رمان «سال غریب» نوشته بریژیت ژیرو با ترجمه راحله فاضلی که در ماههای اخیر منتشر شده است در انجمن نویسندگان کرج مورد نقد و بررسی قرار گرفت. در این جلسه که در کتابخانه امیرکبیر برگزار شد، داستاننویسان کرجی به بیان دیدگاههای خود درباره کتاب پرداختند. راحله فاضلی، خبرنگاری که به ترجمه کتاب پرداخته، ابتدا به این نکته اشاره کرد که ژیرو پیش از نویسنده شدن، روزنامهنگار بوده و این موضوع تأثیر بسیاری روی سبک نگارش او گذاشته است. او بیواسطه مواجه شدن با حقیقت را از ویژگیهای سبکی نویسنده دانست که در نوشتههایش آشکار است. به گفته فاضلی «سال غریب» روایت سرراستی از زندگی است در عین حال که به دلیل آشنایی نویسنده با زبان آلمانی در بسیاری موارد بازیهای زبانی و پیچیدگیهای خاص خود را دارد.
این داستاننویس ضمن تاکید بر اهمیت زبان در شکلگیری رمان گفت: «خود زبان بهتنهایی عنصر بسیار مهمی است و شخصیت اصلی یعنی لورا به واسطه زبان یک زندگی جدید را تجربه میکند و به برداشتهای تازهای میرسد. لورا همانطور که خود هم در متن داستان اشاره میکند، نماینده نسلی از نوجوانان شکستخورده و طغیانگری است که برای اثبات خود به کارهای گوناگونی دست میزند حتی اگر این کار، خواندن کتاب ممنوعهای مانند «نبرد من» نوشته آدولف هیتلر باشد.»
فاضلی، بیطرفی را ویژگی مهم ژیرو دانست که موجب میشود خواننده در داستان با شخصیتهای گوناگونی همدردی کند که هیچیک سیاه نیستند.
در ادامه ربابه سلیمانی، داستاننویس، ضمن اشاره به چگونگی شکلگیری ادبیات فرانسه و سبکهای ادبی، جنگ را مهمترین عنصر محرک برای نویسندگان فرانسوی در نگارش آثار مطرح دانست. او ضمن نام بردن از نویسندگانی مانند ژان پل سارتر، آلبر کامو و آندره مالرو گفت: «درتاریخ ادبیات فرانسه نامهای آشنا و مطرح بسیاری وجود دارند از جمله کلود سیمون، برنده جایزه نوبل ادبیات. از چهرههای جدیدتر هم میتوان به رومن گاری، مارگریت دوراس و پاتریک مودیانو اشاره کرد که سال 2014 نوبل ادبیات را از آن خود کرد.»
این داستاننویس در پایان صحبتهایش به مقایسه شخصیت زن در رمان «مادام بواری» نوشته گوستاو فلوبر و «سال غریب» پرداخت. به گفته او هرچند در پایان رمان نتیجهگیری مشخص و قطعی وجود ندارد اما لورا برخلاف مادام بواری به سمت تباهی نمیرود، در عین حال هر دو شخصیت با خودشان و دنیای اطرافشان درگیرند.
نعمت یزدانی هم به بررسی مفاهیم کلی ترس، دلهره، انتخاب، تعهد، اخلاقیات، تنهایی، حس گناه، مرگ و وانهادگی در رمان «سال غریب» پرداخت و همه آنها را از نشانههای مکتب اگزیستانسیالیسم دانست که پایههای اثر را ساختهاند. به گفته این داستاننویس، ژیرو از مکتبی که پس از جنگ در کشورش شکل گرفت تأثیر گرفته است. او افزود: «دختری که از ابتدا با یأس و ناامیدی وارد خانواده آلمانی شده و مجبور بوده نقش بازی کند در پایان دست به انتخاب میزند. تعهد و پایان بردن مسوولیت یکی دیگر از نکات مهم دیگری است که در کتاب موج میزند و در نگاه اگزیستانسیالیستی هم اهمیت دارد. فرد میگوید اگر من این کار را میکنم، این کار نه برای من بلکه برای همه انسانها قابل اجراست اما این تعهد، دلهره و ترس به دنبال دارد.»
او به نگاه انسانگرایانه توماس مان در رمان «کوه جادو» که در «سال غریب» مورد استفاده قرار گرفته اشاره کرد و آن را در نقطه مقابل نگاه فاشیستی کتاب «نبرد من» نوشته هیتلر دانست. به عقیده او، شخصیت اصلی رمان «سال غریب» میکوشد از رفتارهای فاشیستی فاصله گرفته و کالبد تازهای برای خویش بیافریند.
خسرو عباسی، رئیس هیأتمدیره انجمن نویسندگان کرج هم ضمن تاکید بر استفاده هوشمندانه ژیرو از هر دو کتاب ذکرشده برای پیشبرد داستان خود گفت: «این سفر ادیسهوار شخصیت اصلی رمان، بعد از وضعیت خاص سیاسیاجتماعی که بر اروپا حاکم شده، اتفاق میافتد و لورا از کشوری که در جنگ مورد هجوم قرار گرفته به کشوری میرود که آغازگر جنگ بوده تا به جستوجوی هویتی بپردازد که به شکلی مورد هجوم قرار گرفته است. رمان «سال غریب» هم مانند «کوه جادو» رمان رشد و کمال است. این سال غریب که بر شخصیت میگذرد منجر به بازیابی راهی نو برای زندگی و رسیدن به دیدگاهی تازه میشود. بسیاری از آثار مطرح دنیا به موضوع جنگ پرداختهاند اما این اثر به شکلی دیگرگونه به جنگ پرداخته و راوی به زبان پناه میبرد که میتواند مأوای انسان ها و محل پیوند آنان باشد.»
به گفته این داستاننویس، در رمان «سال غریب» همه جا سایه حضور هیتلر و کتابش سنگینی میکند و به نظر میرسد ژیرو در پرداخت شخصیتهایش از نویسندگان ادبیات نوی فرانسه از جمله مارگریت دوراس تأثیر گرفته باشد.
رمان «سال غریب» نوشته بریژیت ژیرو را نشر دیبایه در 158 صفحه با شمارگان 1100 نسخه و بهای 6500 تومان در سال ۱۳۹۳ منتشر کرده است.