به گزارش روابط عمومی خانه کتاب، نشست نقد و بررسی مجموعه سه جلدی «فرهنگ قیزیک» نوشته دکتر لطیف کاشیگر، عضو گروه واژهگزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی و ویراستاری دکتر عبدالحسن بصیره، استاد بازنشسته دانشگاه کردستان، چهارشنبه (23 تیرماه) با حضور غلامحسین صدریافشار، فرهنگنویس، دکتر یوسف ثبوتی، چهره ماندگار فیزیک و دکتر یونس کرامتی، پژوهشگر تاریخ علم و سردبیر فصلنامه نقد کتاب علوم محض و کاربردی در سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب برگزار شد.
درابتدای این نشست، ثبوتی با اشاره به تاریخچه زبان فارسی گفت: از یکهزار و 200 سال پیش خط و زبان فارسی به شکل متعارف بوده، البته ریشه این زبان عمیقتر است. دانشآموزان دبستانی که خواندن و نوشتن را آموختهاند میتوانند نوشتههای یکهزار و 200 سال پیش را بفهمند؛ این درحالی است که انگلیسی زبانها در درک کتابهای شکسپیر ناتوان هستند. گستره جغرافیایی زبان فارسی به اندازه گستره جغرافیایی آن است. نشانههایی از زبان فارسی در کشورهای اندونزی و مالزی وجود دارد علاوه براین زبان فارسی در غرب تا برخی از سرزمینهای قاره آفریقا گسترده است.
ثبوتی افزود: در بیش از 500 سال اخیر زبان فارسی بیشتر در فلسفه، شعر و عرفان نمود داشته است. زبان فارسی یکی از تواناترین زبانها در بیان عرفان و شعر است بنابراین برای بیان منظورهای علمی چندان توانایی ندارد. زمان حیات عمرخیام، زکریای رازی، ابوریحان بیرونی، تولید علم داشتیم و همراه با آن مفاهیم و واژگان نیز وضع میشدند اما از زمان خواجهنصیرالدین طوسی یعنی 600 سال اخیر کار علمی چندان انجام ندادهایم.
این چهره ماندگار فیزیک عنوان کرد: اصطلاحات علمی که تا 600 سال گذشته بهویژه در شاخههایی مانند نجوم، هندسه و جبر وجود داشت به دلیل بیتوجهی در کاربرد آنها از دست رفت؛ به همین واسطه درک چندان صحیحی از مفاهیم آثار دانشمندان قدیم نداریم. صحبت کردن از علم روز با عدد و رقم ممکن است که بهعنوان ویژگی آن به حساب میآید؛ مقولهای که در فارسی متداول ما بههیچ وجه، معنا ندارد.
ثبوتی اظهار کرد: اعضای فرهنگستان اول که در سال 1314 تاسیس شد تعداد زیادی واژه برای گذران زندگی روزمره تصویب کردند. مصوبات این فرهنگستان خدمات بسیار گستردهای است و بهعبارت دیگر راه را گشوده و دیگران ادامه دهنده بودند. من، سازمان برنامه و بودجه آن دوران را تحسین میکنم که واژگان زیادی در حوزه مدیریت و حکومت ایجاد کرد از سوی دیگر ارتش نیز در این جریان موثر بوده است. اگر این جریان در دوران رضاشاه در ارتش و ابتهاج در سازمان مدیریت و برنامهریزی نیود در حال حاضر برای بیان منظورمان با مشکل مواجه میشدیم.
این عضو فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران با اشاره به ورود اصطلاحات خارجی به زبان فارسی گفت: ما تولیدکننده علم نیستیم هرچند که مدرس و توسعه دهنده آن هستیم؛ بنابراین با ورود هر ابزار و دستگاه مدرن به کشور شاهد ورود واژگان مرتبط به آن نیز هستیم. چه راهکاری برای حفظ صلابت زبان فارسی و تاکید بر توانایی آن وجود دارد از یک سو تولیدکننده علم نیسیتم و مجبور به واردات فناوری هستیم؟! در حالی که در کتابهای درسی همه واژگان خارجی هستند دانشآموز چطور بفهمد که زبان فارسی تواناست؟ بنابراین باید از همت دکتر لطیفکاشیگر و دکتر بصیره قدردانی شود چراکه اگر کتابهایی مانند مجموعه سه جلدی «فرهنگ فیزیک» منتشر نشوند هرج و مرج غیرقابل تصوری وارد زبان فارسی خواهد شد.
