شاید افزایش قسمت برخی از کالاها مانند نان یا سبزیجات منجر به رکود در عرضه و تقاضای آن نشود، چرا که در هر صورت این اقلام، نیاز اساسی و مایحتاج اصلی خانوارها به حساب میآیند اما افزایش قیمت کتاب به عنوان خوراک معنوی و فرهنگی جامعه به شدت روی تقاضا تأثیرگذار است. افرایش قیمت کتاب به عنوان کالایی فرهنگی از یک سو موجب کسادی بازار نشر شده و از سوی دیگر موجب پایین آمدن چشمگیر سرانه مطالعه کشور خواهد شد. آیا این روند اگر همینطور ادامه پیدا کند، منجر به ورشکستگی فکری جامعه می شود؟
ناشر در زیان، خریدارِ ناراضی
قیمت کتاب این روزها حکایت جالبی است. نه خریدار راضی است و نه برای ناشر و مصنف صرف دارد. چند سالی است که با حذف یارانه کاغذ و پس از آن نوسان در بازار ارز در پی تحریمها، قیمت کتاب هم با رشدی چشمگیر مواجه شده است. چندی پیش خبرگزاری کتاب آماری درباره افزایش قیمت کتاب از سال 1388 تا پایان 1392 ارائه داد که بر حسب آن بهای کتاب بهطور میانگین در تمام موضوعها بالغ بر 5/2 برابر رشد داشته است که البته این عدد بین کتابهای گوناگون درصدهای متفاوتی داشته؛ مثلاً کتابهای کمکآموزشی با بیشترین رشد و کلیات با کمترین افزایش مواجه بودهاند. با این وجود حتی اگر در کنار این آمار خبر رشد 14 درصدی بهای کتاب،در ششماهه نخست سال 1393 را قرار دهیم، باز هم رشد قیمت کتاب به پای سایر کالاها نمیرسد.
بسیاری معتقدند رکود بازار کتاب و کاهش تقاضا نه به علت رشد قیمت، بلکه ناشی از نگاه عموم مردم به کتاب است. عدهای نیز معتقدند اگر تا پیش از این دوره بازار کتاب رونقی داشت به خاطر یارانه کاغذ بود که ارزانی کتاب را در پی داشت. شاید ما به اینکه کتاب ارزانتر از قیمت واقعیاش باشد عادت کردهایم. از طرف دیگر برای اکثریت جامعه ما کتاب جزو کالاهای ضروری یا آنطور که این روزها بیشتر به گوش میخورد یکی از اقلام سبد خرید خانوار نیست. هرچند این دیدگاه خالی از حقیقت نیست اما چه کتاب جزو مایحتاج اصلی مردم باشد چه نباشد، نباید از این نکته غافل ماند که بهای هر چیزی با قدرت خرید مردم سنجیده میشود. وقتی متوسط درآمد ماهانه خانوار حدود یک میلیون تومان باشد دیگر نمیتوان انتظار داشت مردم با خیالی آسوده بدون نگاه به پشت جلد، کتابها را از قفسه بردارند و بخرند. در گذشته فقط کتابهای نفیس بودند که خریداران خاص خود را داشتند و اصولاً قیمتها هم طوری نبودند که خریدار به دلیل گرانی از خیر خرید کتاب موردعلاقهاش بگذرد اما امروزه وقتی کتابها با قیمتهایی مانند 50 یا 100 هزار تومان چاپ میشوند، بهراستی ماهانه چند کتاب میتوان خرید؟ با این حال افزایش قیمت کتاب نتایج زیانباری را به دنبال آورده است. شمارگان کتاب با افت شدید روبهرو شده. اگر بخت همراه نویسنده باشد، کتابش در هزار نسخه منتشر خواهد شد وگرنه باید از خیر انتشار آن گذشته و بیدلیل هزینه روی دست خود و ناشر نگذارد.
