نسخه آزمایشی جستجو ورود | ثبت نام

جادوگری شمشیرها در میدان نبرد/محمد فرخی | خانه کتاب و ادبیات ایران
- 1393/11/11 | بازدید 31

جادوگری شمشیرها در میدان نبرد/محمد فرخی

«حماسه» یا «نقش‌آفرینی حماسی» یکی از برترین ژانرهای نگارش کتاب داستان یا رمان است که از دیرباز مورد توجه بسیاری از نویسندگان و خوانندگان قرار داشته است. از حماسه «اودیسه» و سفر پرماجرای او گرفته تا گشت و گذار «دانته» در جهنم و بهشت و حماسه «ارباب حلقه‌ها» در عصر جدید که به نوعی همه چیز را از نو تعریف کرد و ساختاری تازه برای حماسه و نگارش آن آفرید. همان‌طور که در نگارش این نوع داستان‌های محبوب تغییراتی ایجاد شده و به‌اصطلاح مدرنیته نگارشی در آن حکمروایی می‌کند، سلایق خوانندگان هم در طول زمان و با توجه به هوشمندی بیشتر خوانندگان به علت مطالعه بیشتر، سخت‌پسندتر شده و دیگر نمی‌توان با داستان‌های تکراری و استفاده از سوژه‌ها و موقعیت‌های بارها گفته‌شده، آنان را سر ذوق آورد و مجذوب کرد. نگارش یک حماسه با توجه به ظرفیت‌های موجود خوانندگان امروزی، کاری مشکل است و کتابی که بتواند موفقیت اسلاف خود را تکرار کند، کمتر پیدا می‌شود. سایت «قلم خلاق» از مایکل جی سالیوان، نویسنده چند عنوان مطرح در حماسه‌های امروزی(به‌ویژه حماسه‌های فانتزی موفقی چون «گیسوان ناوُرون») خواسته تا نکاتی را در زمینه نگارش حماسه‌های فانتزی و حماسه‌های خیالی به رشته تحریر دربیاورد. کتاب‌هفته هم با توجه به رسالت آموزشی خود این مقاله را به فارسی ترجمه کرده که امیدواریم مورد توجه علاقه‌مندان به‌ویژه نویسندگان جوان قرار بگیرد.

از حماسه چه می‌دانید؟ 
در مرحله نخست نگارش یک حماسه از خود بپرسید که چه تعریفی برای یک حماسه در نظر می‌گیرید؟ فکر می‌کنید حماسه فقط صدای چکاچک شمشیر یک قهرمان در میدان نبرد است یا شاید تصور شما از حماسه وردهای جادوگری است که یک شخص کلاه‌به‌سر آنها را می‌خواند و دیگران را به موجودات گوناگون تبدیل می‌کند! 
قبل از هر چیز باید بدانید که حماسه یعنی طول موجی از واژگان که روایتگر زندگی افرادی است که کاری بزرگ را انجام می‌دهند؛ کاری که از عهده اشخاص عادی خارج است. با توجه به این تعریف باید بدانیم که حماسه در تمامی ارکان خود نمایانگر دنیایی از شگفتی است. همه چیز در دنیای بیرونی دستخوش تغییراتی ذهنی توسط نویسنده می‌شوند تا به امکانی برای وقوع اتفاقات محیرالعقول تبدیل شوند. حماسه نمی‌تواند عادات یا روال عادی زندگی مردمان را برجسته کند و تمرکزش روی آنها باشد. حماسه نمی‌تواند خالی از نشانه‌هایی باشد که هیجان جدیدی را در رگ‌های مخاطبان جاری می‌کند که قبلاً تجربه نکرده‌اند. در واقع حماسه، اتفاق تازه‌ای است که باید برای خوانندگان بیفتد اما تا به حال نیفتاده است. 


