بعضی از سفرنامههای مهم فارسی در واقع نسخ خطی به جای مانده از دوران صفویه و قاجارند. در گفتوگو با میرهاشم محدث که برخی از این سفرنامهها با تصحیح او منتشر شدهاند، به بررسی اهمیت این متون پرداختیم.
با توجه به دشواری تصحیح متون خطی، معمولاً مصححان با ظرافت، حساسیت و دلایل خاصی متونی را برای تصحیح انتخاب میکنند. در میان آثاری که با تصحیح شما منتشر شدهاند، سه سفرنامه هم وجود دارند. سفرنامهها چه جذابیت و اهمیتی برای شما داشتند که به تصحیح آنها پرداختید؟
تواریخ رسمی در واقع تاریخهای پادشاهانند که با ملاحظهکاریهای بسیاری نوشته میشدند و معمولاً بیشتر فتحها و موفقیتها را نشان میدادند. در این میان، بعضی متون وجود دارند که از طریق آنها میتوان با زندگی مردم آشنا شد. یکی از مهمترین این متون، سفرنامهها هستند که از جنبههای گوناگون مانند جامعهشناسی، مردمشناسی و تاریخی اهمیت فراوان دارند. یک سفرنامهنویس معمولاً برای خودش مینویسد، نه برای دیگران و از جمله شاهان. در نتیجه، اولاً چنین آثاری مغلق و پیچیده نیستند، ثانیاً از لحاظ تاریخی، اعتبار فراوانی دارند.
این سادگی و پرهیز از پیچیدگی و مغلقنویسی را حتی در سفرنامههای به جای مانده از پادشاهان هم میبینیم. دلیل این موضوع چیست؟
روی سخن سفرنامهنویس با مردم عادی است بنابراین، نویسندگان این متون با توجه به میزان دانش و بینش مخاطبانشان دست به نگارش سفرنامه میزدند. سفرنامهنویسان معمولاً این موضوع را در نظر میگرفتند و به همین دلیل، از زبانی ساده استفاده میکردند.
یکی از موضوعهایی که همواره درباره مستشرقان و سفرنامهنویسان مطرح شده، اتهام جاسوسی به آنهاست. با این موضوع موافقید؟
من هم تا حدودی با این گفته موافقم، اما نمیتوان این اتهام را به طور کامل و مطلق پذیرفت. بعضی از این افراد واقعاً پژوهشگر و دانشمندانی بودند که برای کارهای تحقیقی به کشور ما می آمدند، مانند آنتونی اسمیت که جانورشناس بود و نوعی ماهی به نام «ماهی سفید کور» را در کرمان کشف کرد. اسمیت بعدها خاطراتش را به صورت کتابی نوشت و منتشر کرد. با توجه به ویژگیهای زیستمحیطی کشور ما، دانشمندان بسیاری برای تحقیقات به ایران آمدند که هدفشان جاسوسی یا کسب اطلاعات سیاسی نبود.
اما بعضی از مستشرقان و سفرنامهنویسانی که به ایران آمدند، واقعاً اهداف سیاسی داشتند که با مطالعه آثارشان، میتوان این اهداف را از خلال نوشتههایشان یافت. حتی از این آثار میتوان به بعضی اطلاعات اجتماعی و مردمشناسی دست پیدا کرد.
معمولاً یکی از فواید سفرنامهها، اطلاعات جغرافیایی آنهاست. با توجه به اینکه یکی از سفرنامههایی که با تصحیح شما منتشر شده «سفرنامه عراق عجم» از ناصرالدینشاه قاجار است، ارزش جغرافیایی سفرنامهها را چگونه ارزیابی میکنید؟
سفرنامهها از جنبههای گوناگون اهمیت دارند که یکی از این جنبهها، اطلاعات جغرافیایی آنهاست. البته همه سفرنامهها این ویژگی را ندارند. در «سفرنامه عراق عجم» ناصرالدینشاه بیشتر به خورد و خوراک و محل سکونتش اشاره کرده، نه موضوعهای مهم جغرافیایی. این کتاب قبلاً دو بار دیگر منتشر شده بود اما تفاوت تصحیح من از این اثر در افزودن یادداشتهای اعتمادالسلطنه از این سفر به کتاب بود. اعتمادالسلطنه که در این سفر همراه ناصرالدینشاه بود، با دانش فراوان خود، قدمبهقدم اطلاعات جغرافیایی مناطق را در یادداشتهایش آورده؛ در واقع، یادداشتهای اعتمادالسلطنه این کتاب را ارزشمند و مهم کرده است.
با این حال، از خلال یادداشتهای ناصرالدینشاه در این سفر، اولاً به بعضی ویژگیهای رفتاری او پی میبریم و ثانیاً از رجالی که از مناطق گوناگون به دیدار او میآمدند، اطلاعاتی به دست میآوریم.