در ادامه، صدریافشار با ارائه تعریفی از فرهنگنامه ادامه داد: فرهنگنامه به اثری گفته میشود که واژههای یک زبان، مانند فارسی، عربی و انگلیسی یا یک مقوله مانند فیزیک، شیمی و اقتصاد در آن به ترتیب الفبایی یا موضوعی تعریف شده است. دائرهالمعارف یا دانشنامه شامل ماهیت یک واژه یا مفهوم از قبیل الکترون همچنین تاریخچه یا کاربرد آن است؛ علاوه براین، نظریات مختلف را درباره آن مطرح میکند. واژهنامه، فقط معادل یک واژه را در گویش یا زبان دیگر است. واژهنامه انگلیسی به فارسی یا واژهنامه گیلکی از این جمله هستند.
وی افزود: واژگان به فهرست مجموعه واژگان یک مقوله یا یک کتاب گفته میشود, مانند واژگان فیزیک یا واژگان کتاب اول ابتدایی. بهرهگیری از کتاب مرجع از قبیل واژهنامه و دانشنامه در جامعه ما هنوز رواج پیدا نکرده است و بهعنوان یکی از مشکلات فرهنگی به حساب میآید؛ در نتیجه به جای معنای دقیق یک واژه یا مفهوم بخشی از تصور خود را بیان میکنیم و مراجعه به کتاب فرهنگ را نشانه بیسوادی میدانیم.
صدریافشار گفت: چند درصد در دانشگاهها و مدارس ما از کتاب مرجع استفاده میکنند؟ و در چند درصد در کلاسهای درس کتاب مرجع وجود دارد؟ چن تن را دیدهاید که برای پاسخ یک پرسش به کتاب مرجع مراجعه کردهاند؟ اگر معلمان در مدرسه از همان سالهای نخست به جای پاسخ دادن به برخی از پرسشهای دانشآموزان آنان را به بهرهگیری از کتاب مرجع آشنا کنند از یک سو کارشان آسان میشود و از سوی دیگر دانشآموزان فرا میگیرند خودشان جستجو کنند؛ در نتیجه وقتی کاربرد و اهمیت کتاب مرجع در جامعه شناخته و نیاز مراجعه به آن احساس شد کتابهای مرجع بهتر و بیشتری تالیف و منتشر خواهد شد.
وی ادامه داد: با توجه به تولید فرهنگهای متعدد در زبان فارسی اما تا آغاز دهه 1360 فرهنگهای علمی به 30 عنوان نمیرسد. بنابراین زبان فارسی در این زمینه بسیار فقیر است. البته در دهه 1350 فرهنگستان زبان و ادب فارسی معروف به فرهنگستان دوم اقدامات شایستهای را آغاز کرده بود که با وقوع انقلاب اسلامی عقیم ماند و کارهای انجام شده نیز مورد توجه قرار نگرفت. خوشبختانه با آغاز دهه 1360 در مرکز نشر دانشگاهی اقدامات سازمان یافتهای برای تالیف فرهنگنامههای علمی و فنی آغاز و تعداد زیادی، فرهنگنامه و واژنامه منتشر شد.
صدریافشار گفت: هرچند پیش از این در زمینه فیزیک چند واژهنامه و دانشنامه منتشر شده است انتشار مجموعه سه جلدی «فرهنگ فیزیک» کاشیگر را میتوان یک رویداد مهم فرهنگی دانست. دکتر لطیف کاشیگر علاوه بر سالها تجربه در حوزه ترجمه و تالیف سالهاست که در مرکز نشر دانشگاهی و انجمن فیزیک و فرهنگستان زبان و ادب فارسی با واژهسازی و واژهیابی سرو کار دارد بنابراین با ماهیت کاری که در پیش گرفته به خوبی آشناست.
تلاش کاشیگر فرهنگ دانشنامهای است
صدری افشار افزود: این فرهنگ علاوه بر کتابنامه، فهرست واژگان، معرفی برندگان جایزه نوبل فیزیک و عناصر بنیادی، اطلاعات جانبی گستردهای مانند فهرستی از رویدادهای علمی از پنج هزار سال پیش تاکنون را در اختیار مخاطبان میگذارد. مدخلهای کتاب براساس الفبای فارسی تنظیم شده و در پایان، واژهنامه انگلیسی و فارسی آمده است. فرهنگ فیزیک علاوه بر تعریف واژهها و مفاهیم شامل شرححال کوتاهی از فیزیکدانان نامی است و از لحاظ تاریخ پیدایش و تطور مفاهیم فیزیک بیان شده باید این اثر را فرهنگ دانشنامهای نامید.
