهد، قم، تبریز و... یا حتی شهرهای کوچکی به عنوان نمونه باشند اما رقابت با شهرهای کشورهای دیگر که احتمالاً از استانداردهای بهتری برخوردارند را مشکل میکند.»
آموزگار این را هم گفته که اتفاقاتی مثل مهمان ویژه شدن در یک نمایشگاه معتبر بینالمللی میتواند تاثیری به مراتب بهتر داشته باشد، چراکه عاملی میشود برای مهیا شدن بستر سرمایهگذاری خارجی و جلب حمایت بازارهای جهانی و مجموعه اینها میتواند کمک کند تا صنعت نشر کشور در وضعیت بهتری قرار بگیرد.
ثبت با سند برابر است
اخیراً برخی خبرها درباره ثبت کتاب در فیپا و انتشار نیافتن آن کتابها در رسانهها منتشر شده که باید از آن به نوعی خبرسازی حرفهای برای هیچ یاد کرد. هیچ از آن جهت که یا خبرنگارانی که دست به چنین خبرسازیهایی زدهاند، تازهکار بودهاند یا سردبیرانشان به دنبال بالا بردن تعداد خبرهای روزانه چراکه این اتفاق تازگی ندارد. از سالهای دور هم چنین روندی معمول بوده. یا ناشر با نویسنده به توافق نرسیده، یا طولانی شدن زمان بررسی کتاب و تغییر در قیمت یا پشیمانی ناشر از انتشار به هر دلیل. شاید بتوان به روند اصلی تهیه فیپا قبل از ممیزی کتاب ایراد گرفت ولی چاپ نشدن کتاب بعد اخذ فیپا به هر دلیل از جمله دلیل پیشپاافتاده «ایجاد خلل در دقت آماری بانکهای اطلاعاتی کتاب و دسترسی جشنوارهها و جوایز ادبی به این آمار» نمیتواند ناشر را به انتشار کتاب ثبتشده وادار سازد.
کامران شرفشاهی، مدیرمسوول انتشارات تجلی مهر میگوید: «احتمالاً کسانی که کتابی را به ثبت فیپا رسانده و چاپ نکردهاند یا از قوانین چاپ و نشر کشورمان بیاطلاعاند یا به دلایلی چون کمبود سرمایه و نبود بضاعت مالی لازم، از انتشار آن کتاب صرفنظر کرده یا انتشار آن را به زمان دیگری موکول کردهاند.» وی میافزاید: «ممکن است نیتهای دیگری وجود داشته باشد، البته در هر صورت کتابی را میتوان کتاب دانست که منتشر شده و در دسترس مخاطبان قرار گرفته شده باشد.» وی تصریح کرد: «در حال حاضر به لحاظ تورم و بحران فزاینده موجود در فضای چاپ و نشر کشورمان، بسیاری از مولفان به امید آنکه ممکن است دری به تخته بخورد و اوضاع چاپ و نشر بهبود پیدا کند، مراحل اولیه و کسب مجوز چاپ و نشر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را به اتمام رسانده و در چاپ دست نگه میدارند.»
علی شجاعی صائین، مدیر اداره کتاب درباره واکنش این اداره در مواجهه با انصراف برخی ناشران از انتشار بعضی کتابهای ثبتشده در بانکهای اطلاعاتی و فیپا به باشگاه خبرنگاران گفته است: «برخی ناشران حتی پس از اخذ مجوز چاپ و نشر از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اقدام به انصراف از انتشار کتاب کرده یا چاپ آن اثر را به زمانی دیگر موکول میکنند.»
وی افزوده است: «البته با توجه به صدور مجوز برای 32 الی 33 هزار عنوان کتاب در یک سال میتوان گفت انصراف ناشران از انتشار 300 عنوان کتاب دارای مجوز چاپ و نشر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در مدت سه سال، خیلی چیز عجیب و غریبی نیست.»
پر بازدیدها
بازدید 83246
متنی که به قول رهبر شهید انقلاب پس از هشتصد سال همچنان تازه است