تالکین، ارباب حلقه‌ها! 
نویسنده کتاب‌های «ارباب حلقه‌ها» را می‌شناسید؟ اگرنه بهتر است دنبال نگارش کتابی دیگر و در ژانری متفاوت بروید! اما اگر جوابتان مثبت است، باید بدانید که تالکین استادی در زبان‌های فراموش‌شده دانشگاه بود که خوب می‌دانست چطور می‌شود داستان‌های پراکنده قدیمی را در مجموعه‌ای عظیم گرد هم بیاورد و با استفاده از شخصیت‌های مهم و تاثیرگذار آنها را به یکدیگر مربوط کند. تالکین آنقدر باهوش و خاص بود که توانایی‌اش در ساخت زبان‌های نو را با داستان‌هایی از زبان‌های دیگر جهان تلفیق کرد و توانست یک حماسه بزرگ و فراموش‌نشدنی از رشادت‌های مردم خطه میانه خلق کند و تا ابد خوانندگان را مسحور جادوی گندالف و همراهانش کند. نکته‌ای که در این میان پنهان مانده را باید توضیح بدهم و آن این است که تالکین داستانش را از تمام جهان قرض گرفت و به تمام جهان صادر کرد. او هرگز برای یک نژاد خاص یا یک قوم مشخص داستان نگفت. هر شخصی در این دنیا می‌تواند شخصیتی شبیه به خود یا نژادش را در کتاب تالکین بیابد و مشخص است که از این لحاظ موفقیتی چشمگیر برای کتاب «ارباب حلقه‌ها» حاصل شده است. پس سعی کنید برای نوشتن حماسه خود به هیچ عنوان با افکار برتری نژادی یا قومی وارد نشوید. این جمله را به خاطر بسپارید که در هر نژاد و مسلکی آدم‌های خوب و بد فراوانند و هیچ‌کس مبرا یا در امان نخواهد بود. پس اجازه بدهید داستان گسترشی فراوان داشته باشد و از همه جای دنیایی که می‌شناسیم و شما به خوانندگان خود خواهید شناساند، نماینده‌ای در آن حضور داشته باشد.


شخصیت‌هایی استثنایی
برخلاف بخش قبل، وقتی صحبت از شخصیت‌های اصلی داستان می‌شود، همه چیز رنگ و بوی دیگری پیدا می‌کند. این یعنی اینکه در حماسه همیشه کسی هست که خوب مطلق محسوب شود و کسی در مقابل اوست که بد یا سیاه مطلق است. چگونگی تقابل این دو، شاخ و برگ می‌گیرد و بزرگ و خواندنی می‌شود تا تبدیل به داستانی بزرگ به نام حماسه شود. درباره شخصیت‌های اصلی خوب و بد به هیچ عنوان کم نگذارید. عقبه یا پیشینه بزرگ، حال مشخص با نهایت ظرافت در توصیفات ظاهری و خلق و خوی آنها. از لباس پوشیدن و غذا خوردن و عادات غذایی گرفته تا نوع جنگیدن و قدرت‌های عادی و قدرت‌های مخفی. شخصیت‌های سپید و مثبت شما باید تا حدودی به اخلاق پایبند باشند و اخلاق هرقدر هم در داستان شما سست باشد، نباید باعث بی‌اخلاقی شخصیت‌های خوب اصلی بشود زیرا آنان در کلمه «خوبی» معنا می‌شوند و نمی‌شود سیاهی زننده‌ای داشته باشند. در حماسه نیاز به شخصیت‌های خوبی داریم که با اینکه انسانند و اشتباه می‌کنند اما همواره برای جبران اشتباه خود قدم‌های محکمی برمی‌دارند و پا پس نمی‌کشند. درباره شخصیت‌های اصلی منفی یا سیاه داستان هم باید بسیار دقیق باشید. یک ضدقهرمان خوب، باعث بزرگی بیشتر قهرمان می‌شود. از احمق جلوه دادن شخصیت‌های منفی اصلی به شدت بپرهیزید زیرا در صورتی که آنان باهوش و زیرک و فعال باشند، برای خوانندگان جذاب جلوه کرده و چه‌بسا طرفداران بی‌شماری برای خود پیدا کنند! در حماسه فانتزی، بخشیدن نیروهای ماوراءالطبیعی به شخصیت‌های اصلی می‌تواند بسیار جذاب و جالب باشد و استفاده درست از این نیروها توسط شخصیت‌ها و در موقعیت‌های خطیر، داستان را جذاب می‌کند. در کل بیش از شصت درصد نگارش داستان حماسی برای پرداخت شخصیت‌هاست، در نتیجه باید روی آن وقت بگذارید حتی اگر سال‌ها طول بکشد چون مثل تراشیدن یک پیکره یا مجسمه نیاز به ظرافت و دقت فراوان دارد. یادتان باشد که همواره می‌شود بهتر بود.