صدریافشار گفت: با تالیف و انتشار «فرهنگ فیزیک» کاشیگر گام مهمی در راه عرضه یک فرهنگ استاندارد برداشته شده اما با توجه به نوپایی فرهنگنویسی علمی در کشور آزمون و خطا ناگزیر است؛ بهعنوان مثال لازم است در محیطهای خاصی برخی از واژگان اعرابگذاری شود؛ علاوه براین تعریف واژگان و مفاهیم نیز لازم است. بیشک «فرهنگ فیزیک» کاشیگر ویراستار دیگری خواهد داشت تا تعاریف، بازبینی و بازنوسی شود و جاافتادگیها مورد توجه قرار گیرد و غلطها تصحیح شود. بعید است اثری در آغاز کامل باشد و تکامل در ذات طبیعت است و همه چیز به تدریج رو به نکامل میرود.
کاشیگر، از دیگر سخنرانان ایننشست، در تشریح فرایند تولید مجموعه سه جلدی «فرهنگ فیزیک» گفت: در دورانی که مرحوم بیرشک برای تولید «خودآموز فیزیک» از من دعوت کرد که البته نیمه کاره رها و برای تدوین یک دانشنامه فیزیک برنامهریزی شد که این کار نیز به سرانجام نرسید، با «فرهنگ فیزیک فرانسوی» آشنا شدم. چاپ نخست این فرهنگ به سال 1996 برمیگردد که در نهایت منجر به تالیف فرهنگ فیزیک شد. انتشارات «فرهنگ معاصر» نیز قراردادی برای ترجمه این اثر با من منعقد کرد.
وی افزود: تدوین اثر نزدیک به 12 سال به طول انجامید. «فرهنگ فیزیک» منتشر شده دارای اختلاط اندکی بین واژگان عربی و فارسی فرهنگ فیزیک است. وجود اختلاف نظر بین گروههای واژهگزینی دلیل اصلی این موضوع است. هرچند که «فرهنگ فیزیک» دارای اشتباهاتی است و من و آقای بصیره بیش از دیگران به آن آشنا هستیم این اثر خودآموزی برای دانشجویان کارشناسی ارشد است.
کاشیگر ادامه داد: به ضرورت، واژگان حوزههای ریاضی، زیست و شیمی نیز در این اثر آمده است. ترجیح میدهم کتاب با چند درصد غلط و کمبود منتشر شود اما در زمان مناسب به دست مخاطب برسد. فایده این کار تحریک دیگر فعالان این حوزه است تا اثر بهتری را منتشر کنند. «فرهنگ فیزیک» از سوی هیچ نهادی حمایت نشد.
درادامه، بصیره گفت: من در جریان تولید فرهنگ فیزیک بیشتر شاگردی کردم. حدود هفت سال پیش که در ملاقاتی، دکتر کاشیگر 400 صفحهای از پیشنویس این اثر را برای ویرایش به دستم داد درباره نتیجه کارم گفت: «جراح هستی، اما تیغ جراحیات خیلی كُند است.» نخستین درس ویرایشی من همین جمله است. بحث داشتیم که چگونه واژگان متعارف را در کنار واژگان جدید به کار ببریم که حرکتی جسورانه بود؛ بهعبارت دیگر برای هر معادلیابی یا معادلسازی هزینههای مادی و معنوی صرف میشود بنابراین این واژگان باید به اصطلاح از انبار خارج شوند. فرآیند کنار هم قرار دادن واژگان متعارف و جدید زمان زیادی نیاز داشت که ناشر در طول این 12 سال، صبوری قابل توجهی به خرج داد.