از تقاضای کم به جامعه بیکتاب میرسیم. دست بسیاری ازمردم خالی از کتاب است، سرانه مطالعه روزبهروز کمتر میشود که پیامدهای این واقعه تلخ بارها نقل گزارشهای گوناگون بوده است. پویایی و بازدهی اقتصادی هر صنعتی وابسته به سیکل عرضه و تقاضاست، بنابراین افرایش بهای کتاب نهتنها باعث کمرنگتر شدن کتاب نزد مردم میشود، بلکه صنعت نشر را هم دچار رکود میکند. کمااینکه گفته میشود بسیاری از ناشران دوست دارند قیمت کاغذ پایین باشد تا کتابی که تولید میشود، گران نباشد و با استقبال مواجه شود. با این ملاحظات باید گفت در این بازار هیچکس ذینفع نیست اما بازندهای وجود دارد که آن کتاب است.
آیا وزارت ارشاد بر قیمت کتاب نظارت دارد؟
در تمامی صنوف نهادهای بازرسی وجود دارند که بر قیمت کالاهای تولیدی یا خدمات آن صنف نظارت میکنند. در همین باره با اتحادیه ناشران تماس میگیرم و با یکی از مسوولان اتحادیه که مایل نبود نامش را درج کنم صحبت میکنم. او میگوید: «ناشری که کتابی را چاپ میکند با توجه به مشخصات فنی کتاب مانند ابعاد کتاب، تعداد صفحات، نوع کاغذ، نوع چاپ، طراحی و صفحهآرایی، دستمزد عوامل تولید و... قیمتی را تعیین و کتاب را به وزارت ارشاد ارسال میکند. در اینجا وزارت ارشاد در کنار سایر بررسیها قطعاً به قیمت کتاب هم نگاهی دارد که آیا این قیمت منطقی است یا خیر. ما در اتحادیه ابزاری برای تعیین و کنترل قیمت نداریم». از او میپرسم گاهی پشت جلد کتابهایی که مدتهاست چاپ شدهاند برچسب جدید قیمت میخورد در صورتی که کتاب با هزینه زمان خود چاپ شده است. وی در این باره میگوید: «گاهی دو سال طول میکشد که کتاب بعد از چاپ به بازار عرضه شود. در این دو سال در جامعه اتفاقات گوناگونی رخ می دهد، از جمله گرانی کاغذ و تورم. هنگام عرضه کتاب ناشر درمییابد که اگر همین کتاب را که دو سال پیش پنج هزار تومان قیمتگذاری کرده الان بخواهد چاپ کند، برای هر نسخه چیزی حدود ده هزار تومان باید هزینه کند، بنابراین نمیتواند کتاب چاپ قدیم را به همان قیمت پنج هزار تومان بفروشد و در تجدیدچاپ برای هر نسخه ده هزار تومان هزینه کند بنابراین این اجازه داده شده که در موارد اینچنینی فقط ناشر کتاب بتواند قیمت را تغییر دهد».
هزینه علمی، ملاک مفقود شده قیمتگذاری
وقتی بحث از نحوه قیمتگذاری کتاب به میان میآید، بسیاری هزینه تولید فنی کتاب به انضمام درصدی سود را لحاظ میکنند در صورتی که هر کتابی پیش از آنکه به ماشینهای عظیمالجثه چاپ سپرده شود حاصل کوشش شبانهروزی نویسندهای است که مدت قابلتوجهی از عمر خود را صرف تحقیق و پژوهش و نهایتاً نگارش کتابش کرده است. در همین باره با پروانه شعبانی، مدیر انتشارات مینوی خرد گفتوگو کردم. او هم به اینکه در قیمتگذاری کتاب هزینه علمی لحاظ نمیشود اشاره دارد و اظهار میکند: «کسانی که از نحوه قیمتگذاری سخن میگویند همه هزینهها را در هزینههای فنی خلاصه میکنند. شاید نحوه تولید کتابهای فراوانی که از سوی ناشران ریز و درشت در حال انتشارند یا منتشر شده این تلقی را به وجود آورده است». از او درباره شیوه قیمتگذاری کتاب در مینوی خرد می پرسم که در پاسخ می گوید: «قیمتگذاری در مینوی خرد در همین تعداد محدودی که کتاب منتشر کرده، از کتابی به کتاب دیگر متفاوت بوده. میتوانم برای هر کتابی که تولید شده تاریخچهای را ذکر کنم. نخستین مشکل ما، مشکل علمی است. نخستین اصل در اساسنامه ما، انتخاب کتاب در گروههای علمی مشاوران و انتخاب مترجم است. وقتی بعد از مدتی کار در این فضای فرهنگی متوجه میشوید که اطراف شما در چند حوزه تخصصی، بیش از ده مترجم خوب و البته ویراستار خوب وجود ندارد، اصلی مهم را اضافه کردیم که تربیت مترجم و ویراستاراست».