الگوهای درست، الگوهای کشنده!
هرگاه می‌خواهم از الگو گرفتن صحبت کنم، تمام چهار ستون بدنم به لرزه می‌افتد! بیشتر نویسندگان جوان تفاوت میان الگو گرفتن و تقلید را نمی‌دانند. آنان حتی گاه نام مکان‌ها و شخصیت‌ها را هم از یکدیگر یا داستان‌های بزرگ و حماسه‌های معروف می‌دزدند که فاجعه‌بار است. باید بدانید که الگو گرفتن و الهام گرفتن از زمین تا آسمان فرق دارد. الگو پذیرفتن یعنی شما درباره نوشتن داستان بزرگ خودتان یک‌سری قواعد کلی نوشتن حماسه را درنظر بگیرید؛ قواعدی که در کتاب «سیاهچاله‌ها و دیوان» اثر جیمز مک‌مورتی به تفصیل توضیح داده شده و الگوی مناسبی برای ساخت داستان شماست اما الهام گرفتن یعنی شما طرحی از داستانی دیگر را ببینید و سوژه‌ای از آن را دوست داشته باشید و از آن سوژه برای به وجود آوردن نشانه‌ای شبیه در داستان خودتان استفاده کنید، اما پس از این دو تعریف، نوبت به بررسی یک عامل کشنده به نام تقلید است. تقلید یعنی مخاطب هنگام مطالعه حماسه شما، مدام داستان‌های دیگر را به خاطر بیاورد و بلند فریاد بزند؛ «ای نویسنده دزد! این قسمت از داستانت را در فلان کتاب خوانده بودم!» آن زمان است که باید قید موفقیت را بزنید و بروید برای شروع شغلی دیگر! زیرا مطمئن باشید وقتی مخاطبان نکات تقلیدی کتاب شما را پیدا کنند، منتقدان به شما رحم نخواهند کرد. هیچ عاملی نابودگرتر از تقلید و بازی دوسر باخت آن نیست. به شدت از آن پرهیز کنید و منحصر به فرد باشید.


ابهام دوست‌داشتنی
در حماسه و انواع آن، کسی از شما نمی‌خواهد که موقعیت زمانی را مشخص کنید. بگذارید زمان همیشه مجهول بماند. حماسه آنقدر جذاب و پر از وقایع است که می‌توان بدون در نظر گرفتن وقایع یا حقایق تاریخی آن را نوشت و موفق شد. البته این به آن معنا نیست که حقایق را تحریف کنید اما می‌توانید کمی شاخ و برگ اضافه در آن ایجاد و جنبه‌های خیالی برایش مجسم کنید. سعی کنید درباره زمان وقوع اتفاقات مجهول باشید اما نه آنطور که مخاطب گیج شود. فواصل زمانی بین اتفاقات کتاب شما باید مشخص باشند اما پایه و اساس شروع و پایان داستان می‌تواند دور یا نزدیک به زمان ما باشد. حتی می‌توانید سیاره وقوع اتفاقات را هم مجهول در نظر بگیرید و تا این حد خیال و فانتزی را در حماسه خود دخیل کنید. همان‌طور که قبلاً هم گفتم، بیشترین بار داستان در حماسه بر دوش شخصیت‌ها، تصمیمات و رفتارهای آنهاست پس می‌توانید از زمان و مکان وقوع داستان به عنوان نمک و چاشنی استفاده کنید. بهترین نمونه برای یادگیری این کار در دوران ما، مجموعه کتاب‌های «ترانه‌ای برای آتش و یخ» است که شش حماسه به یکدیگر مرتبط را در کشوری خیالی با هفت پادشاه روایت می‌کند و تقابل و بازی‌های سیاسی و خائنانه آنان آنقدر جذابند که زمان به طور کل در داستان نقشی ندارد. 
در پایان به شما توصیه می‌کنم از اصل الگوپذیری و الهام گرفتن استفاده کنید و در مطالعه شاهکارهای این ژانر کم نگذارید. موفقیت ذهن شما در پرداخت داستان‌های پرعظمت حماسی، بی‌نهایت به میزان مطالعه شما بستگی دارد.





پر بازدیدها
بازدید 83246
متنی که به قول رهبر شهید انقلاب پس از هشتصد سال همچنان تازه است

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 81786
دوست دارم برای شرکت در نمایشگاه کتاب به تهران بیایم/ تجربه مسحورکننده هزارویکشب

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 79383
اگر ما راوی نباشیم نیویورک تایمز روایتش از «وضعیت فرهنگ در جنگ خاورمیانه» را مسلط می‌کند

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 79100
بی‌نهایت علاقه به حضور در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران را دارم/ شخصیت افسانه‌ای حسن صباح و ضرورت درک بیشتر از فرهنگ ایرانی

برای مشاهده کلیک کنید

بازدید 78861
«گزارش یک جشن» منتشر شد + دریافت متن

برای مشاهده کلیک کنید