چرا ایرانیان کمتر خاطرات سفرهایشان را به کشورهای دیگر منتشر کردهاند؟
شاید یک دلیل مهم آن، کمبود اعتماد به نفس باشد. احتمالاً بعضی ایرانیان فکر میکردند مشاهدات و یافتههایشان از دیگر کشورها نمیتواند اهمیت چندانی داشته باشد بنابراین، مشاهدات خود را به صورت مکتوب منتشر نکردهاند. دلیل دیگر هم احتمالاً نوع نگاه ماست؛ مثلاً بسیاری ما ایرانیان هنگام سفر چندان به نحوه زندگی مردم سرزمینهای دیگر توجه نمیکنیم و بیشتر به موارد دیگر میپردازیم.
یکی دیگر از سفرنامههایی که با تصحیح شما منتشر شده، «سفرنامه جنوب ایران» است که از دوران صفوی و قاجار به جای مانده. درباره این کتاب توضیح دهید و بفرمایید چرا تعداد سفرنامههای دوران صفویه و قاجار اینقدر زیاد است؟
این کتاب تألیف دو جهانگرد فرانسوی به نامهای بابن و هوسه است که در دوران صفویه به جنوب ایران و خوزستان آمدند. محمدحسنخان اعتمادالسلطنه این کتاب را ترجمه کرد و بر آن تعلیقاتی نوشت. این سفرنامه اطلاعات تاریخی و جغرافیایی مهمی دارد که در پژوهشهای تاریخی میتوان از آنها استفاده کرد.
یکی از دلایل مهم افزایش سفرنامهنویسی در دوره صفویه و قاجار، امنیت نسبی کشور و همچنین راهها بوده است. اکنون هم گفته میشود هر کشوری برای افزایش تعداد گردشگرانش باید امنیت داخلیاش را ارتقا دهد. در دوره صفویه و قاجار، این امنیت تا حدی افزایش یافت.
پس از دوره قاجار، در دوران پهلوی و پس از انقلاب اسلامی، سفرنامهنویسی دچار افول شد. چه دلایلی را در این موضوع مؤثر میدانید؟
یکی از دلایل مهم در کاهش تعداد سفرنامهها، افزایش سرعت ارتباطات است. در گذشته، با توجه به طولانی بودن و همچنین زمینی بودن سفرها، همه افراد امکان مسافرت به کشورهای دیگر را نداشتند، در حالی که اکنون فقط در عرض چند ساعت میتوان به کشوری دیگر وارد شد. همچنین تعداد مسافران بیشتر شده است. در واقع، در گذشته تعداد اندکی مسافر بودند که مشاهدات خود را در اختیار دیگر افراد قرار میدادند و به همین دلیل، سفرنامههایشان ارزش زیادی مییافت. این در حالی است که اکنون تعداد مشاهدهگران مستقیم افزایش یافته است.
با توجه به مواردی که ذکر کردید و با در نظر گرفتن رشد فناوریهای جدید ارتباطی و تصویری، هنوز هم ممکن است سفرنامهها برای مخاطبان جذاب باشند یا باید این نوع آثار را منسوخشده بدانیم؟
اولاً فکر نمیکنم این فناوریها بتوانند جایگزین مشاهده مستقیم شوند. مثلاً هیچ کسی دیدن عکسها یا فیلمهای باغ شازده کرمان یا باغ ارم شیراز را به دیدن خود این مکانها و حضور در آنها ترجیح نمیدهد. ثانیاً اگر سفرنامهنویس از نگاهی تیزبینانه و قلمی جذاب و توانا برخوردار باشد، حتی در این زمانه هم میتواند مخاطبانی بیابد.
از سفرنامههایی که در چند دهه گذشته منتشر شدهاند، کدام موارد به نظرتان جذابتر و قویتر بودهاند؟
از میان سفرنامهنویسان معاصر، آثار جلال آلاحمد بسیار گیرا و خواندنیاند. بعضی از سفرنامههای او را میتوان چند بار با لذت مطالعه کرد. همچنین سفرنامههای دکتر ابراهیم باستانی پاریزی و دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن هم حاوی نکات تاریخ مهم و جذابیاند و نثر زیبایی هم دارند.
علاوه بر این سفرنامهها که به صورت کتاب منتشر شدهاند، بعضی سفرنامهها هم که در نشریات منتشر میشوند، بسیار جذاب و خواندنیاند، مانند یادداشتهای محمدعلی اینانلو که از مناطق گوناگون کشور مینویسد و در آنها به ویژگیهای زیستمحیطی آن منطقه میپردازد.