وی با اشاره به ارائه مباحث تاریخ علم در فرهنگ سه جلدی فیزیک اظهار کرد: برخی از قوانین فیزیک در دوران باستان ارائه شده و بسیاری از دانشمندان ایرانی کارهای بدیعی در این حوزه انجام دادهاند. بنابراین از کتابهای عربی، فرانسوی، آلمانی و مجموعه کتابهای فارسی که در فرهنگهای فیزیک و میانرشتهای وجود دارد در تالیف فرهنگ فیزیک استفاده شده است. بهعنوان مثال، دیدگاه ابنسینا درباره نجوم، ابنهیثم درباره نور و نورشناسی در کنار زندگینامه علمی دانشمندان غربی نیز ارائه شده است. 400 صفحه پیوست نیز در جلد سوم آمده که گاهشمار شامل تاریخ فیزیک از سه هزار و 500 سال، پیش از میلاد تا قرن بیستم است. تلاش شده در این فرهنگ از شیوههای نگارش فرهنگهای نوین در دنیا استفاده شود.
این استاد بازنشسته دانشگاه کردستان ادامه داد: از نظر ویرایش دستوری مشکلاتی وجود دارد؛ بنابراین برای چاپهای بعدی از دکتر صدریافشار کمک خواهیم گرفت. فرهنگ بعد از 6 بار تصحیح در 27 اسفندماه ساال 94 به دست ناشر سپرده شد. درباره بخش گاهشماری بعد از دریافت تایید دکتر کاشیگر صفحات را کپی کردم و در اختیار چند دانشآموز دبیرستانی و زنان خانهدار قرار دارم. غریب به اتفاق، جذب گاهشماری شدند. یکی از این افراد نیز به صراحت اعلام کرد اگر این فرهنگ را داشته باشم فقط گاهشماری آن را مطالعه خواهم کرد.
کرامتی ادامه داد: ساموئل جانسِن فرهنگنویس انگلیسی در سده 18 میلادی گفت: «هر مولفی ممکن است آرزو ستایش دیگران را در سر بپرورد اما فرهنگنویس تنها میتواند امیدوار باشد که از سرزنش دیگران بگریزد.» دکتر کاشیگر با توجه به اخلاق علمی و تجربه نهتنها ار سرزنش دیگران نمیگریزند حتی خواستار انتقاد است؛ بنابراین فکر میکنم استاد از ساموئل جانسون نیز فراتر است.
وی افزود: تولید یک اثر مرجع کار یک نفر یا یک موسسه خصوصی مانند فرهنگ معاصر نیست. متاسفانه یا خوشبختانه نشانههای این حرف افردی مانند دکتر کاشیگر و صدریافشار هستند. فرهنگنامههای دکتر کاشیگر و صدریافشار نیازمند، جمعی 20 نفره است. البته نه افرادی که همه دانشآموخته فیزیک باشند بلکه تخصصهای دیگری نیز لازم است. بخشی از حقوقهای نجومی باید صرف جذب افراد متخصص یا حمایت موسساتی مانند فرهنگ معاصر برای تولید فرهنگنامهها میشد. متاسفانه تاریخ ثابت کرده که تولید آثاری مانند فرهنگ فیزیک هرچند نتیجه تلاس چند نفر است اما سنگ بزرگ را در نهایت یک نفر جابهجا کرده است. 17 سال برای تالیف این فرهنگ زمان صرف شده است.
کرامتی اظهار کرد: «فرهنگ نامههای گیاهان ایران» به قلم برجستهترین گیاهشناس حال حاضر ایران، استاد ولیاله مظفریان نوشته شده است. وی از سیستم نامگذاری دو تایی یعنی یک اسم و صفت در تالیف این اثر استفاده کرده است. مرحوم هوشنگ اعلم، نقدی بر این کتاب نوشت و اعلام کرد: «چرا دکتر مظفریان این کار را به تنهایی انجام داد؟» اما به نظر میرسد اگر این کار را دکتر مظفریان انجام نمیداد هرگز در کشور صورت نمیگرفت. اگر اشکالاتی در مدخلگزینی «فرهنگ فیزیک» دکتر کاشیگر وجود دارد باید گفت کار مدخلگزینی نیازمند وجود یک موسسه مستقل است.
این متخصص پژوهشگر تاریخ علم گفت: در حالی که دکتر کاشیگر با دقت کافی عنوان کتاب را انتخاب کرده اما یک اشتباهی که بهطور عام نویسندگان فرهنگنامهها مرتکب میشوند؛ استفاده از عنوان «فرهنگ اصطلاحات» است در حالی که نوشتن فرهنگ اصطلاحات، امری ناممکن است. تفاوت مهمی بین اصطلاحات و مصطلاحات وجود دارد. نخستین دردسر بزرگ برای نوشتن اصطلاحنامه فیزیک تشخیص وابستگی اصطلاح به علم شیمی و فیزیک است. به نظر میرسد که بهتر بود برخی از واژگان در «فرهنگ فیزیک» نمیآمد.