شعبانی با اشاره به اینکه نخستین مشکل نشرش، مشکل علمی است بیان میکند که کارهای اولیه مینوی خرد دو سه بار ویرایش و با کیفیت چاپ و صحافی مناسب با قیمتی کمتر از هزینههای کتاب قیمتگذاری میشدند. او میگوید: «ما بهطور کامل از جیب هزینه میکردیم. بعد از انتشار چند کتاب، فقط قادر بودیم از درآمدها برای هزینههای فنی استفاده کنیم. هزینههای علمی هم شخصی تأمین میشدند».
سال 1392 انتشارات مینوی خرد کتابی را منتشر کرد که قیمت آن هوش از سر میبرد؛ صد هزار تومان، فقط برای کتابی با 110 صفحه. فروش کتاب «بودلر، بنیامین» که قیمت آن در همان هفتههای اول جنجالی در رسانهها به پا کرده بود، متوقف شد. نه کاهش قیمتی رخ داد نه توجیهی از سوی ناشر شنیده شد. خانم شعبانی در این باره میگوید: «کتاب بودلر، بنیامین را به اصرار آقای زهرایی و با محاسبه هزینه علمی قیمتگذاری کردیم که برای هر صفحه هزار تومان مقرر شد اما هیچکس تاب نیاورد. باران ناسزاها باریدن گرفت. دانستم که هرگز و هرگز نخواهم توانست هزینههای علمی را بر قیمت کتاب بیفزایم و این آخرین باری بود که چنین کاری کردم». مدیر انتشارات مینوی خرد در ادامه به رشد روزافزون هزینههای فنی کار اشاره میکند. به عقیده او این موضوع منجر به نابرابری میان درآمد حاصل از فروش کتاب با هزینههای فنی چاپ مجدد شده است. وی همچنین میافزاید: «علاوه بر این، هزینههای فنی نقدیاند و ما ـ که آنچه از پخش به دست میآوریم با چهل درصد تخفیف پشت جلد کتاب، 9 ماه بعد به دست میآیدـ باید آن را بیدرنگ بپردازیم.»
سخن پایانی در قالب راهکار
همانطور که پیشتر گفته شد، افزایش قیمت کتاب در چند سال اخیر تابعی از رویدادها و فعل و انفعالات اقتصادی کلان کشور بوده است. میتوان راهکارهایی ارائه داد که کاربست آن از سوی نهادهای مسوول و دستاندرکاران صنعت نشر به کاهش قیمت کتاب و مقابله با پیامدهای ناگوار گرانی آن کمک کند اما چگونگی انجام این اعمال و کاربست مناسب و مداوم آن است که در طولانیمدت خواهد توانست به کاهش قیمت کتاب و رشد صنعت نشر کمک کند. برای مثال اختصاص بن کتاب به برخی اقشار مانند دانشآموزان و دانشجویان که درآمد خاصی ندارند و از مخاطبان مهم کتابند تا حدی خرید کتاب را تسهیل میکند. ایجاد و توسعه کتابخانهها در اقصینقاط کشور، هم منجر به خرید و تقاضای کتاب خواهد شد و هم تهیه کتاب را برای مردم آسانتر میکند. بسیاری معتقدند که عوامل دیگری در اندک بودن شمارگان کتاب و نرخ پایین سرانه مطالعه دخیلند مانند نبود توزیع مناسب، برگزاری نمایشگاههای گوناگون و همچنین بازار کتاب در استانها. از این اقدامات مقطعی که بگذریم، تقویت و حمایت از صنایع مربوط به تولید کتاب برای تولید داخلی ملزومات چاپ تا حد قابلتوجهی از هزینهها خواهد کاست. بهبود کیفیت کاغذ داخلی و تقویت این صنعت باعث میشود این ماده مهم چاپ کتاب از وضعیت وارداتی خارج شود و علاوه بر کاستن از هزینه واردات، دیگر متأثر از نوسانات بازار ارز نباشد.
پر بازدیدها
بازدید 83030
متنی که به قول رهبر شهید انقلاب پس از هشتصد سال همچنان تازه است