کرامتی ادامه داد: چرا تالیف فرهنگ مصطلاحات ممکن و بهتر است؟ بهعنوان مثال یکسری اصطلاحات فیزیک هستند که در فرهنگنامههای دیگر نیز آمدهاند یعنی در اساس این اصطلاح در فیزیک است و این امکان وجود دارد که در رشتههای دیگر نیز مصطلح باشد. علاوه براین مخاطب یا نویسنده کتاب فیزیک باید بداند که از بین اصطلاحات مشترک در فیزیک و شیمی برای یک مفهوم خاص، فیزیکدانها کدام را به کار میبرند؟ یعنی کدام اصطلاح رشتههای دیگر در فیزیک مصطلح است؟ وقتی فرهنگ فیزیک مطرح میشود بهطور طبیعی اصطلاحات و مصطلاحات هر دو آورده میشوند و علاوه بر آن بعضی از اصطلاحات ریاضی نیز برای پیشگیری از مراجعه مخاطب به فرهنگ ریاضی گنجانده میشود.
وی افزود: «فرهنگ فیزیک» عنوان فروتنانهای است پیشنهاد کرده بودم که حداقل عنوان «فرهنگنامه فیزیک» انتخاب شود. برخی مداخل مانند چاپگر» یا اصطلاحات گاهشماری ضرورتی نداشت بهعبارت دیگر وجه تناسب این موارد را متوجه نشدم. سه مدل ارجاع در فرهنگ فیزیک دکتر کاشیگر وجود دارد. نخست مدل پیکان دو خطی به معنای همعرضی یعنی اصطلاح «الف» معادل اصطلاح «ب» است. ارجاع دیگر یا پیکان یک خطی که از نوع دانشنامهای است. بنابراین هر دو نوع ارجاع صحیح است؛ اما توضیح نیامده که مخاطب را راهنمایی کند به توضیحات اضافه مراجعه میکند.
سردبیر فصلنامه نقد کتاب علوم و فنون اظهار کرد: مقدمه نیز ایجاز مُخل دارد بهطوری که مخاطب مورد نظر چندان با کاربرد فرهگ آشنا نمیشود. ضبط برخی از مدخلها نیز تا حدودی دچار ناهماهنگی و در موضع ارجاع با مدخلی که بولد شده متفاوت است. برخی از تعاریف از نظر جنس و فصل با مدخل سازگاری ندارند. برخی از این موارد ممکن است اشتباه تایپی باشد؛ بنابراین این اثر از منظر مدخلگزینی به بازبینی نیاز دارد؛ علاوه بر این بهتر است «اَعلام» که شامل زندگی دانشمندان است بهعنوان پیوست ارائه شود.
کرامتی ادامه داد: بیتوجهی به وجه دستوری نیز در برحی موارد وجود دارد؛ بهعبارت دیگر توضیح یک «اسم» بهصورت صفت، قید یا به عکس آمده است. در بخش زندگینامه افعال گاهی ماضی و مضارع بهکار رفته که نیازمند ویرایش دستوری است. پیوست از راست به چپ و ستونها از چپ به راست است که البته بعد از شیرازهبندی، مشخص میشود و ایرادی به ویراستار نیست. عنوان بخش برندگان جایزه نوبل نیز بهتر است دز پیوست باشد. ساختار گاهشمار نیز چندان مناسب نیست و تا حدودی اطلاعات تکراری آمده و ترتیب اطلاعات نیز منظم نیست.
این متخصص تاریخ علم اظهار کرد: یکی از عادتهای بد در کشور ما این است که اگر کسی ایده تالیف یک فرهنگ فیزیک را داشته باشد در حرکت نخست تلاش خواهد کرد تا نام استاد کاشیگر را از بین ببرد؛ این در حالی است که در فرهنگ غربی بسیاری از منابع مانند «فیزیک هالیدی» بعد از چندین ویرایش همچنان با نام هالیدی منتشر میشود همه دنیا نیز این کتاب را با نام هالیدی میشناسند. بنابراین پیشنهاد میکنم فرهنگ فیزیک با عنوان فرهنگ کاشیگر منتشر شود.